به گزارش مسیر اقتصاد توافق گروه هفت برای آزادسازی ذخایر اضطراری باهدف کاهش فشار بازار انرژی انجام میشود اما مقایسه حجم ذخایر قابل عرضه با ابعاد اختلال موجود نشان میدهد این اقدام نمیتواند جایگزین بازگشت پایدار عرضه نفت و فرآورده به بازار جهانی شود. عرضه ۱۰۰ میلیون بشکه در یک دوره چهارماهه، در صورت توزیع یکنواخت، کمتر از یک میلیون بشکه در روز به بازار اضافه میکند.
آژانس بینالمللی انرژی برآورد کرده ذخایر مشاهدهشده نفت جهان از فوریه تا پایان اوت بیش از ۵۰۰ میلیون بشکه کاهش یافته که معادل برداشت متوسط روزانه ۲.۸ میلیون بشکه است. صادرات فرآوردههای نفتی و LPG نیز همچنان حدود ۳.۷ میلیون بشکه در روز کمتر از سطح پیش از جنگ است. فقط صادرات گازوئیل کشورهای خلیج فارس و روسیه در ماه اوت حدود ۱.۶ میلیون بشکه در روز کمتر از فوریه بوده است.
۵۰ میلیون بشکه؛ معادل ۱۱ روز مصرف اروپا
در مذاکرات پیش از توافق گروه هفت، فرانسه پیشنهاد کرده بود کشورهای اروپایی ۵۰ میلیون بشکه گازوئیل و اعضای آژانس بینالمللی انرژی نیز ۵۰ میلیون بشکه نفت خام آزاد کنند. ترکیب نهایی ۱۰۰ میلیون بشکه هنوز به این شکل قطعی نشده است، اما همین پیشنهاد مقیاس محدود ذخایر در برابر مصرف را نشان میدهد.
بر اساس دادههای یورواستات، ۵۰ میلیون بشکه گازوئیل تنها حدود ۳ درصد مصرف سالانه اتحادیه اروپا یعنی تقریبا معادل ۱۱ روز مصرف است. با این حال همین مقدار حدود ۱۷ درصد ذخایر اضطراری گازوئیل و گازوئیلمانند اتحادیه اروپا را تشکیل میدهد. اروپا در واقع برای اثری کوتاهمدت بر بازار، بخشی قابل توجه از حاشیه امنیت خود را مصرف میکند.
در عین حال آزادسازی ذخایر بدون اثر نیست. تنها انتشار خبر مذاکرات باعث شد قراردادهای آتی گازوئیل آمریکا بیش از ۳ درصد و شاخص گازوئیل اروپا حدود ۵.۷ درصد کاهش یابد. این واکنش نشان میدهد یکی از مهمترین کارکردهای ذخایر اضطراری، اثرگذاری بر انتظارات معاملهگران و کاهش تقاضای احتیاطی در دورههای بحران است؛ حتی پیش از آنکه حجم قابل توجهی از سوخت واقعا وارد بازار شود. اما مسئله اساسی پایدار ماندن اثر این اقدام است که محل سئوال است.
اروپا؛ از وابستگی به روسیه تا فشار آمریکا
جنبه مهمتر این تحول، شرایطی است که اروپا را به آزادسازی ذخایر وادار کرده است. دولت آمریکا به فرانسه و آلمان هشدار داده بود در صورت خودداری اروپا از برداشت از ذخایر اضطراری، امکان محدودکردن صادرات گازوئیل آمریکا را بررسی میکند. گروه هفت یک روز بعد علاوه بر توافق بر آزادسازی ذخایر، متعهد شد میان اعضا محدودیت صادرات انرژی اعمال نکند.
موقعیت اروپا پس از جنگ اوکراین نیز این فشار را مؤثرتر کرده است. کاهش واردات انرژی از روسیه، وابستگی اروپا به منابع دیگر را افزایش داده و آمریکا یکی از مهمترین تأمینکنندگان جایگزین شده است. در سپتامبر حدود ۴۱ درصد واردات گازوئیل اروپا از آمریکا تأمین شد. همزمان جنگ ایران عرضه فرآورده از کشورهای خلیج فارس را کاهش داده و حملات اوکراین به پالایشگاههای روسیه نیز یکی دیگر از منابع عرضه اروپا را محدود کرده است.
به این ترتیب اروپا وابستگی انرژی خود را از میان نبرده، بلکه بخشی از جغرافیای آن را تغییر داده است. اکنون واشنگتن در شرایط کمبود جهانی سوخت قادر است احتمال محدودکردن صادرات خود را به ابزاری برای فشار بر شرکای اروپایی تبدیل کند؛ آن هم در شرایطی که خود اروپا با افزایش قیمت انرژی و کاهش ظرفیت پالایشی مواجه است.
آزادسازی ذخایر برای خرید زمان
برای آمریکا مسئله فقط کمبود جهانی انرژی نیست. قیمت بالای گازوئیل به یکی از مشکلات اقتصادی دولت ترامپ در هفتههای منتهی به انتخابات میاندورهای سوم نوامبر تبدیل شده است. رویترز گزارش داده تنها ۱۷ درصد پاسخدهندگان در نظرسنجی اخیر عملکرد دولت در زمینه هزینه زندگی را تأیید کردهاند و فشار برای کاهش قیمت سوخت در واشنگتن افزایش یافته است.
از این منظر، آزادسازی ذخایر را میتوان اقدامی برای خرید زمان دانست. عرضه اضطراری میتواند برای چند هفته انتظارات بازار را آرام کند و بخشی از فشار قیمت را کاهش دهد، اما قادر نیست چند میلیون بشکه اختلال روزانه در تجارت نفت و فرآورده را برای مدت طولانی جبران کند.
اگر جریان پایدار نفت و فرآورده از منطقه و روسیه بازنگردد، ادامه برداشت از ذخایر تنها حاشیه امنیت کشورهای مصرفکننده را کاهش خواهد داد. در نتیجه تأثیر اصلی توافق ۱۰۰ میلیون بشکهای را باید نه در حل کمبود جهانی انرژی، بلکه در توان آن برای آرامکردن موقت بازار و عبور آمریکا و اروپا از یک دوره حساس سیاسی و اقتصادی جستوجو کرد.
منابع:
رویترز؛ توافق گروه ۷ برای آزادسازی ۱۰۰ میلیون بشکه ذخایر نفت و گازوئیل
رویترز؛ فشار آمریکا بر اروپا برای آزادسازی ذخایر گازوئیل
آژانس بینالمللی انرژی؛ کاهش ذخایر جهانی نفت و افت صادرات فرآوردهها
انتهای پیام/ انرژی

