۰۸ مهر ۱۴۰۵

مسیر اقتصاد؛ رسانه تصمیم‌سازان اقتصاد ایران

شناسه: ۲۲۹۴۴۹ ۰۷ مهر ۱۴۰۵ - ۱۱:۰۰ دسته: دولت و حکمرانی
۰

مجید شاکری، کارشناس اقتصاد بین‌الملل، در افتتاحیه سیزدهمین همایش سالانه اقتصاد مقاومتی با موضوع «نظم نوین جهانی؛ بازآفرینی قدرت ایران ۲»، با بیان اینکه جهان وارد «عصر بلوک‌بندی» شده است، گفت: در سه تا پنج سال آینده، آرایش بلوک‌های قدرت جدید روشن‌تر خواهد شد و امکان بهره‌برداری کشورها از نقش میانجی میان قدرت‌های مختلف به‌شدت کاهش می‌یابد. در این شرایط، مفهوم استقلال نیز دچار تغییر می‌شود و کشورها ناچار خواهند بود درباره زنجیره‌های تولید، فناوری، صنایع دفاعی و پیوندهای خارجی خود تصمیم‌های روشن‌تری بگیرند. برای ایران سه پیامد اصلی قابل تصور است؛ توسعه کشور ناگزیر «اوراسیایی‌تر» خواهد شد، سهم هزینه‌های دفاعی از اقتصاد باید افزایش یابد و مدل تصمیم‌گیری داخلی برای ایجاد پیوندهای خارجی پایدار، به سمت تمرکز بیشتر حرکت کند.

به گزارش مسیر اقتصاد افتتاحیه سیزدهمین همایش سالانه اقتصاد مقاومتی یکشنبه ۵ مهر ۱۴۰۵ با موضوع «نظم نوین جهانی؛ بازآفرینی قدرت ایران ۲» برگزار شد. در این رویداد مجید شاکری، کارشناس اقتصادی و روابط بین‌الملل، با اشاره به تحولات نظم جهانی گفت: برداشت من این است که اکنون وارد «عصر بلوک‌بندی» شده‌ایم؛ به این معنا که در ذیل تغییر نظم و از بین رفتن نظم پیشین، کریستال‌های نظم جدید نیز به‌تدریج در حال شکل‌گیری است.

وی افزود: برآورد من این است که این عصر بلوک‌بندی در سه تا پنج سال آینده به مرحله نهایی‌تری برسد و با بلوک‌های قدرت مشخص‌تری مواجه شویم. در همین مسیر، برخی برداشت‌هایی که خودم در سال‌های گذشته بر آنها تأکید داشتم نیز تغییر کرده است.

شاکری ادامه داد: برای نمونه، پیش از این بر تفاوت میان روسیه و چین، چه در پرونده ایران و چه در پرونده آمریکا، تأکید زیادی داشتم و حتی تصور نمی‌کردم بلوکی شامل این دو کشور به‌صورت جدی شکل بگیرد و نزدیکی آنها را بیشتر تاکتیکی می‌دانستم؛ اما امروز کمتر از گذشته بر این تمایز تأکید دارم.

هزینه «قدرت میانجی بودن» به‌شدت افزایش می‌یابد

وی با اشاره به یکی از ویژگی‌های اصلی عصر بلوک‌بندی گفت: در دوره جدید، هزینه «قدرت میانجی بودن» به‌شدت افزایش خواهد یافت. اینکه کشوری تصور کند مانند دهه گذشته می‌تواند میان بلوک‌های مختلف یا میان آمریکا و قدرت‌های خارج از آن توازن ایجاد کند و از این موقعیت برای توسعه خود اهرم بسازد، دیگر به سادگی گذشته ممکن نخواهد بود.

این کارشناس روابط بین‌الملل افزود: برای برخی کشورها چنین الگویی در سال‌های گذشته واقعاً کار کرده است و برای نمونه امارات توانسته از قرار گرفتن میان بازیگران مختلف منافع قابل توجهی به دست آورد، اما در دوره جدید هزینه این نوع میانجی‌گری به‌صورت نمایی افزایش خواهد یافت.

شاکری با اشاره به تجربه انگلیس گفت: یکی از نمونه‌ها انگلستان است که با هدف ایفای نقش میانجی میان آمریکا و اتحادیه اروپا وارد مسیر برگزیت شد، اما امروز با شرایطی مواجه است که اتحادیه اروپا از آن می‌خواهد قواعد تجاری خود را بپذیرد و آمریکا نیز شروط خاص خود را دارد. در نتیجه، کشوری که با ایده افزایش آزادی تجاری از اتحادیه اروپا خارج شد، اکنون با محدودیت تجاری بیشتری نسبت به وضعیت پیشین مواجه شده است.

وی کانادا را نمونه دیگری دانست و افزود: کانادا به دلایل ژئوپلیتیکی و جغرافیایی روزبه‌روز بیشتر در ساختار آمریکا هضم می‌شود. این کشور در گذشته نقش تاریخی و مهمی میان آمریکا و اروپا داشت، اما اکنون دیگر نمی‌تواند افزایش تنش با آمریکا را با توسعه رابطه با اروپا جبران کند و ناچار به انتخاب است؛ انتخابی که جغرافیا تا حد زیادی آن را تعیین می‌کند.

شاکری ادامه داد: اندونزی نیز نمونه دیگری است. این کشور سال‌ها هم یکی از ابزارهای کنترل چین در جنوب شرقی آسیا بود و هم نقش میانجی ایفا می‌کرد و در حوزه‌هایی مانند نیکل هم‌زمان با آمریکا و چین کار می‌کرد، اما اکنون دیگر به‌راحتی نمی‌تواند این الگو را ادامه دهد.

استقلال در عصر بلوک‌بندی معنای تازه‌ای پیدا می‌کند

وی تاکید کرد: وقتی قدرت میانجی بودن یا خارج ماندن از بلوک‌ها برای قدرت‌های کوچک هزینه‌زا می‌شود، معنای «استقلال» به یک سؤال بسیار مهم تبدیل می‌شود.

شاکری گفت: جمهوری اسلامی ایران یکی از ساخت‌های سیاسی است که امروز به‌شدت با سؤال استقلال مواجه است. ایران در سال‌های گذشته به دلیل قرار گرفتن در یک فضای توازن ناشی از نفت و جغرافیا، می‌توانست با تصمیم نگرفتن یا حتی تصمیم‌های متناقض در سیاست خارجی ادامه دهد و در داخل نیز ساخت توزیع قدرت امکان ادامه این وضعیت را فراهم می‌کرد.

وی افزود: با تغییر محیط خارجی، ادامه این الگو دشوار شده و ایران با پرسش‌های جدی درباره معنای استقلال مواجه است؛ از جمله اینکه ادغام نظامی یا امنیتی با چین و روسیه چه نسبتی با استقلال دارد.

این کارشناس روابط بین‌الملل ادامه داد: اروپا نیز با همین سؤال مواجه شده است. کشورهای اروپایی سال‌ها تصور می‌کردند موجودیتی همکار اما مستقل از ایالات متحده هستند، اما امروز به‌خوبی می‌دانند که چنین استقلالی وجود ندارد و دیگر نمی‌توانند نقش گذشته را ادامه دهند.

سه مؤلفه استقلال از نگاه اروپا

شاکری با اشاره به تحول نگاه اروپایی‌ها به مفهوم استقلال گفت: تا جایی که طی یک سال گذشته بررسی کرده‌ام، اروپایی‌ها اکنون استقلال را در سه مؤلفه اصلی می‌بینند.

وی افزود: نخست، داشتن شرکت‌های بزرگ است؛ شرکت‌هایی که یا دولتی هستند یا بدون پشتیبانی دولت امکان فعالیت در مقیاس بزرگ را ندارند.

این کارشناس اقتصادی ادامه داد: مؤلفه دوم، داشتن اکوسیستم‌های فناورانه داخل خاک خود کشورهاست، نه صرفاً عضویت در یک زنجیره جهانی. اینکه کشوری در شرکتی مستقر در آمریکا سهم داشته باشد، دیگر برای آنها معادل استقلال فناورانه نیست؛ فناوری باید در جغرافیای سیاسی خودشان مستقر باشد.

شاکری گفت: مؤلفه سوم نیز «صنایع دفاعی خودکفا»ست؛ نه صرفاً صنایع دفاعی مستقل. این سه مورد فعلاً بخشی از پاسخ اروپا به سؤال استقلال است.

وی تاکید کرد: ایران هنوز به‌طور کامل تغییرات رخ‌داده را باور نکرده و به همین دلیل نیز هنوز به‌صورت جدی وارد مرحله پاسخ دادن به این پرسش‌ها نشده و بیشتر تلاش می‌کند رویه‌های گذشته را ادامه دهد.

ظرفیت سیاست‌های مالی انبساطی در جهان رو به پایان است

شاکری در ادامه یکی دیگر از عوامل تقویت‌کننده بلوک‌بندی را محدودیت‌های سیاست مالی دانست و گفت: در دهه گذشته، دولت‌های بزرگ جهان برای پاسخ به شوک‌های عرضه ناشی از کرونا، جنگ اوکراین و جنگ اخیر علیه ایران از سیاست‌های مالی بسیار انبساطی استفاده کردند.

وی افزود: این ظرفیت تا حد زیادی مصرف شده و اکنون بازار اوراق دولت‌های بزرگ تحت فشار جدی قرار گرفته است. از سال آینده، این دولت‌ها یا باید کسری بودجه خود را کنترل کنند و آثار آن را بپذیرند یا نرخ‌های بهره بالا و تبعات مالی ناشی از آن را تحمل کنند.

این کارشناس اقتصادی تاکید کرد: یکی از نخستین آثار محدود شدن سیاست‌های مالی، محدود شدن توان دولت‌ها برای کمپین‌های نظامی فرامرزی است.

شاکری افزود: همان‌طور که انگلستان پس از «لحظه لیز تراس» دیگر به شرایط پیش از آن بازنگشت، کشورهایی مانند آمریکا، فرانسه، ایتالیا و اسپانیا نیز در صورت وقوع بحران‌های مالی جدید به‌سادگی به شرایط گذشته بازنخواهند گشت؛ به‌ویژه فرانسه که باید جداگانه مورد توجه قرار گیرد.

بلوک‌بندی تجاری تشدید خواهد شد

وی ادامه داد: وقتی سیاست‌های مالی انبساطی دیگر قابل ادامه نباشد، بسیاری از معانی گذشته همکاری سیاسی نیز تغییر خواهد کرد و کشورها ناچار می‌شوند یا به سمت خوداتکایی بیشتر حرکت کنند یا وابستگی خود را به بلوکشان برای تقسیم هزینه‌های عمومی افزایش دهند.

شاکری افزود: چنین روندی می‌تواند رقابت بر سر فضای حیاتی و قلمروهای جدید را افزایش دهد؛ وضعیتی که از برخی جهات شباهت‌هایی با فضای میان جنگ جهانی اول و دوم دارد.

وی تاکید کرد: اگر ایران در چنین شرایطی تکلیف خود را روشن نکند، ممکن است بار دیگر با تهدیدهایی از جنس تغییر جغرافیا و ساختار کشور مواجه شود.

این کارشناس روابط بین‌الملل در ادامه گفت: طی سال‌های گذشته، سیاست‌های اقتصادی جهانی حجم عظیمی از عرضه ایجاد کرده‌اند و آمریکا نیز به‌عنوان «ضامن آخرین تقاضاکننده» نقشی مهم در جذب این عرضه ایفا کرده است.

وی افزود: در دوره جدید، آمریکا هم از این نقش عقب نشسته و هم به دلایل ساختاری ناچار است بیشتر عقب بنشیند. همین مسئله باعث خواهد شد کشورها از نظر سیاست تجاری نیز بیشتر به سمت بلوک‌بندی حرکت کنند.

توسعه ایران ناگزیر «اوراسیایی‌تر» خواهد شد

شاکری در بخش مربوط به ایران گفت: برای کشور سه نکته اصلی وجود دارد. نخست اینکه توسعه ایران به‌صورت جبری «اوراسیایی‌تر» خواهد شد.

وی افزود: ایران کشوری است که در دهه ۱۳۴۰ و همچنین در دهه ۱۳۷۰ بخش مهمی از مسیر توسعه خود را از سمت غرب دریافت کرده است، اما در ساختار بلوکی جدید دیگر امکان تکرار همان الگو به شکل گذشته وجود نخواهد داشت.

این کارشناس اقتصادی تاکید کرد: توسعه ایران، چه بخواهیم و چه نخواهیم و حتی اگر این مسیر را دوست نداشته باشیم، اوراسیایی‌تر خواهد شد.

شاکری ادامه داد: موضوع محاصره نیز این روند را تشدید کرده است. حتی اگر محاصره در آینده برداشته شود، این واقعیت که چنین ابزاری علیه ایران به کار گرفته شده، دیگر از محاسبات کشور حذف نخواهد شد.

سهم هزینه‌های دفاعی در اقتصاد ایران افزایش خواهد یافت

وی دومین پیامد را افزایش هزینه‌های دفاعی دانست و گفت: ایران نیز مانند بسیاری از کشورهای جهان ناچار خواهد شد سهم هزینه‌های دفاعی از تولید ناخالص داخلی را به‌طور محسوس افزایش دهد.

شاکری افزود: منظور این نیست که دقیقاً به اعدادی مانند ۵ یا ۶ درصد در برخی کشورهای اروپایی برسیم؛ این ارقام در اقتصادهای بزرگی مانند آلمان عددهای بسیار قابل توجهی ایجاد می‌کنند.

وی ادامه داد: نکته مهم این است که در برخی کشورها، هزینه دفاعی صرفاً یک «هزینه دفاعی» نیست، بلکه به مرکز برنامه توسعه تبدیل شده است.

این کارشناس اقتصادی با اشاره به اقتصادهای درگیر جنگ گفت: در برخی کشورهای مستقیماً درگیر جنگ، سهم هزینه‌های دفاعی بسیار بالاتر رفته است. ایران نیز اگر خود را کشوری درگیر جنگ بداند و بخواهد این وضعیت را ادامه دهد، احتمالاً ناچار خواهد بود سهم بیشتری از اقتصاد را به این حوزه اختصاص دهد.

شاکری افزود: برآورد من این است که این سهم می‌تواند تا پایان برنامه پنج‌ساله فعلی دست‌کم به حدود ۱۵ درصد تولید ناخالص داخلی برسد؛ البته این موضوع نیازمند تصمیم روشن درباره وضعیت جنگ و نحوه مواجهه کشور است.

هزینه دفاعی باید به بخشی از برنامه توسعه تبدیل شود

وی تاکید کرد: افزایش هزینه‌های دفاعی نباید صرفاً به معنای تخصیص منابع بیشتر به یک بخش هزینه‌ای باشد. اگر این منابع درست طراحی شوند، می‌توانند به محرک توسعه فناوری، صنعت و زنجیره‌های تولید تبدیل شوند.

شاکری ادامه داد: در نظم جدید، کشورهایی که با تهدیدهای امنیتی مواجه‌اند، ناچارند پیوند میان دفاع و توسعه را بازتعریف کنند و ایران نیز از این قاعده مستثنا نخواهد بود.

مدل اداره هیئتی برای ساخت پیوند خارجی مناسب نیست

وی سومین الزام ایران را «تمرکز قدرت» دانست و گفت: ایران ناچار خواهد شد به سمت تمرکز بیشتر قدرت تصمیم‌گیری حرکت کند.

شاکری با انتقاد از ساختار فعلی گفت: مدل اداره هیئتی جمهوری اسلامی ایران، مدلی است که در آن همه می‌توانند مانع انجام یک کار شوند، اما هیچ‌کس لزوماً نمی‌تواند باعث انجام یک کار شود.

وی ادامه داد: این یکی از بدترین مدل‌ها برای ساختن پیوند خارجی است، زیرا ایجاد یک پیوند خارجی پایدار نیازمند بازیگری است که بتواند مذاکره کند، توافق را اجرا کند، آن را به نتیجه برساند و سپس وارد مرحله بعد شود.

این کارشناس روابط بین‌الملل افزود: در ساختار توزیع قدرت فعلی جمهوری اسلامی ایران، چنین تمرکزی وجود ندارد و بدون اصلاح این مسئله، ساختن بلوک یا پیوند خارجی پایدار بسیار دشوار خواهد بود.

ایران باید برای عصر بلوک‌بندی تصمیم بگیرد

شاکری در جمع‌بندی گفت: آنچه مطرح شد، خلاصه‌ای از برداشت من درباره سه تا پنج سال آینده است و طبیعتاً باید در سال‌های بعد با داده‌های جدید بررسی شود که کدام بخش از این برآوردها درست و کدام بخش نیازمند اصلاح بوده است.

وی تاکید کرد: آنچه در حال حاضر اهمیت دارد این است که ایران در برابر عصر بلوک‌بندی نمی‌تواند با الگوهای گذشته ادامه دهد. کشور باید درباره معنای استقلال، جهت توسعه، سطح هزینه‌های دفاعی و ساختار تصمیم‌گیری خود تصمیم‌های روشن‌تری بگیرد؛ زیرا محیط بین‌المللی در حال حرکت به سمتی است که فضای مانور برای تصمیم نگرفتن هر روز کمتر خواهد شد.

انتهای پیام/ دولت و حکمرانی

جهت احترام به مخاطبان فرهیخته، نظرات بدون بازبینی منتشر می شود. لطفا نظرات خود را جهت تعميق و گسترش بحث ارائه نمایید. نظرات حاوی توهين، افترا و تهمت به ديگران پاک می شود.