۰۸ مهر ۱۴۰۵

مسیر اقتصاد؛ رسانه تصمیم‌سازان اقتصاد ایران

شناسه: ۲۲۹۴۴۶ ۰۷ مهر ۱۴۰۵ - ۱۰:۰۰ دسته: دولت و حکمرانی
۰

حامد وفایی، عضو هیئت علمی دانشگاه تهران و کارشناس شرق آسیا، در افتتاحیه سیزدهمین همایش سالانه اقتصاد مقاومتی با موضوع «نظم نوین جهانی؛ بازآفرینی قدرت ایران ۲»، با بیان اینکه پاسخ به مسئله بازآفرینی قدرت ایران بدون پرداختن جدی به چین ممکن نیست، گفت: چین را نباید با برچسب ساده «نگاه به شرق» به یک پرونده معمول سیاست خارجی تقلیل داد، بلکه باید آن را یک پرونده راهبردی، بلندمدت و مرتبط با نظم نوین جهانی دانست. ایران نباید رابطه با چین را تنها برای افزایش «تاب‌آوری» و کاهش فشارهای خارجی تنظیم کند؛ الگوی مطلوب، انتقال روابط دو کشور از معاملات اقتصادی و بقا در شرایط تحریم به «همسویی سیستماتیک» و همکاری توسعه‌محور است. ایران در شرایط جدید باید به‌جای مطالبه حمایت از چین، خود را به‌عنوان بازیگری فعال در نظم‌سازی معرفی کند، محدودیت‌های واقعی روابط تهران و پکن را صادقانه ببیند و طرح مشخص خود را برای همکاری بلندمدت با چین روی میز بگذارد.

به گزارش مسیر اقتصاد افتتاحیه سیزدهمین همایش سالانه اقتصاد مقاومتی یکشنبه ۵ مهر ۱۴۰۵ با موضوع «نظم نوین جهانی؛ بازآفرینی قدرت ایران ۲» برگزار شد. در این رویداد حامد وفایی، عضو هیئت علمی دانشگاه تهران و کارشناس شرق آسیا، گفت: برای پاسخ دادن به این پرسش که دستور کار کشور برای پایان دادن به چرخه جنگ، تهدید و فشار و تسریع حرکت در مسیر پیشرفت چه باید باشد، ناگزیر باید به موضوع چین پرداخت و نمی‌توان چشم بر نقش این کشور مهم و تعیین‌کننده در هر دو مسئله بست.

وی افزود: نخستین گام در بررسی چین این است که این کشور را با برچسب «نگاه به شرق» ساده‌سازی نکنیم؛ به این معنا که بگوییم چین نیز مانند سایر کشورها یک پرونده عادی در وزارت امور خارجه، یک میز و یک سفیر دارد و روابطی معمول با آن دنبال می‌شود. چین باید به‌عنوان یک پرونده راهبردی، استراتژیک، بلندمدت و مبتنی بر تحولات نظم نوین جهانی دیده شود.

چین باید به یک پرونده راهبردی تبدیل شود

وفایی ادامه داد: اگر چین با چنین نگاهی دیده شود، دو هدف اصلی را می‌توان برای روابط با این کشور تعریف کرد. هدف نخست، کمک به پایان دادن به چرخه معیوب تهدید، فشار و جنگ است؛ موضوعی که می‌تواند از مسیر «ادغام عمیق‌تر ایران در یک نظم غیرغربی» دنبال شود.

این کارشناس شرق آسیا گفت: بخشی از ضرباتی که جمهوری اسلامی دریافت می‌کند، حاصل درهم‌تنیدگی ساختارهای اقتصادی و امنیتی کشور با نظم جهانی گذشته است. در مقابل، در نظم جدید و با حضور کشورهایی مانند چین، «سوپاپ‌هایی» ایجاد شده که می‌تواند بخشی از این فشار را کاهش دهد.

وی افزود: هدف دوم و مهم‌تر، بهره‌گیری از یک فرصت تاریخی است؛ هم از جهت تحول نظم جهانی و هم از جهت وضعیت فعلی جمهوری اسلامی ایران. بدون ورود به بحث مواضع چین در نقطه آغاز جنگ، آنچه امروز در نگاه چینی‌ها و احتمالاً روس‌ها خودنمایی می‌کند، «قدرت جمهوری اسلامی» است.

وفایی تاکید کرد: من اسم این را صرفاً «قدرت تاب‌آوری» نمی‌گذارم؛ این قدرت است. وقتی دو قدرت اتمی به کشوری حمله می‌کنند و آن کشور همچنان قادر است کارکردهای اصلی خود را حفظ کند، در ادبیات روابط بین‌الملل این را باید قدرت نامید؛ هرچند آسیب‌های واردشده را نیز نباید انکار کرد.

وی ادامه داد: بر اساس رصد روزانه رسانه‌ها و منابع اندیشکده‌ای چین، این مسئله برای طرف چینی تثبیت شده که جمهوری اسلامی امروز یک قدرت است. شاید پیش از جنگ، به‌ویژه پس از تحولاتی که در منطقه و محور مقاومت رخ داده بود، تردیدهایی در چین درباره جایگاه ایران ایجاد شده بود، اما تحولات اخیر بخشی از این تردیدها را تغییر داده است.

نه پایان آمریکا، نه بازگشت به نظم گذشته

عضو هیئت علمی دانشگاه تهران با تاکید بر ضرورت واقع‌گرایی گفت: این تحلیل به معنای آن نیست که آمریکا افول کرده و تمام شده و از این پس ایران می‌تواند بدون محدودیت با چین کار کند. دلار همچنان جایگاه خود را دارد، آمریکا کشور قدرتمندی است و اروپا نیز همچنان بخشی از معادله است. بنابراین نباید به یک روایت ساده‌انگارانه از پایان غرب رسید؛ اما می‌توان در شرایط جدید، سیاست‌گذاری تازه‌ای انجام داد و فضای متفاوتی را وارد روابط خارجی کشور کرد.

وی تاکید کرد: مسئله اصلی این است که دستور کار جمهوری اسلامی در تعامل با چین باید تغییر کند. تحول ساختاری در سیاست خارجی و نظام بین‌الملل باید به دستور اصلی روابط ایران و چین تبدیل شود.

وفایی افزود: طرف چینی نیز از ایران «نگاه راهبردی» می‌خواهد. زمانی که رهبران دو کشور بر «مشارکت جامع راهبردی» تاکید کردند، هدف همین بود، اما این مشارکت در عمل به سطح مورد انتظار نرسید. اکنون پس از تحولات اخیر، دیگر نمی‌توان همان مسیر گذشته را بدون تغییر ادامه داد.

ایران نباید از چین «حمایت» بخواهد

این کارشناس روابط بین‌الملل ادامه داد: در فضای جدید، جمهوری اسلامی نباید به دنبال «حمایت چین» باشد. اینکه دائماً پرسیده شود چرا چین فلان اقدام را انجام نداد یا چرا فلان حمایت را ارائه نکرد، صورت‌بندی درستی از رابطه نیست. ایران باید به‌جای درخواست حمایت، همراه با چین به دنبال تعریف یک فضای چندقطبی جدید در نظام بین‌الملل باشد.

وی تاکید کرد: ایران شاید در سطحی نباشد که مانند چین یک «قدرت نظم‌ساز» جهانی باشد، اما می‌تواند یک «کشور نظم‌ساز» و اثرگذار در فرایند شکل‌گیری نظم جدید باشد. در ابتکارات مطرح‌شده از سوی چین درباره معماری امنیتی منطقه نیز همین پیام دیده می‌شود که کشورهای منطقه باید خود در شکل‌دهی نظم جدید نقش ایفا کنند.

وفایی افزود: چنین تعاملاتی می‌تواند یک شرایط نهادی جدید ایجاد کند که به متوقف کردن چرخه تهدید و فشار علیه ایران کمک کند و در فشارهای خارجی اختلال به وجود آورد.

روابط ایران و چین باید از معامله به «همسویی سیستماتیک» برسد

وی در ادامه با اشاره به مسئله پیشرفت اقتصادی گفت: اگر هدف اقتصاد مقاومتی این است که کشور از چرخه فشار عبور کند و از نظر اقتصادی رشد و پیشرفت داشته باشد، این موضوع نیز به نوع رابطه با چین ارتباط پیدا می‌کند.

این کارشناس شرق آسیا تاکید کرد: تعامل ایران و چین در فضای نظم نوین جهانی و منطقه‌ای باید از «معاملات اقتصادی» به سمت یک «همسویی سیستماتیک» حرکت کند؛ چیزی که در حال حاضر در روابط دو کشور وجود ندارد.

وی افزود: نمی‌توان تمام دغدغه دستگاه‌های مختلف کشور درباره چین را به این محدود کرد که چینی‌ها چند بشکه نفت خریده‌اند، پول ایران در تراستی‌ها چه وضعی دارد، بانک کونلون چه اقدامی کرده یا چه مقدار خودرو می‌توان وارد کرد. این موضوعات لازم هستند، اما اگر تمام مسئله روابط ایران و چین به خرید و فروش محدود شود، این سطح از رابطه متناسب با شرایط امروز کشور نیست.

وفایی ادامه داد: ایران باید با چین وارد گفت‌وگو درباره مسائل کلان شود. در چنین چارچوبی، ایران دیگر صرفاً هدف فشارهای خارجی نیست، بلکه می‌تواند به یکی از بازیگران و شکل‌دهندگان نظم جدید تبدیل شود و از این مسیر به «تسریع پیشرفت» برسد.

رابطه تاب‌آوری‌محور با چین یک اشتباه است

عضو هیئت علمی دانشگاه تهران با اشاره به رواج مفهوم تاب‌آوری در ادبیات سیاست خارجی گفت: استفاده از این مفهوم از یک جهت مفید است، اما در نوع رابطه با چین می‌تواند به یک اشتباه جدی منجر شود. اکنون در بخش‌هایی از دولت و سیاست خارجی گفته می‌شود که چینی‌ها اعلام کرده‌اند در «تاب‌آوری» به ایران کمک می‌کنند و برخی نیز از این موضوع استقبال می‌کنند؛ اما این نگاه یک اشکال بزرگ دارد.

وی افزود: در مدل همکاری چین با کشورهای مختلف می‌توان دو الگو را از هم تفکیک کرد؛ یک مدل «توسعه‌محور» و یک مدل «تاب‌آوری‌محور». برای نمونه، پاکستان را می‌توان نمونه‌ای از همکاری توسعه‌محور و کره شمالی را نمونه‌ای از همکاری تاب‌آوری‌محور دانست.

وفایی ادامه داد: چین به کره شمالی کمک می‌کند تا تاب‌آوری خود را حفظ کند، اما اگر این حمایت برداشته شود، آن ساختار با مشکل جدی مواجه می‌شود. ایران نباید روابط خود با چین را به چنین مسیری ببرد. هنوز روابط ایران و چین به این نقطه نرسیده، اما نشانه‌هایی از حرکت به سمت چنین الگویی وجود دارد.

وی تاکید کرد: اینکه چین نفت ایران را بخرد و در تأمین برخی نیازها کمک کند، نباید موجب رضایت از یک رابطه صرفاً تاب‌آوری‌محور شود. این مسیر غلط است و روابط ایران و چین باید روی «ریل توسعه» قرار گیرد.

حتی پروژه‌های کوچک چین می‌تواند گره‌های بزرگی از ایران باز کند

این کارشناس اقتصادی و روابط بین‌الملل با اشاره به مدل‌های همکاری توسعه‌ای چین گفت: طرف چینی در شرایط مختلف از پروژه‌های بزرگ، متوسط و کوچک سخن می‌گوید و ایران می‌تواند متناسب با وضعیت تحریم و محدودیت‌های موجود، حتی روی مجموعه‌ای از پروژه‌های توسعه‌ای کوچک تمرکز کند.

وی افزود: البته «کوچک» در مقیاس چین با تصور ما متفاوت است و گاهی همان پروژه‌ای که برای چین کوچک محسوب می‌شود، می‌تواند گره بزرگی را در اقتصاد ایران باز کند. بنابراین به‌جای اینکه رابطه صرفاً در سطح ورود گندم، فروش نفت، جابه‌جایی کانتینر یا یک خط آهن برای حفظ تاب‌آوری تعریف شود، باید وارد فضای توسعه شد.

وفایی تاکید کرد: حرکت از فضای تاب‌آوری به فضای توسعه‌محور می‌تواند مستقیماً به مسئله «تسریع پیشرفت» در ایران کمک کند.

اقتصاد ایران نباید تنها با منطق «پدافند غیرعامل» طراحی شود

وی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به برداشت برخی منابع چینی از اقتصاد ایران گفت: در برخی منابع اندیشکده‌ای چین، این تصویر از اقتصاد ایران ارائه می‌شود که اقتصاد کشور بر اساس مدل «پدافند غیرعامل» در حال طراحی است.

وفایی افزود: روشن است که در برخی حوزه‌ها باید منطق پدافندی وجود داشته باشد، اما اقتصاد کشور در سطح کلان نباید صرفاً بر مبنای پدافند غیرعامل طراحی شود، بلکه باید بر پایه «اصول توسعه پیشگیرانه» شکل بگیرد.

وی ادامه داد: تجربه چین نیز از این جهت قابل مطالعه است. چین در دوره‌هایی با تحریم، فشار و مشکلات اقتصادی مواجه بوده، اما همین مسیر در نهایت به تبدیل شدن این کشور به دومین قدرت اقتصادی جهان منجر شده است. اگر جوهره اقتصاد مقاومتی بر این اساس تنظیم شود، کشور به‌جای توقف در مرحله تاب‌آوری می‌تواند به سمت توسعه حرکت کند.

این کارشناس شرق آسیا همچنین با اشاره به مفهوم «نوسازی به سبک چینی» گفت: تجربه‌ها و دستاوردهایی که چین ذیل این عنوان ارائه می‌کند، به‌ویژه برای کشورهای جنوب جهانی، می‌تواند مورد مطالعه فعالان و پژوهشگران حوزه اقتصاد مقاومتی قرار گیرد.

شانگهای و بریکس نیز در حال تغییر کارکرد هستند

وفایی در ادامه با اشاره به نهادهایی مانند سازمان همکاری شانگهای و بریکس گفت: با تغییر فضای بین‌المللی، کارکرد این نهادها نیز در حال تغییر است. برای نمونه، سازمان همکاری شانگهای که در ابتدا ماهیتی عمدتاً امنیتی داشت، اکنون در حال گذار از یک سازکار امنیتی به یک پلتفرم توسعه‌محور است که در کنار امنیت سنتی، موضوعاتی مانند امنیت اقتصادی و امنیت فضای مجازی را نیز در بر می‌گیرد.

وی افزود: این تحولات همراه با تغییرات جدید منطقه‌ای، فرصت تازه‌ای برای ایران ایجاد کرده است تا از ظرفیت‌هایی مانند شانگهای و بریکس برای تبدیل موقعیت جغرافیایی کشور به یک «مزیت استراتژیک» استفاده کند؛ هرچند تحقق این هدف نیازمند شروط و مقدمات مشخصی است.

روابط ایران و چین به «شفافیت استراتژیک» نیاز دارد

عضو هیئت علمی دانشگاه تهران در بخش پایانی سخنان خود تاکید کرد: اجرای این دستور کار بدون چیزی که می‌توان آن را «شفافیت استراتژیک» نامید ممکن نیست. ایران باید بدون تعارف، روابط خود با چین را نقد و آسیب‌شناسی کند.

وی افزود: برای طراحی یک دستور کار راهبردی و بلندمدت در روابط با چین باید صادقانه درباره محدودیت‌ها سخن گفت. ما می‌دانیم پیشرفت برنامه ۲۵ ساله ایران و چین مناسب نبوده، اعتماد سیاسی راهبردی کافی میان دو کشور وجود ندارد و در چین برداشت‌های متفاوتی نسبت به جایگاه ایران در منطقه وجود دارد.

وفایی ادامه داد: همچنین باید پذیرفت که تحریم‌های آمریکا و کشورهای غربی روابط ایران و چین را محدود می‌کند. انکار این واقعیت کمکی به حل مسئله نمی‌کند. از سوی دیگر، بوروکراسی داخلی ایران نیز یکی از موانع جدی روان شدن روابط با چین است و در برخی موارد حتی بیش از تحریم به این روابط آسیب می‌زند.

ایران و چین جدید به «طرحی نو» نیاز دارند

وی در جمع‌بندی تاکید کرد: هم برای متوقف کردن چرخه تهدید و فشار و هم برای تسریع پیشرفت اقتصادی کشور، ایران به چین نیاز دارد؛ اما مسئله، «ایران جدید و چین جدید» است و روابط دو کشور نیز باید متناسب با این شرایط بازطراحی شود.

وفایی افزود: ابتکارات جدیدی که از سوی شی جین‌پینگ مطرح شده روی میز قرار دارد، اما ایران هنوز «طرح ایرانی» خود را روی میز نگذاشته است. اینکه ایران بنشیند و دیگران برای آن طرح ارائه کنند، نه شایسته جایگاه کشور است و نه با شرایط جدید تناسب دارد.

این کارشناس شرق آسیا در پایان گفت: جمهوری اسلامی باید هرچه سریع‌تر برای کار با چین، متناسب با شرایط و موقعیت جدید، «طرحی نو دراندازد» و روابط دو کشور را از سطح معاملات و حفظ تاب‌آوری به یک همکاری توسعه‌محور، راهبردی و متناسب با نظم جدید ارتقا دهد.

انتهای پیام/ دولت و حکمرانی

جهت احترام به مخاطبان فرهیخته، نظرات بدون بازبینی منتشر می شود. لطفا نظرات خود را جهت تعميق و گسترش بحث ارائه نمایید. نظرات حاوی توهين، افترا و تهمت به ديگران پاک می شود.