۱۳ مهر ۱۴۰۵

مسیر اقتصاد؛ رسانه تصمیم‌سازان اقتصاد ایران

شناسه: ۲۲۹۵۹۲ ۱۳ مهر ۱۴۰۵ - ۱۱:۰۰ دسته: بانک توسعه، پول و بانک کارشناس: امیرحسین محبی کیا
۰

بانک توسعه‌ای برای تأمین مالی هر پروژه‌ای که بانک‌های تجاری از آن فاصله گرفته‌اند تأسیس نمی‌شود. مأموریت این بانک، حمایت از پروژه‌هایی است که از نظر اقتصادی و مالی امکان بازگشت منابع دارند، اما به دلیل شکست بازار، شکاف تأمین مالی یا ضعف ابزارهای مالی موجود، منابع کافی دریافت نمی‌کنند. بنابراین بانک توسعه‌ای نباید به پروژه‌های زیان‌ده یا بنگاه‌های ناکارا منابع تزریق کند؛ بلکه باید ریسک‌هایی را بپذیرد که بخش خصوصی به دلیل محدودیت سررسید، ضعف در ارزیابی فناوری، هزینه بالای اعتبارسنجی یا ناتوانی در محاسبه منافع اجتماعی حاضر به پذیرش آن نیست.

مسیر اقتصاد/ یکی از ابهام‌های رایج درباره بانک توسعه آن است که این بانک از یک سو باید از زیان‌ده شدن و تخریب ترازنامه خود پرهیز کند و از سوی دیگر باید به سراغ پروژه‌هایی برود که بانک‌های تجاری و سرمایه‌گذاران خصوصی آن‌ها را تأمین مالی نکرده‌اند. این دو شرط در ظاهر متعارض به نظر می‌رسند، اما در واقع هسته منطق و وظیفه بانک توسعه‌ای را تشکیل می‌دهند. بانک توسعه‌ای باید پروژه‌هایی را تأمین مالی کند که از نظر اقتصادی قابل توجیه هستند، اما بازار مالی به دلایلی غیر از ضعف خود پروژه، آن‌ها را به اندازه کافی پشتیبانی نمی‌کند.

توجیه اقتصادی و شکست بازار؛ دو معیار اصلی برای انتخاب پروژه

برای تشخیص حوزه مداخله بانک توسعه‌ای، باید به دو پرسش توجه کرد. پرسش نخست آن است که آیا پروژه از نظر اقتصادی و مالی توجیه دارد؟ یعنی آیا پروژه در طول عمر خود درآمد یا منافع قابل اتکایی ایجاد می‌کند، امکان بازپرداخت منابع را دارد و می‌تواند اصل و سود منابع بانک را بازگرداند. اگر پاسخ این پرسش منفی باشد، پروژه به احتمال زیاد موضوع فعالیت اصلی بانک توسعه‌ای نیست.

پرسش دوم آن است که اگر پروژه توجیه دارد، چرا بانک تجاری یا سرمایه‌گذار خصوصی آن را تأمین مالی نمی‌کند؟ پاسخ این پرسش می‌تواند نشانه وجود شکست بازار باشد. برای مثال، ممکن است پروژه دوره بازگشت طولانی داشته باشد، فناوری آن برای بانک تجاری قابل ارزیابی نباشد، وثیقه کافی و جذاب وجود نداشته باشد یا هزینه بررسی و اعتبارسنجی آن برای بانک بالا باشد. در چنین شرایطی، مشکل پروژه زیان‌ده بودن نیست؛ مشکل آن است که ساختار بازار مالی اجازه تأمین مالی مناسب را نمی‌دهد.

توجیه اقتصادی به جای توجیه تجاری

وقتی گفته می‌شود بانک توسعه‌ای باید روی پروژه‌های دارای توجیه اقتصادی تمرکز کند، منظور الزاماً پروژه‌هایی نیست که برای بانک‌های تجاری نیز جذاب باشند. یک پروژه ممکن است نرخ بازده مناسبی داشته باشد و بتواند اصل و سود تسهیلات را بازگرداند، اما نرخ بازده آن کمتر از انتظار سرمایه‌گذار خصوصی باشد. در چنین وضعیتی، پروژه از نظر اقتصادی قابل اجراست، اما برای بخش خصوصی جذابیت کافی ندارد.

بانک توسعه‌ای می‌تواند در همین فاصله وارد شود. این بانک لازم نیست همان بازدهی مورد انتظار سرمایه‌گذار خصوصی را مطالبه کند، اما باید به اندازه‌ای بازده و بازگشت منابع داشته باشد که سلامت مالی خود را حفظ کند. بنابراین تفاوت مهمی میان پروژه اقتصادی و پروژه کاملاً جذاب برای بازار وجود دارد. بانک توسعه‌ای نباید به پروژه‌هایی ورود کند که از اساس امکان بازگشت منابع ندارند؛ بلکه باید به پروژه‌هایی کمک کند که بازده کافی دارند، اما بازار مالی متعارف به دلایل ساختاری از تأمین مالی آن‌ها خودداری می‌کند.

چند نمونه از مصادیق روشن شکست بازار

یکی از نمونه‌های روشن، پروژه‌هایی با دوره بازگشت طولانی است. یک پروژه در حوزه انرژی، حمل‌ونقل یا زیرساخت صنعتی ممکن است در افق ۱۵ یا ۲۰ ساله درآمد کافی ایجاد کند، اما بانک تجاری به دلیل اتکا به منابع کوتاه‌مدت، حاضر نباشد چنین تسهیلاتی ارائه دهد. اینجا مشکل پروژه عدم سودآوری نیست، بلکه ناهماهنگی میان افق بازگشت پروژه و سررسید منابع بازار مالی است. بانک توسعه‌ای می‌تواند با اعطای وام بلندمدت، این خلأ را برطرف کند.

در حوزه نوآوری، مشکل معمولاً این است که دارایی اصلی بنگاه دانش فنی، مالکیت فکری یا فناوری جدید است؛ دارایی‌هایی که برای بانک تجاری به‌راحتی قابل وثیقه‌گذاری یا ارزیابی نیستند. از سوی دیگر، بخشی از منافع تحقیق و توسعه ممکن است به کل صنعت منتقل شود و بنگاه نتواند همه منافع اجتماعی نوآوری را برای خود نگه دارد. در چنین شرایطی، سرمایه‌گذاری خصوصی کمتر از سطح مطلوب انجام می‌شود.

پروژه‌های سبز نیز نمونه مهم دیگری هستند. ممکن است یک پروژه کاهش مصرف انرژی یا کاهش آلودگی، از نظر مالی برای بنگاه بازده محدودی داشته باشد، اما از نظر اجتماعی منافع زیادی ایجاد کند. در اینجا فاصله‌ای میان بازده خصوصی و بازده اجتماعی وجود دارد. بانک توسعه‌ای می‌تواند با تأمین مالی ارزان‌تر، بلندمدت‌تر، ضمانت یا مشارکت در ریسک، پروژه را قابل اجرا کند؛ بدون آنکه منابع خود را به پروژه‌ای فاقد امکان بازگشت اختصاص دهد.

بانکداری توسعه‌ای عملیات ذاتاً زیان‌ده نیست

این منطق تأمین مالی در بانکداری توسعه‌ای نشان می‌دهد که بانک‌های توسعه ملی در نظام مالی هر کشور مأموریتی متمایز دارند و به‌عنوان مکمل بازار عمل می‌کنند. این بانک‌ها علاوه بر پوشش شکاف‌های تأمین مالی، می‌توانند سازوکارهای نوآورانه‌ای برای جذب و هدایت منابع بخش خصوصی به پروژه‌های بزرگ زیرساختی طراحی کنند، هماهنگی میان نهادهای دولتی و خصوصی را در حوزه تأمین مالی زیرساخت ارتقا دهند، پروژه‌های سرمایه‌گذاری جدید را طراحی و ساختاربندی کنند و اجرای مشارکت‌های دولتی ـ خصوصی[۱] را تسهیل نمایند.

معیارهای تشریح‌شده برای عملیات بانک‌های توسعه‌ای نشان می‌دهد که تصور برخی کارشناسان مبنی بر ذاتاً زیان‌ده بودن بانکداری توسعه‌ای، مبنای دقیقی ندارد. پذیرش ریسک‌های توسعه‌ای به معنای تأمین مالی پروژه‌های ذاتاً زیان‌ده و تخریب ترازنامه بانک نیست.

پانویس:

[۱] public–private partnership

انتهای پیام/ پول و بانک

جهت احترام به مخاطبان فرهیخته، نظرات بدون بازبینی منتشر می شود. لطفا نظرات خود را جهت تعميق و گسترش بحث ارائه نمایید. نظرات حاوی توهين، افترا و تهمت به ديگران پاک می شود.