به گزارش مسیر اقتصاد دونالد ترامپ ماهها در تلاش است ایران را به بازگشایی کامل تنگه هرمز و بازگرداندن عبور نفتکشها به سطح پیش از جنگ وادار کند. دولت آمریکا در این مسیر از حملات هوایی و محاصره دریایی تا مذاکره و تهدید به واردکردن خسارت گسترده استفاده کرده است، اما هنوز نتوانسته جریان عادی تجارت را در این راهگذر حیاتی برقرار کند.
آسوشیتدپرس در گزارشی با استناد به کارشناسان نظامی و امنیت انرژی نوشته است تحقق این هدف احتمالاً به ناوگانی بسیار بزرگتر از کشتیهای جنگی آمریکا نیاز دارد و شاید بدون استقرار دهها هزار نیروی آمریکایی در خاک ایران امکانپذیر نباشد. ایران با وجود حملات متناوب همچنان میتواند با موشکها و پهپادهایی که در مناطق مختلف کشور پنهان شدهاند، کشتیهای حاضر در آبراه باریک خلیج فارس را هدف قرار دهد.
آمادگی ایران برای جنگ نامتقارن
جیسون کمپبل، مقام پیشین پنتاگون و پژوهشگر ارشد مؤسسه خاورمیانه، گفته است ایران چند دهه برای چنین درگیری نامتقارنی آماده شده است. به گفته او، تحولات اخیر نشان میدهد چرا هیچیک از رؤسایجمهور آمریکا پس از رونالد ریگان حاضر نشدهاند تقابل با ایران را به این سطح برسانند؛ زیرا تهران توانایی ایجاد اختلال گسترده در تنگه هرمز را در اختیار دارد.
ترامپ اعلام کرده است آمریکا بار دیگر محاصره بنادر ایران را برقرار میکند و از کشتیهای دیگر برای عبور امن از تنگه هزینه خواهد گرفت. ایران نیز بر کنترل خود بر این مسیر تأکید کرده است؛ راهگذری که در شرایط عادی حدود ۲۰ درصد نفت جهان از آن عبور میکند. همزمان، تبادل آتش میان دو طرف در روزهای اخیر خطر بازگشت به جنگی فراگیر را افزایش داده است.
ادامه محدودیت تجارت دریایی، افزایش دوباره قیمت نفت و خودداری ایران از پذیرش خواستههای آمریکا، ترامپ را در موقعیتی دشوار قرار داده است. جنگ در میان بخش قابلتوجهی از مردم آمریکا محبوبیت ندارد و افزایش قیمت بنزین نیز میتواند در آستانه انتخابات میاندورهای برای دولت و حزب جمهوریخواه هزینه سیاسی ایجاد کند.
اریک لوب، پژوهشگر برنامه خاورمیانه بنیاد کارنگی، این وضعیت را آزمونی برای سنجش اراده دو طرف توصیف کرده است. به گفته او، مسئله این است که ایران تا چه میزان حاضر است فشار اقتصادی را تحمل کند و این فشار تا چه اندازه میتواند برای ترامپ و جمهوریخواهان در آستانه انتخابات نوامبر به مسئولیت و هزینه سیاسی تبدیل شود.
پراکندگی تسلیحات اثربخشی حملات را کاهش میدهد
کمپبل پیش از پیوستن به مؤسسه خاورمیانه، در اندیشکده رند روی شبیهسازی سناریوهای جنگ با ایران با همکاری ارتش آمریکا فعالیت کرده است. او میگوید اقداماتی که ایران اکنون انجام میدهد، پیشتر در تقریباً همه این سناریوهای جنگی بررسی شده بود.
ایران قطعات مورد نیاز تسلیحات خود را در تأسیسات متعدد تولید میکند تا خطر نابودی آنها در یک حمله کاهش یابد. واحدهای نظامی نیز در بسیاری از موارد اختیار دارند بدون انتظار برای دریافت دستور مستقیم از تهران عمل کنند و معمولاً در یک نقطه متمرکز نمیشوند. پراکندگی نیروها و تجهیزات، شناسایی و انهدام آنها از طریق حملات هوایی را دشوارتر میکند.
از نظر کمپبل، تصور سناریویی که در آن آمریکا بدون استفاده از نیروی زمینی بتواند امنیت تنگه هرمز را به شکل رضایتبخش تأمین کند، بسیار دشوار است. چنین عملیاتی به دهها هزار سرباز نیاز دارد تا هم انبارهای پنهان مهمات و تجهیزات را از بین ببرند و هم صدها کیلومتر خط ساحلی و مناطق وسیعی از داخل ایران را کنترل کنند.
نیروهای آمریکایی در این صورت احتمالاً با حملات مقاومتهای محلی روبهرو خواهند شد. تشکیل، انتقال و استقرار چنین نیرویی نیز چند ماه زمان میبرد و هزینه بسیار بالایی خواهد داشت. ترامپ در مقابل تأکید کرده است که تنگه باز است و باز خواهد ماند و آمریکا در چند ماه گذشته بخش بزرگی از توان ایران را تضعیف کرده است. ایران نیز اعلام کرده با هرگونه مداخله آمریکا در تنگه مقابله خواهد کرد.
حفاظت از کشتیها به بخش بزرگی از ناوگان آمریکا نیاز دارد
گزینه دیگر، ادامه و گسترش عملیات همراهی کشتیهای تجاری با ناوهای جنگی آمریکاست؛ راهکاری که آن نیز هزینهها و دشواریهای خاص خود را دارد. آمریکا در دهه ۱۹۸۰ و در جریان جنگ ایران و عراق عملیات مشابهی اجرا کرد. در آن دوره، واشنگتن که با اطلاعات، تسلیحات و کمکهای دیگر از دولت صدام حمایت میکرد، نفتکشهای کویتی را با پرچم آمریکا تحت حفاظت قرار داد.
مایکل آیزنشتات، تحلیلگر پیشین ارتش آمریکا، گفته است تکرار چنین عملیاتی در شرایط کنونی به تعداد زیادی کشتی جنگی نیاز دارد، در حالی که ناوگان آمریکا اکنون از دهه ۱۹۸۰ کوچکتر است. به گفته او، آمریکا باید بخش بزرگی از ناوگان خود را برای مدتی نامحدود به این مأموریت اختصاص دهد.
شرایط نظامی نیز نسبت به چهار دهه قبل پیچیدهتر شده است. ایران توانمندیهای پیشرفتهتری از جمله موشکها و پهپادهای تهاجمی در اختیار دارد. اگر آمریکا بخواهد مراکز پرتاب پهپادها و موشکهای ضدکشتی را پاکسازی کند، ممکن است ناچار شود نیروهایی را در ساحل مستقر کند. ترکیب عملیات زمینی و همراهی دریایی، احتمال افزایش تلفات نیروهای آمریکایی را بالا میبرد.
تهدید نیز برای متوقفکردن تجارت کافی است
کشتیهای تجاری به دلیل نگرانی از مینهای ایرانی از مسیرهای معمول تنگه دوری میکنند. ایران خواستار عبور کشتیها از مسیری نزدیکتر به ساحل خود شده و بر اساس توافق موقت پایان جنگ، امکان دریافت هزینه از آنها را مطرح کرده است. در مقابل، تعداد بیشتری از کشتیها از مسیر جنوبی نزدیک ساحل عمان عبور میکنند و آمریکا با استفاده از پهپادها و هواپیماها بر حرکت آنها نظارت دارد.
سخنگوی فرماندهی مرکزی آمریکا اعلام کرده عملیات پاکسازی مین در برخی مسیرهای سنتی ادامه دارد، اما مسیرهای جایگزین باز ماندهاند. با این حال، استفاده از مسیر جنوبی نیز حملات ایران به کشتیها را متوقف نکرده و ارتش آمریکا در واکنش، سامانههای پدافند هوایی، مراکز راداری، تجهیزات موشکی و پهپادی و شناورهای کوچک ایران را هدف قرار داده است.
نوام ریدان، پژوهشگر خطرات انرژی و کشتیرانی در مؤسسه واشنگتن، گفته است ایران برای متوقفکردن تجارت همیشه به شلیک موشک یا پهپاد نیاز ندارد. هشدار از طریق کانالهای رادیویی دریایی نیز میتواند برای ترساندن خدمه و منصرفکردن شرکتهای کشتیرانی از ورود به تنگه کافی باشد.
کلیتون سیگل، پژوهشگر امنیت انرژی در مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی، معتقد است دولت ترامپ وعدههایی را که در ابتدای جنگ درباره حمایت نظامی از کشتیها مطرح کرده بود، عملی نکرده است. اسکورت دریایی گسترده، اعزام ناوهای بیشتر و حضور نیروی زمینی هیچگاه در سطح وعدهها اجرا نشد؛ زیرا ادبیات دولت آمریکا از میزان خطری که حاضر بود بپذیرد جلوتر رفته بود.
به گفته او، هنگامی که زمان اقدام واقعی فرارسید، آمریکا آماده نبود نیروی دریایی و سایر توان نظامی خود را در ابعادی وارد میدان کند که حتی امکان خنثیکردن تهدیدهای ایران را فراهم آورد. گزارش آسوشیتدپرس نشان میدهد بازگرداندن کامل تجارت به هرمز برای واشنگتن مسئلهای فراتر از چند دور حمله هوایی است و به تعهد نظامی بزرگ، پرهزینه و احتمالاً طولانیمدت نیاز دارد.
منبع: آسوشیتدپرس
انتهای پیام/ دولت و حکمرانی

