به گزارش مسیر اقتصاد افتتاحیه سیزدهمین همایش سالانه اقتصاد مقاومتی یکشنبه ۵ مهر ۱۴۰۵ با موضوع «نظم نوین جهانی؛ بازآفرینی قدرت ایران ۲» برگزار شد. در این رویداد آقایان محمد امینی رعیا، رضا بخشیآنی، مهدی خراتیان، حامد وفایی، مجید شاکری، اصغر عیوضی، علی صمدزاده، علیرضا خداقلی پور، میرهادی رهگشای، معین شادرو، مهدی میرزایی و هادی قاسمی به بیان نکات خود پرداختند.
در ابتدای این رویداد محمد امینیرعیا، مدیر اندیشکده اقتصاد مقاومتی گفت: همایش سالانه اقتصاد مقاومتی هر سال در بازه ۴ تا ۶ ماهه، با هدف «بهبود کیفیت تصمیمگیری در کشور» برگزار میشود. از دوره دوازدهم، رویکرد همایش از یک رویداد «مسئلهمحور» به «راهبردی» ارتقاء پیدا کرده است تا بتواند در سطوح بالاتری موثر واقع شود.
از نظم نوین جهانی به بازآفرینی قدرت ایران
وی افزود: سال ۱۴۰۴ در میانه دو جنگ، دوازدهمین همایش سالانه اقتصاد مقاومتی با موضوع «نظم نوین جهانی؛ بازآفرینی قدرت ایران» برگزار شد. در همایش دوازدهم تاکید بر آن بود که ایران باید جهانی که قواعد آن در حال تغییر است را درک کند و برای بازآفرینی قدرت خود در آن، فعالانه اقدام نماید.
محمد امینی رعیا گفت: همایش سیزدهم در امتداد دوره دوازدهم و با همان موضوع، در سال ۱۴۰۵ به دنبال آن است که پس از جنگ رمضان و سرعت گرفتن تحولات مبتنی بر آن، به این سوال پاسخ دهد که دستور کار کشور برای «پایان دادن به چرخه جنگ، تهدید و فشار» و «تسریع حرکت در مسیر پیشرفت» چه باید باشد؟
مدیر اندیشکده اقتصاد مقاومتی گفت: در واقع همایش دوازدهم عمدتا بر بخش اول عنوان یعنی «نظم نوین جهانی» تاکید داشت؛ و حالا در سیزدهمین همایش سالانه اقتصاد مقاومتی، تمرکز موضوعی بر بخش دوم یعنی «بازآفرینی قدرت ایران» است.
تشکّل خبرگانی-نهادی برای حل مسائل کشور
محمد امینی رعیا در خصوص مراسم افتتاحیه این همایش گفت: در افتتاحیه دوره سیزدهم همایش سالانه اقتصاد مقاومتی به دنبال آن بودیم تا از ظرفیت خبرگان و نهادهایی که در موضوع نظم نوین جهانی صاحبنظر و صاحب ماموریت و دغدغه هستند استفاده کنیم تا بتوانیم با کمک همدیگر، این موضوع مهم را در کشور پیش ببریم و بر تصمیمات کشور در سطوح کلان موثر واقع شویم.
وی افزود: ترکیب افراد حاضر در افتتاحیه همایش نیز بر همین مهم تاکید دارد. به گونه ای بنا داشتیم یک تشکّل خبرگانی-نهادی حول موضوع همایش شکل دهیم و از ظرفیت جمعی که یک چارچوب فکری مشترک نسبت به مسئله بازآفرینی قدرت ایران در این جنگ وجودی دارد، بهره بگیریم.
مدیر اندیشکده اقتصاد مقاومتی گفت: ریشه تقابل ایران با غرب، وابستگی تقابل به حاکمیت جمهوری اسلامی یا رفتن ترامپ، فرصت هایی که امکان مدیریت این تقابل را فراهم میکند و راهبردها و اقداماتی که باید در این راستا در دستور کار کشور قرار گیرد، مباحثی است که در این جلسه به آن پرداخته خواهد شد. همچنین نهادهای حاضر در جلسه نیز از منظر مشارکت در این رویداد سالانه، اعلام نظر خواهند کرد.
امینی رعیا ادامه داد: رویدادهای همایش سیزدهم در سه قالب «ارائههای مسئلهمحور با هدف تبیین مسائل و ابتکارات»، «گفتگوهای چالشی با هدف بررسی دیدگاهها و تضارب آرا» و «مسابقه با هدف جلب مشارکت جمعی در ایدهپردازی و ارائه طرح سیاستی» برگزار خواهد شد. همایش با افتتاحیه امروز فعالیت خود را آغاز میکند و پس از برگزاری برنامههای مذکور در یک بازه ۵ ماهه، با اختتامیه در پایان بهمنماه به کار خود پایان میدهد. هدف آن است که این فرایند علاوه بر تولید محتوای قابل استفاده برای تصمیمگیران، به شکلگیری و توسعه یک شبکه از خبرگان، سیاستپژوهان و نهادهای فعال در این حوزه منجر شود.
محمد امینی رعیا: تغییر نظم و قدرت نمایی در جنگ، ۲ فرصت بزرگ ایران است
مدیر اندیشکده اقتصاد مقاومتی با اشاره به نخستین فرصت پیش روی ایران در فضای کنونی جهان تاکید کرد: تغییر نظم بینالمللی و تضعیف ساختار تکقطبی گذشته، امکان بیشتری برای گسترش تعامل ایران با قدرتهای در حال ظهور ایجاد کرده است. مواضع چین و روسیه در تحولات اخیر از جمله در موضوع تنگه هرمز، بخشی از نشانههای این تغییر است و ایران میتواند از این شرایط هم برای حل بخشی از چالشهای خود و هم برای نقشآفرینی فعالتر در نظم جدید استفاده کند.
امینی رعیا دومین فرصت را به پیامدهای جنگ اخیر مرتبط دانست و گفت: دوام ایران در یک جنگ سنگین و ارائه برخی ابتکارات و ظرفیتهای جدید، بر برداشت شرکا و کشورهای پیرامونی از قدرت و ماندگاری ایران اثر گذاشته است. این وضعیت، جایگاه ایران را بهعنوان شریکی که امکان همکاری راهبردی و بلندمدت با آن وجود دارد تقویت کرده و به یک ظرفیت جدید در روابط خارجی کشور تبدیل شده است. ایران در جنگ نشان داد که یک قدرت بزرگ است که می تواند در برابر قدرت های دیگر عرض اندام کند.
وی با تاکید بر اینکه نخستین راهبرد ایران باید «تثبیت دستاوردهای حاصلشده» باشد، ادامه داد: فرصتهایی که در جریان جنگ و بهویژه در ارتباط با تنگه هرمز و آثار آن بر اقتصاد جهانی ایجاد شده، نباید در سطح یک وضعیت مقطعی باقی بماند، بلکه لازم است با استفاده از ابزارهای قدرت به امتیاز و ظرفیتی ماندگار برای کشور تبدیل شود. امینی رعیا در این زمینه بر نقش ابزارهای سیاسی و نظامی در تثبیت این دستاوردها تاکید کرد.
این کارشناس اقتصادی، مقاومسازی اقتصاد در نقاط تحت فشار را راهبرد دوم دانست و افزود: شرایط جدید، آسیبپذیریهایی را در تأمین کالاهای اساسی و تجارت خارجی آشکار کرده که باید با ایجاد مسیرهای متنوع و جایگزین تجاری کاهش یابد.
وی تاکید کرد: یکی از اقدامات مهم در این زمینه، کاهش وابستگی تجارت و اقتصاد ایران به مسیر امارات و استفاده از مسیرهای جایگزین شمالی و شرقی در تجارت است تا توان اقتصاد کشور برای ادامه فعالیت در شرایط فشار و محاصره افزایش پیدا کند و محاصره بی اثر شود.
رضا بخشیآنی: معماری جدید منطقه باید بر پایه منافع ایران طراحی شود
در ادامه رضا بخشیآنی، مشاور مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی، با اشاره به تشدید فشارها علیه ایران گفت: شرایط سالهای اخیر دیگر تنها در قالب اختلاف سیاسی یا تعارض منافع قابل تحلیل نیست و ایران با تهدیدی مواجه است که ابعاد آن بهتدریج گستردهتر شده است. سیاستگذاری کشور، بهویژه در حوزه اقتصادی، هنوز متناسب با ماهیت و شدت این تهدید تغییر نکرده و تداوم خطاهای اقتصادی در چنین شرایطی میتواند خود به یکی از نقاط اصلی آسیبپذیری کشور تبدیل شود.
وی با اشاره به افزایش شدید تورم در ایران افزود: با وجود بیش از دو دهه تجربه تحریم، همچنان خطاهای سیاستی متعددی در اقتصاد تکرار میشود و فشار تورمی به سطوحی رسیده که میتواند توان جامعه برای تحمل هزینههای تقابل را کاهش دهد. بخشیآنی با مقایسه شرایط فعلی با سالهای دفاع مقدس تاکید کرد: حتی موفقیت در حوزه دفاعی، در صورتی که با حفظ ثبات اقتصادی و معیشت مردم همراه نباشد، برای عبور کشور از یک دوره طولانی فشار کافی نخواهد بود.
این کارشناس اقتصادی با تفکیک میان «استحکام» و «تابآوری» ادامه داد: ایران از استحکام بالایی برخوردار است و توانسته است در برابر فشارهای سنگین پابرجا بماند، اما در برخی حوزههای اقتصادی، تابآوری کشور پایین است. وابستگی بالای برخی مسیرهای تجاری، مالی و تأمین مواد غذایی به تعداد محدودی کشور و مسیر از جمله مصادیق این آسیبپذیری است. اقتصاد تابآور باید بتواند پس از هر شوک خود را با شرایط جدید تطبیق دهد، مسیرهای جایگزین ایجاد کند و دوباره به وضعیت پایدار بازگردد.
بخشیآنی با بیان اینکه ماهیت محیط بینالمللی نیز در حال تغییر است، تاکید کرد: تحلیل شرایط جدید با الگوهای مربوط به دهههای گذشته میتواند به تصمیمهای اشتباه منجر شود. شرایط کنونی از منظر افزایش تدریجی تنشها قابل مقایسه با سالهای پیش از جنگ جهانی دوم است که تنشهای شدیدی در برخی حوزهها ایجاد شد و حتی برخی کشورها تجزیه شدند. اینکه ایران تاکنون از آسیبهای شدیدتر مصون مانده، باید بهعنوان فرصتی برای افزایش تابآوری و جلوگیری از رسیدن به مراحل پرهزینهتر بحران مورد استفاده قرار گیرد.
وی با تاکید بر ضرورت بازتعریف بازدارندگی گفت: بازدارندگی زمانی مؤثر است که مانع وقوع حمله بعدی شود و صرف اعلام واکنش پس از حمله را نمیتوان معادله بازدارندگی دانست. ایران باید پیش از بروز بحران بعدی، با مجموعهای از اقدامات، مذاکرات و استفاده از اهرمهای موجود، هزینه اقدام علیه خود را بهگونهای تغییر دهد که از وقوع حمله جلوگیری شود؛ در غیر این صورت، حتی پاسخ متقابل نیز الزاماً نمیتواند مانع آسیب به زیرساختها و اقتصاد کشور شود.
مدیرعامل اسبق شرکت سرمایهگذاری خارجی ایران در پایان با اشاره به ظرفیتهای ایجادشده برای کشور تاکید کرد: موقعیتهای راهبردی و توان دفاعی ایران باید به فرصتهای اقتصادی و سپس به یک معماری سیاسی جدید در منطقه تبدیل شود. ایران نباید منتظر ارائه طرح از سوی چین و روسیه باشد و آنها را به انفعال متهم کند، بلکه باید بر پایه شناخت خود از منطقه و منافع ملی، طرح فعالانهای برای نظم و مناسبات جدید تهیه و آن را روی میز این کشورها قرار دهد؛ چراکه در صورت ادامه انفعال، طرف مقابل معماری مطلوب خود را بر منطقه تحمیل خواهد کرد.
حامد وفایی: روابط ایران و چین باید از «تابآوری» به «توسعه» تغییر مسیر دهد
در ادامه حامد وفایی، عضو هیئت علمی دانشگاه تهران، با اشاره به موضوع «نظم نوین جهانی و بازآفرینی قدرت ایران» گفت: پاسخ به پرسشهای اصلی کشور درباره پایان دادن به چرخه تهدید و فشار و همچنین تسریع پیشرفت، بدون توجه جدی به جایگاه چین ممکن نیست. چین نباید با برچسب ساده «نگاه به شرق» و در حد یک پرونده عادی سیاست خارجی دیده شود، بلکه لازم است بهعنوان یک پرونده راهبردی و بلندمدت در چارچوب تحولات نظم جهانی مورد توجه قرار گیرد.
وی افزود: یکی از اهداف اصلی این نگاه راهبردی میتواند کاهش فشار ناشی از درهمتنیدگی اقتصاد و امنیت ایران با نظم پیشین و استفاده از ظرفیتهای نظم در حال ظهور باشد. چین یکی از مهمترین بازیگران این نظم جدید است و هدف ایران نباید تنها دریافت حمایت از چین باشد، بلکه باید به سمت مشارکت در تعریف و شکلدهی فضای چندقطبی جدید حرکت کند و جایگاه خود را بهعنوان یک کشور مؤثر در نظمسازی تثبیت کند.
این کارشناس شرق آسیا با تاکید بر لزوم تغییر دستور کار روابط تهران و پکن ادامه داد: تعامل ایران و چین باید از سطح معاملات اقتصادی و دغدغههایی مانند میزان خرید نفت، انتقال پول یا واردات کالا فراتر برود و به سمت یک «همسویی سیستماتیک» حرکت کند. در شرایط جدید، تمرکز صرف بر خرید و فروش با چین متناسب با جایگاه ایران و تحولاتی که در ساختار بینالمللی رخ داده نیست و دو کشور باید درباره مسائل کلانتر نظم جهانی و منطقهای وارد گفتوگو شوند.
وفایی با تفکیک میان دو الگوی همکاری چین با کشورهای مختلف تاکید کرد: ایران نباید روابط خود با چین را بر پایه «تابآوری» تنظیم کند؛ مدلی که در آن چین تنها از طریق تأمین نیازها و کاهش فشارها به بقای اقتصادی کشور کمک کند. رابطه ایران و چین باید روی ریل توسعه قرار گیرد و حتی در شرایط تحریم نیز میتوان مجموعهای از پروژههای توسعهای کوچک و متوسط را تعریف کرد که در مجموع بخشی از گرههای اقتصاد ایران را باز کند.
عضو هیئت علمی دانشگاه تهران همچنین با انتقاد از غلبه نگاه پدافندی بر سیاستگذاری اقتصادی افزود: اقتصاد کشور نباید در سطح کلان تنها بر اساس منطق پدافند غیرعامل طراحی شود، بلکه باید «توسعه پیشگیرانه» مبنای سیاست اقتصادی قرار گیرد. تجربه چین نشان میدهد که میتوان از دل فشارها و محدودیتهای خارجی، یک مسیر توسعهای ایجاد کرد و در چنین چارچوبی اقتصاد مقاومتی نیز به جای محدود شدن به تحمل فشار، میتواند به ابزاری برای حرکت به سمت توسعه تبدیل شود.
وفایی در پایان «شفافیت استراتژیک» را شرط لازم برای طراحی رابطه جدید با چین دانست و گفت: ایران باید بدون تعارف درباره محدودیتهای موجود، از کندی اجرای برنامه ۲۵ ساله و ضعف اعتماد سیاسی راهبردی گرفته تا آثار تحریمهای غربی و موانع بوروکراتیک داخلی، گفتوگو و آسیبشناسی کند. ایران و چین هر دو نسبت به گذشته تغییر کردهاند و جمهوری اسلامی باید متناسب با شرایط جدید، ابتکار و طرح مشخص خود را برای همکاری بلندمدت با پکن روی میز بگذارد و منتظر ارائه طرح از سوی دیگران نماند.
مجید شاکری: ایران در عصر جدید به تمرکز قدرت و الگوی جدید توسعه نیاز دارد
در ادامه مجید شاکری، کارشناس روابط بینالملل، با بیان اینکه رسیدن این همایش به دوره سیزدهم و استمرار آن یک دستاورد مهم است و این رویداد را به محلی برای گفتگو حول چالش های مهم کشور و ارزیابی آینده تبدیل کرده، گفت: جهان وارد «عصر بلوکبندی» شده است. در ذیل تضعیف نظم پیشین، اجزای نظم جدید بهتدریج در حال شکلگیری است و این روند در سه تا پنج سال آینده میتواند به بلوکهای قدرت مشخصتری منجر شود. در چنین فضایی، امکان ایفای نقش میانجی میان قدرتها و بهرهبرداری همزمان از چند بلوک بسیار پرهزینهتر از گذشته خواهد شد.
وی با اشاره به تجربه کشورهایی مانند انگلیس، کانادا و اندونزی ادامه داد: کشورهایی که در گذشته از ایجاد توازن میان قدرتها و بلوکهای مختلف برای توسعه خود استفاده میکردند، اکنون با محدودیتهای بیشتری مواجه شدهاند و ناچارند انتخابهای روشنتری انجام دهند. شاکری همچنین کاهش ظرفیت سیاستهای مالی انبساطی در اقتصادهای بزرگ و تغییر نقش آمریکا در تأمین تقاضای جهانی را از عواملی دانست که به گفته او، حرکت به سمت خوداتکایی بیشتر و بلوکبندی اقتصادی و سیاسی را تشدید خواهد کرد.
این کارشناس روابط بینالملل با تمرکز بر پیامدهای این روند برای ایران تاکید کرد: نخستین نتیجه آن، «اوراسیاییتر شدن» مسیر توسعه کشور است. به گفته وی، ایران در دهههای گذشته بخشی از مسیر توسعه خود را از سمت غرب دریافت کرده، اما در ساختار بلوکی جدید امکان تکرار همان الگو کاهش خواهد یافت و حتی در صورت کاهش فشارهای فعلی نیز تجربه محاصره و تغییر محیط بینالمللی، جهتگیری توسعه کشور را به سمت اوراسیا سوق خواهد داد.
شاکری دومین الزام ایران را افزایش قابل توجه سهم هزینههای دفاعی از اقتصاد دانست و افزود: در شرایطی که بسیاری از کشورها هزینههای دفاعی خود را افزایش دادهاند، ایران نیز اگر خود را در یک محیط جنگی و پرتنش تعریف میکند، ناچار است سهم بیشتری از تولید ناخالص داخلی را به این حوزه اختصاص دهد. وی در عین حال تاکید کرد: این منابع نباید صرفاً بهعنوان «هزینه دفاعی» دیده شود، بلکه میتواند همانند برخی تجربههای جهانی به بخشی از برنامه توسعه صنعتی و فناورانه کشور تبدیل شود.
وی سومین ضرورت را «تمرکز قدرت» برای تصمیمگیری و اجرای سیاستهای کلان دانست و گفت: ساختار فعلی اداره کشور بهگونهای است که بازیگران مختلف میتوانند مانع اجرای تصمیمها شوند، اما مسئولیت و اختیار کافی برای پیشبرد یک برنامه راهبردی در یک نقطه متمرکز نیست. ایجاد پیوندهای خارجی پایدار نیازمند نهادی است که بتواند مذاکره کند، تعهد بدهد، توافق را اجرا کند و سپس وارد مراحل بعدی همکاری شود؛ موضوعی که در ساختار پراکنده تصمیمگیری با دشواری جدی مواجه است.
این کارشناس اقتصادی در جمعبندی افزود: ایران در عصر بلوکبندی دیگر نمیتواند تنها با تداوم الگوهای گذشته و به تعویق انداختن انتخابهای راهبردی پیش برود. کشور ناچار خواهد بود هم درباره جایگاه خود در بلوکهای در حال شکلگیری تصمیم روشنتری بگیرد، هم مدل توسعه و تأمین امنیت خود را متناسب با شرایط جدید بازطراحی کند و هم ساختار تصمیمگیری داخلی را برای ایجاد پیوندهای بلندمدت خارجی کارآمدتر سازد.
مهدی خراتیان: پایان دادن به چرخه جنگ و فشار نیازمند پیاده سازی «نظم پساجنگ» توسط ایران است
در ادامه مهدی خراتیان، کارشناس سیاست خارجی و روابط بینالملل، با اشاره به شرایط جاری تقابل ایران و آمریکا گفت: کشور در یک نقطه عطف قرار گرفته است. تحولات بازارهای مالی، نفت و اوراق بدهی آمریکا نیز بخشی از این رقابت است و ایران باید تأثیر اقدامات خود بر این بازارها را بهعنوان بخشی از معادله قدرت مورد توجه قرار دهد.
وی افزود: فشار بر بازار نفت، کاهش ذخایر و افزایش حساسیت بازارهای مالی میتواند برای ایران اهرم ایجاد کند، اما ارزش این اهرمها زمانی مشخص میشود که در چارچوب یک راهبرد سیاسی و منطقهای به کار گرفته شوند. آرامسازی سریع بازارها از طریق ارسال پیام مذاکره یا کاهش تنش، بدون دریافت امتیاز متقابل، میتواند بخشی از ظرفیت ایجادشده برای ایران را از بین ببرد.
این کارشناس روابط بینالملل با اشاره به نشانههای کاهش برخی تنشها میان چین و آمریکا ادامه داد: اگر قدرتهای بزرگ به سمت تعریف و شناسایی حوزههای نفوذ و منافع یکدیگر حرکت کنند، ایران نباید منتظر شکلگیری توافقی باشد که بعداً ناچار شود خود را با آن تطبیق دهد. در چنین شرایطی، ایران باید پیش از تثبیت نظم جدید، طرح ایجابی خود را برای معماری سیاسی و امنیتی منطقه ارائه کند و از اهرمهایی مانند تنگه هرمز، انرژی و موقعیت ژئوپلیتیکی برای تقویت جایگاه خود در این فرایند استفاده کند.
خراتیان با تاکید بر ضرورت بازتعریف نقش چین در سیاست خارجی ایران گفت: پکن نباید بهعنوان میانجی میان تهران و واشنگتن دیده شود. باید ابتکارات مطرحشده از سوی چین درباره نظم منطقهای و کاهش حضور قدرتهای فرامنطقهای باید بهصورت دقیق در تهران بررسی و بر مبنای آن، پیشنهادهای عملی و ابتکارات ایرانی طراحی شود؛ زیرا انتظار برای ارائه طرح از سوی چین به معنای از دست دادن ابتکار عمل خواهد بود.
وی ادامه داد: ایران برای پایان دادن به چرخه جنگ و فشار نیازمند طراحی و پیاده سازی «نظم پساجنگ» توسط ایران است که در آن، حوزههای قدرت و منافع بازیگران اصلی به رسمیت شناخته شود.
خراتیان با اشاره به تجربه پیمان هلسینکی در دوران جنگ سرد تاکید کرد: میتوان با مشارکت قدرتهایی مانند چین و روسیه، چارچوبی برای کاهش تصاعد تنش و تعریف نوعی تسهیم قدرت منطقهای ایجاد کرد؛ به شرط آنکه ایران خود دارای طرح مشخص و قدرت چانهزنی کافی باشد.
این کارشناس سیاست خارجی در جمعبندی تاکید کرد: ادامه وضعیت فعلی بدون برنامه روشن میتواند اهرمهای ایران را فرسوده کند و خطر تشدید دوباره درگیری را افزایش دهد. ایران باید همزمان از ظرفیتهای اقتصادی و ژئوپلیتیکی خود محافظت کند، تصاعد تنش را بهصورت حسابشده مدیریت کند و با ارائه یک طرح فعال برای نظم منطقهای، از موقعیت فعلی برای تبدیل قدرت میدانی و اقتصادی به دستاورد سیاسی پایدار استفاده کند.
خراتیان گفت: نباید اجازه دهیم مجددا لابی امارات باعث شود ایران دوباره به سمت این کشور حرکت کند یا اقدامات او علیه منافع کشور را نادیده بگیرد. امارات در حال حاضر مسیر پنهانی عبور از تنگه هرمز را فعال کرده و باید از ایران پاسخ قاطع و کوبنده دریافت کند.
اصغر عیوضی: ایران باید «مؤلفههای قدرت» خود را به «مؤلفههای نظم» تبدیل کند
در ادامه اصغر عیوضی، مدیر اندیشکده ایتان با تقدیر از استمرار این رویداد، بر ضرورت عبور از مرحله هشدار و توصیف مشکلات و حرکت به سمت حل مسائل اصلی کشور تاکید کرد.
وی با طرح این پرسش که چرا آمریکا با وجود مسائل و چالشهای گسترده داخلی و بینالمللی، تقابل پرهزینه با ایران را در اولویت قرار داده است، گفت: این رفتار را نمیتوان تنها یک تصمیم مقطعی یا ناشی از یک خطای سیاسی دانست. آمریکا به این جمعبندی رسیده که روند طبیعی تحولات جهانی دیگر الزاماً در جهت حفظ نظم آمریکایی حرکت نمیکند و در سالهای اخیر خود به یکی از بازیگران اصلی برهمزدن ساختارهای پیشین تبدیل شده است.
مدیر اندیشکده ایتان ادامه داد: در غرب آسیا فقط یک کشور در نظم آمریکایی جای ندارد. آمریکا در مواجهه با ایران جدی است و قصد دارد نظم فعلی جهان که در حال چرخش به ضرر آمریکاست را با انتقال ایران به نظم غربی، به سود خود تغییر دهد. با دادن انرژی هستهای یا حتی دادن بخشی از خاک ایران، این منازعه تمام شدنی نیست.
این کارشناس امور راهبردی افزود: در این چارچوب، ایران و موقعیت آن در منطقه از اهمیت ویژهای برخوردار شده است و واشنگتن تلاش میکند موضع مستقل ایران را تغییر دهد و آن را در چارچوب مطلوب خود از نظم منطقهای قرار دهد. اگر ریشه تقابل در این سطح تعریف شود، واگذاری امتیاز در یک پرونده مشخص، از مسئله هستهای گرفته تا نفت، لزوماً اصل تعارض را برطرف نمیکند؛ زیرا مسئله اصلی، جهتگیری ایران در ساختار قدرت منطقهای است.
عیوضی با بیان اینکه ایران باید وزن راهبردی خود را واقعبینانهتر ارزیابی کند، ادامه داد: تمرکز صرف بر آسیبها و ضعفهای داخلی میتواند اهمیت اقداماتی را که ایران در تغییر معادلات منطقهای انجام داده نادیده بگیرد و در نتیجه، تحلیل نادرستی از رفتار آمریکا و سایر بازیگران ایجاد کند. وی افزود: بخشی از احتیاط دیگر کشورها در همکاری با ایران نیز ناشی از جدیت آمریکا در استفاده از قدرت خود برای حفظ نظم مطلوبش است و نباید الزاماً به معنای بیاهمیت بودن موقعیت ایران تلقی شود.
مدیر اندیشکده ایتان با تاکید بر اینکه پایان پایدار تقابل نیازمند تغییر معادله موجود است، گفت: ایران باید مزیتهایی مانند تنگه هرمز و دیگر شاهراههای راهبردی در اختیار خود و جبهه مقاومت را از «مؤلفههای قدرت» به «مؤلفههای نظم» تبدیل کند. تا زمانی که این ظرفیتها نتوانند به قواعد و ترتیبات جدیدی در منطقه منجر شوند، احتمال بازگشت فشار و درگیری باقی خواهد ماند و صرف عبور از یک مرحله جنگ، به معنای پایان مسئله نخواهد بود.
عیوضی دو محور را برای نظم مطلوب ایران برشمرد و تاکید کرد: نخست کاهش و در نهایت پایان حضور آمریکا در منطقه و دوم، شکلگیری تجارت آزاد منطقهای بهگونهای که ایران از جریان تجارت و مبادلات اقتصادی مستثنا نشود. استفاده حسابشده از ظرفیت ایران در تجارت نفت منطقه و تأثیرگذاری بر بازار انرژی میتواند ابزاری برای تغییر محاسبات آمریکا باشد و زمینه تحقق این دو هدف را فراهم کند. در پایان نیز عیوضی آمادگی اندیشکده ایتان و کارگروههای تخصصی آن را برای همکاری و پشتیبانی از برنامههای همایش اعلام کرد.
وی در پایان گفت: برای مجموعه ایتان باعث افتخار است که بتواند در این رویداد با اندیشکده اقتصاد مقاومتی مشارکت داشته باشد. استمرار این کار و برگزاری آن در سیزده دوره پیاپی، نشان از عزم برگزارکنندگان و حساب شده بودن آن دارد.
علیرضا خداقلی پور: ایران و منطقه دیگر به دوران پیش از جنگ بازنخواهند گشت
در ادامه علیرضا خداقلیپور، مدیرکل مرکز مطالعات سیاسی و بینالمللی وزارت امور خارجه، با اشاره به تحولات سالهای اخیر گفت: به نظر میرسد دورهای که از آن با عنوان «گذار نظم بینالملل» یاد میشد، به مراحل پایانی خود نزدیک شده است و تغییراتی در جهان در حال وقوع است که تا چند سال قبل تصور آنها دشوار بود. تغییر مواضع رهبران اروپایی، تحولات افکار عمومی و اعتراضات گسترده در حمایت از فلسطین از جمله نشانههایی است که سرعت و عمق این تحول تاریخی را نشان میدهد.
وی تاکید کرد: ایران نیز در متن همین تحول تاریخی قرار دارد و مجموعه رخدادهای ماههای اخیر را نباید به چند مقطع مجزا از جنگ، مذاکره یا فشار اقتصادی تقسیم کرد. این تحولات اشکال مختلف یک درگیری مستمر هستند و حتی فشارهای اقتصادی، مذاکرات و برخی تحولات داخلی را باید در چارچوب همین دوره جنگ و تقابل گستردهتر تحلیل کرد.
این کارشناس روابط بینالملل با بیان اینکه جنگ اخیر یک نقطه عطف اساسی برای ایران و منطقه ایجاد کرده است، ادامه داد: نه ایران و نه محیط پیرامونی آن به شرایط پیش از جنگ بازنخواهند گشت. وقتی چنین تغییری را میپذیریم، ایران نیز باید متناسب با آن، ایده و راهکار خود را برای نظم پساجنگ ارائه کند و تنها به واکنش در برابر ابتکارات دیگر بازیگران اکتفا نکند؛ زیرا سایر کشورها نیز انتظار دارند تهران درباره ساختار مطلوب آینده منطقه موضع و پیشنهاد مشخصی داشته باشد.
خداقلیپور در پایان با اشاره کوتاه به اختلاف دیدگاههای داخلی افزود: نقد سیاستها زمانی مفید است که بهجای انتخاب یک نتیجه از پیش تعیینشده و یافتن شواهد برای اثبات آن، بر بررسی شواهد و سپس نتیجهگیری استوار باشد. در شرایط جنگی، کشور بیش از رقابت و متهمکردن جریانهای مختلف به همافزایی، همکاری نهادی و استفاده مشترک از ظرفیتهای موجود نیاز دارد.
علی صمدزاده: استقلال راهبردی ایران با جلب رضایت قدرتهای بزرگ محقق نمیشود!
در ادامه علی صمدزاده، کارشناس امنیت و روابط بینالملل، با بیان اینکه جهان در حال عبور از نظم تکقطبی و ورود به شرایط جدیدی است، گفت: رفتار قدرتهای بزرگ در دوره گذار الزاماً با الگوهای گذشته قابل توضیح نیست و قدرتی مانند آمریکا نیز برای حفظ جایگاه خود میتواند رفتارهای متفاوت و تهاجمیتری در قبال حتی شرکا و متحدانش در پیش بگیرد. در چنین دورهای، مناطق دارای اهمیت ژئوپلیتیکی و کشورهای صاحب نفوذ منطقهای وزن بیشتری پیدا میکنند و رقابت قدرتهای بزرگ برای یارگیری و شکلدهی توازنهای جدید تشدید میشود.
وی با اشاره به تحرکات کشورهایی مانند پاکستان، هند، عربستان و امارات تاکید کرد: نباید همه رفتارهای این کشورها را تنها واکنشی به ایران دانست؛ هر یک از آنها در حال تلاش برای تثبیت جایگاه خود در نظم آتی منطقهای و جهانی هستند. ایران نیز که در مقطعی از سالهای ۲۰۱۵ تا ۲۰۱۹ قدرت غالب منطقهای محسوب میشد و سپس بخشی از این موقعیت را از دست داد، اکنون در شرایطی قرار گرفته که جایگاه منطقهای آن بار دیگر موضوع رقابت و تعیین تکلیف است.
این کارشناس روابط بینالملل با تاکید بر ضرورت بازنگری در محاسبات منطقهای ایران ادامه داد: بخشی از کشورهای پیرامونی تصمیمها و جهتگیریهای خود را برای افزایش سهمشان در نظم آینده اتخاذ کردهاند و تهران نباید تنها با الگوهای معمول دیپلماتیک یا با فرض استمرار روابط گذشته، رفتار آنها را تحلیل کند. ایران در این وضعیت به نوع جدیدی از استقلال راهبردی نیاز دارد که بر طراحی داخلی و ارزیابی مستقل منافع بازیگران متکی باشد، نه بر نسخههای ساده برای کاهش تنش یا جلب رضایت قدرتهای خارجی.
صمدزاده در ادامه با اشاره به ظرفیتهایی مانند تنگه هرمز و کریدورهای انرژی گفت: سیاستگذاری ایران نباید فقط بر کشورهای تولیدکننده و مبدأ انرژی متمرکز باشد، بلکه باید مصرفکنندگان و مقصد محمولهها نیز در محاسبات وارد شوند. امکان منتفع یا متضرر کردن هدفمند مصرفکنندگان مختلف میتواند ابزارهای جدیدی در اختیار ایران قرار دهد، اما استفاده از چنین ابزارهایی نیازمند توان کارشناسی و پردازش معادلات پیچیده اقتصادی، جغرافیایی و سیاسی است.
وی با انتقاد از ضعف بدنه کارشناسی کشور تاکید کرد: ایران با وجود تعداد بالای دانشآموختگان، در بسیاری از حوزههای جغرافیایی و پروندههای سیاست خارجی با کمبود کارشناس واقعی مواجه است و در موضوعاتی مانند چین، آسیای مرکزی و کشورهای عضو شانگهای گاه حلقه کارشناسی بسیار محدودی وجود دارد. دوره گذار بسیار پیچیدهتر از یک نظم تثبیتشده است و ایران باید همزمان مناسبات خود با چین، آمریکا، روسیه و سایر قدرتها را مدیریت کند؛ بنابراین توسعه هدفمند بدنه کارشناسی و انجام سریعتر انتخابهای راهبردی از الزامات حفظ استقلال و منافع ملی کشور است، زیرا با گذشت زمان دامنه گزینههای ایران محدودتر خواهد شد.
معین شادرو: اقتصاد مقاومتی باید به الگوی حکمرانی و قدرتآفرینی ایران تبدیل شود
در ادامه معین شادرو، رئیس بنیاد نهضت سازمان تبلیغات اسلامی، با بیان اینکه جایگاه ایران در نظم نوین تنها از مسیر افزایش توان نظامی شکل نمیگیرد، گفت: کشور برای ایفای نقش مؤثر در نظم جدید نیازمند ارائه یک الگوی کارآمد از حکمرانی است و اقتصاد در این الگو جایگاهی اساسی دارد. اگر کارآمدی نظام اداره کشور زیر سؤال برود، امکان تبدیل شدن ایران به یک الگو و بازیگر اثرگذار در محیط بینالمللی نیز تضعیف خواهد شد.
وی با اشاره به جایگاه اقتصاد مقاومتی ادامه داد: اقتصاد مقاومتی نباید تنها بهعنوان یک سیاست بخشی در حوزه اقتصاد دیده شود، بلکه میتواند بخشی از راهبرد کلان ایران برای حضور در منطقه و نظم جدید باشد. روابط با شرق و استفاده از ظرفیتهای خارجی با این نگاه تعارضی ندارد، اما شاهراه اصلی قدرت اقتصادی ایران باید اقتصادی باشد که جامعه بهصورت واقعی و عمیق در آن حضور داشته باشد و نسبت به اهداف آن احساس تعلق کند.
رئیس بنیاد نهضت با تمرکز بر نقش مردم در اقتصاد افزود: یکی از مسائل اساسی، شکلگیری ذهنیت عمومی نسبت به تولید، کار و پیشرفت است. تا زمانی که تولید تنها با معیارهایی مانند «صرفه اقتصادی» سنجیده شود و جایگاه تولیدکننده و کارگر در ذهن جامعه به یک ارزش تبدیل نشود، نمیتوان انتظار داشت عزم عمومی لازم برای اقتصاد مقاومتی شکل بگیرد. تغییر ذهنیت میتواند زمینه مشارکت مردم و ورود سرمایه، توان و زندگی آنان به عرصه اقتصاد را فراهم کند.
شادرو با بیان اینکه مسئله فقط وجود منابع مالی در اختیار مردم نیست، ادامه داد: مشارکت اقتصادی زمانی معنا پیدا میکند که جامعه نسبت به مسیر اقتصادی کشور «دل بدهد» و خود را در پیشرفت آن سهیم بداند. وی افزود: مردم در حوزه امنیت در شرایط جنگی حضور و همراهی خود را نشان دادهاند، اما چنین سطحی از مشارکت هنوز در حوزه اقتصاد شکل نگرفته است و بدون ایجاد این پیوند، تحقق کامل اقتصاد مقاومتی دشوار خواهد بود.
وی در پایان با اشاره به ظرفیت بنیاد نهضت در ارتباط با مدارس، دانشگاهها، تشکلها و اندیشکدهها تاکید کرد: یکی از مسیرهای عملی، گفتوگو با نخبگان و استعدادهای جوان برای ارتقای ذهنیت اقتصادی و تبیین نقش مردم در تولید و پیشرفت کشور است؛ مسیری که میتواند زمینه شکلگیری همان عزم عمومی مورد نیاز برای اقتصاد مقاومتی و تقویت جایگاه ایران در نظم جدید را فراهم کند.
مهدی میرزایی: تهدید ایران باید پرهزینه و همکاری با ایران سودمند باشد
در ادامه مهدی میرزایی، مدیر اندیشکده حکمرانی شریف، با اشاره به سرعت بالای تحولات جهانی گفت: شناخت مواضع رسمی دولتها برای فهم نظم جدید کافی نیست و بسیاری از ایدههایی که بعداً به سیاست رسمی تبدیل میشوند، ابتدا در محافل نخبگانی، رسانهها، نهادهای تخصصی و میان فعالان اقتصادی شکل میگیرند. در چنین فضایی، اندیشکدهها نباید تنها به پژوهش و ارائه پیشنهاد سیاستی محدود بمانند و باید از طریق «دیپلماسی نخبگانی» نقش مستقیمتری در ارتباطات بینالمللی و شکلدهی به محیط پیرامونی کشور ایفا کنند.
وی در تشریح دستور کار ایران برای پایان دادن به چرخه جنگ و فشار و تسریع پیشرفت تاکید کرد: این هدف را میتوان در سه محور خلاصه کرد؛ نخست افزایش هزینه تهدید ایران، دوم کاهش آسیبپذیریهای داخلی و سوم افزایش منفعت همکاری با ایران. نخستین محور نیازمند حفظ و تقویت بازدارندگی معتبر است، بهگونهای که هر بازیگری پیش از آغاز درگیری بداند با هزینه واقعی مواجه خواهد شد. در عین حال، قدرت ملی فقط به توان دفاعی محدود نمیشود و تداوم عملکرد نهادها در بحران و همراهی جامعه نیز بخشی از آن است.
مدیر اندیشکده حکمرانی شریف با اشاره به محور دوم افزود: کاهش آسیبپذیری داخلی مستقیماً با ثبات اقتصادی و توان تولید ارتباط دارد. هنگامی که تولیدکننده درباره انرژی، مواد اولیه و مقررات تجاری امکان برنامهریزی ندارد یا خانوار با کاهش قدرت خرید مواجه است، فشار خارجی اثر بیشتری بر کشور میگذارد. هرچه اقتصاد باثباتتر و تولید توانمندتر باشد، اثر فشارهای خارجی کاهش مییابد و قدرت انتخاب ایران و جامعه افزایش پیدا میکند.
میرزایی سومین دستور کار را «افزایش منفعت همکاری با ایران» دانست و گفت: کشورها در شرایط جدید با نگرانیهایی مانند هزینه بحران، امنیت انرژی، ایمنی کشتیرانی و پایداری تجارت مواجهاند و ایران باید برای این مسائل پیشنهادهای عملی روی میز بگذارد. موقعیت ایران در خلیج فارس و تنگه هرمز علاوه بر ایجاد بازدارندگی، میتواند مبنایی برای همکاری در حوزه انرژی، حملونقل و تجارت باشد؛ بهگونهای که کشورهای بیشتری در ثبات و رونق ایران منفعت پیدا کنند.
وی در جمعبندی ضمن اشاره به اینکه اندیشکده حکمرانی شریف، همه ظرفیت های خود را در برگزاری این رویداد ارزشمند به کار خواهد گرفت، تاکید کرد: دو واقعیت باید در محاسبات سایر بازیگران تثبیت شود؛ نخست اینکه تهدید ایران هزینه دارد و دوم اینکه همکاری با ایران منفعت ایجاد میکند. تحقق این هدف نیازمند کار مداوم، طراحی پیشنهادهای عملی و فعال شدن ظرفیت اندیشکدهها در شناخت، روایتسازی، شبکهسازی و مسیرسازی از طریق دیپلماسی نخبگانی است تا ارتباطات بینالمللی به برنامههای اجرایی و قابل استفاده برای کشور تبدیل شود.
میرهادی رهگشای: تغییر معادله تنگه هرمز «آرایش جنگی» میخواهد
در ادامه میرهادی رهگشای، سردبیر رسانه مسیر اقتصاد، با اشاره به تجربه پوشش تحولات هفت ماه اخیر و تمرکز این رسانه بر پوشش تحلیلی و جنگ به جای پوشش خبری، گفت: تقابل ایران و آمریکا پس از مرحلهای که وجه نظامی آن پررنگتر بود، به شرایطی رسیده که میتوان آن را «مسابقه تابآوری» نامید؛ رقابتی که در آن توان دو طرف برای تحمل فشار، حفظ گزینهها و وارد کردن هزینه به طرف مقابل اهمیت پیدا کرده است. وی افزود: مسیر اقتصاد در این مدت تلاش کرده بهجای رقابت در انتشار خبر با دیگر رسانهها، تحولات جنگ را با رویکرد تحلیلی و در چارچوب اقتصاد مقاومتی دنبال کند و حدود هزار مطلب در این زمینه در طول هفت ماه اخیر منتشر کرده است.
وی با بیان اینکه ایران در ماههای گذشته توانسته در برابر سطح بالایی از فشار دوام بیاورد، افزود: این تابآوری و همچنین ابتکار عمل ایران در تنگه هرمز و ایجاد فشار بر بازارهای انرژی، مالی، نرخ بهره و اوراق آمریکا باید در ارزیابی وضعیت تقابل مورد توجه قرار گیرد. این آثار در رسانههای آمریکایی نیز بازتاب داشته و نشان میدهد فشار در این تقابل یکطرفه نیست و ایران نیز ابزارهایی برای تحمیل هزینه به اقتصاد طرف مقابل در اختیار دارد.
این کارشناس اقتصادی با انتقاد از نحوه بازنمایی این وضعیت ادامه داد: در تریبونهای بینالمللی بهجای برجسته کردن هزینههایی که جنگ افروزی آمریکا و اقدامات ایران برای طرف مقابل ایجاد کرده و مطالبه توقف تهدید و فشار، تمرکز اصلی بر مشکلات داخلی ایران و آمادگی برای مذاکره قرار میگیرد. چنین روایتی میتواند این برداشت را ایجاد کند که ایران گزینهای جز مذاکره ندارد، در حالی که تحولات ماههای گذشته نشان داده است کشور همچنان ابزارهایی برای اعمال فشار متقابل و افزایش هزینههای طرف مقابل در اختیار دارد.
سردبیر رسانه مسیر اقتصاد گفت: امروز برآوردها نشان میدهد برخلاف اوایل جنگ، کشورهای منطقه نفت خود را از تنگه هرمز عبور میدهند ولی نفت ایران در محاصره مانده است. باید برای تغییر این معادله به نفع ایران آرایش جنگی بگیریم و به جای مذاکره، پاسخ تهدید و فشار را مقتدرانه بدهیم و برای این کار شاید فقط چند هفته فرصت داشته باشیم.
رهگشای با بیان اینکه آمریکا همزمان در عرصههای نظامی، اقتصادی، روانی و رسانهای علیه ایران آرایش جنگی دارد، تاکید کرد: در طرف ایرانی هنوز هماهنگی نهادی مشابهی مشاهده نمیشود و بهویژه آرایش اقتصادی متناسب با شرایط جنگی شکل نگرفته است. در شرایطی که تورم و کاهش قدرت خرید مستقیماً تابآوری جامعه را تحت فشار قرار میدهد، تعلل در تصمیماتی مانند جبران قدرت خرید خانوادهها یا مهار عوامل اصلی جهش نرخ ارز با منطق اداره اقتصاد در دوران جنگ سازگار نیست.
وی در جمعبندی تاکید کرد: آرایش اقتصادی در دوره جنگ مستلزم آن است که تصمیمهای اقتصادی با معیار افزایش تابآوری جامعه و حفظ توان ادامه تقابل سنجیده شود؛ حتی اگر برخی از این اقدامات در کوتاهمدت هزینههایی مانند افزایش کسری بودجه داشته باشد. حفظ ذخایر و ظرفیتهای اقتصادی برای «روز مبادا» زمانی معنا دارد که فشار جاری، خود به تضعیف قدرت اقتصادی و اجتماعی کشور منجر نشود.
هادی قاسمی: بازآفرینی قدرت ایران باید به حرکت جمعی تبدیل شود
در ادامه هادی قاسمی، رئیس سازمان بسیج دانشجویی، با بیان اینکه اقتصاد مقاومتی بهعنوان چارچوب اقتصادی انقلاب اسلامی برای مواجهه با تکانهها و تهدیدها مطرح شده است، گفت: شرایط فعلی همان مقطعی است که این ایده باید از سطح نظری و تخصصی فراتر برود و در میدان اداره کشور نقشآفرینی کند. همانگونه که برخی ایدههای دفاعی طی سالها به ظرفیت عملی تبدیل شدند، اقتصاد مقاومتی نیز امروز باید بتواند توان کشور را در برابر فشارهای اقتصادی و تحولات نظم جدید تقویت کند.
وی تاکید کرد: مرحله کنونی بیش از تولید طرحهای تخصصی جدید، نیازمند «بسیج عمومی» اندیشهها، اندیشکدهها و ظرفیتهای اجتماعی حول اقتصاد مقاومتی است. این مفهوم هنوز به اندازه کافی از فضای اندیشکدهای خارج نشده و در ذهن و فرهنگ عمومی جامعه جای نگرفته است؛ در حالی که تجربههایی مانند معرفی دستاوردهای صنعتی نشان میدهد روایت و تبیین درست ظرفیتهای کشور میتواند هم جامعه و هم خود کنشگران اقتصادی را نسبت به امکان پیشرفت امیدوارتر و فعالتر کند.
رئیس سازمان بسیج دانشجویی در جمعبندی پیشنهاد کرد: اندیشکده اقتصاد مقاومتی که سوابق بسیار ارزشمندی در کارنامه خود دارد و در حل مسائل کشور طی سالیان مختلف اثرگذار بوده، باید نقش «شتابدهنده» و حلقه میانی را برای ائتلاف و جهتدهی به مجموعههای مختلف بر عهده بگیرد و نسبت دانشگاهها، اندیشکدهها و دستگاههای فرهنگی با اقتصاد مقاومتی را مشخص کند.
وی با اعلام آمادگی بسیج دانشجویی برای همکاری در این مسیر تاکید کرد: در شرایط فعلی لازم است برای مجموعههای مختلف نقش مشخص تعریف شود و از طریق یک حرکت منسجم فکری و اجتماعی، بازآفرینی قدرت ایران در نظم نوین جهانی، به یک گفتمان غالب و برنامه عملی تبدیل شود.
انتهای پیام/ دولت و حکمرانی

















