به گزارش مسیر اقتصاد چین با کمتر از ۹ درصد زمینهای قابل کشت جهان و سهمی کمتر از منابع آب شیرین، غذای حدود ۲۰ درصد جمعیت جهان را تأمین میکند. فشارهای ژئوپلیتیکی، تغییرات اقلیمی و تنشهای تجاری، محدودیتهای ساختاری کشاورزی این کشور را تشدید کرده است؛ بهویژه در محصولاتی مانند سویا که وابستگی چین به واردات آن از ۸۰ درصد فراتر میرود. پکن برای پاسخ به این وضعیت، فناوری را به محور اصلی برنامه جدید نوسازی کشاورزی و روستایی در دوره ۲۰۲۶ تا ۲۰۳۰ تبدیل کرده است. با این حال، پرسش اصلی این است که این برنامه تا چه اندازه میتواند به کشاورزان خردهمالکی برسد که بخش بزرگی از نظام کشاورزی چین را تشکیل میدهند.
فناوری در مرکز برنامه جدید کشاورزی چین
برنامه جدید چین دو هدف اصلی را دنبال میکند. نخست، افزایش ظرفیت تولید غلات از حدود ۷۱۵ میلیون تن در سال ۲۰۲۵ به حدود ۷۲۵ میلیون تن تا سال ۲۰۳۰؛ دوم، رساندن نرخ قبولی محصولات کشاورزی در بازرسیهای کیفیت و ایمنی به دستکم ۹۸ درصد. در کنار این اهداف، پکن قصد دارد سهم پیشرفت علمی و فناورانه در رشد کشاورزی را از بیش از ۶۴ درصد در سال ۲۰۲۵ به ۶۷ درصد تا سال ۲۰۳۰ افزایش دهد.
در این برنامه، توسعه اصلاح نژاد هوشمند، ماشینآلات کشاورزی با انرژی نو، اقتصاد کشاورزی هوایی و پهپادی، تولید زیستی کشاورزی، غذاهای نوین و استفاده از هوش مصنوعی در تولید و مدیریت در اولویت قرار گرفته است. این جهتگیری نشان میدهد چین در سیاست کشاورزی خود از افزایش نهادهها به سمت افزایش بهرهوری از مسیر فناوری، ارتقای صنعتی و یکپارچهسازی دیجیتال حرکت میکند.
مسیر متفاوت استانها در نوسازی کشاورزی
برنامه ملی چین اهداف کلی را تعیین کرده، اما اجرای آن در استانهای مختلف مسیر یکسانی ندارد. برنامه مکملی که در ژانویه ۲۰۲۶ از سوی وزارت کشاورزی و امور روستایی، وزارت دارایی و کمیسیون ملی توسعه و اصلاحات منتشر شد، ایجاد حداکثر ۵۰۰ منطقه نمایشی نوسازی کشاورزی تا سال ۲۰۳۰ را در دستور کار قرار داد. این مناطق در شش حوزه از جمله صنعت غلات، دامپروری و آبزیپروری، صنایع تخصصی، کشاورزی هوشمند، کشاورزی شهری و کشاورزی دیم تعریف شدهاند.
هیلونگجیانگ، بهعنوان بزرگترین تولیدکننده غلات چین، نمونه استانی است که به دلیل زمینهای گسترده و کشاورزی مکانیزه، ظرفیت بالایی برای جذب سرمایه و فناوری دارد. این استان بیش از ۱۱ درصد تولید غلات چین را بر عهده دارد و برنامههای ملی در زمینه مکانیزاسیون، حفاظت از خاک سیاه و توسعه آبیاری با مسیر فعلی آن همسو است.
در مقابل، ژجیانگ بهعنوان قطب کشاورزی هوشمند شناخته میشود. این استان برخوردار و ساحلی، محل آزمایش سیاستهای کشاورزی دیجیتال، کارخانههای کشاورزی هوشمند و مزارع آینده است. اما یوننان تصویر متفاوتی ارائه میدهد؛ ۹۴ درصد مساحت این استان کوهستانی است و زمینهای کشاورزی آن پراکنده و خرد هستند. به همین دلیل، مکانیزاسیون گسترده در این استان دشوارتر است و نرخ مکانیزاسیون آن فاصله محسوسی با میانگین ملی دارد.
خردهمالکان؛ حلقه ضعیف برنامه پکن
مسئله اصلی برنامه کشاورزی چین در همین تفاوتها آشکار میشود. حدود ۲۳۰ میلیون خانوار کشاورز خردهمالک نزدیک به ۷۰ درصد زمینهای زیر کشت چین را مدیریت میکنند. بنابراین، افزایش بهرهوری، مکانیزاسیون و دیجیتالیسازی زمانی اثر فراگیر خواهد داشت که به این جامعه گسترده و پراکنده برسد.
استان گوئیژو نمونهای از الگوی سازگارتر با خردهمالکان است. این استان به دلیل کوهستانی بودن و پراکندگی زمینها توان رقابت در تولید غلات را ندارد، اما صنعت قارچ خوراکی را به یکی از محورهای کشاورزی خود تبدیل کرده و در سال ۲۰۲۳ حدود ۲۷ میلیارد یوان ارزش تولید ایجاد کرده است. بخش مهمی از این فعالیتها با الگوی «شرکت، تعاونی، خانوار و پایگاه تولید» پیش رفته است؛ الگویی که به کشاورزان خرد اجازه میدهد بدون یکپارچهسازی زمینها، وارد زنجیرههای تجاری شوند.
با این حال، برنامه جدید چین با یک تنش جدی روبهروست. از یک سو، بر ادغام کشاورزان خردهمالک در توسعه کشاورزی نو از مسیر مزارع خانوادگی، تعاونیها و خدمات کشاورزی تأکید میکند. از سوی دیگر، گسترش بهرهبرداریهای متوسط، ماشینآلات هوشمند و کشاورزی دیجیتال میتواند خروج کشاورزان کوچک و سالخورده از چرخه تولید را سرعت ببخشد.
شبکه خدمات؛ راهحل دشوار برای زمینهای خرد
یکی از راهکارهای پیشنهادی برای حل این مشکل، نوسازی مبتنی بر خدمات است. بر اساس این رویکرد، چین به یکپارچهسازی گسترده زمینها نیاز ندارد و میتواند از طریق سازمانهای خدماتمحور، فناوریهای نوین را در اختیار کشاورزان خردهمالک قرار دهد. در این الگو، کشاورزان مالکیت و بهرهبرداری از زمینهای خود را حفظ میکنند، اما از خدمات فنی، دادهای، مکانیزه و مدیریتی بهرهمند میشوند.
اجرای این ایده ساده نیست. ارائه خدماتی مانند تشخیص مبتنی بر هوش مصنوعی یا مدیریت دیجیتال تولید در میلیونها قطعه زمین پراکنده، بسیار دشوارتر از کار با شرکتهای بزرگ و بهرهبرداران سرمایهدار است. افزون بر این، شواهد مناطق روستایی چین نشان میدهد یارانهها و حمایتها گاهی بیشتر به نفع بهرهبرداران بزرگ و نخبگان محلی جذب میشود. در مقابل، مطالعات جدید نشان میدهد هدفمندتر شدن حمایتها به سود خردهمالکان میتواند منافع رفاهی خانوارهای فقیرتر را به شکل قابل توجهی افزایش دهد.
شکاف دیجیتال و مالی در مسیر کشاورزی هوشمند
چالش دیگر، ساختار جمعیتی و مالی کشاورزان چینی است. میانگین سنی نیروی کار کشاورزی در چین به بیش از ۵۳ سال رسیده و بیش از یکسوم آنها ۵۵ سال یا بیشتر دارند. همچنین پیشبینی میشود سهم اشتغال کشاورزی از کل نیروی کار تا سال ۲۰۵۰ به حدود ۴ درصد کاهش یابد. کمبود منابع مالی نیز مانع مهمی است؛ نزدیک به یکپنجم مزارع خانوادگی با شکاف تأمین مالی روبهرو هستند و همین مسئله توان آنها برای پذیرش فناوریهای جدید را محدود میکند.
شکاف دیجیتال نیز نابرابری را تشدید میکند. در حالی که جمعیت روستایی حدود یکسوم جمعیت چین را تشکیل میدهد، سهم کاربران اینترنت روستایی از کل کاربران تا میانه سال ۲۰۲۴ کمتر از ۲۸ درصد بوده است. تجربه استانهای مختلف نشان میدهد توسعه زیرساخت دیجیتال نیز معمولاً در مناطقی اثر بیشتری دارد که از قبل برخوردارتر و متصلتر بودهاند.
بر این اساس، برنامه فناورانه چین برای کشاورزی با یک آزمون جدی روبهروست. پکن میتواند با اتکا به استانهای پیشرفته، شاخصهای ملی بهرهوری و فناوری را بهبود دهد؛ اما تحقق نوسازی فراگیر به رساندن فناوری، سرمایه و خدمات به کشاورزان خردهمالک وابسته است. در غیر این صورت، کشاورزی هوشمند به جای کاهش شکافها، مسیرهای نابرابر توسعه کشاورزی در استانهای مختلف چین را تثبیت خواهد کرد.
منبع: thinkchina
انتهای پیام/ کشاورزی

