۱۷ خرداد ۱۴۰۵

مسیر اقتصاد؛ رسانه تصمیم‌سازان اقتصاد ایران

شناسه: ۲۲۵۱۸۴ ۱۷ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۴:۴۰ دسته: دولت و حکمرانی کارشناس: میرهادی رهگشای
۰

همزمان با ادامه بن‌بست ایران و آمریکا در تنگه هرمز، برخی از ضرورت رفع یا تخفیف تحریم‌ها در برابر افزایش عبور و مرور از این آبراه سخن گفته‌اند. اما شواهد اخیر نشان می‌دهد آمریکا نه تمایلی به رفع تحریم‌ها در برابر تنگه هرمز دارد و نه دولت این کشور اختیار کامل برای لغو بخش اصلی تحریم‌ها را در دست دارد. از همین رو، ایران نباید کنترل خود بر تنگه هرمز، عوارض عبور و هزینه‌های امنیتی را در برابر وعده‌های محدود و قابل بازگشت واشنگتن واگذار کند. راهبرد درست، افزایش مرحله‌ای عبور و مرور برای کشورهایی است که در قالب توافق‌های دوجانبه، منافع اقتصادی، مالی و تجاری مشخصی برای ایران می‌پذیرند.

مسیر اقتصاد/ تنگه هرمز در ماه‌های اخیر به یکی از مهم‌ترین اهرم‌های ایران در برابر فشار آمریکا تبدیل شده است. ایران با کنترل این آبراه، هزینه جنگ و محاصره را به بازار جهانی انرژی و تجارت منتقل کرده و آمریکا نیز با محاصره دریایی تلاش کرده است ایران را از منافع این تنگه محروم کند. در چنین وضعیتی، طبیعی است که یکی از محورهای مذاکرات، چگونگی بازگشت بخشی از عبور و مرور دریایی به وضعیت پایدارتر باشد. اما پرسش اصلی این است که ایران در برابر افزایش عبور از هرمز چه باید بخواهد و چه چیزی را نباید واگذار کند.

اشتباه راهبردی آن است که تنگه هرمز در برابر وعده رفع تحریم‌های آمریکا معامله شود. تحریم‌ها برای واشنگتن ابزار اصلی فشار اقتصادی علیه ایران است و اگر این ابزار را مؤثر بداند، تا رسیدن به خواسته‌های خود داوطلبانه از آن چشم‌پوشی نمی‌کند. اگر هم در مقطعی بخشی از تحریم‌ها را تعلیق کند، این تعلیق می‌تواند با بهانه‌ای تازه دوباره بازگردد. تحریم قابل بازگشت، برای فعال اقتصادی خارجی ضمانت نمی‌سازد و نمی‌تواند پایه تعامل پایدار ایران با بانک‌ها، بیمه‌گران، شرکت‌های کشتیرانی یا خریداران انرژی باشد.

مشکل فقط بی‌اعتمادی سیاسی نیست. بخش مهمی از تحریم‌های ایران در ساختار حقوقی و قانونی آمریکا تثبیت شده و در اختیار کامل دولت مستقر نیست. رئیس‌جمهور آمریکا می‌تواند در برخی موارد معافیت، تعلیق یا مجوز محدود صادر کند، اما بخش بزرگی از تحریم‌ها به قوانین کنگره، سازِکارهای چندلایه تحریم ثانویه و پرونده‌های مختلفی مانند هسته‌ای، موشکی، منطقه‌ای و حقوق بشری گره خورده است. همین موضوع باعث می‌شود حتی وعده‌های محدود کاخ سفید نیز برای اقتصاد ایران و شرکای خارجی آن ارزش عملی محدودی داشته باشد.

آمریکا تحریم را با هرمز معامله نمی‌کند

آخرین مواضع مقام‌های آمریکایی نیز نشان می‌دهد واشنگتن اساساً حاضر نیست بازگشایی یا افزایش عبور از تنگه هرمز را با رفع تحریم‌ها معامله کند. مقام‌های دولت آمریکا تأکید کرده‌اند که هرگونه تخفیف تحریمی باید به موضوعات دیگری مانند برنامه هسته‌ای ایران گره بخورد، نه فقط به عبور و مرور در هرمز. این یعنی آمریکا می‌خواهد اهرم هرمز را ذیل پرونده‌های گسترده‌تر ببرد و در برابر آن، فقط امتیازهایی مشروط، محدود و قابل بازگشت ارائه کند.

همزمان، نشانه‌های رفتاری آمریکا نیز از کاهش فشار حکایت ندارد. حتی در میانه مذاکرات، مسیر فشار اقتصادی ادامه داشته و بحث‌هایی درباره دارایی‌های مسدودشده ایران، محدودیت صادرات نفت و استفاده از دارایی‌های ایران برای اهداف دیگر مطرح شده است. چنین رفتاری نشان می‌دهد واشنگتن در حال آماده‌سازی عقب‌نشینی واقعی از تحریم‌ها نیست؛ بلکه می‌کوشد از بحران هرمز برای گرفتن امتیاز بیشتر استفاده کند.

بنابراین اگر ایران عبور و مرور از تنگه هرمز را در برابر وعده‌هایی مبهم درباره تحریم آزاد کند، اهرمی واقعی را با امتیازی ناپایدار معاوضه کرده است. این همان خطایی است که باید از آن پرهیز شود. هرمز یک اهرم عینی، فوری و اثرگذار است؛ اما رفع تحریم از سوی آمریکا نه فوری است، نه کامل، نه پایدار و نه در اختیار دولت این کشور.

کنترل هرمز باید حفظ شود

نکته مهم دیگر اینکه افزایش عبور و مرور باید مشروط باشد. کشورهایی که به امنیت انرژی و تجارت از مسیر هرمز نیاز دارند، می‌توانند در قالب توافق‌های دوجانبه از عبور ایمن‌تر و پایدارتر برخوردار شوند، اما در برابر آن باید تعهدات روشن اقتصادی و مالی بپذیرند. این تعهدات می‌تواند شامل خرید انرژی، سرمایه‌گذاری، همکاری بانکی، بیمه کشتیرانی، توسعه بنادر، تجارت رسمی و مشارکت در پروژه‌های زیرساختی باشد.

چنین مدلی تفاوت مهمی با بازگشایی یک‌طرفه دارد. در بازگشایی یک‌طرفه، ایران فقط فشار بازار جهانی را کم می‌کند و در برابر آن وعده می‌گیرد. در عبور مشروط، ایران بخشی از امنیت راهگذر را به خدمت قراردادسازی اقتصادی درمی‌آورد. در این حالت، هرمز از ابزار بحران به پایه یک نظم اقتصادی و امنیتی جدید تبدیل می‌شود.

طرف مذاکره فقط آمریکا نیست

اشتباه دیگر آن است که تنگه هرمز فقط مسئله‌ای میان ایران و آمریکا دیده شود. ذی‌نفعان واقعی این آبراه، مجموعه‌ای گسترده از کشورها و شرکت‌ها هستند: چین، هند، کشورهای جنوب آسیا، ژاپن، کره جنوبی، واردکنندگان انرژی، کشورهای خلیج فارس، بیمه‌گران و شرکت‌های کشتیرانی. آمریکا یکی از طرف‌های اثرگذار است، اما تنها طرف ذی‌نفع نیست.

ایران باید مذاکره با این کشورها را به مسیر اصلی تبدیل کند. چین و هند، به دلیل نیاز انرژی و وزن اقتصادی، می‌توانند در اولویت باشند. کشورهای جنوب آسیا از امنیت انرژی و غذایی متاثر می‌شوند. ژاپن و کره جنوبی اگرچه از نظر امنیتی به آمریکا نزدیک‌اند، اما وابستگی جدی به انرژی عبوری از تنگه هرمز دارند. کشورهای خلیج فارس نیز از تداوم بحران در این آبراه آسیب می‌بینند و می‌توانند در قالب گفت‌وگوهای منطقه‌ای وارد معادله شوند.

اگر ایران بتواند با این کشورها توافق‌های مرحله‌بندی‌شده بسازد، آمریکا دیگر فقط با مطالبه تهران روبه‌رو نخواهد بود؛ با شبکه‌ای از منافع انرژی، مالی و تجاری مواجه می‌شود که ادامه فشار را برای واشنگتن پرهزینه‌تر می‌کند. در این وضعیت، افزایش عبور از هرمز دیگر امتیازی به آمریکا نیست؛ بخشی از قرارداد ایران با ذی‌نفعانی است که از امنیت این تنگه سود می‌برند.

خنثی‌سازی تحریم به جای انتظار برای رفع آن

تجربه سال‌های اخیر نشان داده تکیه بر رفع تحریم از سوی آمریکا، اقتصاد ایران را در وضعیت انتظار نگه می‌دارد. حتی اگر مذاکرات به تخفیف‌های محدود منجر شود، بازگشت‌پذیری تحریم‌ها مانع شکل‌گیری رابطه اقتصادی پایدار خواهد شد. مسیر مؤثرتر، خنثی‌سازی تحریم از راه ساختن پیوندهای واقعی با کشورهایی است که به تعامل با ایران نیاز دارند.

تنگه هرمز می‌تواند در این مسیر نقش محوری داشته باشد. ایران می‌تواند امنیت عبور را به تعهدات اقتصادی پیوند بزند و به جای انتظار برای رفع تحریم از سوی واشنگتن، شبکه‌ای از توافق‌های دوجانبه و منطقه‌ای بسازد. این توافق‌ها باید محدود، قابل سنجش، مرحله‌ای و قابل بازنگری باشند. هر کشور به اندازه تعهد خود، از افزایش عبور و اطمینان بیشتر برخوردار شود؛ و هر اقدام خصمانه، حق تعلیق یا بازنگری را برای ایران فعال کند.

چنین راهبردی به معنای کنار گذاشتن مذاکره با آمریکا نیست. مذاکره با واشنگتن می‌تواند ادامه داشته باشد، اما نباید محور اصلی سیاست ایران شود. محور اصلی باید استفاده فعال از اهرم هرمز برای ساختن منافع مشترک با ذی‌نفعان واقعی این تنگه باشد. آمریکا از تحریم به عنوان ابزار فشار استفاده می‌کند؛ ایران نیز باید از موقعیت ژئوپلیتیکی خود برای ساختن ابزار فشار و امتیاز اقتصادی بهره بگیرد.

تنگه هرمز نباید در برابر وعده‌های تحریمی معامله شود. آنچه می‌تواند موضوع مذاکره باشد، افزایش مدیریت‌شده عبور و مرور در برابر تعهدات اقتصادی مشخص است. کنترل ایران بر تنگه، دریافت عوارض یا هزینه‌های امنیتی و امکان بازگشت محدودیت‌ها باید پابرجا بماند. تنها در چنین چارچوبی است که هرمز از یک اهرم موقت در بحران، به ابزار پایدار بازدارندگی و تعامل اقتصادی ایران تبدیل خواهد شد.

انتهای پیام/ دولت و حکمرانی



جهت احترام به مخاطبان فرهیخته، نظرات بدون بازبینی منتشر می شود. لطفا نظرات خود را جهت تعميق و گسترش بحث ارائه نمایید. نظرات حاوی توهين، افترا و تهمت به ديگران پاک می شود.