۰۲ خرداد ۱۴۰۵

مسیر اقتصاد؛ رسانه تصمیم‌سازان اقتصاد ایران

شناسه: ۲۲۴۴۸۵ ۰۲ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۸:۴۰ دسته: تجارت و دیپلماسی کارشناس: علی نیک‌زاد
۰

رشد سریع زرادخانه هسته‌ای چین، نظم هسته‌ای مبتنی بر رقابت آمریکا و روسیه را به سمت ساختاری سه‌قطبی سوق داده است. برآوردهای رسمی آمریکا نشان می‌دهد چین از سال ۲۰۱۹ ذخایر کلاهک‌های هسته‌ای خود را به‌شدت افزایش داده و در مسیر دستیابی به بیش از ۱۰۰۰ کلاهک تا سال ۲۰۳۰ قرار دارد. پکن این روند را پاسخی به برتری نظامی آمریکا و نگرانی از استفاده واشنگتن از فشار خارجی می‌داند؛ اما آمریکا نگران است چین در بحران‌هایی مانند تایوان از سیاست اعلامی خود درباره استفاده نکردن نخست از سلاح هسته‌ای فاصله بگیرد. در این شرایط، توسعه بیشتر زرادخانه هسته‌ای آمریکا می‌تواند منابع لازم برای تقویت توان متعارف را هدر دهد و دو قدرت را وارد مارپیچی کند که بیش از بازدارندگی، خطر محاسبه اشتباه و تشدید بحران را افزایش می‌دهد.

به گزارش مسیر اقتصاد بر اساس تحلیل منتشرشده در فارن افرز، چین طی دهه گذشته به‌تدریج در حال بازتعریف نظم هسته‌ای جهان بوده است. طبق ارزیابی‌های رسمی دولت آمریکا، پکن از سال ۲۰۱۹ تاکنون ذخایر کلاهک‌های هسته‌ای خود را حدود سه برابر کرده و همزمان توانمندی‌های اتمی خود را در زمین، هوا و دریا گسترش داده است. این روند، نگرانی واشنگتن را از پایان نظم هسته‌ای دوقطبی، که بر محور آمریکا و روسیه شکل گرفته بود، افزایش داده و بحث درباره ورود جهان به رقابت هسته‌ای سه‌قطبی را جدی‌تر کرده است.

چین چرا زرادخانه هسته‌ای خود را گسترش می‌دهد؟

ریشه توسعه هسته‌ای چین را باید پیش از هر چیز در برداشت پکن از تهدیدهای خارجی، به‌ویژه از سوی آمریکا، جست‌وجو کرد. چین نگران است برتری نظامی واشنگتن، آمریکا را به استفاده از آسیب‌پذیری‌های داخلی و منطقه‌ای پکن تشویق کند. برداشت چین از رفتار آمریکا در کشورهایی مانند ایران و ونزوئلا نیز این ذهنیت را تقویت کرده که واشنگتن همچنان از فشار خارجی برای تغییر رفتار یا تضعیف حکومت‌های رقیب استفاده می‌کند.

از نگاه پکن، رابطه پایدار میان چین و آمریکا زمانی شکل می‌گیرد که واشنگتن چین را قدرتی هم‌تراز ببیند. در این چارچوب، بازدارندگی هسته‌ای نیرومند، ابزاری برای وادار کردن آمریکا به پذیرش جایگاه چین تلقی می‌شود.

عامل دیگر، فضای کلی رقابت هسته‌ای جهان است. بیشتر قدرت‌های هسته‌ای عضو دائم شورای امنیت، در حال نوسازی یا بازتنظیم توان هسته‌ای خود هستند و همین روند، هزینه سیاسی توسعه زرادخانه چین را کاهش می‌دهد. در داخل چین نیز پاکسازی‌ها و پرونده‌های فساد در نیروی راکتی، فضای احتیاط را در ارتش تقویت کرده و حمایت از ابتکارهای پرریسک مانند شفافیت هسته‌ای یا کنترل تسلیحات را دشوارتر کرده است.

شکاف ادراکی و خطر شلیک اول

بزرگ‌ترین چالش در مسیر ثبات هسته‌ای، بدبینی دو طرف نسبت به امکان استفاده نخست از سلاح هسته‌ای است. هیچ‌کدام از دو کشور آشکارا خواهان جنگ هسته‌ای نیستند، اما سوءظن متقابل می‌تواند آن‌ها را وارد مارپیچی خطرناک کند.

چین تأکید دارد به سیاست دیرینه خود مبنی بر استفاده نکردن نخست از سلاح هسته‌ای پایبند است. پکن به رشد توان متعارف خود در شرق آسیا اتکا دارد و زرادخانه هسته‌ای را بیشتر ابزاری برای جلوگیری از ورود آمریکا به سطوح بالاتر تشدید تنش می‌داند. با این حال، تحلیلگران چینی نگرانند که آمریکا در صورت احساس ضعف در یک جنگ متعارف، به گزینه هسته‌ای نزدیک شود.

در مقابل، واشنگتن نگران است چین در بحران‌هایی مانند تایوان، در عمل از سیاست اعلامی خود فاصله بگیرد. ابهام درباره سامانه‌هایی با کاربرد دوگانه، مانند موشک‌های میان‌برد DF-۲۶، این نگرانی را تشدید کرده است. آمریکا همچنین نگران اقداماتی است که ممکن است از نظر فنی جنگ هسته‌ای تمام‌عیار محسوب نشود، اما آثار راهبردی گسترده داشته باشد؛ مانند آزمایش هسته‌ای تاکتیکی در زمان جنگ یا انفجار در ارتفاع بالا برای از کار انداختن تجهیزات الکترونیکی.

هزینه اقتصادی رقابت هسته‌ای برای آمریکا

رقابت هسته‌ای چین و آمریکا فقط مسئله‌ای امنیتی نیست. این رقابت می‌تواند منابع مالی و صنعتی عظیمی را به سمت توسعه زرادخانه‌هایی ببرد که در بسیاری از سناریوهای واقعی، کارکرد عملی محدودی دارند. بحران اصلی آمریکا در شرق آسیا، به‌ویژه در پرونده تایوان، بیش از آنکه هسته‌ای باشد، متعارف، منطقه‌ای و فناورانه است.

از این زاویه، افزایش بی‌پایان زرادخانه هسته‌ای آمریکا لزوماً پاسخ مناسبی به رشد توان چین نیست. اگر واشنگتن منابع حیاتی خود را صرف رقابت عددی در حوزه هسته‌ای کند، ممکن است از تقویت توان متعارف، دفاع موشکی، زیرساخت صنعتی، فناوری‌های نو و زنجیره‌های تأمین دفاعی بازبماند؛ حوزه‌هایی که در بحران واقعی با چین تعیین‌کننده‌تر خواهند بود.

دیپلماسی کنترل تسلیحات از کجا آغاز شود؟

با وجود فضای بدبینی، هنوز مسیرهایی برای کاهش خطر وجود دارد. نخستین گام، تمرکز بر پیشگیری از استفاده هسته‌ای پیش از وقوع بحران است. واشنگتن نباید فقط به مدیریت بحران پس از آغاز تنش فکر کند، بلکه باید از اکنون قواعدی برای کاهش خطر سوءبرداشت و شلیک نخست تعریف کند.

دوم، گفت‌وگوهای دو طرف باید از بیانیه‌های کلی فراتر برود و روی شفافیت درباره تسلیحات کوتاه‌برد و سامانه‌های دوگانه متمرکز شود؛ همان تجهیزاتی که در شرایط بحران بیشترین ظرفیت را برای خطای محاسباتی دارند. سوم، آمریکا می‌تواند کاهش استقرار تسلیحات هسته‌ای تاکتیکی خود در آسیا ـ اقیانوسیه را به محدودیت‌های مشابه از سوی چین پیوند بزند.

تجربه تاریخی نشان می‌دهد هرگاه یک قدرت بزرگ در حوزه متعارف احساس ضعف کند، ممکن است بیشتر به ابزارهای هسته‌ای تکیه کند. آمریکا اگر می‌خواهد این چرخه را تکرار نکند، باید به جای ورود به مسابقه عددی با چین، بر حفظ برتری متعارف، افزایش هزینه سیاسی تهدید هسته‌ای و ایجاد سازوکارهای محدود اما واقعی کنترل تسلیحات تمرکز کند. در غیر این صورت، رقابت هسته‌ای واشنگتن و پکن نه بازدارندگی پایدار، بلکه جهانی ناامن‌تر و پرهزینه‌تر ایجاد خواهد کرد.

منبع: فارن افرز

انتهای پیام/ تجارت و دیپلماسی



جهت احترام به مخاطبان فرهیخته، نظرات بدون بازبینی منتشر می شود. لطفا نظرات خود را جهت تعميق و گسترش بحث ارائه نمایید. نظرات حاوی توهين، افترا و تهمت به ديگران پاک می شود.