۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۵

مسیر اقتصاد؛ رسانه تصمیم‌سازان اقتصاد ایران

شناسه: ۲۲۴۳۳۳ ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۶:۲۰ دسته: دولت و حکمرانی کارشناس: میرهادی رهگشای
۰

با وجود افزایش گمانه‌زنی‌ها درباره حمله دوباره آمریکا به ایران، آرایش نظامی واشنگتن را نباید به‌تنهایی نشانه آغاز قریب‌الوقوع جنگ دانست. گزارش‌های رویترز نشان می‌دهد کاخ سفید همزمان با بررسی گزینه‌های نظامی، همچنان مسیر مذاکره برای پایان جنگ و بازگشایی تنگه هرمز را دنبال می‌کند. ترامپ اکنون میان دو گزینه پرهزینه گرفتار شده است: از یک سو، پذیرش نرمش در مذاکره و دادن امتیاز به ایران، از جمله پذیرش نقش تهران در کنترل معادله تنگه هرمز؛ و از سوی دیگر، تشدید تنش و اقدام نظامی دوباره که می‌تواند پاسخ گسترده ایران، اختلال در انرژی و افزایش هزینه‌های جهانی جنگ را به همراه داشته باشد. از این منظر، سناریوی پایه در کوتاه‌مدت نه جنگ فراگیر، بلکه تلاش پرتنش آمریکا برای رسیدن به توافقی حداقلی با ایران است.

مسیر اقتصاد/ در روزهای اخیر، برخی رسانه‌ها با استناد به آرایش نظامی آمریکا در منطقه، احتمال حمله قریب‌الوقوع به ایران را برجسته کرده‌اند. این نشانه‌ها را باید جدی گرفت، اما تفسیر آن‌ها به‌عنوان تصمیم قطعی واشنگتن برای آغاز دور تازه جنگ، دقیق نیست. آمریکا در حال افزایش فشار نظامی و روانی است، اما همزمان می‌داند که حمله مجدد الزاماً گره اصلی بحران را باز نمی‌کند.

گزینه مطلوب آمریکا؛ بازگشایی هرمز بدون امتیاز بزرگ

داده‌های تازه رویترز نشان می‌دهد کانال مذاکره همچنان فعال است. پاکستان پیشنهاد اصلاح‌شده ایران برای پایان جنگ را به آمریکا منتقل کرده و دو طرف، هرچند با فاصله زیاد، درباره چارچوبی برای توقف درگیری و بازگشایی تنگه هرمز در حال رایزنی هستند. خواسته‌های ایران شامل پایان خصومت‌ها، رفع محاصره دریایی، تضمین عدم حمله دوباره، دریافت خسارت جنگ و ازسرگیری فروش نفت است؛ در مقابل، آمریکا خواهان باز شدن هرمز و محدودیت بر برنامه هسته‌ای ایران است.

همین وضعیت نشان می‌دهد مطلوب‌ترین گزینه برای آمریکا، باز شدن هرمز از مسیر مذاکره است؛ آن هم مذاکره‌ای که واشنگتن تلاش می‌کند در آن امتیاز بزرگی ندهد. اما مشکل اینجاست که ایران پس از تجربه جنگ و بسته شدن هرمز، موقعیت چانه‌زنی خود را متفاوت از گذشته می‌بیند و بعید است مانند یک دهه قبل به وعده‌های آمریکا اعتماد کند. از این رو گره اصلی توافق، بیش از آنکه نبود کانال گفت‌وگو باشد، فاصله زیاد طرفین درباره تضمین‌ها و امتیازهاست.

جنگ، هزینه بحران را کمتر نمی‌کند

اگر هدف واشنگتن از فشار نظامی، وادار کردن ایران به عقب‌نشینی سریع بود، نتیجه جنگ اخیر چنین هدفی را تأمین نکرد. تنگه هرمز همچنان محور اصلی بحران است و هزینه جنگ از سطح نظامی فراتر رفته است. رویترز در تحلیلی تازه برآورد کرده جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران تاکنون دست‌کم ۲۵ میلیارد دلار به شرکت‌های جهانی هزینه تحمیل کرده و ۲۷۹ شرکت در آمریکا، اروپا و آسیا را ناچار به اقداماتی مانند افزایش قیمت، کاهش تولید، درخواست کمک دولتی یا تعلیق برخی برنامه‌های مالی کرده است. خطوط هوایی، صنایع وابسته به انرژی و شرکت‌های متکی به زنجیره‌های تأمین جهانی بیشترین آسیب را دیده‌اند.

این ارقام برای آمریکا دو پیام دارد. از یک سو، ادامه بسته ماندن هرمز و تداوم جنگ برای اقتصاد جهانی و مصرف‌کننده آمریکایی قابل تحمل نیست. از سوی دیگر، حمله دوباره می‌تواند همین هزینه‌ها را تشدید کند. ایران نشان داده در برابر فشار نظامی، فقط به میدان مستقیم پاسخ نمی‌دهد، بلکه می‌تواند هزینه جنگ را به متحدان منطقه‌ای آمریکا، امنیت انرژی، کشتیرانی و بازارهای جهانی منتقل کند.

گزینه نظامی روی میز است، اما الزاماً سناریوی پایه نیست

البته این تحلیل به معنای نادیده گرفتن خطر جنگ نیست. رویترز به نقل از گزارش Axios خبر داده ترامپ قرار است با مشاوران امنیت ملی خود در اتاق وضعیت کاخ سفید درباره گزینه‌های نظامی علیه ایران رایزنی کند. همین خبر نشان می‌دهد واشنگتن همچنان گزینه حمله را به‌عنوان ابزار فشار و شاید اقدام محدود نگه داشته است؛ هرچند رویترز تأکید کرده این گزارش را مستقلاً تأیید نکرده است.

بنابراین خطر اصلی در کوتاه‌مدت، نه الزاماً آغاز جنگ فراگیر، بلکه حرکت در مرز باریک میان فشار نظامی، تهدید رسانه‌ای، عملیات محدود و مذاکره فرسایشی است. آمریکا می‌خواهد ایران را بدون پرداخت امتیاز جدی به بازگشایی هرمز وادار کند؛ اما حمله نظامی دوباره، به احتمال زیاد همان مشکلی را تشدید می‌کند که واشنگتن در پی حل آن است.

بن‌بست واقعی در سیاست است نه میدان جنگ

ترامپ پس از ناکامی در وادار کردن ایران به عقب‌نشینی سریع، ناچار است به توافقی فکر کند که احتمالاً از مطالبات اولیه آمریکا فاصله دارد. این توافق ممکن است از نگاه واشنگتن کم‌دستاوردتر از انتظار اولیه باشد، اما جایگزین نظامی آن نیز پرهزینه‌تر است. ایران نیز با تکیه بر جایگاه تازه خود در معادله هرمز، حاضر نیست بدون تضمین معتبر و امتیاز واقعی، مسیر را برای بازگشت شرایط پیش از جنگ باز کند.

از این منظر، سناریوی پایه در یکی‌دو هفته آینده، حمله گسترده آمریکا نیست؛ بلکه ادامه فشار نظامی و رسانه‌ای برای وادار کردن ایران به توافقی حداقلی است. با این حال، گره اصلی اینجاست که ترامپ میان دو درد سیاسی و راهبردی گرفتار شده است: درد نرمش در مذاکره و پذیرش امتیازدهی به ایران، از جمله پذیرش نقش تعیین‌کننده تهران در کنترل تنگه هرمز و درد تشدید تنش‌ها و اقدام نظامی دوباره که می‌تواند با پاسخ گسترده ایران، حمله به متحدان منطقه‌ای آمریکا و اختلال دوباره در بازار انرژی همراه شود. با توجه به عزم ایران برای امتیاز ندادن بدون تضمین معتبر و تجربه جنگ اخیر که نشان داد تهران توان انتقال هزینه بحران به محیط منطقه‌ای و جهانی را دارد، به نظر می‌رسد در نهایت احتمال نرمش آمریکا در مسیر مذاکره بیش از آغاز یک جنگ گسترده تازه باشد.

انتهای پیام/ دولت و حکمرانی



جهت احترام به مخاطبان فرهیخته، نظرات بدون بازبینی منتشر می شود. لطفا نظرات خود را جهت تعميق و گسترش بحث ارائه نمایید. نظرات حاوی توهين، افترا و تهمت به ديگران پاک می شود.