به گزارش مسیر اقتصاد در نتیجه جنگ اوکراین، قیمت کالاهای اساسی مانند ذرت، گندم و سویا در سال اول درگیری تقریباً دو برابر شد و میلیونها نفر در سراسر جهان به سمت گرسنگی کشانده شدند. در ایالات متحده نیز یکی از دلایل افزایش تورم، مربوط به مواد غذایی در سال ۲۰۲۲ بود که به افزایش ۱۱.۴ درصدی قیمت مواد غذایی منجر شد. با این حال، چین نسبت به آمریکا و بسیاری از واردکنندگان غذا، فشار قیمتی محدودتری را تجربه کرد. تغییرات قیمت مواد غذایی چین در مدت مشابه بسیار پایینتر از ایالات متحده بوده است. از همین رو، توجهها به سمت سیاست غذایی چین جلب شد. اقتصاددانانی مانند ایزابلا وبر تأکید کردند که ذخایر راهبردی غذایی چین به جلوگیری از افزایش سرسامآور قیمت مواد غذایی در چین کمک کرد.
نقش دو شرکت دولتی چین در غلبه بر بحران غذایی
اکنون جهان با بحران دیگری در حوزه غذا و انرژی مواجه است که ناشی از جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران و اختلال در زنجیرههای تأمین در خلیج فارس است. با توجه به بحران جدید، بازنگری در موضوع امنیت غذایی چین، برای ارزیابی نقاط قوت آن عاقلانه به نظر میرسد. براساس برآوردها، درگیری کنونی در غرب آسیا میتواند تا ۴۵ میلیون نفر را به گرسنگی بکشاند، علاوه بر این صدها میلیون نفر گرسنگی را با شرایط وخیمتری روبهرو میکند، که نتیجه مستقیم جنگ تجاوزکارانه امپریالیستی ایالات متحده علیه ایران است. با این حال، در چین دولت فرماندهی اقتصاد را در اختیار دارد. یعنی شرکتهای دولتی (SOEs) صنایع مهم راهبردی را تحت کنترل خود دارند و آنها را به عنوان کسبوکارهایی در راستای اهداف اجتماعی اداره میکنند، برخلاف شرکتهایی که برای حداکثر کردن سود فصلی به نمایندگی از سهامداران تلاش میکنند.
در حوزه مواد غذایی نیز بزرگترین شرکتهای دولتی چین بر این راهبردی نظارت میکنند، گروه ذخایر غلات چین با نام «سینوگرین» و شرکت صنایع غذایی چین «کافکو» در این امر بسیار تاثیرگذار هستند. سینوگرین شرکت اصلی است که ذخایر غلات، روغنها، گوشتها، شکر و سایر کالاهای کشاورزی را مدیریت میکند. شرکت کافکو بر فرآوری، انبارداری، کاشت، حمل و نقل و ارسال مواد غذایی نظارت دارد. بنابراین، میتوان سینوگرین مقادیر واقعی مواد غذایی ذخیره شده را مدیریت میکند، و کافکو مواد غذایی را با قیمتهای کنترل شده پردازش، حمل و نقل، انبار و بین خرده فروشان مختلف توزیع میکند.
ذخایر دولتی و تعاونیها؛ شبکه پشتیبان توزیع غذا در چین
در اواخر سال ۲۰۲۲، این نهادها یک سرمایهگذاری مشترک به نام «شرکت یکپارچه ذخیره غلات چین» تشکیل دادند و تلاشهای خود را در راستای ایجاد شبکه راهبردی مواد غذایی ترکیب کردند. از طریق این سیستم، فرآیند ذخیره مواد غذایی و سپس فرآوری و عمدهفروشی آنها به طور کارآمد مدیریت میشود. این به معنای آن نیست که بخش خصوصی در چین وجود ندارد؛ در واقع، مزارع تعاونی نیز وجود دارند و تعداد زیادی از شرکتهای تجاری خصوصی، انتفاعی و غیرتعاونی در زمینه مواد غذایی فعالیت میکنند. با این حال، یک بخش دولتی به عنوان ناظر بر این نهادها عمل میکند. اگر مردم معتقدند که بخش خصوصی برای مایحتاج ضروری آنها هزینه اضافی دریافت میکند، میتوانند از طریق دولت مواد غذایی مورد نیاز خود را تهیه کنند.
علاوه بر این، اگر کمبود یا مشکلاتی در زنجیره تأمین وجود داشته باشد، دولت میتواند ذخایر را به فروش برساند و به عمدهفروشان و توزیعکنندگان مختلف اجازه دهد تا غلات را با قیمتی تضمینشده داشته باشند تا هم از جبران خسارت به کشاورزان اطمینان حاصل شود، و هم افزایش قیمت فشار زیادی به مصرفکنندگان وارد نکند. نهادهای دولتی مانند کافکو و سینوگرین میتوانند غلات را مستقیماً به تعاونیها بفروشند و هر زمان که قیمتها نیاز به تثبیت داشتند، تعاونیها را به عنوان خط مقدم زنجیره توزیع به مصرفکنندگان در اختیار داشته باشند.
برخی برآوردها از ظرفیت بسیار بالای ذخیرهسازی غلات در چین سخن میگویند؛ بهگونهای که ظرفیت انبارهای استاندارد این کشور از ۷۰۰ میلیون تن فراتر رفته و تولید سالانه غلات چین در سال ۲۰۲۴ نیز به حدود ۷۰۶.۵ میلیون تن رسیده است. این ارقام نشان میدهد پکن برای مدیریت شوکهای غذایی، فقط به واردات روزمره یا خرید لحظهای از بازار جهانی متکی نیست. این مقدار برای تغذیه جمعیت داخلی به مدت یک سال کافی است. با این ذخایر، چین میتواند مواد غذایی مورد نیاز را تامین کند.
تامین ذخایر کود برای جبران شرایط بحرانی
چین همچنین ذخایر کود به اندازه کافی دارد. این کشور دومین صادرکننده بزرگ کود در جهان چین و بزرگترین تولیدکنندگان آن شرکت دولتی سینوکم است. سینوکم همچنین زنجیرههای تأمین سایر اجزای زنجیره تولید کود را حفظ میکند و میتواند از ذخایر سایر بخشهای دولتی مانند شرکت نفتی سینوپک یا ذخایر راهبردی گوگرد برای اطمینان از افزایش تولید کود، در صورت بروز بحران، استفاده کند. در نتیجه، چین در موقعیتی قرار دارد که میتواند ذخایر کود را آزاد کند تا ذخایر غلات خود را افزایش و تولید داخلی را تقویت کند، به طوری که ذخایر غلات آن حتی بیشتر دوام بیاورند. این سیاستها نیازمند برنامهریزی عظیمی هستند که منطق بازار بهتنهایی توان تحمل چنین هزینهگذاری بلندمدتی را ندارد.
برنامههای پنجساله و برنامهریزی راهبردی چین
یکی از اولویتهای چین در چهاردهمین برنامه پنجساله (از ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۵) تبدیل شدن به یک کشور پیشرو در نوسازی کشاورزی بود. حتی نشریه اکونومیست اذعان کرده است که چین به کشور پیشرو در علوم کشاورزی تبدیل شده و خروجی مجلات علمی مهم، حاصل تحقیقات در علوم کشاورزی چین است. چین بیش از هر کشور دیگری از فناوری پهپاد استفاده میکند و بیش از ۳۰۰ هزار پهپاد کشاورزی، بیش از نیمی از کل پهپادهای جهان، را برای حمل و نقل کارآمد، کوددهی و بذرپاشی محصولات به کار گرفته است. چین قصد دارد در زمینه بیوتکنولوژی محصولات زراعی سازگار و منابع پروتئینی جدید نیز نقش پیشرو باشد. همچنین، سیستمهای هوش مصنوعی مانند Deepseek را در برنامههای شناسایی آفات به کار میگیرد تا استفاده از آفتکشهای شیمیایی را کاهش دهد.
از نظر زیرساختهای فیزیکی، چین در طول چهاردهمین برنامه پنجساله خود، ۷۵۷ میلیارد دلار در تلاشهای مربوط به حفاظت از آب، مانند آبیاری کشاورزی و انرژی برقآبی، سرمایهگذاری کرد. همین اولویتها در پانزدهمین برنامه پنجساله منعکس شدهاند که به دنبال ادغام بیشتر علوم زیستی کشاورزی و هوش مصنوعی در شبکههای کشاورزی موجود است. این دستورالعملهای دولتی نه تنها منطقی، بلکه انسانی نیز هستند. چین منابع لازم برای تامین نیازهای ۱.۴ میلیارد نفر را دارد. ذخیره راهبردی بلندمدت چین نه تنها رفاه مردم خود را تضمین کرده است، بلکه رفاه سایر کشورهای مواجه با بحران را نیز تضمین میکند. برنامهریزی دولتی و شیوه تولید سوسیالیستی، در قالب شرکتهای دولتی و تعاونیها تحت هدایت یک حزب، قادر به پاسخگویی به نیازهای اساسی هستند.
منبع: ژئوپلیتیکال اکونومی
انتهای پیام/ کشاورزی

