۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۵

مسیر اقتصاد؛ رسانه تصمیم‌سازان اقتصاد ایران

شناسه: ۲۲۴۴۱۳ ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۶:۰۰ دسته: تجارت و دیپلماسی
۰

ابهام کنونی درباره آینده تنگه هرمز با انتظار برای به نتیجه رسیدن مذاکرات با آمریکا یا وقوع حمله نظامی دوباره، حتماً به سود ایران برطرف نمی‌شود. ایران برای بهبود موقعیت خود باید ابتکار عمل را از مسیر توافق‌های دوجانبه و مرحله‌بندی‌شده با ذی‌نفعان اصلی تنگه هرمز در دست بگیرد. این توافق‌ها می‌تواند با چین و روسیه آغاز شود و به‌تدریج هند، عراق، قطر، دیگر خریداران آسیایی انرژی و کشورهای خلیج فارس را دربر بگیرد. در چنین چارچوبی، تضمین عبور ایمن از تنگه هرمز می‌تواند با سرمایه‌گذاری، توسعه تجارت، نظام پرداخت رسمی، همکاری بانکی، پروژه‌های بندری و مشارکت در زنجیره تولید پیوند بخورد. این رویکرد، هم افق تازه‌ای برای اقتصاد ایران می‌سازد و هم آمریکا را با شبکه‌ای از منافع بین‌المللی روبه‌رو می‌کند که ادامه محاصره و فشار را پرهزینه‌تر می‌سازد.

مسیر اقتصاد/ وضعیت کنونی تنگه هرمز در نقطه‌ای مبهم قرار دارد. مذاکرات ایران و آمریکا هنوز به نتیجه روشن نرسیده، مسیر بازگشت کامل جریان انرژی به حالت عادی مشخص نیست و احتمال تشدید دوباره تنش نیز از بین نرفته است. در چنین شرایطی، اگر ایران بخواهد تنها منتظر نتیجه گفتگو با واشنگتن بماند، ابتکار عمل را به طرفی واگذار کرده که همچنان تلاش می‌کند از فشار اقتصادی و امنیتی برای گرفتن امتیاز استفاده کند.

راه فعالانه برای ایران، ساختن یک مسیر موازی است؛ مسیری که مذاکره با آمریکا را نفی نمی‌کند، اما آن را از بیرون تقویت می‌کند. اگر تهران بتواند با کشورهایی که از عبور ایمن انرژی از تنگه هرمز سود می‌برند، توافق‌های دوجانبه و مرحله‌بندی‌شده منعقد کند، آمریکا دیگر فقط با خواست ایران روبه‌رو نخواهد بود؛ بلکه با مجموعه‌ای از منافع اقتصادی و انرژی مواجه می‌شود که ادامه محاصره و فشار را برای آن پرهزینه‌تر می‌کند.

تنگه هرمز باید به سکوی توافق‌سازی تبدیل شود

تنگه هرمز در ماه‌های اخیر به یکی از مهم‌ترین اهرم‌های ایران در برابر فشار آمریکا تبدیل شده است. اما اهرم، زمانی ارزش پایدار پیدا می‌کند که از سطح واکنش اضطراری فراتر برود و به پایه یک ابتکار اقتصادی و امنیتی تبدیل شود. ایران می‌تواند تضمین عبور ایمن از تنگه هرمز را در قالب پیمان‌هایی تعریف کند که در برابر آن، طرف‌های مقابل نیز تعهدات مشخص اقتصادی، تجاری و مالی بپذیرند.

منظور از این مسیر، توافق‌های محدود و موردی برای عبور یک یا چند محموله نیست. چنین توافق‌هایی می‌تواند فشار لحظه‌ای بازار را کم کند، اما نه برای ایران منفعت راهبردی می‌سازد و نه کشور مقابل را به تعهد پایدار وادار می‌کند. آنچه ایران نیاز دارد، چارچوبی روشن برای پیوند دادن امنیت عبور از تنگه هرمز با سرمایه‌گذاری، تجارت رسمی، همکاری بانکی، توسعه بنادر، بیمه کشتیرانی و پروژه‌های مشترک است.

در این چارچوب، بازگشایی مسیر انرژی به امتیازی یک‌طرفه از سوی ایران تبدیل نمی‌شود؛ بلکه بخشی از معامله‌ای می‌شود که در آن، طرف مقابل برای بهره‌مندی از امنیت انرژی، در تقویت اقتصاد ایران نیز نقش می‌پذیرد.

چین و روسیه؛ نقطه آغاز ابتکار ایران

نخستین گام این مسیر باید با چین و روسیه برداشته شود. این دو کشور هم وزن سیاسی و امنیتی لازم را دارند و هم می‌توانند بخشی از فشارهای مالی، تجاری و فناوری وارد بر ایران را کاهش دهند. اما ایران نباید آن‌ها را تنها در جایگاه میانجی مذاکرات با آمریکا ببیند. پکن و مسکو زمانی برای ایران مفیدتر خواهند بود که خود به طرف توافق‌های مستقل با تهران تبدیل شوند.

در رابطه با چین، مسئله فقط خرید نفت یا حمایت سیاسی نیست. ایران باید گفت‌وگو با پکن را به سمت بسته‌ای گسترده‌تر ببرد؛ بسته‌ای شامل سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های انرژی و حمل‌ونقل، توسعه بنادر، پروژه‌های پتروشیمی، همکاری بیمه‌ای و ایجاد نظام پرداخت رسمی برای مبادلات. تا زمانی که مبادلات اقتصادی ایران و چین در چارچوب‌های پایدار، قابل اتکا و بانکی سازمان پیدا نکند، ظرفیت این رابطه کمتر از اندازه واقعی آن باقی می‌ماند.

در رابطه با روسیه نیز همکاری باید فراتر از رایزنی سیاسی باشد. مسیرهای حمل‌ونقل، همکاری انرژی، غلات، فناوری هسته‌ای غیرنظامی، تسویه مالی و هماهنگی در نهادهای بین‌المللی می‌تواند بخشی از بسته همکاری تهران و مسکو باشد. روسیه در برخی پرونده‌های امنیتی و هسته‌ای تجربه و جایگاه اثرگذاری دارد، اما این ظرفیت فقط زمانی به سود ایران فعال می‌شود که در قالب توافق‌های مشخص و قابل پیگیری سازمان یابد.

هند و جنوب آسیا؛ پیوند امنیت انرژی و تجارت رسمی

پس از چین و روسیه، هند یکی از مهم‌ترین طرف‌هایی است که باید وارد این ابتکار شود. هند به جریان ایمن انرژی از مسیر تنگه هرمز نیاز دارد، اما در عین حال روابط گسترده‌ای با آمریکا، روسیه، کشورهای خلیج فارس و ایران دارد. همین موقعیت چندوجهی، گفت‌وگو با دهلی را حساس‌تر، اما مهم‌تر می‌کند.

برای هند، ایران می‌تواند بسته‌ای بر پایه امنیت کشتیرانی، توسعه چابهار، سرمایه‌گذاری در پتروشیمی، تجارت با ارزهای ملی در بسترهای رسمی بانکی و همکاری لجستیکی تعریف کند. چنین توافقی نباید فقط بر خرید نفت ایران تکیه کند؛ بلکه باید به هند نشان دهد رابطه با ایران می‌تواند بخشی از امنیت انرژی، تجارت منطقه‌ای و اتصال به غرب آسیا و آسیای مرکزی را پوشش دهد.

در کنار هند، کشورهای جنوب آسیا مانند پاکستان، بنگلادش و سریلانکا نیز می‌توانند در مراحل بعدی وارد گفت‌وگو شوند. این کشورها شاید به اندازه چین و هند وزن ژئوپلیتیک نداشته باشند، اما در زنجیره امنیت انرژی، غذا، حمل‌ونقل و تجارت منطقه‌ای اهمیت دارند. گسترش دایره ذی‌نفعان، به ایران کمک می‌کند تنگه هرمز را از یک مسئله دوجانبه با آمریکا به موضوعی بین‌المللی با منافع متکثر تبدیل کند.

ژاپن و کره جنوبی؛ مسیر دشوار اما قابل پیگیری

ژاپن و کره جنوبی به دلیل پیوند امنیتی نزدیک با آمریکا، در مراحل نخست با احتیاط بیشتری حرکت خواهند کرد. بنابراین نباید انتظار داشت پیش از شکل‌گیری توافق‌های اولیه با چین، روسیه و هند، این دو کشور به‌سرعت وارد توافق آشکار و گسترده با ایران شوند. با این حال، وابستگی آن‌ها به انرژی وارداتی از خلیج فارس باعث می‌شود امنیت تنگه هرمز برایشان مسئله‌ای حیاتی باشد.

حتی اگر ژاپن و کره جنوبی در کوتاه‌مدت خریدار مستقیم نفت ایران نباشند، بخش مهمی از نفت و گاز مورد نیاز خود را از کشورهای خلیج فارس دریافت می‌کنند و این جریان بدون امنیت تنگه هرمز پایدار نیست. ایران می‌تواند در مراحل بعدی، گفت‌وگو با این دو کشور را بر کاهش ریسک بیمه‌ای، تضمین امنیت عبور، همکاری‌های محدود مالی و ورود سرمایه یا خرید برخی محصولات ایرانی متمرکز کند. این مسیر آسان نیست، اما در صورت پیشرفت توافق‌های قبلی، قابل پیگیری خواهد بود.

گفتگوی موازی با کشورهای خلیج فارس

همزمان با مذاکره با خریداران نفت و قدرت‌های بزرگ، ایران باید گفت‌وگوی دوجانبه با کشورهای خلیج فارس را نیز پیش ببرد. عراق و قطر می‌توانند نقطه شروع مناسبی باشند و در مراحل بعدی عربستان، کویت، بحرین و امارات نیز وارد گفت‌وگوهای هدفمند شوند. هدف این گفت‌وگوها نباید تنها کاهش تنش باشد؛ باید به سمت تعریف منافع اقتصادی مشترک حرکت کند.

کشورهای خلیج فارس نیز از امنیت تنگه هرمز سود می‌برند و بخشی از هزینه بی‌ثباتی منطقه‌ای را پرداخت می‌کنند. ایران می‌تواند با این کشورها درباره امنیت متقابل انرژی، سرمایه‌گذاری در بنادر، مناطق آزاد و ویژه، خطوط ریلی، زیرساخت‌های تجاری و مشارکت در زنجیره تولید گفت‌وگو کند. این مسیر اگرچه دشوار است، اما می‌تواند به‌تدریج تصویر امنیت تنگه هرمز را از وابستگی به حضور آمریکا به سمت توافق‌های منطقه‌ای تغییر دهد.

تضمین عبور باید مشروط و قابل بازگشت باشد

در همه این توافق‌ها، تضمین عبور ایمن از تنگه هرمز باید مشروط و قابل بازنگری باشد. ایران می‌تواند تعهد کند پس از بازگشت شرایط تنگه هرمز به حالت عادی، عبور ایمن محموله‌های طرف‌های توافق را تضمین کند؛ اما همزمان باید روشن باشد که هرگونه حمله نظامی تازه، بازگشت محاصره یا مشارکت مستقیم و غیرمستقیم طرف مقابل در اقدام خصمانه علیه ایران، حق تعلیق یا بازنگری در تعهدات تهران را فعال خواهد کرد.

این بندها باید با زبان حقوقی و دیپلماتیک تنظیم شود. ادبیات تهدیدآمیز می‌تواند کشورها را از توافق دور کند، اما سازوکارهای روشن برای تعلیق تعهدات، هم بازدارندگی ایجاد می‌کند و هم برای طرف‌های اقتصادی قابل فهم‌تر است.

ابتکار دوجانبه چگونه موازنه را تغییر می‌دهد؟

اثر اصلی این ابتکار، تغییر زمین بازی است. اگر ایران با مجموعه‌ای از کشورها توافق‌های واقعی بسازد، آمریکا دیگر نمی‌تواند بحران تنگه هرمز را تنها به‌عنوان مسئله‌ای میان تهران و واشنگتن مدیریت کند. ادامه فشار و محاصره در چنین شرایطی، به معنای لطمه زدن به منافع چین، هند، برخی کشورهای جنوب آسیا، خریداران بزرگ انرژی و حتی بخشی از کشورهای خلیج فارس خواهد بود.

در این وضعیت، آمریکا همچنان میان دو انتخاب پرهزینه باقی می‌ماند: یا باید بخشی از نقش ایران در امنیت تنگه هرمز را بپذیرد و به یک توافق حداقلی تن دهد، یا تنش را تشدید کند و هزینه‌های آن را در بازار انرژی، شرکت‌های جهانی و روابط با متحدان خود بپردازد. ابتکار دوجانبه ایران می‌تواند احتمال گزینه نخست را افزایش دهد، چون شبکه‌ای از منافع بین‌المللی را پشت بازگشت نظم جدید به تنگه هرمز قرار می‌دهد.

برای ایران نیز این مسیر فقط ابزار فشار نیست. اقتصاد ایران بخش مهمی از مشکلات خود را از ضعف‌های داخلی می‌گیرد، اما ورود سرمایه، گسترش تجارت رسمی، ایجاد کانال‌های بانکی و تعریف پروژه‌های مشترک می‌تواند بخشی از فشار بیرونی را کاهش دهد و افقی تازه برای توسعه ایجاد کند. اگر این مسیر با برنامه، مرحله‌بندی و شناخت دقیق نیاز هر کشور پیش برود، تنگه هرمز می‌تواند از اهرم بحران به پایه یک سیاست فعال اقتصادی و امنیتی تبدیل شود؛ سیاستی که هم آمریکا را عقب‌تر می‌راند و هم برای ایران امکان پیشروی می‌سازد.

انتهای پیام/ تجارت و دیپلماسی



جهت احترام به مخاطبان فرهیخته، نظرات بدون بازبینی منتشر می شود. لطفا نظرات خود را جهت تعميق و گسترش بحث ارائه نمایید. نظرات حاوی توهين، افترا و تهمت به ديگران پاک می شود.