به گزارش مسیر اقتصاد به تازگی اندیشکده اقتصاد مقاومتی گزارشی تحت عنوان «امارات؛ تهدید امنیت اقتصادی ایران» منتشر کرده است. بر اساس این گزارش امارات متحده عربی طی دو دهه اخیر از یک بازیگر کوچک و عمدتاً اقتصادی، به کنشگری امنیتی، مداخلهگر و دارای پروژهای راهبردی در محیط پیرامونی ایران تبدیل شده است. این تغییر بهویژه پس از تحولات ۲۰۱۱ شتاب گرفته و حاصل ترکیب هدفمند قدرت اقتصادی، تمرکز شدید تصمیمگیری سیاسی–امنیتی، پیوند عمیق با نظم امنیتی آمریکامحور و همزمان اتخاذ سیاست توازنگرایانه در سطح بینالمللی بوده است. نتیجه این روند، ظهور کشوری است که نفوذ آن بهمراتب فراتر از وزن جمعیتی و جغرافیاییاش عمل میکند.
تقویت جایگاه امارات در بازار اعتباردهی و بانکی
حجم بالای سرمایهگذاری مستقیم مقیم در خارج امارات معادل ۷۷.۲ میلیارد دلار در ۲۰۲۴ بوده و بیانگر خروج هدفمند و مدیریتشده سرمایه بهعنوان یک ابزار توسعه نفوذ اقتصادی این کشور است. همچنین خروج همزمان ۵۵.۷ میلیارد دلار سپرده و وام در ۲۰۲۴، حاکی از تقویت موقعیت امارات بهعنوان یک مرکز اعتباردهی و بانکی در منطقه است. این چارچوب مالی، نشاندهنده گذار امارات از یک «اقتصاد مصرفکننده سرمایه» به یک «هاب توزیعکننده هوشمند سرمایه» است که همزمان با جذب سرمایه، آن را در سطح جهانی تخصیص میدهد و نقش خود را به عنوان یک بازیگر مالی تثبیت مینماید. این روند، ابعاد قدرت نرم این کشور در حوزه اقتصاد را بهطور تصاعدی تقویت میکند.
ایران کنشگر نیست؛ مصرفکننده است
در مقابل، ایران بهتدریج از یک «کنشگر بالقوه مالی منطقهای» به یک «مصرفکننده حاشیهای سرمایه» تغییر نقش داده و حتی برای اتصال به اقتصاد جهانی، ناچار به استفاده از کانالهای اماراتی شده و ریسک قفلشدن درآمدها و سرمایههای ایرانی در سیستم مالی امارات تشدید گردیده است. کنشگرانی که بهدنبال امنیت حقوقی، نقدشوندگی و امکان دائمی خروج سرمایه خود هستند، این بستر را در اقتصاد امارات فراهم میبینند. لذا به جای بازگشت ارز برای تجارت یا سرمایهگذاری در ایران، در قالب شرکتهای ثبتشده در امارات، سپردههای بانکی، املاک و پرتفوی خارجی، در همان چرخه امارات جذب و سپس در سطح جهانی پخش میشوند. لذا ایران عملاً هزینه تولید درآمد ارزی و کسب سرمایه را میپردازد، اما بازده اقتصادی آن در امارات مصرف میشود.
الگوی دوگانه تعامل ایران با امارات متحده عربی
رویکرد امارات در روابط با ایران، بهصورت همزمانی رقابت امنیتی و تعامل اقتصادی بروز یافته است. از منظر ابوظبی، ایران همچنان مهمترین تهدید ساختاری در خلیج فارس تلقی میشود. در عین حال، نقش دبی بهعنوان هاب تجاری و مالی ایران، به تداوم تعامل اقتصادی دو کشور منجر شده و نوعی الگوی دوگانه را شکل داده است. در سطح منطقهای، سیاست امارات در قبال ایران بهشدت تحت تأثیر رقابتها و ائتلافهای عربی است. نزدیکی راهبردی با عربستان در عین اختلافات در سالهای اخیر و تقابل با جریانهای اخوانی، به سیاست خارجی امارات شکل داده است. در بسیاری از پروندهها، ایران و امارات در دو طرف رقابت قرار دارند و این رقابت، ماهیتی ساختاری و پایدار پیدا کرده است.
کانونهای اصطکاک میان ایران و امارات همچنان فعال و پرظرفیت هستند و فراتر از این موارد محسوب میشود. اختلاف بر سر جزایر سهگانه، رقابت ژئوپلیتیکی در غرب آسیا و آفریقا، تلاش برای تضعیف موقعیت ترانزیتی ایران و میزبانی گسترده از زیرساختهای نظامی خارجی در کنار همکاری گسترده با اسرائیل، همگی امارات را در محاسبات امنیت ملی ایران به یک عامل تهدیدزا تبدیل میکند. همچنین نقشآفرینی امارات در جنگ رمضان به عنوان شریک راهبردی آمریکا، بیش از پیش به تشدید تنشها منجر شده و روابط ایران و امارات را به یک نقطه عطف نزدیک کرده است. این وضعیت که در آینده در قالب یک «تقابل شفاف» یا در پوشش «همکاری و تعامل» تشدید خواهد شد، لزوم درک امارات به عنوان تهدیدی بزرگ برای ایران را پر رنگ میکند.
وابستگی شدید ایران به تسویه ارزی در امارات
در بعد اقتصادی، شکلگیری زیرساختهای تجاری و تسویه ارزی ایران در امارات، یکی از نقاط آسیبپذیری کشور و برونداد سه ضلع تحریم شبکه بانکی، توسعه شبکه پرداخت غیررسمی و جذابیتهای ذاتی امارات برای ایران بوده است. برآیند مثلث مذکور، کشور را با تهدید امنیت اقتصادی مواجه کرده است؛ به گونهای که واردات کالا (به ویژه کالای اساسی) و تسویه وجوه آن تا حد زیادی، تحت سیطره کشوری است که همپیمان با طرفهای غربی محسوب میشود و در تخاصم مستقیم یا غیرمستقیم با ایران قرار دارد.
امارات نه یک شریک قابل مدیریت، بلکه یک تهدید راهبردی است
ابعاد مختلف روابط دو کشور نشان میدهد امارات نه لزوماً یک شریک اقتصادی قابل مدیریت، بلکه یک تهدید راهبردی چندلایه برای ایران محسوب میشود. از اینرو، سیاست ایران ناگزیر باید بر شناسایی دقیق این ماهیت تهدیدآمیز استوار باشد و همزمان بر تعامل محدود، بازدارندگی مؤثر و مدیریت واقعبینانه رقابت تمرکز کند. در این راستا، مهمترین مدخل اصلاح سیاستهای اقتصادی کشور در امارات «نظام تسویه ارزی واردات کالای اساسی» و «تجارت تراستیمحور» است که اهمیت آن با وقوع جنگ رمضان، بسیار بیش از پیش شده و فوریت پیدا کرده است.
اولین گام: خارج کردن تسویه ارزی از کانالهای اماراتی
خارج کردن تسویه ارزی واردات کالای اساسی از کانال شرکتهای مستقر در امارات، گام ضروری در کاهش ریسک تأمین کالاهای اساسی کشور به حساب میآید. بهترین مسیر برای تحقق این هدف، احیاء و توسعه نظام پرداخت رسمی در تعامل با کشورهای مشترکالمنافع و همسو با ایران است. با این حال، حل مسئله تجارت تراستیمحور در امارات صرفاً در گرو یک راهحل فنی نبوده و توجه به ذینفعان نهادی آن، بخش مهمی از پاسخ مسئله است. به عبارت دیگر واردکنندگان عمده و کارپردازان مستقر در امارات، درآمد ارزی قابل توجهی از این رویه کسب میکنند که هرگونه تلاش برای تنوع مبادی وارداتی و یا تعریف کانال پرداخت رسمی را با مشکل مواجه میکند؛ به ویژه آنکه در بعضی موارد، این ذینفعان، دارای ارتباطات و نفوذ در سطوح سیاسی نیز هستند که حل مسئله را پیچیدهتر مینماید.
خلاصه مدیریتی این گزارش از اینجا قابل دریافت و مطالعه است.
انتهای پیام/ تجارت و دیپلماسی

