مسیر اقتصاد/ تلفات انرژی در شبکه توزیع برق تنها یک شاخص فنی نیست، بلکه یکی از مهمترین نشانههای ناکارآمدی در نظام حکمرانی انرژی به شمار میرود. این تلفات که بخش قابل توجهی از برق تولیدی کشور را پیش از رسیدن به مصرفکننده از بین میبرد، سالانه هزینهای سنگین به اقتصاد تحمیل میکند؛ هزینهای که بهصورت افزایش نیاز به سرمایهگذاری در نیروگاهها، تشدید ناترازی برق و تحمیل بار مالی به دولت و مشترکان بروز مییابد.
در شرایطی که صنعت برق با محدودیت منابع و رشد تقاضا مواجه است، تداوم سطح بالای تلفات در عمل به معنای هدررفت سرمایه ملی و کاهش کارایی کل زنجیره تأمین برق است. با این حال، این مسئله فقط ریشه فنی ندارد و بخش مهمی از آن به ضعف نظام تنظیمگری و ضعف در پیوند میان شاخصهای تلفات و نظام انگیزشی شرکتهای توزیع بازمیگردد.
اهمیت و پیامدهای کاهش تلفات در شبکه برق
تلفات شبکه برق ایران در سال ۱۴۰۲ به میزان ۱۰.۰۹ درصد بوده است که سهم شبکه توزیع و انتقال در آن به ترتیب ۹.۶۷ درصد و ۲.۶۳ درصد بوده است[۱]. این میزان تلفات به معنای از دست رفتن سالانه حدود ۳۸ میلیارد کیلوواتساعت برق در فرایند انتقال و توزیع است؛ رقمی که از منظر ظرفیت تولید، معادل تولید سالانه حدود دو نیروگاه سیکل ترکیبی دماوند محسوب میشود. تداوم چنین اتلافی در شرایط محدودیت منابع و رشد تقاضا، نیاز به سرمایهگذاریهای پرهزینه در توسعه نیروگاههای جدید را افزایش داده و فشار مضاعفی بر منابع مالی صنعت برق و بودجه عمومی تحمیل میکند.
علاوه بر این، سطح بالای تلفات موجب کاهش بهرهوری کل زنجیره تأمین برق، تشدید ناترازی تولید و مصرف و همچنین افزایش هزینه تمامشده انرژی برای اقتصاد میشود. بخش مهمی از این وضعیت به عوامل ساختاری از جمله فرسودگی تجهیزات، گستردگی شبکه و فاصله میان مراکز تولید و مصرف بازمیگردد. از این رو، کاهش تلفات نهتنها یک اقدام فنی، بلکه یک ضرورت اقتصادی و سیاستی برای آزادسازی ظرفیت تولید، کاهش نیاز به سرمایهگذاری جدید و ارتقای کارایی نظام انرژی کشور به شمار میرود.
عوامل فنی و غیر فنی تلفات در شبکه برق
تلفات شبکه توزیع برق بهطور کلی به دو دسته فنی و غیرفنی تقسیم میشود. تلفات فنی ناشی از ویژگیهای فیزیکی و عملکرد اجزای شبکه مانند خطوط، ترانسفورماتورها است، در حالی که تلفات غیر فنی به عواملی نظیر سرقت برق، خطاهای اندازهگیری و ضعف در ثبت و پایش دادهها مربوط میشود[۲].
در بخش فنی، تلفات به دو جزء ثابت و متغیر تقسیم شده و در شرایط اوج بار بهدلیل افزایش جریان، تشدید میشود. فرسودگی تجهیزات، مقاومت بالای هادیها، طول زیاد خطوط و عدم تعادل بار از مهمترین عوامل افزایش این نوع تلفات هستند. در کنار آن، ضریب قدرت پایین و عدم مدیریت مناسب ولتاژ نیز موجب افزایش تلفات اهمی میشود[۳].
تلفات غیر فنی بیشتر ناشی از ضعف نظارت، نبود زیرساختهای اندازهگیری دقیق و ناکارآمدی در شناسایی مصرفهای غیرمجاز است که بدون ابزارهای دادهمحور و نظارت هوشمند قابل کنترل نخواهد بود.
عوامل ساختاری و حکمرانی مؤثر بر تلفات شبکه
علاوه بر عوامل فنی و عملیاتی، سطح تلفات در شبکه برق بهشدت تحت تأثیر متغیرهای ساختاری و حکمرانی قرار دارد. گستردگی جغرافیایی شبکه، فاصله میان مراکز تولید و مصرف و فرسودگی زیرساختها از جمله محدودیتهای ساختاری هستند که هزینه کاهش تلفات را افزایش میدهند. در عین حال، نبود نظام تنظیمگری کارآمد و ضعف در پیوند میان شاخصهای عملکردی و نظام انگیزشی شرکتهای توزیع، موجب شده کاهش تلفات به یک اولویت عملیاتی تبدیل نشود[۴].
فقدان مشوقهای اقتصادی، محدودیت منابع مالی برای نوسازی تجهیزات و عدم استقرار نظام ارزیابی عملکرد مبتنی بر نتایج، از جمله چالشهای کلیدی در این حوزه است. همچنین توسعه زیرساختهای هوشمند و دادهمحور بدون تعریف مدلهای مالی پایدار و الزامات تنظیمگری شفاف، با کندی مواجه میشود. در چنین شرایطی، کاهش تلفات نیازمند اصلاح همزمان سازِکارهای فنی و چارچوبهای حکمرانی است.
راهکارهای فنی و مدیریتی کاهش تلفات؛ از مانور شبکه تا نوسازی تجهیزات
کاهش پایدار تلفات در شبکه توزیع نیازمند هم راستاسازی راهکارها با ریشههای فنی و حکمرانی این مسئله است. در بخش فنی، شرکتهای توزیع برق بهعنوان متولی بهرهبرداری از شبکه، با اقداماتی مانند بهینهسازی آرایش شبکه و مانور خطوط، مدیریت بار در ساعات اوج، جبران توان راکتیو[۵]، کنترل ولتاژ و نوسازی تجهیزات فرسوده میتوانند از طریق کاهش جریان و بهبود ضریب قدرت، تلفات اهمی و افت ولتاژ را بهطور مستقیم کاهش دهند.
در این میان، مشترکان نیز از طریق اصلاح الگوی مصرف، کاهش مصرف در ساعات اوج و بهبود ضریب قدرت در بخشهای صنعتی، نقش مکملی در کاهش تلفات ایفا میکنند. همچنین توسعه زیرساختهای اندازهگیری و پایش، که عمدتاً بر عهده شرکتهای توزیع و نهادهای متولی شبکه است، امکان شناسایی نقاط پرتلفات و مداخله هدفمند را فراهم میکند.
در سطح مدیریتی و سیاستی، وزارت نیرو با طراحی نظام تنظیمگری مبتنی بر عملکرد، تعیین اهداف کمی کاهش تلفات و پیوند آن با نظام انگیزشی شرکتهای توزیع، نقش کلیدی در جهتدهی این فرایند دارند. استفاده از سازِکارهایی مانند تعرفههای مبتنی بر کارایی، مشوقهای مالی برای کاهش تلفات و تخصیص منابع بر مبنای نتایج، از جمله ابزارهایی است که باید توسط سیاستگذار طراحی و اعمال شود. همچنین توسعه بازارهای مرتبط با صرفهجویی انرژی و تعریف مدلهای مالی پایدار برای نوسازی شبکه، مستلزم مداخله فعال نهادهای سیاستگذار و تأمینکنندگان مالی است و میتواند اجرای اقدامات فنی را تسریع کند.

در مجموع، تلفات شبکه توزیع برق فقط یک چالش فنی نیست، بلکه بازتابی از نحوه حکمرانی در صنعت برق است. تداوم سطح بالای تلفات، به معنای تحمیل هزینههای پنهان به اقتصاد، تشدید ناترازی و کاهش کارایی سرمایهگذاریها است. از این رو، سیاستگذار باید کاهش تلفات را نه بهعنوان یک اقدام مقطعی، بلکه بهعنوان یک هدف راهبردی در قالب تنظیمگری مبتنی بر عملکرد، اصلاح نظام انگیزشی شرکتهای توزیع و توسعه زیرساختهای دادهمحور دنبال کند.
تنها در چنین چارچوبی میتوان به کاهش پایدار تلفات و ارتقای بهرهوری کل زنجیره تأمین برق دست یافت. تحقق این هدف مستلزم تعریف شاخصهای الزامآور برای شرکتهای توزیع، پایش مستمر عملکرد آنها در سطح ملی و تفکیک روشن مسئولیتها میان سیاستگذار، شرکتهای توزیع و مشترکان است.
پانویس:
[۱] 57 سال صنعت برق ایران در آیینه آمار
[۲] World Bank (2009), Reducing Technical and Non‑Technical Losses in the Power Sector
[۳] Hirsh, Richard F. Power Loss: The Origins of Deregulation and Restructuring in the American Electric Utility System. Cambridge, Mass.: The MIT Press, 1999.
[۴] Simab, M., K. Alvehag, L. Soder, and M. R. Haghifam. “Designing Reward and Penalty Scheme in Performance-Based Regulation for Electric Distribution Companies.” IET Generation, Transmission & Distribution 6, no. 9 (2012): 893-901. https://doi.org/10.1049/iet-gtd.2011.0339.
[۵] Chandra Prakash Prajapati and Saurabh Chanana, “Application of CVR in Advanced Distribution Management System using Firefly Optimization,” EVERGREEN – Joint Journal of Novel Carbon Resource Sciences & Green Asia Strategy 12, no. 02 (2025): 715, https://doi.org/10.5109/7363470.
انتهای پیام/ انرژی

