۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۵

مسیر اقتصاد؛ رسانه تصمیم‌سازان اقتصاد ایران

شناسه: ۲۲۳۶۷۱ ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۳:۳۰ دسته: تجارت و دیپلماسی
۰

رقابت جهانی هوش مصنوعی فقط به الگوریتم، تراشه و نرم‌افزار محدود نیست؛ زیرساخت‌های بزرگ محاسباتی به برق ارزان، پایدار و فراوان نیاز دارند و همین مسئله انرژی را به یکی از میدان‌های اصلی رقابت فناوری تبدیل کرده است. جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، در ظاهر با ادعای تهدیدهای امنیتی و نگرانی هسته‌ای توجیه شد، اما پیامدهای آن به بازار انرژی، تنگه هرمز و هزینه راه‌اندازی خوشه‌های بزرگ هوش مصنوعی نیز کشیده شده است. کشورهای حاشیه خلیج فارس با انرژی ارزان، سرمایه‌های عظیم و توان ساخت سریع زیرساخت، به مقصد جذاب شرکت‌های فناوری آمریکا تبدیل شده‌اند؛ اما بی‌ثباتی ناشی از تقابل با ایران، این مزیت را تهدید می‌کند. ایران به دلیل ذخایر بزرگ نفت و گاز و کنترل بر تنگه هرمز، به کشوری تعیین کننده در اقتصاد انرژیِ عصر هوش مصنوعی تبدیل شده است.

به گزارش مسیر اقتصاد درگیری آمریکا و اسرائیل با ایران از ۲۸ فوریه، در روایت رسمی واشنگتن، پاسخی به «تهدیدهای قریب‌الوقوع» و نگرانی درباره اشاعه هسته‌ای معرفی شد. پس از شکست مذاکرات آتش‌بس در اسلام‌آباد و آغاز محاصره دریایی بنادر ایران، بحران وارد مرحله‌ای شد که آثار آن فقط به حوزه نظامی محدود نماند. تنگه هرمز، بازار نفت و گاز، مسیرهای کشتیرانی و حتی آینده زیرساخت‌های هوش مصنوعی به یکدیگر گره خوردند. گزارش‌های اخیر نیز نشان می‌دهد بسته شدن یا محدود شدن عبور از هرمز، قیمت نفت را بالا برده و اختلال اقتصادی جهانی ایجاد کرده است.

هوش مصنوعی به مسئله انرژی تبدیل شد

رقابت جهانی در هوش مصنوعی دیگر فقط رقابت بر سر مدل‌های زبانی، الگوریتم‌های بهتر یا تراشه‌های پیشرفته نیست. خوشه‌های بزرگ هوش مصنوعی برای آموزش و اجرای مدل‌های عظیم به برق بسیار زیاد، شبکه پایدار، سرمایش مداوم و تراشه‌های پرمصرف نیاز دارند. آژانس بین‌المللی انرژی برآورد کرده مصرف برق دیتاسنترها در سال ۲۰۲۴ حدود ۴۱۵ تراوات‌ساعت، معادل ۱.۵ درصد مصرف برق جهان بوده و طی پنج سال گذشته سالانه ۱۲ درصد رشد کرده است.

در این میان، برق به یکی از مهم‌ترین گلوگاه‌ها تبدیل شده است. بسیاری از اقتصادهای غربی با محدودیت شبکه برق و تأخیر چندساله در اتصال دیتاسنترهای جدید مواجه‌اند. تراشه‌های هوش مصنوعی، به‌ویژه پردازنده‌های گرافیکی مورد استفاده در آموزش مدل‌های بزرگ، گرمای زیادی تولید می‌کنند و بخش مهمی از انرژی دیتاسنترها صرف خنک‌سازی می‌شود. به همین دلیل، شرکت‌هایی مانند مایکروسافت، آمازون و گوگل برای حفظ برتری در هوش مصنوعی، بیش از گذشته به دسترسی به برق ارزان، پایدار و فراوان نیاز دارند.

خلیج فارس؛ مقصد تازه زیرساخت‌های محاسباتی

افزایش تقاضای انرژی در زیرساخت‌های هوش مصنوعی، اهمیت کشورهای حاشیه خلیج فارس را برای شرکت‌های فناوری آمریکا بیشتر کرده است. عربستان سعودی و امارات متحده عربی سه مزیت هم‌زمان دارند: منابع فراوان انرژی، صندوق‌های ثروت ملی بزرگ و توان اجرایی بالا برای ساخت سریع پروژه‌های زیرساختی. طبق برآورد PwC، هوش مصنوعی می‌تواند تا سال ۲۰۳۰ حدود ۳۲۰ میلیارد دلار به اقتصاد غرب آسیا اضافه کند و عربستان و امارات سهم مهمی از این رشد خواهند داشت.

این کشورها فقط تأمین‌کننده سرمایه نیستند؛ آن‌ها می‌کوشند به محل استقرار خوشه‌های بزرگ محاسباتی نیز تبدیل شوند. از نگاه شرکت‌های فناوری آمریکا، ساخت دیتاسنتر در خلیج فارس می‌تواند بخشی از محدودیت‌های شبکه برق و تأخیرهای نظارتی در آمریکا و اروپا را دور بزند. اما اقتصادی بودن این مسیر، به یک شرط مهم وابسته است: ثبات منطقه‌ای. تنش با ایران دقیقاً همان متغیری است که این ثبات را تهدید می‌کند.

ایران؛ ذخایر انرژی و اهرم هرمز

ایران از یک سو یکی از بزرگ‌ترین دارندگان ذخایر نفت و گاز جهان است و از سوی دیگر، بر تنگه هرمز اشراف ژئوپلیتیکی دارد؛ راهگذری که در شرایط عادی حدود یک‌پنجم عرضه نفت و گاز فسیلی جهان از آن عبور می‌کند. در نتیجه، پیوند ایران با اقتصاد هوش مصنوعی مستقیم و ساده نیست، اما از مسیر انرژی بسیار مهم است. هرچه انرژی ارزان‌تر و باثبات‌تر باشد، هزینه راه‌اندازی و نگهداری مراکز محاسباتی بزرگ کمتر می‌شود.

اگر ایران بتواند در شرایطی متفاوت، به شکل گسترده‌تر وارد بازار جهانی انرژی شود، عرضه نفت و گاز افزایش می‌یابد و می‌تواند بر قیمت جهانی انرژی اثر کاهشی بگذارد. این مسئله برای شرکت‌هایی که در حال ساخت دیتاسنترهای عظیم هستند، اهمیت اقتصادی مستقیم دارد. اما روند جنگ مسیر معکوسی ایجاد کرده است: اختلال در تنگه هرمز، محدود شدن کشتیرانی و افزایش قیمت نفت، هزینه انرژی را بالا برده و ثبات لازم برای توسعه زیرساخت‌های هوش مصنوعی در منطقه را زیر سؤال برده است.

اقتصاد جنگ در اظهارات سیاستمداران آمریکا

برخی سیاستمداران آمریکایی نیز بُعد اقتصادی جنگ را پنهان نکرده‌اند. لیندسی گراهام، سناتور جمهوری‌خواه، در گفتگو با فاکس‌نیوز گفت اگر حکومت ایران سقوط کند، «خاورمیانه جدیدی» شکل می‌گیرد و آمریکا «پول زیادی» به دست خواهد آورد. او همچنین ایران و ونزوئلا را دارای ۳۱ درصد ذخایر نفت جهان دانست و همکاری بر سر این منابع را «کابوس چین» توصیف کرد.

این اظهارات نشان می‌دهد بخشی از نگاه واشنگتن به جنگ، فقط امنیتی یا هسته‌ای نیست. دسترسی به منابع انرژی و کنترل بر مسیرهای انتقال آن، در دوره‌ای که اقتصاد دیجیتال و هوش مصنوعی به برق وابسته‌تر شده، ارزش راهبردی تازه‌ای پیدا کرده است. وقتی جی‌دی ونس و دیگر چهره‌های آمریکایی از ضرورت نیروگاه‌های قابل اتکا برای حفظ جایگاه آمریکا در رقابت هوش مصنوعی سخن می‌گویند، روشن می‌شود که برتری فناوری بدون پشتوانه انرژی پایدار ممکن نیست.

تنگه هرمز؛ گلوگاه انرژیِ عصر هوش مصنوعی

نقش سنتی غرب آسیا در اقتصاد جهانی، تأمین نفت و گاز بود. اما در عصر هوش مصنوعی، همین نقش با لایه‌ای تازه پیوند خورده است: تأمین انرژی لازم برای محاسبات عظیم. دیتاسنترها، پردازنده‌ها و شبکه‌های هوش مصنوعی در نهایت به برق متکی‌اند و برق نیز همچنان تا حد زیادی به نفت، گاز، زیرساخت شبکه و امنیت مسیرهای انرژی وابسته است.

از این منظر، تنگه هرمز فقط یک نقطه بحرانی در ژئوپلیتیک نفت نیست؛ بلکه به گلوگاه اقتصاد فناوری آینده نیز تبدیل شده است. کنترل یا اختلال در این راهگذر، می‌تواند هزینه انرژی را بالا ببرد، برنامه‌ریزی شرکت‌های فناوری را دشوار کند و مزیت خلیج فارس برای میزبانی زیرساخت‌های هوش مصنوعی را کاهش دهد. جنگ ایران نشان داد رقابت بر سر هوش مصنوعی، هرچند در ظاهر در سیلیکون‌ولی، مراکز داده و کارخانه‌های تراشه جریان دارد، اما ریشه‌های آن تا تنگه هرمز، بازار گاز و امنیت انرژی غرب آسیا امتداد یافته است.

منبع: میدل ایست آی

انتهای پیام/ تجارت و دیپلماسی



جهت احترام به مخاطبان فرهیخته، نظرات بدون بازبینی منتشر می شود. لطفا نظرات خود را جهت تعميق و گسترش بحث ارائه نمایید. نظرات حاوی توهين، افترا و تهمت به ديگران پاک می شود.