به گزارش مسیر اقتصاد درگیریهای اخیر در غرب آسیا و بحران ایجادشده در تنگه هرمز، فقط بازار جهانی انرژی را تحت فشار قرار نداده است، بلکه میتواند آینده صنعت هوش مصنوعی را نیز بازتعریف کند. «تونی پان» کارآفرین و بنیانگذار چندین شرکت فناوری معتقد است مرحله بعدی رقابت جهانی در حوزه هوش مصنوعی تنها با کدنویسی و توسعه نرمافزار تعیین نمیشود، بلکه کشورهایی برنده خواهند بود که بتوانند حتی در شرایط تنشهای ژئوپلیتیکی، جریان پایدار برق، مواد اولیه و زیرساختهای حیاتی را حفظ کنند.
در سالهای گذشته حدود یکچهارم تجارت دریایی نفت جهان از تنگه هرمز عبور میکرد. به همین دلیل، نخستین پیامد اقتصادی جنگ ایران، افزایش قیمت نفت و تشدید نگرانیها درباره امنیت انرژی جهانی است. اما فراتر از شوک نفتی، این بحران اکنون به آزمونی بزرگ برای اقتصاد فیزیکی هوش مصنوعی تبدیل شده است.
این درگیری تنها صادرات نفت را مختل نکرده است. بازار گاز طبیعی، حملونقل دریایی، بیمه، گازهای صنعتی و حتی امنیت مراکز داده نیز تحتتأثیر قرار گرفتهاند. پیامدهای این بحران میتواند سالها ادامه پیدا کند. افزایش هزینههای بیمه، محدودیت در بازار مواد اولیه و تغییر نگاه سرمایهگذاران به ریسکهای ژئوپلیتیکی، از جمله اثراتی هستند که احتمالاً در بلندمدت باقی خواهند ماند.
هوش مصنوعی اگرچه بر پایه تراشهها فعالیت میکند، اما آینده آن همچنان به کشتیها، شبکههای برق، ایستگاههای انتقال انرژی و مواد شیمیایی وابسته است.
برق؛ مهمترین گلوگاه توسعه هوش مصنوعی
نخستین تأثیر جنگ غیر آسیا بر صنعت هوش مصنوعی، به حوزه برق مربوط میشود. برق اکنون مهمترین مانع توسعه زیرساختهای هوش مصنوعی در جهان به شمار میرود. برق آنقدری مهم است که ظرفیت مراکز داده هوش مصنوعی را بر اساس واحدهای مصرف برق یعنی گیگاوات اندازهگیری میکنند.
در این میان، گاز طبیعی اهمیت بیشتری نسبت به نفت دارد؛ زیرا بخش بزرگی از برق جهان از طریق گاز تولید میشود. پیش از آغاز بحران اخیر، حدود ۲۰ درصد از گاز طبیعی جهان بهصورت گاز طبیعی مایع یا LNG از تنگه هرمز عبور میکرد. این آمار را آژانس بینالمللی انرژی منتشر کرده است.
آمریکا در حال حاضر تا حدی از این بحران مصون مانده است؛ زیرا منابع گسترده داخلی گاز طبیعی و انرژی در اختیار دارد. صادرات LNG آمریکا اکنون بخشی از کمبود محمولههای قطر را جبران میکند. با این حال، فشار جهانی بر عرضه گاز میتواند بازار داخلی آمریکا را نیز تحتتأثیر قرار دهد و هزینه برق و توسعه هوش مصنوعی را افزایش دهد.
با وجود این، چین شاید در موقعیت قدرتمندتری قرار داشته باشد. برتری چین نسبت به آمریکا در حوزه انرژی، ساختاری و بسیار گسترده است. این کشور طی یک دهه گذشته حدود پنج برابر بیشتر از آمریکا ظرفیت انرژی خورشیدی ایجاد کرده است. همچنین میزان توسعه انرژی بادی چین نیز حدود پنج برابر آمریکا بوده است. در حوزه انرژی هستهای نیز چین بیش از ۱۵ برابر آمریکا ظرفیت جدید ایجاد کرده و طول خطوط انتقال برق توسعهیافته این کشور حدود ۵۰ برابر بیشتر از آمریکا بوده است.
در مقابل، کشورهایی که همزمان به انرژی و صنعت پردازش وابسته هستند، در موقعیت آسیبپذیرتری قرار دارند. این مسئله بهویژه درباره قطبهای تولید نیمههادی در شرق آسیا یعنی کره جنوبی و تایوان اهمیت زیادی دارد.
گلوگاههای تولید تراشهها در دنیا وابسته گاز خلیج فارس است
چهار دهه قبل، بخش بزرگی از برق تایوان از طریق نیروگاههای هستهای تأمین میشد. اما پس از تعطیلی آخرین رآکتور هستهای این جزیره در ماه مه ۲۰۲۵، تایوان عملاً به منطقهای بدون انرژی هستهای تبدیل شد. در حال حاضر حدود ۵۰ درصد برق تایوان از LNG تأمین میشود و ذخایر راهبردی این کشور کمتر از دو هفته برآورد شده است. همزمان با افزایش تقاضا برای هوش مصنوعی، شرکت «TSMC» که پیشرفتهترین تولیدکننده تراشههای نیمههادی جهان محسوب میشود، اکنون حدود ۱۰ درصد برق کل اقتصاد تایوان را مصرف میکند.
به همین دلیل، شوک LNG ناشی از جنگ ایران میتواند هزینه تولید هر تراشه پیشرفته هوش مصنوعی را افزایش دهد.
اگر تایوان گلوگاه اصلی پردازش در صنعت هوش مصنوعی محسوب شود، کره جنوبی گلوگاه حافظه به شمار میرود. دو شرکت سامسونگ الکترونیکس و SK Hynix در مجموع نزدیک به ۸۰ درصد بازار حافظههای پهنباند موردنیاز مراکز پردازش هوش مصنوعی را در اختیار دارند.
کره جنوبی در سال ۲۰۲۵ حدود ۲۰ درصد LNG و نزدیک به ۷۰ درصد نفت خود را از غرب آسیا وارد کرده است. پس از آغاز جنگ ایران، شاخص بورس KOSPI حدود ۲۰ درصد سقوط کرد. این افت نشان داد بازارهای جهانی تا چه اندازه به نقش کره جنوبی در زنجیره تأمین نیمههادیهای هوش مصنوعی و وابستگی این کشور به انرژی خلیج فارس توجه دارند.
از الکترون تا مولکول؛ بحران مواد اولیه در صنعت هوش مصنوعی
پس از بحران انرژی، لایه بعدی آسیبپذیری به مواد شیمیایی و عناصر حیاتی مربوط میشود. در این میان، هلیوم، برم و گوگرد اهمیت ویژهای دارند.
قطر حدود یکسوم هلیوم جهان را تأمین میکند. این ماده بهعنوان محصول جانبی فرآوری LNG استخراج میشود. هلیوم بهدلیل رسانایی حرارتی بالا، بیاثر بودن شیمیایی و نقطه جوش پایین، یکی از حیاتیترین عناصر برای خنکسازی تجهیزات صنعتی و تولید نیمههادیها محسوب میشود.
بخش عمده هلیوم وارداتی کره جنوبی و تایوان نیز از کشورهای خلیج فارس تأمین میشود. پس از حملات پهپادی ایران به مجتمع «راس لفان» در مارس ۲۰۲۶، قیمت هلیوم بهشدت افزایش یافت.
برم نیز مادهای کلیدی برای تولید نیمههادیهاست. کره جنوبی بیش از ۹۰ درصد برم موردنیاز خود را از اسرائیل تأمین میکند. تشدید درگیریها در منطقه فشار سنگینی بر این زنجیره تأمین وارد کرده است.
گوگرد هم اگرچه مادهای کمیاب نیست، اما جهان برای تولید مس و بسیاری از فعالیتهای صنعتی به حجم عظیمی از آن نیاز دارد.
تنگه هرمز حدود ۵۰ درصد تجارت دریایی گوگرد جهان را تسهیل میکند. از سوی دیگر، مس ستون اصلی تمام زیرساختهای برقی محسوب میشود. کابلها، ترانسفورماتورها و پروژههای توسعه شبکه برق همگی به مس وابسته هستند و این فلز نقش اساسی در توسعه زیرساختهای موردنیاز هوش مصنوعی دارد.
امنیت زیرساختها؛ چالش جدید صنعت هوش مصنوعی
شاید مهمترین تحول ناشی از جنگ غرب اسیا، مسئله امنیت زیرساختهای دیجیتال باشد. خبرگزاری رویترز در اوایل مارس گزارش داد حملات پهپادی به سه مرکز داده متعلق به آمازون در امارات و بحرین آسیب رسانده است. این نخستین بار در تاریخ بود که مراکز داده بهطور مستقیم در جنگ هدف قرار گرفتند.
این تحولات، دولتها را با چالشی جدی مواجه میکند. بسیاری از کشورها تمایل دارند دادههای حساس و زیرساختهای هوش مصنوعی در داخل مرزهایشان میزبانی شود. اما در مناطقی که در معرض درگیری نظامی قرار دارند، این مراکز میتوانند به اهداف آسیبپذیر تبدیل شوند.
حتی اگر جنگ ایران بهسرعت فروکش کند، بانکها، سرمایهگذاران و شرکتهای فناوری احتمالاً تجربه اخیر را فراموش نخواهند کرد. در نتیجه، بخشی از سرمایهگذاریهایی که پیشتر به سمت پروژههای عظیم هوش مصنوعی در غرب آسیا حرکت میکرد، ممکن است به کشورهایی منتقل شود که امنیت فیزیکی بیشتری ارائه میدهند.
این مسئله احتمالاً به پایان جاهطلبی کشورهای حاشیه خلیج فارس در حوزه هوش مصنوعی منجر نخواهد شد، اما میتواند روند توسعه پروژههای بزرگ را کندتر کند و نگاه سرمایهگذاران به ریسک را تغییر دهد.
میراث اصلی جنگ ایران برای صنعت هوش مصنوعی فقط افزایش قیمت انرژی یا اختلال در تنگه هرمز نیست. این جنگ میتواند آینده رقابت جهانی در حوزه هوش مصنوعی را بازنویسی کند.
مرحله بعدی رقابت در هوش مصنوعی صرفاً با کدنویسی و الگوریتم تعیین نخواهد شد، بلکه کشورهایی پیروز خواهند بود که بتوانند حتی در شرایط تنشهای ژئوپلیتیکی، برق پایدار، فلزات حیاتی، مواد اولیه و زیرساختهای امن را تأمین کنند.
منبع: مجمع جهانی اقتصاد
انتهای پیام/ تولید

