۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۵

مسیر اقتصاد؛ رسانه تصمیم‌سازان اقتصاد ایران

شناسه: ۲۲۲۹۷۱ ۰۷ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۶:۱۰ دسته: کشاورزی نام نویسنده: زهرا محمدزاده
۰

کشاورزی امروز با فشار هم‌زمان رشد جمعیت، تغییرات اقلیمی، محدودیت آب و فرسودگی روش‌های سنتی روبه‌روست. در چنین شرایطی، افزایش تولید دیگر فقط با مصرف بیشتر زمین، آب و نهاده ممکن نیست و بخش کشاورزی ناچار است به سمت مدیریت دقیق‌تر و هوشمندتر حرکت کند. هوش مصنوعی می‌تواند از پایش سلامت محصول و تشخیص آفات تا مدیریت آبیاری، ماشین‌آلات و مراحل پس از برداشت را دقیق‌تر کند و با کاهش اتلاف منابع، بهره‌وری را بالا ببرد. در برخی مطالعات، استفاده از هوش مصنوعی همراه با پهپادها تولید محصول را تا ۲۰ درصد افزایش داده و مصرف آب و کود را تا ۱۵ درصد کاهش داده است. در نمونه‌ای دیگر، سامانه‌های پیش‌بینی مبتنی بر هوش مصنوعی با دقت ۹۲ درصدی، به بهبود ۲۵ درصدی عملکرد و کاهش ۳۰ درصدی مصرف منابع کمک کرده‌اند. اگر این فناوری بتواند تولید محصولات راهبردی را تقویت و تلفات را کم کند، دیگر فقط یک ابزار نوآورانه نیست، بلکه به بخشی از زیرساخت امنیت غذایی تبدیل می‌شود.

مسیر اقتصاد/ تامین امنیت غذایی در قرن بیست‌ویکم با مسئله‌ای روبه‌روست که دیگر با روش‌های قدیمی قابل حل نیست. از یک طرف جمعیت جهان و در پی آن تقاضا برای غذا بالا می‌رود، از طرف دیگر تغییرات اقلیمی، محدودیت منابع آب، افت کیفیت خاک و بهره‌برداری سنگین از منابع طبیعی، تولید را دشوارتر کرده است. در چنین شرایطی، کشاورزی باید با منابع کمتر، غذای بیشتری تولید کند؛ هم اقتصاد را سرپا نگه دارد و هم فشار کمتری بر محیط‌زیست وارد کند. اینجاست که مسئله فقط افزایش تولید نیست، بلکه تغییر در شیوه مدیریت مزرعه به یک ضرورت تبدیل می‌شود. هوش مصنوعی از همین نقطه وارد می‌شود و در بهبود امنیت غذایی نقش‌آفرینی می‌کند.

هوش مصنوعی در کشاورزی زمانی اهمیت پیدا می‌کند که حجم داده‌ها از توان تحلیل سنتی فراتر می‌رود. امروز در مزرعه از پهپاد، تصاویر ماهواره‌ای، حسگرهای خاک، داده‌های آب‌وهوایی، سامانه‌های موقعیت‌یابی و ماشین‌آلات هوشمند استفاده می‌شود. این ابزارها حجم بزرگی از داده تولید می‌کنند، اما تا وقتی این داده‌ها به تصمیم دقیق تبدیل نشوند، ارزش واقعی ندارند. هوش مصنوعی می‌تواند همین داده‌ها را پردازش کند و از دل آن‌ها به کشاورز بگوید کدام نقطه مزرعه نیاز به آب دارد، کدام بخش با کمبود مواد مغذی روبه‌روست، کجا بیماری در حال شکل‌گیری است و چه زمانی برای برداشت مناسب‌تر است. به این ترتیب، کشاورزی از تصمیم‌گیری کلی و یکسان برای کل مزرعه، به سمت تصمیم‌گیری دقیق و نقطه‌محور حرکت می‌کند.

پایش هوشمند محصول؛ از تشخیص زودهنگام تا افزایش عملکرد

یکی از مهم‌ترین کاربردهای هوش مصنوعی، پایش سلامت محصول است. الگوریتم‌های یادگیری ماشین می‌توانند تصاویر پهپادها، داده‌های حسگرها و اطلاعات محیطی را کنار هم بگذارند و نشانه‌های اولیه بیماری، تنش آبی یا کمبود عناصر غذایی را پیش از آن‌که خسارت گسترده شود، شناسایی کنند. مزیت این کار فقط در تشخیص سریع نیست؛ در این است که کشاورز به جای واکنش دیرهنگام و پرهزینه، می‌تواند زودتر و دقیق‌تر مداخله کند.

در کشاورزی دقیق، پهپادهای مجهز به حسگرهای چندطیفی از مزرعه تصویر می‌گیرند و سامانه‌های هوشمند این تصاویر را تحلیل می‌کنند تا وضعیت گیاه، مناطق ضعیف و نیازهای متفاوت مزرعه را مشخص کنند. نتیجه این فرایند آن است که آبیاری، کوددهی و مدیریت مزرعه به جای آن‌که به شکل یکسان در کل زمین انجام شود، بر پایه نیاز واقعی هر بخش تنظیم می‌شود. در یکی از مطالعات، استفاده از هوش مصنوعی همراه با پهپاد برای پایش محصول، تولید را تا ۲۰ درصد افزایش داده و مصرف آب و کود را تا ۱۵ درصد نسبت به روش سنتی کاهش داده است. در کنار این، مدل‌های هوشمند با استفاده از اطلاعات گذشته، الگوهای آب‌وهوایی، کیفیت خاک و روش‌های زراعی می‌توانند عملکرد آینده را هم با دقت بالا برآورد کنند. در یک نمونه، این پیش‌بینی با دقت ۹۲ درصد انجام شده و به بهبود ۲۵ درصدی عملکرد مزرعه و کاهش ۳۰ درصدی مصرف منابع انجامیده است.

آفات، علف‌های هرز و مصرف سم؛ جایی که دقت اهمیت پیدا می‌کند

یکی دیگر از بخش‌هایی که هوش مصنوعی می‌تواند اثر جدی بگذارد، کنترل آفات و علف‌های هرز است. در روش‌های سنتی، تشخیص آفت معمولاً یا دیر انجام می‌شود یا به سم‌پاشی گسترده و غیرهدفمند می‌انجامد. اما سامانه‌های مبتنی بر بینایی ماشینی و یادگیری عمیق می‌توانند با تحلیل تصاویر دوربین‌های مزرعه، پهپادها یا دستگاه‌های هوشمند، گونه آفت، تراکم آن و الگوی پراکندگی‌اش را تشخیص دهند. این یعنی کشاورز می‌تواند به جای سم‌پاشی سراسری، فقط در همان نقاطی که آلودگی وجود دارد وارد عمل شود.

اهمیت این موضوع فقط در کاهش هزینه سم نیست. مصرف غیرضروری سموم هم به محیط‌زیست آسیب می‌زند، هم سلامت محصول را تحت فشار قرار می‌دهد، و هم در برخی موارد مقاومت آفات را بیشتر می‌کند. وقتی داده‌های مربوط به آفت با اطلاعاتی مانند دما، رطوبت، وضعیت خاک و پیش‌بینی هوا ترکیب شود، سامانه هوشمند حتی می‌تواند پیشنهاد بدهد که چه زمانی و در کدام نقطه سم‌پاشی انجام شود. مطالعات انجام‌شده در این حوزه نشان داده‌اند که این رویکرد می‌تواند مصرف سموم را ۲۰ تا ۲۵ درصد کاهش دهد و هم‌زمان عملکرد محصول را ۱۵ درصد یا بیشتر بالا ببرد. همین منطق درباره علف‌های هرز هم صادق است. در اینجا نیز هوش مصنوعی می‌تواند مناطق آلوده را شناسایی کند و به جای مصرف گسترده علف‌کش، کنترل را هدفمندتر کند.

آب، خاک و ماشین‌آلات؛ بهره‌وری فقط در محصول خلاصه نمی‌شود

هوش مصنوعی فقط برای دیدن وضعیت گیاه به کار نمی‌آید؛ در مدیریت آب و خاک هم می‌تواند نقش تعیین‌کننده داشته باشد. حسگرهای خاک اطلاعاتی مانند رطوبت، دما و مواد مغذی را اندازه‌گیری می‌کنند و سامانه‌های هوشمند با کنار هم گذاشتن این داده‌ها و پیش‌بینی هوا، زمان و حجم آبیاری را تنظیم می‌کنند. در این حالت، هر گیاه به اندازه نیاز خود آب دریافت می‌کند و از هدررفت جلوگیری می‌شود. این موضوع برای کشوری که با محدودیت آب روبه‌روست، اهمیت دوچندان دارد. در یک مطالعه روی مزرعه ذرت، سامانه مدیریت آبیاری مبتنی بر هوش مصنوعی باعث افزایش ۲۰ درصدی عملکرد محصول و بهبود ۲۵ درصدی بهره‌وری مصرف آب شد.

در کنار این، هوش مصنوعی به تدریج در ماشین‌آلات کشاورزی هم نقش بیشتری پیدا می‌کند. تراکتورها، کمباین‌ها، پهپادها و ربات‌های مزرعه می‌توانند با کمک الگوریتم‌های هوشمند کارهایی مانند کاشت، داشت، برداشت، وجین و حتی سم‌پاشی را دقیق‌تر و کم‌هزینه‌تر انجام دهند. این تحول فقط به معنای کاهش نیروی کار نیست، بلکه به معنای افزایش دقت و کاهش اتلاف در عملیات مزرعه است. حتی در نگهداری ماشین‌آلات هم سامانه‌های هوشمند می‌توانند پیش از وقوع خرابی، نشانه‌های فرسودگی یا نقص را تشخیص دهند و از توقف ناگهانی و پرهزینه جلوگیری کنند. در یک مطالعه روی ناوگان تراکتورهای خودران، این شیوه ۳۰ درصد از زمان توقف ناگهانی و ۲۰ درصد از هزینه‌های نگهداری را کم کرده است.

مدیریت پس از برداشت؛ بخشی که کمتر دیده می‌شود

بخش مهمی از اتلاف در کشاورزی نه در زمان تولید، بلکه پس از برداشت رخ می‌دهد. در اینجا هم هوش مصنوعی می‌تواند نقش مهمی داشته باشد. سامانه‌های هوشمند می‌توانند شرایط انبار مانند دما، رطوبت و ترکیب گازها را بهینه کنند و کیفیت محصول را در زمان نگهداری پایش کنند. علاوه بر این، با تشخیص تصویری و تحلیل داده‌های حسگر، می‌توان محصولات را بر اساس کیفیت دسته‌بندی و فقط محصول مناسب را وارد مسیر ذخیره‌سازی و پردازش کرد. در برخی برآوردها، سامانه‌های مبتنی بر هوش مصنوعی توانسته‌اند تلفات پس از برداشت را تا ۳۵ درصد کاهش دهند.

در حوزه لجستیک نیز هوش مصنوعی می‌تواند زمان و مسیر حمل را بهینه کند و با کاهش زمان جابه‌جایی، میزان فساد محصول را پایین بیاورد. این بخش از آن جهت مهم است که حتی اگر تولید در مزرعه بالا برود، بدون مدیریت درست پس از برداشت، بخشی از آن از بین می‌رود و فشار بر بازار داخلی همچنان باقی می‌ماند.

چالش‌ها واقعی‌اند، اما اصل مسئله را تغییر نمی‌دهند

با همه این‌ها، به‌کارگیری هوش مصنوعی در کشاورزی ساده و بی‌هزینه نیست. بخشی از چالش‌ها فنی است. اگر داده‌ها دقیق، منظم و قابل اعتماد نباشند، مدل‌های هوشمند هم خروجی قابل اتکا نمی‌دهند. از طرف دیگر، مدلی که برای یک محصول یا یک منطقه طراحی شده، ممکن است در منطقه‌ای دیگر عملکرد مناسبی نداشته باشد. بنابراین، مسئله فقط خرید فناوری نیست؛ مسئله ساختن سامانه‌ای است که با اقلیم‌ها، محصولات و الگوهای متفاوت کشاورزی سازگار باشد.

چالش دیگر، هزینه و دسترسی است. بسیاری از مزارع کوچک و کم‌درآمد توان خرید حسگرها، نرم‌افزارها، پهپادها و تجهیزات هوشمند را ندارند. اگر این مشکل حل نشود، استفاده از هوش مصنوعی می‌تواند به جای گسترش بهره‌وری، شکاف میان واحدهای بزرگ و کوچک را بیشتر کند. در کنار آن، آموزش کشاورزان و پشتیبانی فنی هم ضرورت دارد. بدون این دو، حتی بهترین فناوری هم در عمل به نتیجه مطلوب نمی‌رسد.

هوش مصنوعی و امنیت غذایی

با این همه، ارزش اصلی هوش مصنوعی در کشاورزی آن‌جا روشن می‌شود که آن را از زاویه امنیت غذایی ببینیم. کشوری که در برخی محصولات و نهاده‌های راهبردی با شکاف تولید روبه‌روست، دیگر نمی‌تواند به فناوری فقط به چشم یک ابزار لوکس یا نوآورانه نگاه کند. هر فناوری‌ای که بتواند تولید را بالا ببرد، مصرف آب و نهاده را کم کند، ضایعات را کاهش دهد و وابستگی به واردات را پایین بیاورد، مستقیماً با امنیت غذایی پیوند پیدا می‌کند.

از این زاویه، هوش مصنوعی در کشاورزی فقط یک ابزار فنی نیست. اگر درست به کار گرفته شود، می‌تواند به بخشی از زیرساخت پایداری تولید، افزایش تاب‌آوری بخش کشاورزی و تقویت خودکفایی نسبی در کالاهای راهبردی تبدیل شود. مسئله اصلی این نیست که آیا هوش مصنوعی در کشاورزی کاربرد دارد یا نه؛ مسئله این است که آیا می‌توان آن را به‌گونه‌ای به کار گرفت که از یک فناوری نو، به ابزاری واقعی برای تقویت تولید و امنیت غذایی کشور تبدیل شود یا نه.

انتهای پیام/ کشاورزی



جهت احترام به مخاطبان فرهیخته، نظرات بدون بازبینی منتشر می شود. لطفا نظرات خود را جهت تعميق و گسترش بحث ارائه نمایید. نظرات حاوی توهين، افترا و تهمت به ديگران پاک می شود.