۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۵

مسیر اقتصاد؛ رسانه تصمیم‌سازان اقتصاد ایران

شناسه: ۲۲۲۰۳۴ ۱۹ فروردین ۱۴۰۵ - ۱۷:۳۰ دسته: تجارت و دیپلماسی
۰

جنگ علیه ایران کارکرد اقتصادی و لجستیکی کشورهای شورای همکاری خلیج فارس را نیز زیر فشار برده است. این کشورها در سال‌های اخیر بر پایه پیوند پایدار میان انرژی، تجارت، حمل‌ونقل، سرمایه و زیرساخت‌های دیجیتال، جایگاه خود را به‌عنوان هاب منطقه‌ای حضور شرکت‌های چندملیتی تثبیت کرده بودند؛ اما اختلال در تنگه هرمز، افزایش شدید هزینه‌های بیمه و کشتیرانی، محدودیت‌های هوایی و تهدید مراکز داده، نشان داد این مدل تا چه اندازه به امنیت مسیرهای حیاتی وابسته است. حتی اگر آتش‌بس شکننده فعلی دوام بیاورد، تبعات این بحران بر هزینه تجارت، ریسک سرمایه‌گذاری و موقعیت ژئواکونومیک کشورهای خلیج فارس به‌سرعت از بین نخواهد رفت.

به گزارش مسیر اقتصاد مدل هاب شورای همکاری خلیج فارس (GCC) که بر اساس اتصال پایدار بین سرمایه، استعداد، داده‌ها و تجارت ساخته شده است، تحت فشار شدیدی قرار دارد. زیرا جنگ جاری علیه ایران به زیرساخت‌های اصلی در سراسر امارات متحده عربی، عربستان سعودی، قطر، بحرین، کویت و عمان سرایت می‌کند. محدودیت‌های حریم هوایی، آسیب به بنادر و پالایشگاه‌ها و اختلال در عملیات ابری/مرکز داده هزینه‌های برای شرکت‌های چندملیتی دارد.

آسیب به مسیرهای تجاری حیاتی با انسداد تنگه هرمز

براساس گزارش‌های اخیر، حملات مستقیم یا خسارات مرتبط با حملات هوایی، فرودگاه‌ها/بنادر و تأسیسات ابری را تحت تأثیر قرار داده و در کنار آن، قیمت‌گذاری ریسک جنگ برای کشتیرانی و هوانوردی به سرعت در حال تشدید است. این آسیب‌پذیری از نظر ساختاری بسیار زیاد است زیرا گلوگاه‌های فیزیکی و هاب‌های شبکه‌ای منطقه در مسیرهای حیاتی جهانی قرار دارند. تنگه هرمز در سال ۲۰۲۵ حدود ۲۰ میلیون بشکه در روز نفت خام و فرآورده‌های نفتی، رحدود ۲۵ درصد از تجارت نفت از طریق دریا، را حمل کرده و تقریباً یک‌پنجم صادرات جهانی LNG به همین کریدور با ظرفیت محدود دور زدن متکی است. برآوردهای آژانس بین‌المللی انرژی (IEA) و اداره اطلاعات انرژی ایالات متحده نشان می‌دهد که حتی اختلالات کوتاه‌مدت نیز می‌توانند از طریق افزایش قیمت‌ها و کمبودهای فیزیکی به سطح جهانی منتقل شوند و آسیا بیشتر این جریان را جذب خواهد کرد.

ارزیابی تأثیر جنگ ایران بر بخش‌های حیاتی کشورهای خلیج فارس

اختلال در سیستم‌های انرژی: آژانس بین‌المللی انرژی، تنگه هرمز را به عنوان یک گلوگاه حیاتی با ظرفیت محدود عبور معرفی و تأکید می‌کند که انسداد آن، صادرات LNG از قطر و امارات متحده عربی را که در مجموع تقریباً ۲۰ درصد از صادرات جهانی LNG را تشکیل می‌دهند، «متوقف» خواهد کرد.

شوک مضاعف به بخش لجستیک: براساس گزارش رویترز، حق بیمه ریسک جنگ بدنه برای برخی سفرها به حدود ۳ درصد از ارزش بدنه افزایش یافته است، که به معنای چندین میلیون دلار در هر سفر برای دارایی‌های در اندازه VLCC بوده که برنامه شرکت‌ها را حتی قبل از وقوع هرگونه خسارت فیزیکی مختل می‌کند. گزارش فهرست لویدز تأکید می‌کند که پوشش ریسک جنگ همچنان در دسترس است، اما با قیمت‌های بسیار بالاتر و شرایط سخت‌تر. این امر نشان می‌دهد که محدودیت تنها در دسترس بودن نیست، بلکه توانایی مالی و شرایط نیز باید لحاظ شود.

تاثیر بر هاب هوانوردی: این بخش نیز از طریق تعطیلی‌ها و محدودیت‌های کریدور هوایی تحت تأثیر قرار گرفته است، چرا که فرودگاه‌های مهم محدودیت‌های جدی اعمال کرده‌اند که هم جابجایی مسافر و هم محموله‌های داخلی را مختل می‌کند. به‌روزرسانی‌های رسمی اپراتورهای فرودگاه، عدم قطعیت عملیاتی و هشدارهای مسافرتی را نشان می‌دهد، بطوریکه طبق گزارش بلومبرگ پروازهای زمین‌گیر شده در دبی، حمل و نقل کالا (از جمله فلزات گرانبها) را مختل کرده است. این امر نشان می‌دهد که چگونه اختلال در حریم هوایی به یک مسئله موجودی کالا و تجارت-مالی تبدیل می‌شود.

تأثیرات مالی: این بخش نیز از طریق (۱) نقدینگی و ترکیب سپرده‌ها، (۲) تشدید ارتباط پرداخت‌ها/حساب‌های کارگزاری، و (۳) تداوم عملیاتی خزانه‌داری شرکت‌ها عمل می‌کند. داده‌های بانک مرکزی امارات متحده عربی نشان می‌دهد که سپرده‌های غیرمقیم بخش معناداری از پایه سپرده در بخش‌های بانکی مستقر در امارات هستند و گزارش صندوق بین‌المللی پول برای قطر، مدیریت فعال سیاست سپرده‌های غیرمقیم و بدهی‌های خارجی را آشکار می‌کند. این موارد دقیقاً همان خطوط گسلی هستند که می‌توانند به سرعت تغییر کنند.

افزایش تهدیدها به مراکز فناوری و داده: رویترز و بلومبرگ گزارش دادند که حملات پهپادی به تأسیسات ابری آسیب رسانده و باعث قطعی‌هایی شده که بر عملیات AWS در امارات متحده عربی و بحرین تأثیر گذاشته است و این امر خطر را برای شرکت‌های چندملیتی که از خلیج فارس برای مواردی مانند الزامات ذخیره‌سازی داده‌های منطقه‌ای و مراکز خدمات مشترک استفاده می‌کنند، افزایش می‌دهد.

افزایش ریسک تولید از طریق هزینه‌های انرژی، نوسانات زمان تحویل و در دسترس بودن قطعات نیز از پیامدهای مهم جنگ اخیر است. هشدار ریسک تورمی صندوق بین‌المللی پول یک پیام بزرگی است که گویای تدام فشارهای تدارکات تولید و سرمایه در گردش است.

پیامدهای ریسک عملیاتی برای شرکت‌های چندملیتی

با توجه به وابستگی بخش لجستیک به کریدورهای هوایی خلیج فارس یا مسیرهای حمل و نقل از طریق تنگه هرمز، زمان تحویل نیز احتمالا به سرعت تغییر کند. گزارش‌ها در مورد تغییر مسیرهای حمل و نقل و تعلیق رزروها نشان می‌دهد که عملکرد به موقع و کامل کمتر قابل پیش‌بینی است و شرکت‌ها را ملزم به بررسی احتمالات تحویل و مسیریابی احتمالی می‌کند.

هزینه‌های بیمه نیز به یک محدودیت عملیاتی تبدیل می‌شوند. وقتی حق بیمه‌های ریسک جنگ از حدود ۰.۲۵ درصد به تقریباً ۳ درصد ارزش بدنه کشتی افزایش می‌یابد، هزینه‌های سفر از یک هزینه حاشیه‌ای به یک عامل تجاری تعیین‌کننده تبدیل می‌شود. بنابراین، احتمالا حمل برخی از محموله‌ها بدون قیمت‌گذاری مجدد، غیراقتصادی شود و این امر پیامدهایی برای ترتیبات اینکوترمز، بندهای قیمت‌گذاری قرارداد و برنامه‌ریزی جریان نقدی خواهد داشت.

شرایط فورس ماژور نیز دیگر یک ریسک تئوریک نیست. اختلالات اخیر در بازارهای انرژی و کشتیرانی منجر به وقفه در عرضه شده است که بر حمل و نقل LNG و نفت خام تأثیر می‌گذارند. شرکت‌ها باید قراردادهایی را که تعهدات تحویل آن‌ها به مسیرهای خلیج فارس یا قیمت‌گذاری مرتبط با انرژی بستگی دارد، ارزیابی کنند، زیرا حمایت از فورس ماژور شدیدا به متن قرارداد و رویه‌های صحیح اطلاع‌رسانی بستگی دارد.

تهدید جابجایی کارکنان نیز زمانی افزایش می‌یابد که انسداد حریم هوایی یا محدودیت مسیرهای پروازی ادامه یابد. اختلالات برنامه خطوط هوایی می‌تواند بیشتر از حد انتظار طول بکشد، یعنی شرکت‌ها در مواردی که کارمندان با تأخیرهای طولانی در سفر مواجه می‌شوند، به برنامه‌های احتمالی برای مراکز مسافرتی جایگزین یا جابجایی موقت روی بیاورند.

در مجموع، مدل هاب خلیج فارس تحت فشار است زیرا این درگیری سیستم‌های توانمندساز آن مانند حریم هوایی، بیمه بنادر/کشتیرانی، صادرات انرژی و زیرساخت‌های ابری را هدف قرار داده یا آن‌ها را مجبور به تعطیلی می‌کند. جنبه حیاتی برای شرکت‌های چندملیتی این است که این سیستم‌ها با هم تعامل دارند: اختلال در هوانوردی، حمل و نقل بار و جابجایی را تضعیف می‌کند؛ قیمت‌گذاری مجدد کشتیرانی، زمان و هزینه‌های تحویل را کاهش می‌دهد؛ ریسک انرژی در تنگه هرمز به تورم و تقاضای جهانی منتقل می‌شود؛ و قطعی‌های ابری، حوادث فنی را به خرابی عملیاتی تبدیل می‌کند.

منبع: میدل ایست بریفینگ

انتهای پیام/ تجارت و دیپلماسی



جهت احترام به مخاطبان فرهیخته، نظرات بدون بازبینی منتشر می شود. لطفا نظرات خود را جهت تعميق و گسترش بحث ارائه نمایید. نظرات حاوی توهين، افترا و تهمت به ديگران پاک می شود.