۲۹ خرداد ۱۴۰۵

مسیر اقتصاد؛ رسانه تصمیم‌سازان اقتصاد ایران

شناسه: ۲۲۵۶۴۸ ۲۵ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۹:۱۰ دسته: تجارت و دیپلماسی
۰

گزارش مؤسسه مطالعات جنوب آسیا وابسته به دانشگاه ملی سنگاپور نشان می‌دهد جنگ ایران و تشدید ناامنی در تنگه هرمز، اقتصاد بنگلادش را از چند مسیر تحت فشار قرار داده است؛ از افزایش هزینه واردات انرژی و کود تا فشار بر ذخایر ارزی، صادرات پوشاک و حواله‌های کارگران مهاجر. بنگلادش به دلیل وابستگی به واردات انرژی از خلیج فارس، در برابر اختلالات ژئوپلیتیکی منطقه آسیب‌پذیر است و ناچار است میان روابط با ایران، کشورهای عربی خلیج فارس و شرکای غربی خود توازن برقرار کند. این تجربه نشان می‌دهد امنیت انرژی برای اقتصادهای واردکننده، تنها به قیمت سوخت وابسته نیست و به پایداری مسیرهای راهبردی انتقال انرژی و کالاهای اساسی نیز گره خورده است.

به گزارش مسیر اقتصاد جنگ ایران و افزایش ناامنی در تنگه هرمز، پیامدهای اقتصادی مهمی برای کشورهایی دارد که به طور مستقیم درگیر منازعه نیستند، اما بخش مهمی از انرژی، نهاده‌های تولید و تجارت خارجی آن‌ها به خلیج فارس وابسته است. بنگلادش یکی از این کشورهاست؛ اقتصادی واردکننده انرژی که برای تأمین سوخت، کود، امنیت غذایی، صادرات پوشاک و دریافت حواله‌های کارگران مهاجر به ثبات منطقه خلیج فارس نیاز دارد. از این منظر، جنگ ایران تنها یک بحران منطقه‌ای نیست، بلکه می‌تواند هزینه‌های تولید، تجارت و معیشت را در جنوب آسیا نیز افزایش دهد.

تنگه هرمز؛ مسیر حیاتی انرژی و کود برای بنگلادش

تنگه هرمز یکی از مهم‌ترین گلوگاه‌های حمل‌ونقل انرژی در جهان است و اختلال در آن می‌تواند بر قیمت سوخت، هزینه حمل‌ونقل و امنیت عرضه کالاهای راهبردی اثر بگذارد. ایران به دلیل موقعیت جغرافیایی و توان اثرگذاری امنیتی در این منطقه، نقش مهمی در معادلات هرمز دارد. از همین رو، هرگونه تشدید تنش میان ایران، آمریکا و رژیم صهیونیستی می‌تواند نگرانی کشورهای واردکننده انرژی را افزایش دهد.

بنگلادش به واردات انرژی از خلیج فارس وابستگی بالایی دارد. در نتیجه، افزایش ناامنی در مسیرهای دریایی منطقه می‌تواند هزینه واردات سوخت را بالا ببرد، فشار تورمی ایجاد کند و مدیریت ذخایر ارزی این کشور را دشوارتر سازد. این مسئله فقط به نفت و گاز محدود نیست. واردات کود نیز برای بخش کشاورزی بنگلادش اهمیت حیاتی دارد و هرگونه اختلال در انتقال آن می‌تواند امنیت غذایی این کشور را تحت تأثیر قرار دهد.

فشار جنگ بر ارز، تورم و صادرات پوشاک

پیامدهای اقتصادی جنگ ایران برای بنگلادش از چند مسیر همزمان ظاهر می‌شود. افزایش هزینه سوخت، هزینه تولید و حمل‌ونقل را بالا می‌برد و می‌تواند فشار تورمی را در اقتصاد این کشور تشدید کند. از سوی دیگر، رشد هزینه واردات، نیاز به ارز خارجی را افزایش می‌دهد و بر ذخایر ارزی بنگلادش فشار وارد می‌کند.

این فشارها در شرایطی اهمیت بیشتری دارد که اقتصاد بنگلادش برای حفظ رشد اقتصادی و اشتغال، به صادرات پوشاک وابسته است. صنعت پوشاک، مهم‌ترین بخش صادراتی این کشور محسوب می‌شود و افزایش هزینه انرژی، حمل‌ونقل و واردات مواد اولیه می‌تواند رقابت‌پذیری آن را کاهش دهد. اگر هزینه تولید بالا برود و نرخ ارز نیز تحت فشار قرار گیرد، بنگاه‌های صادراتی با دشواری بیشتری در بازارهای جهانی فعالیت خواهند کرد.

کاهش چشم‌انداز اعتباری بنگلادش توسط فیچ از «پایدار» به «منفی» نیز نشان می‌دهد فشارهای بیرونی و محدودیت‌های مالی این کشور جدی گرفته شده است. این تغییر به معنای کاهش رتبه اعتباری نیست، اما نشانه‌ای از افزایش نگرانی نسبت به آسیب‌پذیری مالی و ارزی بنگلادش است.

حواله‌های مهاجران؛ کانال پنهان انتقال بحران

یکی دیگر از مسیرهای اثرگذاری جنگ ایران بر اقتصاد بنگلادش، وضعیت کارگران مهاجر این کشور در کشورهای خلیج فارس است. میلیون‌ها کارگر بنگلادشی در کشورهای عربی منطقه فعالیت می‌کنند و حواله‌های ارسالی آنان یکی از منابع مهم ارز برای اقتصاد ملی محسوب می‌شود.

بی‌ثباتی منطقه‌ای می‌تواند امنیت شغلی و معیشت این کارگران را تهدید کند. هرگونه کاهش فعالیت اقتصادی در کشورهای خلیج فارس، اختلال در بازار کار یا افزایش نااطمینانی امنیتی، ممکن است میزان حواله‌های ارسالی به بنگلادش را کاهش دهد. این مسئله برای کشوری که با فشار ذخایر ارزی مواجه است، اهمیت مضاعف دارد.

دشواری دیپلماسی متوازن در برابر جنگ ایران

بنگلادش در برابر جنگ ایران با یک چالش دیپلماتیک روبه‌روست. از یک سو، باید روابط خود با کشورهای عربی خلیج فارس را حفظ کند، زیرا امنیت کارگران مهاجر و استمرار حواله‌های ارزی به این روابط وابسته است. از سوی دیگر، حفظ روابط با ایران نیز برای سیاست خارجی متوازن و مدیریت پیامدهای منطقه‌ای اهمیت دارد.

در چنین شرایطی، سکوت یا موضع‌گیری محتاطانه بنگلادش در برابر حملات آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران، از سوی تهران با تردید نگریسته می‌شود. این وضعیت نشان می‌دهد کشورهایی مانند بنگلادش، حتی اگر در منازعه نقشی نداشته باشند، ناچارند هزینه‌های دیپلماتیک و اقتصادی آن را مدیریت کنند.

چرا فشار خارجی لزوماً ایران را تضعیف نمی‌کند؟

برای فهم رفتار ایران در برابر فشار خارجی، توجه به تجربه تاریخی این کشور اهمیت دارد. ایران در طول قرن‌ها، با وجود حمله‌ها، دخالت‌های خارجی و تغییر نظام‌های سیاسی، هویت ملی و تمدنی خود را حفظ کرده است. تجربه کودتای ۱۹۵۳ علیه دولت محمد مصدق و انقلاب اسلامی ۱۹۷۹، همچنان در برداشت ایران از رابطه با آمریکا نقش دارد و بی‌اعتمادی راهبردی میان دو کشور را تقویت کرده است.

از این منظر، فشار خارجی همیشه به تضعیف سریع ایران منجر نمی‌شود و در بسیاری از موارد می‌تواند انسجام داخلی و روحیه مقاومت را تقویت کند. این واقعیت برای کشورهایی مانند بنگلادش اهمیت دارد؛ زیرا سیاست‌گذاری در برابر بحران ایران، اگر بر انتظار عقب‌نشینی سریع تهران بنا شود، ممکن است برآورد دقیقی از طول بحران و پیامدهای اقتصادی آن ارائه ندهد.

ضرورت تنوع‌بخشی در امنیت انرژی بنگلادش

تجربه جنگ ایران برای بنگلادش نشان می‌دهد وابستگی شدید به مسیرهای محدود انرژی، می‌تواند اقتصاد یک کشور را در برابر بحران‌های دور از مرزهایش آسیب‌پذیر کند. بنگلادش برای کاهش این آسیب‌پذیری باید تنوع منابع انرژی، افزایش ذخایر راهبردی، توسعه مسیرهای جایگزین واردات و تقویت برنامه‌ریزی بلندمدت را در اولویت قرار دهد.

همزمان، این کشور ناچار است دیپلماسی متعادلی را دنبال کند؛ به گونه‌ای که روابط با ایران، کشورهای عربی خلیج فارس و شرکای غربی را همزمان مدیریت کند. جنگ ایران نشان داد امنیت انرژی، امنیت غذایی، ثبات ارزی و اشتغال مهاجران در اقتصادهای واردکننده انرژی به یکدیگر وابسته‌اند و اختلال در گلوگاهی مانند تنگه هرمز می‌تواند مجموعه‌ای از فشارهای اقتصادی را در کشورهایی مانند بنگلادش فعال کند.

منبع: موسسه مطالعات آسیای جنوبی (ISAS)

انتهای پیام/ تجارت و دیپلماسی



جهت احترام به مخاطبان فرهیخته، نظرات بدون بازبینی منتشر می شود. لطفا نظرات خود را جهت تعميق و گسترش بحث ارائه نمایید. نظرات حاوی توهين، افترا و تهمت به ديگران پاک می شود.