۱۰ تیر ۱۴۰۵

مسیر اقتصاد؛ رسانه تصمیم‌سازان اقتصاد ایران

شناسه: ۲۲۶۴۱۳ ۱۰ تیر ۱۴۰۵ - ۱۸:۲۰ دسته: انرژی
۰

ایران و قطر در حال تکمیل مطالعات اتصال شبکه برق با ظرفیت انتقال تا ۱۰۰۰ مگاوات هستند؛ طرحی که در شرایط پس از جنگ، معنایی فراتر از همکاری فنی دارد. قطر با وجود اتکا به تضمین‌های امنیتی آمریکا، به دلیل میدان گازی مشترک و وابستگی صادرات LNG به ثبات منطقه، ناچار است کانال‌های تعامل انرژی با ایران را حفظ کند. برای ایران نیز این اتصال می‌تواند بخشی از راهبرد تبدیل شدن به بازیگر برق منطقه‌ای، ایجاد درآمد و افزایش تاب‌آوری شبکه باشد. با این حال، تحریم‌ها، ریسک امنیتی زیرساخت‌ها و الزامات فنی اتصال زیر دریایی، اجرای طرح را به توافق‌های دقیق مالی، حقوقی و عملیاتی وابسته می‌کند.

به گزارش مسیر اقتصاد دو روز پس اعلام توافق بر سر یادداشت تفاهم بین ایالات متحده و ایران از سوی دونالد ترامپ، عباس علی‌آبادی، وزیر نیروی ایران، اعلام کرد که مطالعات امکان‌سنجی برای تأمین ظرفیت انتقال ۱۰۰۰ مگاوات از شبکه برق قطر برای ایران تقریباً تکمیل شده است. هرچند این طرح در راستای توافق سال ۲۰۲۲ است، اما در شرایط کنونی و پس از حملات ایران به تأسیسات گاز طبیعی مایع قطر که نیاز به سال‌ها و میلیاردها دلار برای تعمیرات دارد، فراتر از یک پروژه فنی است.

تمایل شورای همکاری خلیج فارس به تعامل با ایران

طرح پیشنهادی اتصال متقابل برق ایران و قطر باید در چارچوب الگوی گسترده تعامل شورای همکاری خلیج فارس (GCC) با ایران پس از حمله آمریکا و اسرائیل بررسی شود، زیرا ایران با حمله به همسایگان عرب و واردکردن خسارات گسترده‌ای به زیرساخت‌ها و برنامه‌های توسعه بلندپروازانه به حمله واکنش نشان داد. براساس برآوردهای، یک صندوق سرمایه‌گذاری خصوصی ۳۰۰ میلیارد دلاری در چارچوب توافق‌نامه ایالات متحده و ایران گنجانده شده که شامل تعهدات شرکت‌های ایالات متحده، کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس، آسیا، آمریکای جنوبی و آفریقا خواهد بود و سرمایه‌گذاری‌ها در حوزه‌های انرژی، لجستیک، تولید و حمل و نقل تزریق می‌شود.

اگر کشورهای خلیج فارس به این جمع‌بندی برسند که تعامل اقتصادی با ایران می‌تواند ریسک درگیری را کاهش دهد، احتمالاً پروژه‌های تجاری و زیرساختی با تهران را دوباره بررسی خواهند کرد. هرچند این امر احتمالا متناقض به نظر برسد، اما از دیدگاه شورای همکاری خلیج فارس، این امر مدیریت ریسک است، زیرا جغرافیا قابل تغییر نیست و درگیری پرهزینه است.

منابع مشترک گاز؛ سنگ بنای همکاری تهران-دوحه

پایه و اساس روابط انرژی ایران و قطر، میدان گازی «پارس جنوبی/گنبدشمالی»، یکی از بزرگترین میادین گاز طبیعی جهان است. این میدان جایگاه دوحه را به عنوان صادرکننده بزرگ LNG تثبیت می‌کند. در مقابل، پارس جنوبی ایران به دلیل تحریم‌ها، کمبود سرمایه‌گذاری و محدودیت‌های فناوری محدودشده، البته هنوز بزرگترین منبع سوخت داخلی این کشور است. این میدان مشترک گازی، همزیستی را ضروری می‌سازد، زیرا برای دوحه، رویارویی دائمی با تهران، تهدیدها در پیرامون مهم‌ترین دارایی اقتصادی آن را افزایش می‌دهد. برای تهران نیز همکاری با قطر در زمانی که تحریم‌ها هنوز دسترسی ایران به سرمایه و فناوری را محدود می‌کنند، ارزش دیپلماتیک و تجاری دارد. طرح پیشنهادی اتصال برق، این منطق را از گاز به سیستم‌های برق گسترش می‌دهد.

ارزیابی تغییر رویکرد راهبردی قطر

قطر در سال‌های اخیر که از راهبرد پوشش ریسک استفاده می‌کند. این کشور میزبان بزرگترین پایگاه نظامی ایالات متحده در منطقه، پایگاه هوایی العدید، است، روابط نزدیکی با قدرت‌های غربی داشته، در ساختارهای امنیتی شورای همکاری خلیج فارس مشارکت دارد و اغلب به عنوان میانجی بین ایالات متحده و ایران و بین اسرائیل و گروه فلسطینی حماس، عمل کرده است.

پس از حملات ایران به زیرساخت‌های قطر، رویکرد احتمالی قطر بیشتر به سمت مهار گرایش دارد نه ایجاد شکاف. باید توجه داشت که تجارت LNG قطر به ضریب امنیت بستگی دارد و اگر خریداران آسیایی و اروپایی به توانایی دوحه در ارائه خدمات تردید کنند، هزینه‌ها فراتر از مخارج تعمیرات خواهد بود. قطر با حفظ گفتگوی انرژی با ایران، کانالی را ایجاد کرده تا محاسبات اشتباه را کاهش و نفوذ دوحه در بحران‌های آینده افزایش دهد. اگر سرمایه بخش خصوصی کشورهای خلیج فارس باوجود شرایط دشوار، در بازسازی یا توسعه ایران شرکت کند، این امر نشان می‌دهد که بازیگران منطقه‌ای به دنبال تغییر رفتار ایران از طریق ارائه مشوق‌های اقتصادی هستند.

راهبرد اتصال شبکه برق ایران و قطر

اما برای ایران نیز این پروژه با راهبردی دیرینه آن در راستای افزایش نفوذ منطقه‌ای همسو است. در حال حاضر، تهران با برخی از همسایگان خود در تجارت فرامرزی برق مشارکت دارد و به کشورهایی مانند عراق، افغانستان و پاکستان برق صادر و همچنین، از ارمنستان، آذربایجان و ترکمنستان برق وارد می‌کند. اکنون نیز ایجاد خط انتقال برق بین ایران و قطر، می‌تواند از تعادل فصلی، تأمین اضطراری برق و تاب‌آوری شبکه پشتیبانی کند. تقاضای برق خلیج فارس در تابستان به دلیل تهویه مطبوع، نمک‌زدایی و فعالیت‌های صنعتی به شدت افزایش می‌یابد. ارتباطات متقابل می‌تواند نیاز به ظرفیت ذخیره پرهزینه را کاهش و به کشورها اجازه دهد تا در زمان اوج تقاضا یا اختلال، برق را به اشتراک بگذارند. از همین روی، این خط می‌تواند لایه دیگری از امنیت انرژی را برای قطر بیافزایید. ایران نیز می‌تواند منبع درآمدی ایجاد و نقش خود به عنوان بازیگر برق منطقه‌ای را تقویت کند. همچنین، این پروژه امکان‌پذیری همکاری کشورهای حاشیه خلیج فارس با ایران را پس از درگیری‌های اخیر نشان می‌دهد.

البته، منطق اقتصادی این پروژه با فضای پس از جنگ مطابقت دارد. اگر رایزنی ایالات متحده و ایران فضایی را برای لغو تحریم‌ها، تأمین مالی بازسازی و ازسرگیری تجارت فراهم کند، کشورهای خلیج فارس بازیگر منفعل نخواهند بود. قطر، امارات و عربستان انگیزه‌هایی برای شکل‌دهی به ادغام مجدد ایران دارند که در نهایتاً تهدیدات علیه صادرات LNG، کشتیرانی و سرمایه‌گذاری منطقه‌ای را کاهش دهد.

همچنین، این پروژه می‌تواند پیامدهای مهمی برای ادغام گسترده برق در خلیج فارس داشته باشد. در حال حاضر، سازمان اتصال متقابل کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس شامل؛ بحرین، کویت، عمان، قطر، عربستان سعودی و امارات متحده عربی را به هم متصل می‌کند. این شبکه در راستای افزایش قابلیت اطمینان، اشتراک‌گذاری ذخایر و پشتیبانی از تبادل برق اضطراری طراحی شده است. این سیستم شامل شبکه منطقه‌ای ۴۰۰ کیلوولت است و از فناوری HVDC برای اتصال سیستم ۶۰ هرتز عربستان به سیستم‌های ۵۰ هرتز سایر اعضای شورای همکاری خلیج فارس استفاده می‌کند.

البته، اتصال شبکه برق ایران و قطر، به طور خودکار تهران را به شبکه کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس متصل نمی‌کند. این امر مستلزم تأیید سیاسی، سازگاری فنی، قوانین نظارتی و مدیریت ریسک تحریم‌ها است. اما می‌تواند نمونه‌ای برای همکاری محدود برق بین کشورهای خلیج فارس فراتر از چارچوب داخلی شورای همکاری خلیج فارس ایجاد کند.

چالش‌های فنی مقابل پروژه برقی تهران-دوحه

در این راستا، چالش‌های فنی جدی اما قابل مدیریت هستند. اتصال زیر دریا به زیرساخت‌های انتقال، ایستگاه‌های مبدل، سیستم‌های حفاظت از شبکه، حفاظات امنیت سایبری و هماهنگی بین اپراتورها نیاز دارد. همچنین، تحریم‌ها بزرگترین مانع این همکاری هستند. تحریم‌های ثانویه ایالات متحده می‌تواند سرمایه‌گذاران، بیمه‌گران، شرکت‌های مهندسی و تأمین‌کنندگان تجهیزات را از پروژه‌های مرتبط با ایران منصرف کند. توافق جدید ایالات متحده و ایران، در صورت دستیابی دو کشور به توافق بزرگ برای مهار برنامه هسته‌ای ایران، لغو کامل تحریم‌ها را برای ایران در پی خواهد داشت. با این وجود، پروژه‌هایی مانند اتصال متقابل ایران و قطر نیاز به ساختار قانونی و مالی دقیق دارند.

امنیت نیز یکی دیگر از خطرات عمده است. جنگ اخیر نشان داد که زیرساخت‌های انرژی می‌توانند به میدان نبرد تبدیل شوند. یک کابل، ایستگاه مبدل یا گره شبکه می‌تواند در برابر حمله فیزیکی یا اختلال سایبری آسیب‌پذیر باشد. بنابراین، موفقیت این پروژه نه تنها به مهندسی، بلکه به مدیریت بحران و خویشتن‌داری سیاسی نیز بستگی دارد.

موازنه کشورهای خلیج فارس بین اقتصاد و امنیت

اتصال متقابل برق ایران و قطر از آن جهت اهمیت دارد که نشان‌دهنده تغییر بزرگ در دیپلماسی خلیج فارس است. تعامل قطر با ایران نشان می‌دهد که رویکرد کشورهای خلیج فارس برخلاف تصور خارجی‌ها، کمتر ایدئولوژیک است. از همین روی، اولویت دوحه انعطاف‌پذیری بوده و می‌تواند ضمن حفظ روابط کاری با ایران، به تضمین‌های امنیتی ایالات متحده نیز تکیه کند، زیرا هر رابطه‌ای هدف متفاوتی را دنبال می‌کند. در صورت اجرا، پروژه شبکه برق می‌تواند تاب‌آوری برق را بهبود بخشد، روابط دوجانبه انرژی را تقویت و پلی کوچک بین ایران و سیستم‌های برق خلیج فارس ایجاد کند. اگر این پروژه نیز متوقف شود، محدودیت‌های عمل‌گرایی را تحت تحریم‌ها و فشارهای امنیتی آشکار خواهد کرد. در هر صورت، این روند دوگانه سیاست خلیج فارس را آشکار می‌کند؛ باوجود درگیری، کشورها به همکاری عملی باز گشته‌اند زیرا جغرافیا قابل تغییر نیست، سیستم‌های انرژی به هم متصل هستند و بقا مستلزم کنار آمدن با همسایگان است.

منبع: اندیشکده استیمسون

انتهای پیام/ انرژی

جهت احترام به مخاطبان فرهیخته، نظرات بدون بازبینی منتشر می شود. لطفا نظرات خود را جهت تعميق و گسترش بحث ارائه نمایید. نظرات حاوی توهين، افترا و تهمت به ديگران پاک می شود.