۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۵

مسیر اقتصاد؛ رسانه تصمیم‌سازان اقتصاد ایران

شناسه: ۲۲۱۴۶۰ ۰۴ فروردین ۱۴۰۵ - ۰۹:۵۰ دسته: انرژی
۰

حملات متقابل ایران و اسرائیل به زیرساخت‌های گازی منطقه، بازار جهانی انرژی را وارد مرحله‌ای تازه کرده است. پس از حمله به مجتمع LNG راس‌لفان در قطر و حمله پیشین اسرائیل به تأسیسات گازی پارس جنوبی، قیمت گاز اروپا تا ۳۵ درصد و قیمت نفت تا ۱۰ درصد جهش کرد. برآوردها نشان می‌دهد آسیب به راس‌لفان می‌تواند حدود ۱۷ درصد از صادرات گاز مایع قطر را برای ۳ تا ۵ سال کاهش دهد؛ رخدادی که هم امنیت انرژی آسیا و اروپا را تهدید می‌کند و هم خطر بازگشت موج تورمی و سخت‌گیرانه‌تر شدن سیاست‌های پولی را بالا می‌برد.

به گزارش مسیر اقتصاد بازار جهانی انرژی در روزهای اخیر فقط با تهدید بسته ماندن تنگه هرمز روبه‌رو نبوده، بلکه مستقیماً شاهد حمله به برخی از مهم‌ترین زیرساخت‌های گازی منطقه نیز بوده است. در این میان، حمله ایران به مجتمع گاز مایع راس‌لفان در قطر و حمله یک روز قبل اسرائیل به تأسیسات بزرگ گازی پارس جنوبی در ایران، تنش را از سطح تهدید به سطح ضربه مستقیم به ظرفیت تولید و صادرات رسانده است.

ضربه به راس‌لفان؛ کاهش ۵ ساله تولید و صادرات گاز مایع قطر

اهمیت حمله به راس‌لفان از آن جهت بالا است که این مجموعه بزرگ‌ترین مجتمع LNG جهان به شمار می‌رود. برآوردها نشان می‌دهد در این حمله، دو خط تولید گاز مایع از بین رفته و این مسئله می‌تواند حدود ۱۷ درصد از صادرات LNG قطر را برای بازه‌ای بین ۳ تا ۵ سال کاهش دهد. سعد الکعبی مدیرعامل قطرانرژی نیز گفته این شرکت ممکن است ناچار شود در قراردادهای بلندمدت با بلژیک، چین، ایتالیا و کره جنوبی وضعیت فورس ماژور اعلام کند. این یعنی اختلال فقط به بازار نقدی محدود نمی‌ماند و می‌تواند قراردادهای بلندمدت را هم درگیر کند.

بازارها به سرعت واکنش نشان دادند

بازار انرژی هم بلافاصله به این تحولات واکنش نشان داد. قیمت گاز در اروپا تا ۳۵ درصد جهش کرد و قیمت نفت نیز تا ۱۰ درصد بالا رفت، هرچند بخشی از این رشد در ادامه تعدیل شد. با این حال، پیام بازار روشن بود: حمله به زیرساخت‌های گازی منطقه، سناریوی بدبینانه‌ای را که سال‌ها فقط از آن صحبت می‌شد، به واقعیت نزدیک کرده است. تحلیلگران از همین زاویه هشدار داده‌اند که حتی اگر جنگ هم متوقف شود، اختلال در عرضه LNG ممکن است ماه‌ها یا حتی سال‌ها ادامه پیدا کند.

جنگ از هرمز عبور کرده و به «لوله‌کشی» انرژی جهان رسیده است

ارزش تحلیلی این رخداد در آن است که بحران دیگر فقط بر سر عبور کشتی‌ها از هرمز نیست. آنچه اکنون هدف قرار گرفته، خودِ زیرساخت تولید و صادرات انرژی است. به همین دلیل، برخی تحلیلگران این مرحله را نقطه عطفی در جنگ می‌دانند؛ چون تنش دیگر فقط به تیترهای نظامی یا تهدید بستن تنگه محدود نیست و مستقیماً به «قلب سیستم انرژی جهانی» رسیده است. هم‌زمان، حملات هوایی ایران به پالایشگاهی در عربستان، تعطیلی تأسیسات گازی در امارات و آتش‌سوزی در دو پالایشگاه کویت نیز نشان می‌دهد دامنه فشار بر زیرساخت‌های انرژی منطقه در حال گسترش است.

شوک انرژی، خطر رکود تورمی را بالا برده است

در چنین شرایطی، نگرانی اصلی فقط کمبود عرضه نیست؛ بلکه ترکیب شوک انرژی و فشار تورمی است. نگرانی بازار اکنون بیش از هر چیز بر ریسک رکود تورمی متمرکز شده است. منطق این هشدار روشن است: افزایش قیمت انرژی علاوه بر بالابردن تورم، می‌تواند رشد اقتصادی را نیز کند کند. به همین دلیل، حمله به زیرساخت‌های گازی منطقه فقط یک مسئله بخشی برای بازار انرژی نیست، بلکه به طور مستقیم به مسئله سیاست پولی و چشم‌انداز رشد جهانی تبدیل شده است.

اروپا خود را برای تورم بالاتر آماده می‌کند

بانک مرکزی اروپا نیز تأیید کرده است که جنگ با ایران می‌تواند بر تورم کوتاه‌مدت منطقه یورو اثر «قابل توجه» بگذارد؛ اثری که شدت و دوام آن به ابعاد و طول جنگ بستگی دارد. بازارهای مالی اکنون انتظار دارند تورم منطقه یورو در یک سال آینده به نزدیکی ۴ درصد برسد و بازگشت آن به هدف ۲ درصدی بانک مرکزی اروپا سال‌ها طول بکشد. در همین فضا، معامله‌گران دو تا سه نوبت افزایش نرخ بهره تا پایان سال را در قیمت‌ها لحاظ کرده‌اند؛ نشانه‌ای از اینکه بازارها احتمال می‌دهند بانک مرکزی اروپا بار دیگر برای مقابله با تورم ناشی از جنگ، به سمت سیاست پولی سخت‌گیرانه‌تر برود.

آمریکا هم از فشار بازارها در امان نیست

پیامدهای جنگ فقط به اروپا محدود نمانده است. بازده اوراق دوساله خزانه‌داری آمریکا، که یکی از مهم‌ترین شاخص‌های انتظارات نسبت به سیاست پولی فدرال رزرو به شمار می‌رود، به بالاترین سطح در نزدیک به هشت ماه اخیر رسیده و بخش عمده اثر سه نوبت کاهش نرخ بهره سال گذشته را خنثی کرده است. صندوق بین‌المللی پول نیز برآورد کرده است اگر افزایش قیمت نفت تا پایان سال پایدار بماند، هر رشد ۱۰ درصدی نفت می‌تواند حدود ۴۰ واحد پایه به تورم جهانی اضافه کند و رشد تولید جهانی را بین ۰.۱ تا ۰.۲ واحد درصد کاهش دهد. این یعنی شوک انرژی ناشی از جنگ، به‌سرعت به یکی از متغیرهای اصلی اقتصاد کلان جهان تبدیل شده است.

تلاش برای متوقف کردن حمله به زیرساخت‌های انرژی

در واکنش به این وضعیت، بریتانیا، فرانسه، آلمان، ایتالیا، ژاپن و هلند خواستار توقف فوری حمله به تأسیسات نفت و گاز شده‌اند و اعلام کرده‌اند برای تثبیت بازارها با کشورهای تولیدکننده انرژی همکاری می‌کنند. این واکنش نشان می‌دهد نگرانی از تداوم حمله به زیرساخت‌های انرژی دیگر فقط یک دغدغه منطقه‌ای نیست و به مسئله‌ای فوری برای اقتصادهای صنعتی تبدیل شده است.

جهان وارد مرحله تازه‌ای از بحران انرژی شده است

آنچه این تحولات را مهم‌تر می‌کند، فقط رشد قیمت‌ها نیست؛ بلکه احتمال ماندگاری اختلال است. اگر آسیب به راس‌لفان صادرات LNG قطر را برای چند سال کاهش دهد و حملات به دیگر زیرساخت‌های منطقه نیز ادامه پیدا کند، بازار جهانی انرژی با بحرانی روبه‌رو می‌شود که تنها با آزادسازی ذخایر یا تعدیل مقطعی قیمت‌ها مهار نخواهد شد. در چنین شرایطی، جنگ غرب آسیا دیگر فقط یک جنگ منطقه‌ای نیست؛ به بحرانی تبدیل شده که می‌تواند برای مدت طولانی، امنیت انرژی، تورم و سیاست‌گذاری اقتصادی در جهان را تحت تأثیر قرار دهد.

منبع: رویترز

انتهای پیام/ انرژی



جهت احترام به مخاطبان فرهیخته، نظرات بدون بازبینی منتشر می شود. لطفا نظرات خود را جهت تعميق و گسترش بحث ارائه نمایید. نظرات حاوی توهين، افترا و تهمت به ديگران پاک می شود.