مسیراقتصاد/ بر اساس آمارها و مطابق با تصویر زیر[۱]، سالانه بهطور متوسط حدود ۲۳ میلیون تن کالای اساسی به ارزش تقریبی ۱۲ میلیارد دلار برای تامین غذای مورد نیاز جامعه وارد کشور میشود. در این میان، حدود ۱۷ میلیون تن از این واردات به نهادههای دامی، شامل ذرت، جو، کنجاله و دانه روغنی سویا اختصاص دارد که ارزش آن حدود ۷.۵ تا ۸ میلیارد دلار برآورد میشود. این ارقام نشان میدهد که نهادههای دامی یکی از نقاط حساس زنجیره تأمین غذا در کشور هستند و هرگونه اختلال در روند تامین آنها میتواند پیامدهای گستردهای بر بازار و تولید محصولاتی نظیر گوشت مرغ، تخم مرغ و لبنیات داشته باشد.

تنوع بخشی به مبادی واردات کالاهای اساسی یک ضرورت راهبردی
بررسی اسناد بالادستی نشان میدهد که تنوعبخشی به مبادی واردات کالاهای اساسی یک ضرورت راهبردی است.[۲] منطق این سیاست آن است که هرچه مسیرهای تأمین کشور متنوعتر، امنتر و کمتر وابسته به قدرتهای اعمالکننده فشار باشد، امکان اخلال بیرونی در امنیت غذایی کشور کاهش مییابد. البته رهبر شهید انقلاب نیز در سخنرانیهای متعددی تلاش داشتند تا این راهبرد را تبیین نمایند؛ به عنوان نمونه ایشان در ۲ تیر ۱۳۹۴ فرمودند برخی اوقات تأمین برخی کالاها و نیازها از دو مسیر امکانپذیر است؛ یک مسیر از طریق اروپا و آسان و مسیر دیگر از طریق غیراروپا ولی سخت. مسیر اول انسان را در تنگنا قرار خواهد داد و دوستان او را ضعیف و دشمنان او را قوی میکند.
براین اساس طی یک دهه گذشته نیز تلاش شده است که تأمین غذا از مسیرهای امنتر، کشورهای دوست و غیرهمسو با تحریم دنبال شود. اما جهت گیریهای مقامات آمریکا در روزهای اخیر در راستای مقابله و در هم شکستن راهبرد کلیدی ایران در واردات غذای اساسی بوده است.
ادعای مقامات آمریکایی بر خرید انحصاری از کشاورزان آمریکایی
در همین چارچوب، مقامات آمریکایی، بهویژه دونالد ترامپ، بارها مدعی شدهاند که منابع آزادشده ایران باید صرف خرید انحصاری غذا از کشاورزان آمریکایی شود. رئیس جمهور آمریکا همزمان با تکرار این ادعا، با ادبیاتی تحقیرآمیز وضعیت معیشتی مردم ایران را توصیف کرده و مدعی شده ایران توان تأمین غذای جمعیت خود را ندارد و مردم گرسنهاند و آنها ناچارند پول خود را صرف خرید گندم و ذرت از آمریکا کنند.
این روایت از چند جهت قابل نقد است. نخست آنکه حتی اگر در تأمین برخی اقلام اساسی فشار و دشواری وجود داشته باشد، نتیجه منطقی آن پذیرش انحصار خرید از کشوری نیست که خود یکی از عوامل اصلی فشار و محدودیت بوده است. برعکس، چنین شرایطی ایجاب میکند ایران مسیرهای جایگزین، پایدار و کمریسک را تقویت کند تا کالاهای اساسی به ابزار نفوذ طرف مقابل تبدیل نشود.
دوم آنکه استفاده از ادبیات تحقیرآمیز درباره نیازهای غذایی مردم ایران صرفاً یک موضعگیری سیاسی نیست، بلکه تلاشی برای القای وابستگی ایران به آمریکا در تأمین ابتداییترین نیازهاست. پذیرش عملی این روایت، حتی در پوشش یک معامله اقتصادی، میتواند به اعتبار راهبردی کشور و تصویر استقلال اقتصادی آن آسیب بزند.
افزون بر این، چنین ادعایی با بند ۱۱ تفاهمنامه نیز ناسازگار است؛ بندی که بر دسترسی کامل ایران به وجوه و حق تعیین ذینفع نهایی از سوی بانک مرکزی تأکید دارد. بنابراین، مشروط کردن مصرف این منابع به خرید از آمریکا، هم خلاف متن تفاهمنامه است و هم با حق حاکمیتی ایران در تعارض قرار دارد.
سادهاندیشی در واردات غذا از آمریکا
در حالی که مقامات آمریکایی پیوسته ادعاهایی نادرست و توهینآمیز علیه مردم ایران مطرح میکنند، عبدالناصر همتی رئیس بانک مرکزی اعلام کرد که اگر قیمت و کیفیت نهادههای آمریکایی مناسبتر باشد، مانعی برای خرید از آن کشور وجود ندارد و در سالهای اخیر نیز خریدهایی از طریق شرکتهای بزرگ آمریکایی و اروپایی انجام شده است.[۳]
البته محمدباقر قالیباف رئیس هیئت مذاکره کننده ایران در واکنش به اظهارات مقامات آمریکایی گفت: آمریکا به دروغ ادعا میکند که داراییهای آزادشده ما برای خرید محصولات کشاورزی آنها صرف خواهد شد.[۴]
البته دیدگاه رئیس بانک مرکزی که فقط از منظر قیمت و کیفیت به مسئله نگاه میکند، در ظاهر منطقی به نظر میرسد؛ زیرا در تجارت، معیارهایی مانند قیمت، کیفیت، زمان تحویل و اعتبار فروشنده اهمیت دارد. اما واردات کالای اساسی در شرایط فشار خارجی، صرفاً یک تصمیم تجاری نیست. در این حوزه، علاوه بر قیمت و کیفیت، باید عواملی چون ریسک تحریمی، استمرار تأمین، ریسک حملونقل، امکان فشار سیاسی، هزینه وابستگی و پیامدهای ژئوپلیتیکی نیز سنجیده شود. از این منظر، تقلیل خرید نهادههای دامی از آمریکا به مقایسه نرخ و کیفیت، سادهسازی یک موضوع راهبردی است. چهبسا کالایی در کوتاهمدت ارزانتر یا باکیفیتتر باشد، اما اگر تأمین آن در اختیار کشوری باشد که سابقه بهرهگیری از ابزارهای مالی و تجاری برای فشار سیاسی دارد، هزینه واقعی آن بسیار فراتر از رقم قرارداد خواهد بود.
همچنین، خریدهای گذشته از شرکتهای آمریکایی و اروپایی لزوماً به معنای تأمین مستقیم کالا از آمریکا نبوده است؛ در بسیاری موارد، این شرکتها فقط واسطه بودهاند و کالا از کشورهایی مانند برزیل یا آرژانتین بارگیری شده است. بنابراین، استناد به این سوابق نمیتواند مبنایی برای عادیسازی خرید مستقیم نهادههای اساسی از آمریکا باشد؛ زیرا در این حوزه، ارزانی ظاهری لزوماً به معنای هزینه کمتر برای کشور نیست.
چهار پیامد منفی خرید غذای اساسی از آمریکا
بنابراین هیئت مذاکرهکننده ایران و همچنین مسئولان تصمیمگیر در حوزه واردات کالاهای اساسی باید با توجه به ملاحظات راهبردی کشور، از واردات غذا از آمریکا بهطور جدی پرهیز کنند؛ زیرا پذیرش رویکرد مطرحشده از سوی مقامهای آمریکایی میتواند پیامدهای منفی متعددی بهدنبال داشته باشد که میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
- محدود کردن حق تصمیم گیری ایران درباره دارایی های خود: هدف از آزادسازی منابع مالی، بازگشت اختیار استفاده از آنها به ایران است؛ اما اگر منابع آزادشده صرفاً یا عملاً در مسیر مورد نظر آمریکا قابل استفاده باشد، در واقع داراییها بهطور کامل آزاد نشدهاند، بلکه فقط شکل محدودتری از کنترل بیرونی بر آنها اعمال شده است.
- ایجاد وابستگی پرریسک در حوزه غذا به کشور آمریکا: واردات نهادههای دامی از کشوری که رابطهای پرتنش با ایران دارد، ظرفیت تبدیل شدن به اهرم فشار را دارد. آمریکا میتواند در مراحل بعدی از ابزارهایی مانند مقررات بانکی، محدودیتهای حملونقل، تأخیر در تحویل، کنترلهای گمرکی یا بهانههای حقوقی و… برای ایجاد اخلال استفاده کند. بنابراین حتی اگر مسیر خرید در ابتدا باز به نظر برسد، در عمل میتواند در هر مرحله با مانعتراشی روبهرو شود.
- ارسال پیام منفی به شرکای فعلی ایران: کشورهایی مانند روسیه، برزیل، چین و سایر تأمینکنندگان فعلی یا بالقوه ممکن است این برداشت را داشته باشند که ایران در راهبرد تأمین کالاهای اساسی خود ثبات لازم را ندارد و در بزنگاههای سیاسی، مسیرهای قبلی را کنار میگذارد. چنین برداشتی میتواند اعتماد تجاری و انگیزه همکاری بلندمدت با ایران را کاهش دهد.
- حل مشکلات کشاورزان آمریکایی و تقویت اقتصاد این کشور: هدایت منابع آزادشده ایران به خرید محصولات کشاورزی آمریکا، فقط مسئله تأمین چند کالای اساسی نیست؛ این اقدام عملاً به تقویت اقتصاد و حمایت از کشاورزان آمریکایی، بهویژه در شرایط فشارهای ناشی از جنگ تجاری با چین و مازاد تولید، میانجامد. در نتیجه، بخشی از داراییهای ایران بهجای تأمین اولویتهای راهبردی کشور، صرف جبران مشکلات اقتصادی آمریکا میشود.
خرید غذای اساسی از آمریکا یک خطای بزرگ راهبردی
بر این اساس، مسئله اصلی صرفاً خرید یا عدم خرید یک محموله نهاده دامی از آمریکا نیست. مسئله اصلی این است که آیا ایران باید بپذیرد داراییهای آزادشدهاش ذیل نظارت، محدودیت یا هدایت طرف مقابل مصرف شود یا خیر؛ اگر چنین الگویی پذیرفته شود، ممکن است در آینده به رویهای تبدیل شود که در آن داراییهای ایران نه بر اساس نیازها و تصمیمات کشور، بلکه بر اساس ملاحظات سیاسی آمریکا قابل استفاده باشند.
بنابراین پیشنهاد خرید نهادههای دامی از آمریکا با منابع آزادشده، با منطق امنیت غذایی، تنوعبخشی به مبادی واردات، استقلال تصمیمگیری اقتصادی و حفظ راهبرد کشور سازگار نیست. افزون بر این، از منظر حقوقی نیز هیچ مبنایی در متن تفاهمنامه برای تحمیل چنین شرطی وجود ندارد و تفسیر آمریکایی از این موضوع، در صورت اصرار بر الزام خرید از آمریکا، با متن صریح بند ۱۱ همخوانی ندارد.
پانویس:
[۱] متوسط ۳ ساله واردات کالاهای اساسی
[۲] بند ۶ سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی: ایجاد تنوع در مبادی تأمین کالاهای وارداتی با هدف کاهش وابستگی به کشورهای محدود و خاص
[۳] تسنیم؛ شماره خبر: ۳۶۲۴۱۸۳
[۴] ایسنا؛ شماره خبر: ۱۴۰۵۰۴۰۴۰۲۱۵۵
انتهای پیام/ کشاورزی

