مسیر اقتصاد/ با وارد شدن آسیب به زنجیره شرکتهای پتروشیمی کشور، دیدگاهی در برخی رسانهها مطرح شده که مدعی است آسیب به یوتیلیتیهای فجر، مبین و دماوند نهتنها زیانبار نیست، بلکه میتواند از جهت آزاد شدن گاز برای کشور مفید باشد. استدلال اصلی این دیدگاه آن است که تولید بخشی از پتروشیمیها، بهویژه واحدهای متانولی، ارزشکاه بوده و توقف آن میتواند منابع گازی کشور را برای مصارف بهتر آزاد کند.
اما این برداشت با واقعیتهای فنی و اقتصادی صنعت پتروشیمی سازگار نیست. برای داوری درباره پیامدهای آسیب به این صنعت، باید سهم واقعی پتروشیمی از مصرف گاز، نقش آن در ایجاد ارزش افزوده، محدودیتهای صادرات گاز، شرایط تحریمی ایران و اثر توقف تولید بر صنایع پاییندستی بهطور همزمان دیده شود.
سهم محدود پتروشیمی از گاز کشور
صنعت پتروشیمی بهطور متوسط روزانه حدود ۷۰ میلیون متر مکعب گاز دریافت میکرد، اما از این میزان، کمتر از ۳۰ میلیون متر مکعب بهعنوان خوراک مصرف میشد. به بیان دیگر، سهم خوراک پتروشیمی از کل گاز کشور کمتر از ۳.۵ درصد بود. بخش دیگری از گاز مصرفی این صنعت نیز بهعنوان سوخت مورد استفاده قرار میگرفت و سهم آن حدود ۵.۵ درصد برآورد میشود.
این ارقام نشان میدهد تصویرسازی از پتروشیمی بهعنوان مصرفکننده بزرگ و کمبازده گاز، دقیق نیست. مسئله اصلی آن است که همین سهم محدود از گاز، در مقایسه با بسیاری از مصارف دیگر، ارزش افزوده بالاتری برای اقتصاد کشور ایجاد میکرد.
پتروشیمی یکی از بهترین مسیرهای ارزشآفرینی گاز است
برای ایجاد ارزش افزوده از گاز کشور، مسیرهای مختلفی وجود دارد؛ از جمله صادرات مستقیم، تزریق به میادین، مصرف در پتروشیمی، مصرف بهعنوان سوخت در صنایع انرژیبر مانند فولاد و سیمان، و مصرف خانگی. هر یک از این مسیرها ارزش متفاوتی بر گاز طبیعی اضافه میکنند.
در این میان، صادرات گاز با حدود ۳۰ سنت و صنعت پتروشیمی با حدود ۱۸ سنت برای هر متر مکعب، از مسیرهای مهم ایجاد ارزش افزوده به شمار میروند. به همین دلیل، پتروشیمی با وجود مصرف محدود گاز بهعنوان خوراک و سوخت، تا ۴۰ درصد از منابع درآمدی یارانهها را حاصل میکرد.
افزون بر این، در فصول سرد سال و هنگام ناترازی، گاز صنعت پتروشیمی قطع میشد و در برخی مقاطع نیز این گاز قابلیت مصرف جایگزین نداشت. در تابستان نیز صادرات گاز کشور انجام میشد و فعالیت پتروشیمی مانع اجرای تعهدات صادراتی نبود. صادرات گاز هم از نظر حجم و هم از نظر مشتریان منطقهای محدود است و امکان افزایش نامحدود آن وجود ندارد.
LNG جایگزین سادهای برای متانول نیست
گاهی گفته میشود به جای تولید متانول باید LNG تولید و صادر شود. این گزاره در ظاهر جذاب است، اما چند واقعیت مهم را نادیده میگیرد. نخست آنکه در دهه ۹۰، قیمت متانول حدود دو برابر LNG بود و تولید متانول از حاشیه سودی برخوردار بود که توسعه LNG را از نظر اقتصادی کمجاذبهتر میکرد. البته پس از جنگ روسیه و اوکراین شرایط بازار جهانی گاز تغییر کرد، اما این تغییر را نمیتوان به گذشته تعمیم داد.
دوم آنکه ایران کشوری تحریمشده است و صادرات LNG برای کشوری در چنین وضعیتی بسیار دشوار است. صادرات LNG به کشتیها، قراردادهای بلندمدت، بیمه، فناوری و زنجیره لجستیکی وابسته است که بهشدت تحریمپذیرند. در مقابل، صادرات متانول و اوره یکی از مسیرهای عملیتر برای صادرات مجازی گاز و دور زدن بخشی از محدودیتهای تحریمی بوده است.
بنابراین تولید و صادرات متانول یا اوره را نمیتوان بهسادگی ارزشکاه دانست. در شرایط تحریم، این محصولات بخشی از ظرفیت ایران برای تبدیل گاز به کالاهای قابل صادرات بودهاند.
آسیب به عسلویه و ماهشهر، آسیب به قلب صنعت است
عسلویه و ماهشهر قلب صنعت پتروشیمی ایران هستند. آسیب به یوتیلیتیهای اصلی در این مناطق، فقط توقف چند واحد متانولی یا اورهای نیست. این آسیب میتواند واحدهای تولید آروماتیک، الفین، پلیالفینها، استایرن و بسیاری از محصولات دیگر پتروشیمی را نیز از مدار خارج کند.
به همین دلیل، ادعای آزاد شدن گاز با توقف این بخشها، خلأ درآمد ارزی، اختلال در تأمین مواد اولیه صنایع پاییندستی و کاهش درآمد صندوقهای بازنشستگی را جبران نمیکند. بسیاری از صنایع داخلی به مواد اولیه پتروشیمی وابستهاند و توقف تولید در بالادست، در نهایت نیاز به واردات محصولات میانی و نهایی را افزایش خواهد داد.
توقف تولید، هزینهای فراتر از مصرف گاز دارد
اگر بیش از ۷۰ درصد تولید یک صنعت ۲۴ میلیارد دلاری برای مدتی نامعلوم متوقف شود، مسئله فقط کاهش مصرف گاز نیست. توقف ممکن است چند ماه طول بکشد یا در صورت گستردگی آسیبها، بازسازی کامل سالها زمان ببرد. در این دوره، کشور هم درآمد ارزی خود را از دست میدهد، هم بخشی از زنجیره تأمین صنایع پاییندستی مختل میشود و هم فشار جدیدی بر واردات ایجاد خواهد شد.
بنابراین نگاه محدود به مقدار گاز آزادشده، تصویر ناقصی از ماجرا ارائه میدهد. ارزش صنعت پتروشیمی فقط در مصرف گاز خلاصه نمیشود؛ این صنعت یکی از ابزارهای مهم تبدیل گاز به درآمد ارزی، تأمین مواد اولیه تولید داخلی، حفظ گردش مالی بنگاههای بزرگ و پشتیبانی از منابع درآمدی عمومی بوده است.
آسیب به پتروشیمی را نمیتوان با این گزاره سادهسازی کرد که بخشی از گاز کشور آزاد شده است. گازی که از مسیر پتروشیمی به کالا، صادرات، درآمد ارزی و مواد اولیه صنایع داخلی تبدیل میشد، با توقف تولید بهخودیخود به مزیت اقتصادی تازهای تبدیل نمیشود. کماثر جلوه دادن تخریبها، خطای محاسباتی خطرناکی است؛ زیرا هزینه واقعی آن نه در مصرف گاز، بلکه در از دست رفتن ظرفیت تولید، درآمد ارزی و تابآوری صنعتی کشور ظاهر میشود.
انتهای پیام/ انرژی

