۰۳ خرداد ۱۴۰۵

مسیر اقتصاد؛ رسانه تصمیم‌سازان اقتصاد ایران

شناسه: ۲۲۴۵۴۰ ۰۳ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۱:۵۰ دسته: دولت و حکمرانی کارشناس: میرهادی رهگشای
۰

گزارش‌های ۲۴ ساعت اخیر از نزدیک شدن ایران و آمریکا به یک توافق کلی برای پایان جنگ، کاهش محاصره و بازگشایی تنگه هرمز حکایت دارد؛ توافقی که به گفته ترامپ «تا حد زیادی مذاکره شده» اما همچنان با اختلاف‌های جدی بر سر کنترل تنگه هرمز، ذخایر اورانیوم غنی‌شده و تعهدات طرفین روبه‌روست. کاهش نرخ غیررسمی ارز در ایران نیز نشان می‌دهد بازار داخلی احتمال یک توافق حداقلی را جدی گرفته است. با این حال، توافق احتمالی نه نشانه صلح است، نه پایان دشمنی آمریکا با ایران و نه رفع سایه جنگ. این توافق بیش از هرچیز تلاش ترامپ برای خروج آبرومندانه از بحران خودساخته است که به دلیل مواضع سرسختانه ایران به درازا انجامید. ارزش واقعی این توافق فقط در فرصتی است که برای ایران ایجاد می‌کند تا تقابل را از میدان نظامی به میدان اقتصاد، انرژی، تجارت، سرمایه‌گذاری و دیپلماسی دوجانبه منتقل کند.

مسیر اقتصاد/ گزارش‌های جدید رسانه‌های معتبر خارجی نشان می‌دهد مذاکرات ایران و آمریکا وارد مرحله‌ای حساس شده است. رویترز گزارش داده دونالد ترامپ گفته توافق با ایران «تا حد زیادی مذاکره شده» و می‌تواند به بازگشایی تنگه هرمز منجر شود. آسوشیتدپرس نیز از طرح یک یادداشت تفاهم برای پایان جنگ، بازگشایی تنگه هرمز و آغاز گفت‌وگوهای بعدی خبر داده است. همزمان، رویترز در گزارشی جداگانه تأکید کرده ایران همچنان موضع سخت خود را حفظ کرده و محمدباقر قالیباف، مذاکره‌کننده ارشد ایران، گفته تهران در مذاکرات با آمریکا کوتاه نخواهد آمد.

این تصویر نشان می‌دهد توافق احتمالی نزدیک‌تر شده، اما هنوز قطعی نیست. اختلاف‌های اصلی همچنان پابرجاست: آمریکا خواهان بازگشایی تنگه هرمز، کاهش تنش و آغاز گفتگو درباره برنامه هسته‌ای ایران است؛ ایران نیز بر رفع محاصره، حفظ خطوط قرمز هسته‌ای، تعیین تکلیف ذخایر اورانیوم غنی‌شده و پذیرش نقش خود در تنگه هرمز تأکید کرده است. بنابراین اگر توافقی شکل بگیرد، به احتمال زیاد توافقی کلی، مبهم و مرحله‌ای خواهد بود؛ نه توافقی جامع و نهایی.

توافق مبهم؛ راه ترامپ برای خروج آبرومندانه

در گزارش پیشین مسیر اقتصاد نیز تأکید شده بود که توافق احتمالی ایران و آمریکا اگر رخ دهد، بیشتر برای مدیریت بحران است، نه برای صلح پایدار. این توافق نه تحریم‌ها را رفع می‌کند، نه پرونده هسته‌ای را می‌بندد، نه غرامت جنگ را تعیین تکلیف می‌کند و نه سایه جنگ را از سر ایران برمی‌دارد. کارکرد اصلی آن، کاهش فشار فوری بر بازار انرژی، مهار خطر بازگشت جنگ و ایجاد وقفه‌ای در بحران است.

توافق ایران و آمریکا نزدیک است؛ اما نه برای صلح، برای مدیریت بحران

از منظر آمریکا، چنین توافقی راهی برای عقب‌نشینی آبرومندانه از خطایی است که دولت ترامپ با حمله به ایران مرتکب شد. واشنگتن اکنون میان دو گزینه پرهزینه گرفتار شده است: یا باید در مذاکرات با ایران انعطاف نشان دهد و بخشی از خواسته‌های تهران را بپذیرد، یا مسیر تقابل نظامی را ادامه دهد که می‌تواند با پاسخ گسترده ایران، بسته ماندن تنگه هرمز و جهش دوباره هزینه انرژی همراه شود. مسیر اقتصاد پیش‌تر این وضعیت را «گرفتار شدن آمریکا میان مذاکره پرهزینه و جنگ پرهزینه‌تر» توصیف کرده بود.

آمریکا میان مذاکره پرهزینه و جنگ پرهزینه‌تر گرفتار شده است

از همین رو، توافق مبهم برای ترامپ یک ابزار روایی است. او می‌تواند کاهش فشار بر ایران یا پذیرش برخی واقعیت‌های میدانی در تنگه هرمز را به‌عنوان «بازگشایی مسیر انرژی» و «پیروزی فشار آمریکا» عرضه کند، بی‌آنکه عقب‌نشینی خود را آشکارا بپذیرد. در مقابل، ایران نیز می‌تواند تأکید کند خطوط قرمز خود را حفظ کرده و تنها برای کاهش فشار بر مردم، بازار انرژی و رفت‌وآمد دریایی وارد یک تفاهم محدود شده است.

بازار انرژی به توافق نیاز دارد، نه لزوماً به صلح

یکی از دلایل اصلی فشار برای توافق، وضعیت شکننده بازار جهانی انرژی است. بازار نفت در هفته‌های اخیر با خوش‌بینی به آینده قیمت‌گذاری کرده، اما این آرامش می‌تواند فریبنده باشد. در گزارش پیشین مسیر اقتصاد درباره بازار نفت توضیح داده شد که بخشی از آرامش قیمت‌ها از برداشت ذخایر، نفت روی آب، افزایش عرضه آمریکا، کاهش تقاضا و امید به بازگشایی تنگه هرمز ناشی شده است؛ اما این عوامل پایدار نیستند و با تداوم اختلال در تنگه هرمز، کمبود فیزیکی نفت و فرآورده‌هایی مانند گازوئیل و سوخت جت می‌تواند قیمت‌ها را به سطوح بالاتری برساند.

آرامش قبل از طوفان؛ چرا قیمت نفت هنوز آرام مانده است؟

در داخل ایران نیز کاهش نرخ غیررسمی ارز نشان می‌دهد بازار، احتمال توافق حداقلی را پیش‌خور کرده است. این کاهش به معنای حل شدن مسائل بنیادین اقتصاد ایران نیست؛ بلکه بیشتر بازتاب انتظار کوتاه‌مدت برای کاهش ریسک جنگ، روان‌تر شدن فروش نفت و کاسته شدن از فشار محاصره است. اگر توافق نهایی نشود یا درباره تنگه هرمز و پرونده هسته‌ای اختلاف تازه‌ای شکل بگیرد، همین خوش‌بینی می‌تواند به سرعت برگشت بخورد.

توافق، حق مردم ایران را بازنمی‌گرداند

در داخل ایران نیز باید مراقب خطای تحلیلی دیگری بود. ممکن است برخی تصور کنند آمریکا در صورت توافق، ناچار شده «حقوق مردم ایران» را در مذاکرات بازگرداند. این تصور با واقعیت سازگار نیست. آمریکا از دشمنی با ایران دست نمی‌کشد، نظام تحریم را از بنیاد کنار نمی‌گذارد و سایه جنگ را حذف نمی‌کند. توافق احتمالی، نتیجه تغییر موازنه فشار است؛ نه تغییر ماهیت رابطه ایران و آمریکا.

از دیپلماسی با آمریکا نباید انتظار حل منازعه داشت. انتظار درست از چنین توافقی، خرید زمان، کاهش فشار فوری و ایجاد فرصت برای بازآرایی اقتصادی است. اگر این توافق به‌عنوان پایان تقابل فهم شود، سیاست‌گذاری ایران دوباره بر انتظاری غلط بنا خواهد شد. اما اگر به‌عنوان وقفه‌ای تاکتیکی در یک تقابل بلندمدت دیده شود، می‌تواند به فرصتی برای افزایش قدرت اقتصادی و دیپلماتیک ایران تبدیل شود.

به بیان دقیق‌تر، با توافق احتمالی، جنگ از شکل نظامی مستقیم فاصله می‌گیرد، اما تقابل ایران و آمریکا به میدان اقتصاد، انرژی، تحریم، کشتیرانی، سرمایه‌گذاری و نظام مالی منتقل می‌شود. آمریکا و رژیم صهیونیستی همچنان به دنبال محدود کردن قدرت ایران خواهند بود؛ فقط ابزارها و میدان‌ها تغییر می‌کند.

میدان اصلی دیپلماسی باید تغییر کند

اگر ایران در دوره احتمالی ۶۰ روزه مذاکرات بعدی فقط منتظر رفتار آمریکا بماند، فرصت به‌دست‌آمده را از دست خواهد داد. ایران باید به گفتگوهای احتمالی توجه کند، اما انتظار اصلی را به جبهه دیگری منتقل کند: دیپلماسی اقتصادی با کشورهایی که از بازگشت ثبات به تنگه هرمز سود می‌برند.

در گزارش اخیر مسیر اقتصاد درباره «ابتکارهای دوجانبه» تأکید شد که راه فعالانه ایران، عبور از توافق‌های موردی و ساختن پیمان‌های دوجانبه با ذی‌نفعان اصلی تنگه هرمز است. این روند می‌تواند از چین و روسیه آغاز شود، سپس هند، عراق، قطر، خریداران آسیایی انرژی و کشورهای خلیج فارس را دربر بگیرد. در چنین چارچوبی، تضمین عبور ایمن از تنگه هرمز می‌تواند با سرمایه‌گذاری، توسعه تجارت، نظام پرداخت رسمی، همکاری بانکی، پروژه‌های بندری و مشارکت در زنجیره تولید پیوند بخورد.

ابتکارهای دوجانبه؛ راهکار مورد نیاز ایران برای باز کردن بن‌بست هرمز

این همان مسیری است که می‌تواند توافق احتمالی با آمریکا را از یک وقفه کوتاه به نقطه آغاز یک راهبرد فعال تبدیل کند. ایران نباید آینده اقتصادی خود را بر انتظار از واشنگتن بنا کند، اما نباید در انزوا هم بماند. راه صحیح آن است که بازدارندگی نظامی و موقعیت تنگه هرمز به تعامل اقتصادی هدفمند تبدیل شود؛ تعاملی که هم همبستگی ایران با کشورهای همسو را افزایش دهد، هم اقتصاد داخلی را تقویت کند و هم هزینه فشار دوباره آمریکا و رژیم صهیونیستی را بالا ببرد.

اگر ایران پس از توافق احتمالی، مسیر ضعف اقتصادی، تعلل و انتظار را ادامه دهد، توافق فقط فاصله‌ای میان دو بحران خواهد بود. اما اگر این تنفس کوتاه برای جذب سرمایه، ایجاد سازوکارهای مالی، توسعه روابط منطقه‌ای و پیوند زدن امنیت انرژی جهان با منافع اقتصادی ایران به کار گرفته شود، توافق مبهم ترامپ می‌تواند به فرصتی برای پیشروی ایران در جنگ اقتصادی بلندمدت تبدیل شود.

انتهای پیام/ دولت و حکمرانی



جهت احترام به مخاطبان فرهیخته، نظرات بدون بازبینی منتشر می شود. لطفا نظرات خود را جهت تعميق و گسترش بحث ارائه نمایید. نظرات حاوی توهين، افترا و تهمت به ديگران پاک می شود.