۰۵ خرداد ۱۴۰۵

مسیر اقتصاد؛ رسانه تصمیم‌سازان اقتصاد ایران

شناسه: ۲۲۲۲۵۴ ۲۵ فروردین ۱۴۰۵ - ۱۶:۲۰ دسته: تجارت و دیپلماسی
۰

جنگ و اختلال در تنگه هرمز، پاکستان را در موقعیتی قرار داده که بیش از گذشته به انرژی و سازِکارهای تجاری انعطاف‌پذیر نیاز دارد. از سوی دیگر، ایران نیز در دوره فعلی به‌دنبال تأمین امن‌تر بخشی از نیازهای غذایی خود و کاهش فشار بر مسیرها و بنادر اصلی وارداتی است. از همین رو، توسعه تجارت دوجانبه میان دو کشور می‌تواند یک همکاری برد-برد ایجاد کند: پاکستان بخشی از نیاز خود به سوخت و فرآورده‌های نفتی را تأمین کند و ایران نیز بخشی از نیازهای غذایی خود مانند برنج و گوشت را از مسیر همسایه شرقی به دست آورد. در این میان، سازِکارهایی مانند تهاتر یا استفاده از ظرفیت‌های مالی مرتبط با چین نیز می‌تواند اجرای این همکاری را تسهیل کند. پاکستان در دوره جنگ، بیش از آنکه فقط یک همسایه باشد، به یک فرصت تجاری قابل استفاده برای ایران تبدیل شده است.

مسیر اقتصاد/ در شرایط عادی هم گسترش تجارت با کشورهای همسایه برای ایران یک ضرورت بود، اما در دوره جنگ این ضرورت وزن بیشتری پیدا می‌کند. هرچه ایران بتواند بخشی از نیازهای وارداتی خود را از مسیرهای نزدیک‌تر و کم‌ریسک‌تر تأمین کند، تاب‌آوری اقتصادی آن بیشتر می‌شود. در چنین فضایی، همسایگی فقط یک واقعیت جغرافیایی نیست؛ به یک مزیت اقتصادی و راهبردی تبدیل می‌شود.

پاکستان از این منظر جایگاه مهمی پیدا می‌کند. این کشور در نتیجه بحران اخیر با فشار بیشتری در حوزه انرژی، ارز و واردات روبه‌رو شده و به همین دلیل، آمادگی بیشتری برای ورود به ترتیبات تجاری منعطف‌تر دارد. برای ایران نیز پاکستان می‌تواند یکی از مسیرهای مناسب برای تأمین بخشی از نیازهای غذایی باشد؛ مسیری که هم از نظر فاصله جغرافیایی نزدیک‌تر است و هم می‌تواند بخشی از فشار را از مبادی اصلی واردات بردارد.

فرصت برد-برد؛ غذا برای ایران، انرژی برای پاکستان

منطق این همکاری روشن است. ایران به واردات بخشی از کالاهای غذایی مانند برنج، گوشت و دیگر اقلام اساسی نیاز دارد و پاکستان هم در شرایط فعلی به انرژی و فرآورده‌های نفتی، از جمله LPG، نیازمندتر از گذشته است. همین تفاوت نیازها، زمینه یک رابطه برد-برد را فراهم می‌کند؛ رابطه‌ای که در آن، هر دو طرف می‌توانند بخشی از فشارهای دوره جنگ را از طریق تجارت دوجانبه کاهش دهند.

مزیت این الگو در آن است که بر پایه نیازهای واقعی دو طرف شکل می‌گیرد، نه بر پایه طرح‌های بزرگ و زمان‌بر. در چنین شرایطی، افزایش تجارت با پاکستان می‌تواند هم به تأمین بخشی از نیاز غذایی ایران کمک کند و هم برای طرف پاکستانی یک منفعت فوری و ملموس در حوزه انرژی ایجاد کند. این همکاری اگر به‌درستی طراحی شود، می‌تواند از سطح یک مبادله مقطعی فراتر برود و به بخشی از منافع مشترک دو کشور تبدیل شود.

سازِکار مالی هم قابل طراحی است

یکی از موانع همیشگی در توسعه تجارت منطقه‌ای، مسئله پرداخت و تسویه مالی است. اما در مورد پاکستان، مسیرهای قابل بررسی وجود دارد. یکی از گزینه‌ها می‌تواند تهاتر باشد؛ سازِکاری که در دوره جنگ و محدودیت‌های بانکی، بیش از شرایط عادی موضوعیت پیدا می‌کند. وقتی دو طرف هم‌زمان به کالاهای مشخصی از یکدیگر نیاز دارند، تهاتر می‌تواند بخشی از اصطکاک‌های مالی تجارت را کاهش دهد.

در کنار آن، واقعیت این است که پاکستان تعامل مالی قابل توجهی با چین دارد و همین موضوع می‌تواند امکان استفاده از برخی ظرفیت‌های مالی غیرمستقیم را هم فراهم کند. این به آن معنا نیست که همه مشکلات مالی تجارت به‌سادگی حل می‌شود، اما نشان می‌دهد مسیر همکاری فقط به یک الگوی محدود ختم نمی‌شود و می‌توان برای آن طراحی متنوع‌تری در نظر گرفت.

کاهش فشار بر بنادر و مسیرهای اصلی واردات

اهمیت تجارت با پاکستان فقط در خودِ کالاها نیست. اگر بخشی از نیازهای غذایی ایران از مسیر این کشور تأمین شود، فشار از روی بنادر و مسیرهای اصلی وارداتی کشور نیز کمتر می‌شود. این موضوع در دوره جنگ اهمیت مضاعف دارد، زیرا هرچه تمرکز واردات روی چند بندر یا مسیر محدود کمتر شود، ریسک اختلال در زنجیره تأمین نیز پایین‌تر می‌آید.

از این زاویه، تجارت با پاکستان فقط یک مبادله اقتصادی نیست؛ بخشی از راهبرد تنوع‌بخشی به مسیرهای تأمین کشور است. حتی اگر حجم این تجارت در مرحله اول خیلی بزرگ نباشد، باز هم می‌تواند از نظر مدیریت ریسک ارزش زیادی داشته باشد. در دوره جنگ، همین کاهش فشار بر مبادی اصلی و توزیع بهتر بار واردات، خود یک دستاورد مهم به شمار می‌آید.

پاکستان در دوره جنگ، یک فرصت واقعی برای ایران است

البته نباید در این زمینه اغراق کرد. پاکستان در کوتاه‌مدت خودش هم از بحران انرژی و فشار ارزی آسیب می‌بیند و به همین دلیل، نمی‌تواند به‌تنهایی یک راه‌حل بزرگ برای همه نیازهای تجاری ایران باشد. اما این واقعیت، اصل فرصت را از بین نمی‌برد. برعکس، همین وضعیت باعث می‌شود دو کشور در دوره فعلی، انگیزه بیشتری برای تعریف همکاری‌های سریع و عملی داشته باشند.

در نتیجه، پاکستان در شرایط جنگی امروز برای ایران فقط یک همسایه نیست؛ یک فرصت تجاری واقعی است. اگر تهران بخواهد از دل این بحران یک منفعت پایدار بیرون بکشد، یکی از منطقی‌ترین مسیرها، گسترش تجارت دوجانبه با اسلام‌آباد در حوزه غذا و انرژی و طراحی سازِکارهای اجرایی برای تسهیل این مبادلات است. شروع از حوزه‌های محدود اما فوری، می‌تواند بعدا مسیر را برای همکاری‌های گسترده‌تر هموار کند.

انتهای پیام/ تجارت و دیپلماسی



جهت احترام به مخاطبان فرهیخته، نظرات بدون بازبینی منتشر می شود. لطفا نظرات خود را جهت تعميق و گسترش بحث ارائه نمایید. نظرات حاوی توهين، افترا و تهمت به ديگران پاک می شود.