۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۵

مسیر اقتصاد؛ رسانه تصمیم‌سازان اقتصاد ایران

شناسه: ۲۲۳۷۶۷ ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۰:۳۰ دسته: مسکن کارشناس: حسین جعفری حقگو
۰

پس از جنگ جهانی دوم، آلمان غربی با یکی از عمیق‌ترین بحران‌های مسکن در اروپا روبه‌رو بود؛ میلیون‌ها خانه تخریب یا غیرقابل سکونت شده بودند و میلیون‌ها آواره به سرپناه نیاز داشتند. تصویب «نخستین قانون ساخت مسکن» در سال ۱۹۵۰، نقطه عطفی در پاسخ به این بحران بود. این قانون با ترکیب منابع عمومی، سرمایه‌گذاری خصوصی، زمین شهری، ضمانت دولتی و کنترل اجاره، زمینه ساخت میلیون‌ها واحد مسکونی قابل‌پرداخت را فراهم کرد.

به گزارش مسیر اقتصاد بازسازی مسکن در آلمان غربی پس از جنگ، فقط یک برنامه عمرانی نبود؛ بخشی از طرح احیای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی کشور محسوب می‌شد. دولت و پارلمان آلمان دریافتند که بدون حل بحران سرپناه، بازگشت خانواده‌ها به زندگی عادی، احیای تولید، ثبات اجتماعی و بازسازی اعتماد عمومی ممکن نیست.

بحران مسکن؛ مسئله‌ای فراتر از ویرانی ساختمان‌ها

پنج سال پس از پایان جنگ جهانی دوم، آلمان هنوز زیر سایه ویرانی زندگی می‌کرد. بخش‌های بزرگی از شهرها بر اثر بمباران و درگیری تخریب شده بود و میلیون‌ها واحد مسکونی یا کاملاً از بین رفته یا غیرقابل سکونت شده بودند. خانواده‌های بسیاری در زیرزمین‌ها، پناهگاه‌های اضطراری، اتاق‌های مشترک و خانه‌های بیش از ظرفیت زندگی می‌کردند. مسئله فقط خرابی ساختمان‌ها نبود؛ فروپاشی کیفیت زندگی، ازدحام خانوارها، آسیب به کرامت انسانی و شکل‌گیری نارضایتی اجتماعی نیز در دل این بحران قرار داشت.

ابعاد بحران با ورود حدود ۱۲ میلیون آواره، رانده‌شده و پناهجو از مناطق شرقی سابق آلمان و سایر مناطق جنگ‌زده شدیدتر شد. این جمعیت بزرگ نیازمند سرپناه، شغل، خدمات شهری و امکان ادغام در جامعه جدید بود. بنابراین، کمبود مسکن تنها یک مشکل ساختمانی نبود، بلکه به یکی از فوری‌ترین مسائل اجتماعی جمهوری فدرال نوپای آلمان تبدیل شد.

در همین زمان، هزینه‌های بالای ساخت‌وساز، کمبود سرمایه، محدودیت مصالح و ضعف توان مالی خانوارها، روند تولید مسکن را کند می‌کرد. از سوی دیگر، دولت نمی‌توانست اجازه دهد اجاره‌بها آزادانه افزایش یابد، زیرا بخش بزرگی از جامعه توان پرداخت اجاره‌های بالا را نداشت. در نتیجه، سیاست‌گذار با یک معادله دشوار مواجه بود: باید ساخت‌وساز را به سرعت افزایش می‌داد، اما هم‌زمان مسکن تولیدشده باید برای طبقات متوسط و ضعیف قابل پرداخت باقی می‌ماند.

قانون ۱۹۵۰؛ تبدیل بحران به برنامه ملی بازسازی

در چنین شرایطی، مجلس فدرال آلمان در ۲۸ مارس ۱۹۵۰ «نخستین قانون ساخت مسکن» را با اجماع گسترده تصویب کرد. اهمیت این قانون در آن بود که مسئله مسکن را از سطح کمک‌های پراکنده و تصمیم‌های موردی خارج کرد و به آن چارچوب حقوقی، مالی و نهادی داد. دولت آلمان پذیرفت که بازسازی مسکن، وظیفه‌ای عمومی و ملی است و باید با همه ظرفیت‌های حاکمیتی، مالی و اجتماعی دنبال شود.

هدف اصلی قانون، حمایت از ساخت مسکن به‌طور عام و حمایت ویژه از «مسکن اجتماعی» با اجاره قابل‌پرداخت بود. در متن قانون پیش‌بینی شد که طی شش سال، حدود ۱.۸ میلیون واحد مسکونی اجتماعی ساخته شود. این هدف‌گذاری نشان می‌داد که آلمان قصد ندارد صرفاً به ترمیم محدود خرابی‌ها بسنده کند، بلکه می‌خواهد یک برنامه بزرگ تولید مسکن را به‌عنوان بخشی از بازسازی ملی پیش ببرد.

در فضای سیاسی آن زمان، مسکن به موضوعی فراتر از رقابت حزبی تبدیل شد. دولت، احزاب مخالف و کمیسیون‌های تخصصی مجلس، با وجود اختلاف‌نظرهای اقتصادی و ایدئولوژیک، بر ضرورت اقدام فوری توافق داشتند. همین اجماع سیاسی یکی از عوامل موفقیت برنامه بود. وقتی مسئله‌ای به اندازه مسکن با زندگی روزمره مردم گره خورده باشد، تعلل، اختلاف نهادی و تصمیم‌های جزیره‌ای می‌تواند بازسازی را فرسایشی کند. تجربه آلمان نشان داد که در شرایط پساجنگ، قانون‌گذاری سریع اما دقیق، می‌تواند مسیر اجرا را روشن و اعتماد عمومی را تقویت کند.

چگونه ترکیب زمین، ضمانت و سرمایه خصوصی به بازسازی مسکن شتاب داد؟

یکی از ویژگی‌های مهم قانون مسکن آلمان، اتکای آن به یک ابزار واحد نبود. دولت فقط پول نقد توزیع نکرد و فقط به بازار هم تکیه نکرد. مدل آلمانی بر ترکیب چند ابزار منابع عمومی، ضمانت دولتی، معافیت‌ها و تخفیف‌های مالیاتی، تأمین زمین از سوی شهرداری‌ها، مشارکت سرمایه‌گذاران خصوصی و کنترل اجاره‌بها استوار بود.

این ترکیب سبب شد دولت بتواند هم عرضه مسکن را تحریک کند و هم قدرت پرداخت خانوارها را در نظر بگیرد. در واقع، دولت نقش «سازمان‌دهنده و تضمین‌کننده» را بر عهده گرفت؛ یعنی با منابع عمومی و ضمانت‌ها، ریسک ساخت را کاهش داد، با سیاست زمین به شهرداری‌ها نقش داد، با مشوق‌های مالیاتی بخش خصوصی را وارد میدان کرد و با تعیین سقف اجاره، مانع تبدیل بازسازی به فرصتی برای فشار بیشتر بر مستأجران شد.

نکته مهم دیگر، نقش زمین بود. حزب سوسیال‌دموکرات خواهان مقررات جدی‌تر برای تملک زمین ساختمانی بود، اما چون توافق فوری در این زمینه حاصل نشد، مقرر شد قانون‌گذاری جداگانه‌ای در آینده انجام شود. همین موضوع نشان می‌دهد که حتی در تجربه موفق آلمان نیز مسئله زمین، یکی از دشوارترین بخش‌های سیاست مسکن بوده است.

تجربه آلمان چه درس‌هایی برای بازسازی مسکن پس از جنگ دارد؟

دستاورد قانون مسکن آلمان بسیار فراتر از هدف اولیه بود. در دهه ۱۹۵۰، دولت فدرال در چارچوب این قانون، تأمین مالی ساخت حدود ۳.۷ میلیون واحد مسکونی را انجام داد. افزون بر آن، حدود ۲.۷ میلیون واحد دیگر نیز توسط سرمایه‌گذاران خصوصی ساخته شد. به این ترتیب، برنامه‌ای که با هدف پاسخ به بحران فوری مسکن آغاز شده بود، به یکی از ستون‌های بازسازی اجتماعی و اقتصادی آلمان غربی تبدیل شد.

اهمیت این تجربه در آن است که بازسازی مسکن به‌عنوان یک سیاست رفاهی صرف دیده نشد، بلکه بخشی از بازسازی ملی بود. خانه‌دار شدن یا دسترسی به مسکن قابل‌پرداخت، به خانواده‌ها ثبات می‌داد، نیروی کار را در شهرها مستقر می‌کرد، بازار ساخت‌وساز را فعال می‌ساخت، اشتغال ایجاد می‌کرد و زمینه بازگشت تدریجی جامعه به زندگی عادی را فراهم می‌آورد.

برای کشورهایی که امروز با مسئله بازسازی مسکن پس از جنگ یا بحران‌های گسترده روبه‌رو هستند، تجربه آلمان چند درس مهم دارد. نخست آنکه بازسازی مسکن نیازمند قانون و برنامه مشخص است، نه تصمیم‌های پراکنده. دوم آنکه منابع مالی باید چندلایه باشد و میان بودجه عمومی، تسهیلات، ضمانت، زمین و سرمایه‌گذاری خصوصی پیوند برقرار شود. سوم آنکه اقشار آسیب‌پذیر، آوارگان و خانواده‌های فاقد سرپناه باید در اولویت قرار گیرند. چهارم آنکه کنترل هزینه ساخت و اجاره، شرط اجتماعی موفقیت بازسازی است. پنجم آنکه شهرداری‌ها و نهادهای محلی باید در تأمین زمین و اجرای طرح‌ها نقش جدی داشته باشند.

در نهایت، تجربه آلمان نشان می‌دهد که بازسازی مسکن وقتی موفق می‌شود که به مسئله‌ای ملی، اجتماعی و انسانی تبدیل شود. خانه در این نگاه، فقط سقف و دیوار نیست؛ نقطه شروع بازگشت نظم، آرامش، تولید و امید به جامعه است.

منبع: www.bundestag.de

انتهای پیام/ مسکن



جهت احترام به مخاطبان فرهیخته، نظرات بدون بازبینی منتشر می شود. لطفا نظرات خود را جهت تعميق و گسترش بحث ارائه نمایید. نظرات حاوی توهين، افترا و تهمت به ديگران پاک می شود.