مسیر اقتصاد/ کسری تجمعی منابع آب زیرزمینی به حدود ۱۵۰ میلیارد مترمکعب رسیده است که معادل ۲۸ درصد ذخایر استراتژیک زیرزمینی برآورد میشود. این ارقام بیانگر روندی انباشتی در اضافه برداشت از آبخوانهاست که ضرورت توجه بیشتر به نحوه بهرهبرداری از این منابع را یادآور میشود.
آبهای زیرزمینی نقش مهمی در پایداری تأمین آب و تولیدات کشاورزی کشور ایفا میکنند. افت تدریجی سطح آبخوانها، علاوه بر افزایش هزینههای تأمین آب، پیامدهایی همچون محدودیتهای فنی در بهرهبرداری را به همراه داشته است.
از این رو، سیاستگذاری در حوزه آب بیش از گذشته نیازمند تمرکز بر کاهش فشار بر منابع آب زیرزمینی است؛ بهویژه به شیوههایی که همزمان با صیانت از منابع آب، پایداری تولید و امنیت غذایی کشور نیز حفظ شود.
نقش الگوی تولید کشاورزی در تعادل منابع آب
بخش کشاورزی در سراسر جهان بزرگترین مصرفکننده آب است و از اینرو، هر راهکاری برای مواجهه با ناترازی آب، ناگزیر به بازنگری در الگوی مصرف آب این بخش منتهی میشود. با این حال، مسئله فقط «کاهش مصرف» نیست، بلکه کاهش مصرف هوشمندانه است؛ به این معنا که محصولاتی شناسایی شوند که با وجود مصرف آب بالا، امکان جایگزینی آنها بدون ایجاد خلل در امنیت غذایی کشور وجود دارد.
در این میان، نباتات علوفهای جایگاه ویژهای دارند. بر اساس آمارنامه وزارت جهاد کشاورزی، این گروه شامل یونجه، ذرت علوفهای، شبدر و سایر نباتات علوفهای نظیر اسپرس است. این محصولات عمدتاً در اراضی با کیفیت و با اتکا به آب آبی کشت میشوند و مصرف آب قابل توجهی دارند.
نباتات علوفهای؛ مصرف آب بالا و ظرفیت جایگزینی
میانگین نیاز خالص آبی نباتات علوفهای حدود ۷۶۴۰ مترمکعب در هر هکتار است؛ رقمی که بیش از ۲.۵ برابر نیاز خالص آبی گندم محسوب میشود. با وجود این، در دهه ۱۳۹۰ بالغ بر ۱۶ درصد کل مصرف آب بخش کشاورزی به تولید نباتات علوفهای اختصاص یافته است.
برای درک بزرگی این عدد کافی است بدانیم که این میزان آب معادل آب مورد نیاز برای تولید حدود ۸ میلیون تن گندم یا نزدیک به ۸۰ درصد نیاز خبازی کشور است؛ در حالی که بخش قابل توجهی از علوفه مورد نیاز دام میتواند از مسیرهایی غیر از کشت فاریاب تأمین شود.
ضرورت جایگزینی در شرایط ناترازی
در شرایط ناترازی شدید منابع آب، هر محصول یا منبعی که بتواند بدون ایجاد خلل در امنیت غذایی جایگزین محصولات آببر شود، باید در کانون توجه سیاستگذاری قرار گیرد. یکی از مهمترین این ظرفیتها، علوفه موجود در مراتع کشور است.
علوفه مرتعی برخلاف علوفه کشتشده، متکی به آب آبی نیست، بلکه عمدتاً از بارش مستقیم و رطوبت ذخیرهشده در خاک تغذیه میشود؛ مفهومی که در ادبیات مدیریت آب با عنوان «آب سبز» شناخته میشود.
آب سبز به بخشی از بارش اطلاق میشود که پس از نفوذ در خاک، بهصورت رطوبت در اختیار ریشه گیاه قرار میگیرد و بدون تبدیلشدن به رواناب یا آب زیرزمینی، مستقیماً صرف تولید زیستتوده میشود. بهرهگیری از آب سبز، یکی از کمهزینهترین و پایدارترین اشکال استفاده از منابع آب است و بهطور مستقیم فشار بر اراضی فاریاب و منابع آب زیرزمینی را کاهش میدهد.
بهرهبرداری بهینه از مراتع؛ کلید کاهش فشار بر منابع آبی
ایران با وسعت ۱۶۴ میلیون هکتار، از پهنههایی با استعدادهای متنوع کشاورزی و منابع طبیعی برخوردار است. با این حال، بهرهبرداری از این ظرفیت عظیم با حداقل کارایی انجام میشود. در حال حاضر، کمتر از ۱۰ درصد اراضی کشور کشاورزی و تنها حدود ۱ درصد مسکونی است؛ در حالی که بزرگترین کاربری سرزمین، یعنی مراتع، با بیش از ۸۴ میلیون هکتار وسعت، نقش تعیینکنندهای در تعادل اکولوژیک و تأمین علوفه دارد.
طرح مرتعداری در منطق قانونگذار، تلاشی برای بهرهبرداری بهینه، صیانتی و برنامهمحور از مراتع و گذار از بهرهبرداری حداقلی بوده است. با وجود این، در عمل کمتر از ۳۰ درصد مراتع کشور دارای طرح توسعه بهرهبرداری یا طرح مرتعداری هستند و بیش از ۷۰ درصد مراتع همچنان فاقد هرگونه برنامه مشخص برای ارتقای تولید علوفه و بهبود وضعیت مرتعاند. این وضعیت با ماده ۳ قانون حفاظت و بهرهبرداری از جنگلها و مراتع در تعارض است؛ مادهای که بهرهبرداری از مراتع را منوط به اجرای طرح مرتعداری دانسته و پروانه چرا را صرفاً بهعنوان ابزاری کوتاهمدت و در فرایند گذار پیشبینی کرده بود.
با این حال، باید توجه داشت که وجود طرح مرتعداری در حدود ۳۰ درصد مراتع نیز الزاماً به معنای تحقق بهرهبرداری بهینه نیست. تجربه اجرایی نشان میدهد که در بخش قابل توجهی از این پهنهها، طرحها یا با پیشرفت کند مواجه بودهاند یا بهدلیل محدود بودن دامنه مداخلات، ضعف در اجرا و ناکارآمدی مدل احاله مدیریت، به بهبود معنادار در تولید علوفه و وضعیت مرتع منجر نشدهاند. از این منظر، داشتن طرح توسعه بهرهبرداری، هرچند نسبت به فقدان کامل برنامه وضعیت بهتری ایجاد میکند، اما بهتنهایی تضمینکننده کارآمدی بهرهبرداری نیست.
بخشی از این مسئله به سازوکار فعلی واگذاری و اجرای طرحهای مرتعداری بازمیگردد؛ سازوکاری که در بسیاری موارد، مشارکت فعال بهرهبرداران و دامداران را محدود کرده و انگیزه لازم برای سرمایهگذاری، مراقبت و بهبود مستمر مرتع را ایجاد نمیکند.
در شرایط محدودیت شدید منابع آب تجدیدپذیر، تداوم این وضعیت- چه در مراتع فاقد طرح و چه در مراتع دارای طرحهای کماثر- قابل دفاع نیست. ضروری است فرایند تهیه، تصویب و اجرای طرحهای مرتعداری بهگونهای اصلاح شود که مشارکت واقعی بهرهبرداران در تصمیمگیری و منافع طرحها تقویت شده و هر پهنه مرتعی بهصورت عملیاتی دارای برنامه مشخص برای بهبود کمی و کیفی علوفه و بهرهبرداری صیانتی باشد.
حذف ارز ترجیحی و جنگ غذا؛ پنجرهای برای احیای مراتع
حذف ارز ترجیحی، فارغ از آثار مثبت و منفی آن در سطح کلان اقتصاد، نسبت به ۴ ماه گذشته، قیمت نهادههای مانند جو، یونجه و کاه بیش از دو برابر افزایش یافته و بهدنبال آن، ارزش اقتصادی علوفه مرتعی نیز دستکم دو برابر شده است.
این تغییر، اقتصاد احیای مراتع را بهطور معناداری بهبود میدهد. اقدامات احیایی مراتع، اعم از بیولوژیک و مکانیکی، در شرایط جدید سودآورتر و جذابتر شدهاند. در چنین فضایی، ضروری است با تسهیل فرایند تهیه و تصویب طرحهای مرتعداری، افزایش تولید علوفه و متناسبسازی تعداد واحد دامی، زمینه بهرهبرداری حداکثری و در عین حال صیانتی از مراتع فراهم شود.
ناترازی آب، مسئلهای فقط آبی نیست؛ بلکه بازتابی از نحوه استفاده ما از سرزمین است. اگر قرار است فشار بر منابع آب زیرزمینی کاهش یابد، یکی از عقلانیترین مسیرها، بازگشت هوشمندانه به ظرفیت مغفول مراتع و جایگزینی آب سبز بهجای آب قابل برنامهریزی در تأمین علوفه دام است؛ مسیری که هم آب را نجات میدهد و هم امنیت غذایی را.
انتهای پیام/ کشاورزی

