به گزارش مسیر اقتصاد خبرگزاری بلومبرگ در گزارشی به بررسی آثار اختلال در مجتمع «راس لفان» قطر و تبعات آن برای بازار جهانی گاز طبیعی مایع پرداخته و نشان داده است که این رخداد، فراتر از یک بحران مقطعی، میتواند به بازتنظیم الگوی تجارت گاز، تشدید رقابت میان خریداران آسیایی و اروپایی و تقویت موقعیت برخی صادرکنندگان جایگزین منجر شود.
تعطیلی مجتمع راس لفان، که بزرگترین تاسیسات تولید الانجی جهان به شمار میرود، بهمعنای حذف بخشی کلیدی از عرضهای است که طی سه دهه گذشته یکی از باثباتترین پایههای بازار جهانی گاز محسوب میشد. بر اساس این گزارش، هر هفته توقف در این مجموعه معادل از دست رفتن حجمی از انرژی است که میتواند برق خانگی شهری بزرگ را برای یک سال تامین کند. با این حال، ابهام اصلی تنها به میزان خسارت وارده محدود نیست، بلکه به این مسئله بازمیگردد که بازگشت کامل این زیرساخت به مدار تولید چه مدت زمان خواهد برد و بازار جهانی تا آن زمان چگونه خود را با کمبود عرضه تطبیق خواهد داد.
تداوم اختلالها، مازاد پیشبینیشده بازار گاز را به کسری بدل میکند
بلومبرگ معتقد است بحرانی که در پی تنشهای اخیر در منطقه شکل گرفته، زنجیره تامین انرژی را بهطور همزمان در چند سطح تحت فشار قرار داده است. محدودیت در تردد از تنگه هرمز، افزایش قیمت فرآوردههای نفتی و اختلال در صادرات گاز مایع، همگی به این معنا است که بازار با یک شوک ترکیبی مواجه شده است. در این میان، الانجی بهدلیل فقدان ظرفیت مازاد، نبود ذخایر راهبردی و دشواری جایگزینی سریع، به یکی از حساسترین حلقههای بحران تبدیل شده است.
این گزارش تاکید میکند که انتظار غالب در ابتدای سال، شکلگیری نوعی مازاد در بازار جهانی گاز بود؛ مازادی که قرار بود با افزایش تولید در برخی کشورها، از جمله ایالات متحده، تقویت شود. اما از مدار خارج شدن بخشی از توان عرضه غرب آسیا، بهویژه قطر، این برآورد را بهسرعت تغییر داده است. در نتیجه، اگر اختلال بیش از چند هفته تداوم یابد، بازار از وضعیت تعادل شکننده وارد فاز کسری خواهد شد؛ وضعیتی که میتواند بزرگترین وقفه عرضه در تاریخ صنعت الانجی را رقم بزند.
پیامد فوری این تحول، پیش از همه در اقتصادهای درحالتوسعه آسیایی نمایان شده است؛ کشورهایی که سهم بالایی از واردات گاز مایع قطر را به خود اختصاص دادهاند. پاکستان، هند، بنگلادش، ویتنام و فیلیپین از جمله بازارهایی هستند که بهشدت نسبت به نوسانات قیمت حساساند و هر افزایش تازه در نرخ الانجی، مستقیماً به افت مصرف صنعتی، کاهش تولید و تعویق خریدهای جدید منجر میشود. برای این کشورها، گاز تنها یک سوخت نیروگاهی نیست، بلکه نهادهای مهم در صنایع نساجی، کود شیمیایی، شیشه و دیگر فعالیتهای تولیدی است.
فشار قیمتی، کشورهای درحالتوسعه را به عقبنشینی از برنامههای گازی وادار میکند
در چنین فضایی، شوک قیمتی میتواند برنامههای توسعه مصرف الانجی در اقتصادهای نوظهور را متوقف کند. گزارش بلومبرگ نشان میدهد که هزینه هر محموله ارسالی به آسیا نسبت به قبل از بحران جهش محسوسی داشته و همین موضوع باعث شده برخی کشورها خریدهای جدید را به تعویق بیندازند یا بهدنبال کاهش وابستگی خود به بازار نقدی باشند. این روند، از منظر سیاستگذاری، به این معناست که بسیاری از دولتها ناچار خواهند شد میان امنیت عرضه و هزینه انرژی، توازن تازهای برقرار کنند.
با این حال، نتیجه این عقبنشینی لزوماً حرکت سریعتر به سمت انرژیهای پاک نیست. برعکس، در بسیاری از کشورهای آسیایی، حذف یا گرانشدن گاز به افزایش مصرف زغالسنگ منجر میشود؛ زیرا در کوتاهمدت، این سوخت همچنان تنها گزینه در دسترس برای جبران کمبود برق و خوراک صنعتی است. از این رو، بحران اخیر میتواند همزمان با تضعیف رشد تقاضای گاز، وابستگی به آلایندهترین سوخت فسیلی را تشدید کند و شکاف میان اهداف اقلیمی و واقعیتهای امنیت انرژی را آشکارتر سازد.
در سوی دیگر، کشورهای توسعهیافته نیز از این شوک مصون نخواهند ماند. اگر اختلال در صادرات قطر طولانی شود، اروپا و بخشهایی از شرق آسیا در آستانه فصل بازسازی ذخایر زمستانی با فشار جدیتری روبهرو خواهند شد. تجربه بحران ۲۰۲۲ موجب شد اتحادیه اروپا برای تنوعبخشی به منابع واردات، احداث پایانههای جدید و ارتقای ذخیرهسازی اقدام کند، اما گزارش بلومبرگ تصریح میکند که حتی این اقدامات نیز در برابر رخدادی با مقیاس محدود شدن تنگه هرمز و اختلال در عرضه قطر، سپر کامل ایجاد نمیکند.
ساختار بازار الانجی در برابر شوکهای ژئوپلیتیکی انعطاف محدودی دارد
ریشهپذیری این بحران در ویژگیهای خود بازار الانجی نهفته است. این بازار بر قراردادهای بلندمدت، تحویلهای زمانبندیشده، ناوگان تخصصی، پایانههای وارداتی خاص و زیرساختهای پرهزینه ذخیرهسازی استوار است. برخلاف نفت، در بازار گاز مایع ذخایر راهبردی فراگیر و قابل اتکا در مقیاس جهانی وجود ندارد. در نتیجه، وقتی شوک عرضه رخ میدهد، امکان جبران سریع کمبود بسیار محدود است و رقابت میان خریداران بر سر محمولههای موجود بهسرعت شدت میگیرد.
همین محدودیت ساختاری، زمینه را برای برندگان جدید نیز فراهم میکند. به نوشته بلومبرگ، تولیدکنندگانی مانند آمریکا و استرالیا از نااطمینانی در خلیج فارس منتفع میشوند، زیرا بهعنوان عرضهکنندگان امنتر مورد توجه خریداران قرار گرفتهاند. در این میان، آمریکا بیش از دیگران فرصت دارد با افزایش صادرات، درآمد ارزی خود را بالا ببرد، مشتریان جدید جذب کند و حتی سرمایهگذاری در پروژههای جدید را تسریع کند. روسیه نیز میتواند از شرایط جدید برای تقویت مسیرهای صادراتی خود به چین بهره ببرد، بهویژه آنکه پکن همواره تنوعبخشی به منابع تامین را در اولویت قرار داده است.
رقابت اروپا و آسیا بر سر محمولههای محدود، ریسک جنگ قیمتی را افزایش میدهد
یکی دیگر از پیامدهای مهم بحران، تشدید رقابت میان اروپا و آسیا بر سر عرضه محدود الانجی است. اروپا بهدلیل اتکای بیشتر به بازار نقدی، در برابر انحراف محمولهها و جهش قیمت آسیبپذیرتر است. در چنین شرایطی، کشورهای ثروتمندتر میتوانند با پیشنهاد قیمتهای بالاتر، محمولهها را جذب کنند و اقتصادهای ضعیفتر را عملاً از بازار کنار بزنند. این همان سازِکاری است که در بحرانهای قبلی نیز مشاهده شد و اکنون بار دیگر میتواند به تخریب تقاضای صنعتی در کشورهای کمدرآمدتر منجر شود.
در مجموع، گزارش بلومبرگ این جمعبندی را مطرح میکند که اختلال در صادرات گاز قطر صرفاً یک بحران منطقهای نیست، بلکه هشداری راهبردی درباره شکنندگی بازار جهانی گاز است. هرچه این اختلال طولانیتر شود، احتمال بازآرایی پایدار در مسیرهای تجارت انرژی، قراردادهای تامین، سبد سوخت کشورها و موازنه ژئوپلیتیکی صادرکنندگان بیشتر خواهد شد. به این ترتیب، شوک فعلی میتواند نه فقط قیمتهای مقطعی، بلکه شکل بازار جهانی گاز در سالهای آینده را نیز تغییر دهد.
منبع: بلومبرگ
انتهای پیام/ انرژی

