۱۱ تیر ۱۴۰۵

مسیر اقتصاد؛ رسانه تصمیم‌سازان اقتصاد ایران

شناسه: ۲۲۶۴۳۳ ۱۱ تیر ۱۴۰۵ - ۱۴:۴۰ دسته: پول و بانک کارشناس: امیرحسین محبی کیا
۰

اعطای وام‌های میان‌مدت و بلندمدت‌ یکی از ابزارهای اصلی بانک‌های توسعه‌ای در جهان است، اما همه این بانک‌ها از یک مدل واحد برای اعطای تسهیلات استفاده نمی‌کنند. برخی بانک‌های توسعه‌ای، مانند بانک توسعه چین، بخش مهمی از منابع خود را به‌صورت مستقیم در اختیار پروژه‌ها قرار می‌دهند؛ در حالی که در الگوی KfW آلمان، بخش قابل توجهی از تأمین مالی از مسیر بانک‌های عامل انجام می‌شود. گزارش بانک جهانی نیز نشان می‌دهد بخشی از بانک‌های توسعه‌ای مدل مستقیم، بخشی مدل غیرمستقیم و بخش قابل توجهی مدل ترکیبی را دنبال می‌کنند. تعیین الگوی وام‌دهی بانک توسعه جمهوری اسلامی ایران می‌تواند در طراحی مدل کسب و کار آن اهمیت جدی داشته باشد.

مسیر اقتصاد/ تخصیص وام یا تأمین مالی بدهی‌محور ابزار اصلی فعالیت انواع بانک‌ها به‌شمار می‌رود. بررسی تجربه بانک‌های توسعه‌ای در جهان نیز نشان می‌دهد این سازکار در این دسته از بانک‌ها جایگاه محوری دارد و بخش مهمی از حمایت آن‌ها از پروژه‌ها و فعالیت‌های اقتصادی از همین مسیر انجام می‌شود. تمایز این ابزار در بانک‌های توسعه‌ای نسبت به بانک‌های تجاری در الگوی وام‌دهی‌ است. سررسید تسهیلات در بانک‌های توسعه‌ای معمولاً بلندمدت‌تر بوده و متناسب با ماهیت پروژه‌های زیربنایی و توسعه‌ای طراحی می‌شود.

بانک تجاری بیشتر بر وام‌های کوتاه‌مدت و میان‌مدت تمرکز دارد، اما بانک توسعه‌ای مأموریت دارد اعتبارات را در اختیار پروژه‌هایی قرار دهد که بازده آن‌ها در افق‌های طولانی‌تر محقق می‌شود. در ایران نیز داده‌های تسهیلات کلان افشاشده در سایت بانک مرکزی نشان می‌دهد میانگین سررسید تسهیلات کلان کمتر از ۱۸ ماه است[۱]؛ بنابراین افزایش ظرفیت تسهیلات میان‌مدت و بلندمدت، یکی از مأموریت‌های مهم بانک توسعه جمهوری اسلامی ایران خواهد بود.

اهمیت طراحی تسهیلات متناسب با پروژه

در پروژه‌های زیربنایی، صنعتی، انرژی، حمل‌ونقل، آب، مسکن یا طرح‌های بزرگ تولیدی، دوره ساخت و بازگشت سرمایه معمولاً طولانی است. اگر چنین پروژه‌هایی با تسهیلات کوتاه‌مدت تأمین مالی شوند، در میانه مسیر با فشار نقدینگی مواجه می‌شوند یا به دلیل فشار بازپرداخت زودهنگام، از ابتدا جذابیت کافی برای اجرا پیدا نمی‌کنند. به همین دلیل، تأمین مالی بدهی‌محور‌ در بانک توسعه مستلزم طراحی تسهیلاتی است که از نظر سررسید، دوره تنفس و شیوه بازپرداخت با ویژگی‌های پروژه‌های توسعه‌ای همخوان باشد.

مطالعه تجربه بانک‌های توسعه‌ای در جهان نشان می‌دهد که این بانک‌ها در شیوه تأمین مالی بدهی‌محور‌ با یکدیگر تفاوت‌هایی دارند. یکی از مهم‌ترین این تفاوت‌ها به این موضوع بازمی‌گردد که برخی بانک‌های توسعه ترجیح می‌دهند تسهیلات را به‌صورت مستقیم اعطا کنند؛ در حالی که برخی دیگر ترجیح می‌دهند از طریق یک نهاد مالی واسط، مانند بانک تجاری یا یک بانک تخصصی دیگر، تسهیلات را به گیرندگان نهایی برسانند.

وام‌دهی‌ مستقیم در بانک‌های کشورهای درحال توسعه

بانک جهانی در پیمایشی که در سال ۲۰۱۷ انجام داد، گزارش کرده است که ۴۰ درصد از بانک‌های توسعه‌ای صرفاً از مدل تامین مالی خُرد یا مستقیم استفاده می‌کنند؛ ۱۰ درصد نیز صرفاً از مدل عمده یا غیرمستقیم و ۵۰ درصد نیز از ترکیبی از دو مدل استفاده می‌کنند.[۲] این گزارش همچنین نشان می‌دهد میان بانک‌های توسعه‌ای در کشورهای در حال توسعه و اقتصادهای توسعه‌یافته تفاوت‌هایی وجود دارد. بانک‌های توسعه‌ای در کشورهای در حال توسعه بیشتر به مدل مستقیم گرایش دارند. در مقابل، سهم بانک‌هایی که از مدل عمده یا مدل ترکیبی استفاده می‌کنند، در اقتصادهای توسعه‌یافته بیشتر است. این موضوع نشان می‌دهد که انتخاب مدل وام‌دهی‌ با سطح توسعه‌یافتگی بازار مالی، توان بانک‌های عامل، گستردگی شبکه مالی و نوع مأموریت بانک توسعه‌ای در ارتباط است.

بانک توسعه چین و آلمان؛ دو مدل متفاوت در اعطای تسهیلات

مطالعات موردی نیز همین تنوع را نشان می‌دهد. بانک توسعه چین بخش قابل توجهی از عملیات خود را بر تسهیلات‌دهی مستقیم متمرکز کرده است. این رویکرد به بانک امکان می‌دهد کنترل بیشتری بر انتخاب پروژه‌ها، تخصیص منابع و پیگیری اجرای طرح‌ها داشته باشد. این مدل برای بانک توسعه چین بسیار کارآمد بوده است؛ زیرا این بانک خود به طور مستقیم درگیر طراحی نقشه تأمین مالی پروژه‌های عظیم زیرساختی چین است که نقش مهمی در مسیر توسعه اقتصادی و منطقه‌ای این کشور ایفا می‌کنند.

در مقابل، بانک KfW آلمان در بخش مهمی از فعالیت‌های خود بر تأمین مالی غیرمستقیم استوار است. بانک KfW در اینجا بیشتر نقش پشتیبان و تأمین‌کننده منابع بلندمدت را دارد و ارتباط مستقیم با مشتری نهایی در بسیاری از موارد از طریق بانک‌های عامل انجام می‌شود. در این مدل بانک توسعه طراحی تسهیلات را انجام داده و همچنین نقش خود را در تشخیص صلاحیت وام‌گیرندگان معین می‌کند. اعطای وام مستقیم نیز در الگوی این بانک وجود دارد، اما معمولاً برای موارد خاص‌تر و راهبردی به کار گرفته می‌شود.

مزایا و معایب دو مسیر وام‌دهی‌

در مدل مستقیم، بانک توسعه با مشتری نهایی و پروژه ارتباط مستقیم دارد. این موضوع می‌تواند امکان بررسی دقیق‌تر طرح، کنترل بیشتر بر نحوه مصرف منابع و کاهش هزینه نهایی تسهیلات برای گیرنده وام را فراهم کند، زیرا واسطه مالی دیگری میان بانک و مشتری قرار ندارد. با این حال، این مدل می‌تواند هزینه اجرایی بالایی برای بانک ایجاد کند؛ به‌ویژه در حوزه‌هایی مانند کشاورزی، مسکن یا بنگاه‌های کوچک و متوسط که مشتریان زیاد و پراکنده هستند. در این روش، ریسک بازپرداخت نیز بیشتر بر عهده خود بانک توسعه خواهد بود.

مدل غیرمستقیم، هزینه اجرایی بانک توسعه را کاهش می‌دهد، پوشش جغرافیایی آن را افزایش می‌دهد و همه یا بخشی از ریسک اعتباری را به بانک عامل منتقل می‌کند. گزارش بانک جهانی نیز نشان می‌دهد بانک‌های توسعه‌ای که فقط از مدل غیرمستقیم استفاده می‌کنند به طور میانگین نسبت مطالبات غیرجاری آن‌ها ۸ درصد نسبت به دیگر بانک‌های توسعه پایین‌تر است. این مدل همچنین به رشد واسطه‌های مالی و بانک‌های تخصصی که به‌عنوان بازوی اجرایی بانک‌های توسعه‌ای عمل کرده و به بخش‌ها و مشتریان کم‌برخوردار دسترسی می‌یابند، کمک می‌کند. با این حال، در این مدل نرخ نهایی تسهیلات برای مشتری ممکن است بالاتر باشد، زیرا بانک عامل نیز هزینه واسطه‌گری و حاشیه سود خود را به نرخ تسهیلات اضافه می‌کند.

طراحی الگوی مطلوب بانک توسعه جمهوری اسلامی ایران

در الگوی بانک توسعه جمهوری اسلامی ایران نیز این مسئله می‌تواند اهمیت جدی داشته باشد. از یک‌سو، مأموریت این بانک در تأمین مالی پروژه‌های بزرگ‌مقیاس، زیرساختی و توسعه‌ای اقتضا می‌کند در برخی موارد مستقیماً با پروژه‌ها، پیمانکارها و دستگاه‌های اجرایی درگیر شود. از سوی دیگر، اگر بانک بخواهد همه تسهیلات را مستقیم پرداخت کند، ممکن است به ایجاد ساختار اداری گسترده، هزینه عملیاتی بالا و ورود به حوزه‌هایی کشیده شود که بانک‌های دیگر توانمندی کافی برای انجام آن دارند.

بنابراین مسئله اصلی، انتخاب مطلق میان مدل وام‌دهی‌ مستقیم و غیرمستقیم نیست. به احتمال زیاد، بانک توسعه ناگزیر از استفاده از مدل ترکیبی خواهد بود؛ اما پرسش مهم آن است که تمرکز اصلی این ترکیب باید بر کدام مسیر قرار گیرد. پاسخ به این پرسش به عواملی مانند نوع پروژه‌ها، ارزیابی توان بانک‌های عامل، سنجش سطح نظارت‌پذیری از سوی بانک توسعه، هزینه نهایی تسهیلات، مدیریت ریسک بازگشت منابع و مأموریت محوری بانک توسعه بستگی دارد. از این رو، تعیین الگوی وام‌دهی‌ یکی از موضوعات کلیدی در طراحی مدل کسب‌وکار بانک توسعه جمهوری اسلامی ایران است.

منابع:

[۱] درگاه بانک مرکزی: www.cbi.ir

[۲] World Bank Group. (2018). ۲۰۱۷ survey of national development banks: Global report. Finance, Competitiveness and Innovation Global Practice.

انتهای پیام/ پول و بانک

جهت احترام به مخاطبان فرهیخته، نظرات بدون بازبینی منتشر می شود. لطفا نظرات خود را جهت تعميق و گسترش بحث ارائه نمایید. نظرات حاوی توهين، افترا و تهمت به ديگران پاک می شود.