در شرایطی که صنعت پتروشیمی ایران با چالشهای تأمین فناوری و منابع مالی روبهروست، بازنگری در الگوی همکاریهای بینالمللی اهمیت بیشتری پیدا کرده است. همزمان با افزایش نقش اقتصادهای آسیایی در صنایع انرژی و پتروشیمی، انتخاب شرکای فناورانه و شیوههای مؤثر انتقال دانش فنی به یکی از مسائل مهم این صنعت تبدیل شده است. در همین زمینه، محمدحسین صابری مسئول نظارت بر خطمشی فناوری و پژوهش شرکت ملی صنایع پتروشیمی، در گفتوگو با مسیر اقتصاد نقش چین در تأمین فناوری، تجربه همکاریهای اجرایی و ظرفیت مدل طراحی، تأمین، ساخت و تأمین مالی (EPCF) برای انتقال تدریجی دانش فنی را تشریح کرد.
عبور از الگوی غربمحور در تأمین فناوری پتروشیمی
صابری با تأکید بر ضرورت بازنگری در الگوی همکاریهای فناورانه صنعت پتروشیمی گفت: برای تأمین فناوری در این صنعت، دیگر نمیتوان تنها با رویکرد غربمحور حرکت کرد. شرایط امروز ایجاب میکند کشور به جای تکیه بر الگوهای گذشته، مسیری را دنبال کند که در آن توسعه همکاری با کشورهای شرق آسیا، بهویژه چین، جایگاه پررنگتری داشته باشد.
وی با اشاره به اینکه همکاریهای بینالمللی نباید فقط به خرید تجهیزات یا دریافت لایسنس محدود شود، افزود: انتقال واقعی فناوری زمانی محقق میشود که دانش فنی در جریان اجرای پروژه، بهرهبرداری و مدیریت عملی آن به داخل کشور منتقل شود. در چنین فرایندی، متخصصان داخلی با حضور در میدان اجرا، تجربه عملی به دست میآورند و توانایی بهکارگیری، بومیسازی و حتی توسعه فناوری را پیدا میکنند.
چین؛ شریک فناورانه و اجرایی در طرحهای پتروشیمی
صابری با بیان اینکه چین امروز به یکی از بازیگران مهم صنعت پتروشیمی جهان تبدیل شده است، گفت: جایگاه این کشور در برخی بخشهای زنجیره صنعت پتروشیمی و اجرای طرحهای صنعتی، نسبت به گذشته بسیار پررنگتر شده است. وی با اشاره به تفاوت مدلهای سیاستگذاری صنعتی در کشورها توضیح داد: رویکرد چین مأموریتگراست؛ یعنی دولت ابتدا اهداف مشخصی تعیین میکند و سپس ظرفیتهای مختلف را برای تحقق آنها بهکار میگیرد. این رویکرد با مدلهایی مانند رویکرد اشاعهگرا در آلمان یا رویکرد اقتصادگرا در آمریکا تفاوت دارد.
وی افزود: اهمیت همکاری با چین فقط به تأمین فناوری محدود نمیشود، بلکه این کشور از نظر اجرای طرحها نیز میتواند شریک مؤثری باشد. تجربه نشان میدهد شرکتهای چینی در پایبندی به تعهدات قراردادی و اجرای طرحها عملکرد باثباتی داشتهاند و در برخی موارد، قابل اتکاتر از شرکتهایی بودهاند که در گذشته در همکاری با ایران دچار وقفه یا عقبنشینی شدند. از این رو، چین میتواند هم در تأمین فناوری و هم در اجرای طرحهای صنعتی و پتروشیمی ایران نقشآفرینی کند.
EPCF چگونه به انتقال عملی فناوری کمک میکند؟
صابری با اشاره به مدل مهندسی، تأمین، ساخت و تأمین مالی یا EPCF گفت: این مدل میتواند یکی از مسیرهای مؤثر برای انتقال فناوری در صنعت پتروشیمی باشد. در این چارچوب، همکاری تنها به ساخت یا فروش تجهیزات محدود نمیشود، بلکه تأمین مالی و حتی مشارکت طرف خارجی در مدیریت یا بهرهبرداری طرح را نیز در بر میگیرد. چنین مشارکتی انگیزه طرف خارجی را برای تحویل صحیح طرح، پایداری عملکرد و انتقال واقعی دانش فنی افزایش میدهد.
وی در پایان خاطرنشان کرد: انتقال فناوری نباید تنها به دریافت اسناد و لایسنسهای کاغذی محدود شود. متخصصان ایرانی باید در محیط واقعی کارخانهها و طرحها آموزش عملی ببینند. انتقال دانش فنی باید بهصورت تدریجی و مرحلهبهمرحله انجام شود؛ به این معنا که همزمان با اجرای طرحها، کارشناسان خارجی در کنار نیروهای ایرانی حضور داشته باشند تا دانش فنی به شکل عملی منتقل و تثبیت شود. بومیسازی فناوری یک اقدام دفعی نیست، بلکه فرایندی اجرایی، مستمر و مبتنی بر تجربه عملی در طرحهاست.
انتهای پیام/ انرژی

