به گزارش مسیر اقتصاد در دهههای اخیر، هیچ ارزی نتوانسته جایگاه دلار آمریکا را در اقتصاد جهان به چالش بکشد. بطوریکه، این ارز بر تجارت بینالمللی، ذخایر جهانی، بازارهای انرژی و معاملات مالی تسلط دارد. از قراردادهای نفتی در غرب آسیا گرفته تا بازارهای بدهی در آسیا، دلار در مرکز اقتصاد جهانی مدرن قرار دارد. اما در سالهای اخیر، به ویژه با ظهور کشورهای بریکس، تلاشها برای «دلارزدایی» غیرقابل انکار شده است.
نارضایتی کشورهای جنوب جهانی از نظام مالی آمریکایی
به باور بسیاری، بریکس نه تنها یک گروه اقتصادی، بلکه پیام سیاسی روشنی از نارضایتی تعداد زیادی از کشورهای جهان از نظام بینالمللی کنونی است. گسترش این بلوک توجه بیشتری را به این ایده جلب کرده و با پیوستن یا همسویی کشورهایی مانند عربستان، ایران، مصر، اتیوپی و امارات متحده عربی با ابتکارات بریکس، این سازمان بسیار جاهطلبتر از یک دهه پیش به نظر میرسد. البته، باید توجه داشت که بین به چالش کشیدن سلطه دلار و جایگزینی کامل آن تفاوت وجود دارد. این تمایز اغلب در اظهارات سیاسی نادیده گرفته میشود، زیرا جذابیت حذف دلار قابل درک است. به باور بسیاری از کشورهای در حال توسعه، نظام مالی کنونی نفوذ زیادی در اختیار ایالات متحده و متحدان غربی آن قرار میدهد. نهادهایی مانند صندوق بینالمللی پول و بانک جهانی همچنان بازتاب توازن قدرت جهانی برآمده از جنگ جهانی دوم است، هرچند اقتصاد جهانی از آن زمان به طرز چشمگیری تغییر کرده است. اکنون کشورهایی مانند چین و هند نقش بسیار بیشتری در رشد، تجارت و تولید جهانی نسبت به آغاز این نهادها ایفا میکنند.
جنگ روسیه و اوکراین این نگرانیها را بیشتر هم کرد. هنگامی که کشورهای غربی تحریمهای گستردهای را علیه مسکو اعمال و ذخایر خارجی روسیه را مسدود کردند، بسیاری از دولتهای غیر اروپایی و آمریکایی به آن توجه زیادی نشان دادند. زیرا این امر نشان داد که کشورها فارغ از حمایت کردن یا نکردن از تحریمها؛ عمیقاً به نظام مبتنی بر دلار متصل هستند که در طول درگیریهای ژئوپلیتیکی آسیبپذیر میشوند. این درک، بسیاری از کشورها را به یافتن جایگزین دلار ترغیب کرده است. در این راستا، چین تلاشهای خود را برای ترویج یوان در تجارت بینالمللی، به ویژه در معاملات انرژی، افزایش داده است. روسیه و چین اکنون بخش بزرگی از تجارت خود را بدون استفاده از دلار انجام میدهند. هند تسویه حسابهای مبتنی بر روپیه را با برخی از شرکای تجاری بررسی کرده و کشورهای خلیج فارس تمایل زیادی به معاملات با ارزهای غیر دلاری نشان دادهاند.
پیامدهای تضادهای درونی بریکس بر نظم مالی
تحولات پیشگفته نمادین نیستند. آنها منعکس کننده تلاشهای واقعی کشورها برای کاهش وابستگی مالی به قدرت جهانی واحد هستند. البته، برخی پیشبینیها در مورد «پایان دلار» نیز اغلب اغراقآمیز است. قدرت دلار تنها بر اساس نفوذ سیاسی آمریکا نیست، زیرا اعتماد، ثبات و عمق بازار نیز بر آن تاثیرگذار است. سرمایهگذاران سراسر جهان همچنان بازارهای مالی ایالات متحده را امنتر و قابل اعتمادتر از اکثر جایگزینها میدانند. حتی در دوره بیثباتی جهانی، تمایل به دلار افزایش مییابد. چین دومین اقتصاد بزرگ جهان را دارد، اما یوان هنوز با محدودیتهای مهمی روبهرو است. پکن کنترل دقیقی بر جریانهای سرمایه و موسسات مالی دارد. سرمایهگذاران جهانی عموماً نظامهایی را ترجیح میدهند که در آنها قوانین قابل پیشبینی باشند و بازارها با شفافیت بیشتری عمل کنند. یک ارز ذخیره نه تنها به اندازه اقتصادی، بلکه به اعتماد نیز بستگی دارد.
البته خودِ بریکس نیز با تناقضات داخلی مواجه است. این گروه به دلیل تمایل به نفوذ جهانی بیشتر متحد است، اما اعضای آن همیشه اولویتهای ژئوپلیتیکی یکسانی ندارند. هند و چین در بخش اقتصادی با هم همکاری دارند، در حالی که از نظر راهبردی با هم رقابت میکنند. یا موقعیت بینالمللی روسیه با برزیل یا آفریقای جنوبی بسیار متفاوت است. برخی از اعضای جدیدتر بریکس با وجود حمایت از نظم جهانی چندقطبی، همچنان روابط امنیتی و اقتصادی نزدیکی با ایالات متحده دارند.
این نبود یکپارچگی، ارائه جایگزین کاملاً هماهنگ برای نظام مالی موجود را برای بریکس دشوار میکند. با این حال، کنار گذاشتن کامل این بلوک نیز اشتباه خواهد بود. بریکس برای تغییر شکل سیاستهای جهانی نیازی به سرنگونی دلار ندارد. حتی کاهش تدریجی وابستگی به دلار میتواند پیامدهای بلندمدتی داشته باشد. در حال حاضر، کشورهای بیشتری با ارزهای ملی تجارت، نظامهای پرداخت جایگزین ایجاد و ذخایر خود را از طریق خرید طلا و توافقهای منطقهای متنوع میکنند. نظام مالی بینالمللی احتمالا به سمت یک انقلاب ناگهانی پیش نرود، اما به وضوح در حال تکامل است. آینده محتملتر این است که در آن دلار همچنان غالب باشد، اما سایر ارزها نقشهای منطقهای قویتری به دست میآورند. به جای یک مرکز مالی بلامنازع، جهان میتواند به سمت یک ساختار چندپاره اما چندقطبی حرکت کند. چنین نظامی لزوماً نفوذ آمریکا را از بین نمیبرد، اما میتواند توانایی واشنگتن در استفاده از اهرم مالی کاهش دهد.
ظهور آرام عصر اقتصاد رقابتی و چندقطبی
اینکه این امر منجر به ایجاد یک نظام عادلانهتر میشود یا خیر، هنوز مشخص نیست. حامیان حذف دلار استدلال میکنند که اقتصاد جهانی متعادلتر، به کشورهای در حال توسعه استقلال بیشتری داده و تمرکز بیش از حد قدرت را کاهش میدهد. منتقدان نگرانند که بلوکهای مالی رقیب بیثباتی را افزایش و اختلافات ژئوپلیتیکی را عمیقتر میکنند. از بسیاری جهات، هر دو استدلال دارای حقیقت هستند.
نظام کنونی دههها ثبات نسبی برای تجارت و سرمایهگذاری بینالمللی فراهم کرده است، اما همچنین باعث شده بسیاری از کشورها احساس کنند از تصمیمات اقتصادی مهم کنار گذاشته شدهاند. بریکس عمدتاً به این دلیل مهم است که به این ناامیدی میپردازد. در نهایت، بحث پیرامون بریکس و دلارزدایی فراتر از پول رایج بوده و در مورد کشورهای تاثیرگذار بر قوانین نظم بینالمللی است. ایالات متحده هنوز مزایای مالی بزرگی دارد و بعید است که دلار در آینده کوتاه مدت از سلطه جهانی ناپدید شود. اما فشار فزاینده جایگزینها نشان میدهد که بسیاری از کشورها دیگر نظام متمرکز بر یک قدرت اقتصادی را نمیپذیرند. جهان شاهد فروپاشی دلار نیست، بلکه ظهور تدریجی یک دوران اقتصادی رقابتیتر و چندقطبیتر محتمل است.
منبع: ژئوپلیتیکال
انتهای پیام/ اقتصاد بینالملل

