۱۶ خرداد ۱۴۰۵

مسیر اقتصاد؛ رسانه تصمیم‌سازان اقتصاد ایران

شناسه: ۲۲۴۶۱۲ ۲۵ فروردین ۱۴۰۵ - ۱۹:۱۰ دسته: دولت و حکمرانی
۰

دولت آلمان در واکنش رسمی به تهدید تازه ترامپ علیه ایران، این اقدام را پایان روند دیپلماتیک ندانست و صریحا گفت آن را باید «حرکتی برای افزایش فشار» تفسیر کرد. هم‌زمان، رویترز گزارش داده که پس از بن‌بست دور اول گفتگوهای اسلام‌آباد، هم واشنگتن و هم تهران در را برای ادامه مذاکرات باز گذاشته‌اند و حتی از احتمال ازسرگیری گفتگوها در همین هفته سخن گفته شده است. این دو گزاره کنار هم یک پیام روشن دارند: تهدید تازه آمریکا را باید جدی گرفت، اما نباید آن را تصمیم قطعی برای جنگ تازه فهمید. آنچه محتمل‌تر به نظر می‌رسد، تلاش واشنگتن برای بالا بردن فشار رسانه‌ای و سیاسی به‌منظور تحمیل خواسته‌هایش در دورهای بعدی مذاکرات است؛ مذاکراتی که احتمال برگزاری‌شان بالاست، اما احتمال دستیابی به دستاورد بزرگ در آنها پایین به نظر می‌رسد.

مسیر اقتصاد/ این روزها مهم‌ترین پرسش این است که تهدید ترامپ علیه هرمز را باید نشانه آغاز یک درگیری تازه دانست یا بخشی از بازی فشار در آستانه دور بعدی گفت‌وگوها. پاسخ برلین به این پرسش قابل توجه است، چون از زبان یکی از نزدیک‌ترین متحدان آمریکا بیان شده است. سخنگوی دولت آلمان به‌صراحت گفت این «محاصره ادعایی» پایان مسیر دیپلماتیک نیست و باید آن را اقدامی برای افزایش فشار فهمید. همین موضع نشان می‌دهد که حتی در میان متحدان غربی آمریکا هم برداشت غالب این نیست که واشنگتن راه دیپلماسی را بسته و تصمیم نهایی خود را برای تشدید جنگ گرفته است.

این نکته اهمیت زیادی دارد، چون تهدید ترامپ درست پس از شکست دور اول مذاکرات اسلام‌آباد مطرح شد؛ گفت‌وگوهایی که بدون نتیجه نهایی پایان یافت، اما درِ مذاکره را هم کاملا نبست. رویترز گزارش داده که با وجود اعلام محاصره بنادر ایران از سوی آمریکا، هنوز احتمال ازسرگیری گفت‌وگوها در همین هفته وجود دارد. وقتی تهدید نظامی و احتمال دور جدید مذاکره هم‌زمان پیش می‌روند، معنایش این است که طرف مقابل هنوز می‌خواهد از تهدید به‌عنوان اهرم فشار استفاده کند، نه اینکه هزینه‌های یک جنگ جدید را همین حالا بپذیرد.

تهدید را باید جدی گرفت، اما نه به‌عنوان پایان دیپلماسی

جدی گرفتن این تهدید از آن جهت لازم است که آمریکا واقعا توان اعمال سطحی از فشار دریایی را دارد و همین حالا هم سطح تنش را بالا برده است. اما این تهدید را نباید به‌معنای آن دانست که واشنگتن به‌دنبال یک مسیر کم‌هزینه و پایدار برای جنگ جدید است. اگر آمریکا بخواهد تهدید خود را تا سطحی پیش ببرد که ایران را عملا از صادرات خودش محروم کند، این دیگر فقط فشار نمادین یا رسانه‌ای نیست؛ بازگشت به مسیر درگیری مستقیم است. چنین اقدامی هم آتش‌بس شکننده را از بین می‌برد و هم بحران انرژی را دوباره تشدید می‌کند. به همین دلیل، تهدید آمریکا واقعی است، اما بیشتر به‌عنوان ابزار فشار معنا پیدا می‌کند تا یک راهبرد مطلوب و باثبات.

اگر تشدید جنگ و فشار نظامی برای آمریکا مسیر مفیدی بود، اساسا دلیلی برای ورود به آتش‌بس و مذاکره وجود نداشت. خود همین واقعیت که واشنگتن پس از هفته‌ها تنش به گفت‌وگو تن داده، نشان می‌دهد از ادامه روند قبلی، هم در میدان و هم در بازار انرژی، متضرر بوده است. از این زاویه، تهدید تازه ترامپ را باید بیشتر تلاشی برای بهبود موقعیت آمریکا پشت میز مذاکره دانست. واشنگتن می‌کوشد در حالی که هنوز خواسته‌های اصلی‌اش را نگرفته، فضای روانی و رسانه‌ای را طوری تنظیم کند که دور بعدی مذاکرات را از موضع فشار آغاز کند.

مذاکرات در پیش است، اما نتیجه در پیش نیست

همین‌جا یک جمع‌بندی مهم به دست می‌آید: برگزاری دور جدید مذاکرات محتمل است، اما امید بستن به اینکه از این مذاکرات دستاورد بزرگی برای ایران یا عقب‌نشینی معنادار آمریکا حاصل شود، چندان واقع‌بینانه نیست. شکاف خواسته‌های دو طرف همچنان عمیق است و خود تهدید تازه ترامپ هم نشان می‌دهد واشنگتن به‌جای بازنگری در مطالباتش، به‌دنبال تحمیل آنها از مسیر فشار بیشتر است. در چنین فضایی، خروج از عرصه دیپلماسی منطقی نیست، اما خوش‌بینی افراطی به آن هم منطقی نخواهد بود. ایران باید در مذاکرات حضور داشته باشد، اما از موضع اقتدار؛ نه از موضع نیاز یا امید به نرمش طرف مقابل.

این موضع از آن جهت اهمیت دارد که دشمن نتوانسته اراده خود را در میدان به ایران تحمیل کند و در نهایت خود به آتش‌بس و مذاکره تن داده است. بنابراین شرکت در مذاکره، به‌خودی‌خود امتیاز دادن نیست؛ مسئله این است که این حضور با چه تصوری انجام شود. اگر با این تصور باشد که آمریکا در آستانه دادن امتیازهای بزرگ است، نتیجه احتمالا چیزی جز فرسایش موضع ایران نخواهد بود. اما اگر مذاکره به‌عنوان بخشی از مدیریت صحنه و حفظ اهرم‌های موجود دیده شود، آنگاه حضور در آن قابل دفاع است.

زمان فعلا بیشتر به زیان آمریکاست تا ایران

نکته مهم دیگر این است که زمان در وضعیت فعلی بیشتر به سود واشنگتن پیش نمی‌رود. شوک انرژی هنوز تمام نشده و فشار بر بازارهای جهانی در حال عمیق‌تر شدن است. صندوق بین‌المللی پول، بانک جهانی و آژانس بین‌المللی انرژی در هشدار مشترک خود این بحران را بزرگ‌ترین شوک تاریخ بازار جهانی انرژی توصیف کرده‌اند و خواسته‌اند کشورها از احتکار انرژی و محدودیت‌های صادراتی خودداری کنند. این فقط یک هشدار معمولی نیست؛ نشانه آن است که بازار جهانی هنوز در آستانه سطوح بحرانی‌تر قرار دارد.

فشار هم فقط به نفت محدود نمانده است. بحران انرژی، بازار کود، پتروشیمی و زنجیره تأمین صنایع را هم تحت فشار قرار داده و هرچه زمان بگذرد، این فشارها بیشتر به اقتصادهای مصرف‌کننده منتقل می‌شود. بخش مهمی از این وضعیت هم از نگاه افکار عمومی جهان به آمریکا بازمی‌گردد، چون آغازگر جنگ و عامل اصلی تداوم بی‌ثباتی را واشنگتن می‌دانند. از این منظر، عجله برای رسیدن به توافق بیشتر به سود طرفی است که از ادامه این وضعیت آسیب بیشتری می‌بیند؛ و در مقطع فعلی، این آمریکا و متحدانش هستند که از بالا بودن قیمت انرژی و اختلال بازارها فشار بیشتری تحمل می‌کنند.

نه ترس، نه شتاب‌زدگی

نتیجه این وضعیت روشن است. از تهدید ترامپ نباید ترسید، چون حتی متحدان غربی آمریکا هم آن را بیشتر ابزار فشار می‌دانند تا پایان دیپلماسی. اما در عین حال نباید آن را هم بی‌اهمیت شمرد، چون واشنگتن می‌کوشد از همین تهدید برای ساختن دست بالاتر در مذاکرات استفاده کند. در چنین شرایطی، نه خالی کردن عرصه دیپلماسی منطقی است و نه عقب‌نشینی از موضع قدرت. مذاکره در پیش است، اما نتیجه در پیش نیست. آنچه برای ایران اهمیت دارد، حفظ خونسردی، پاسخ جدی در میدان و رسانه، و استفاده از زمان به‌عنوان اهرمی علیه طرف مقابل است.

در همین چارچوب، اگر ایران بتواند رژیم جدید عبور و مرور در تنگه هرمز را با سرعت بیشتری عملیاتی کند و از این محل بخشی از خسارت تحمیل‌شده بر خود را جبران کند، هم اهرم بازدارندگی‌اش را حفظ کرده و هم مانع از آن شده که طرف مقابل از آتش‌بس برای گرفتن امتیازهای یک‌طرفه استفاده کند. مسئله اصلی امروز نه شتاب برای توافق است و نه انتظار دستاورد فوری؛ مسئله اصلی، نگه داشتن موضع قدرت در شرایطی است که فشار زمان فعلا بیشتر بر دوش آمریکاست.

انتهای پیام/ دولت و حکمرانی



جهت احترام به مخاطبان فرهیخته، نظرات بدون بازبینی منتشر می شود. لطفا نظرات خود را جهت تعميق و گسترش بحث ارائه نمایید. نظرات حاوی توهين، افترا و تهمت به ديگران پاک می شود.