به گزارش مسیر اقتصاد دولت ترامپ در حال تدوین تحریمهای گسترده برای «پالایشگاه پتروشیمی هنگلی» در دالیان و ۴۰ نهاد کشتیرانی مرتبط با آن است تا به عنوان اهرم فشار پیش از دیدار با رییسجمهور چین از آن استفاده کند. به باور کاخ سفید با تشدید فشار مالی بر زنجیرههای تأمین انرژی چین، ایالات متحده موقعیت مسلط خود را تضمین خواهد کرد. اما ارزیابی چشمانداز دریایی جهانی خلاف این امر را نشان میدهد. واشنگتن در تلاش است تا از اهرم قرن بیستم علیه واقعیت قرن بیست و یکم استفاده کند. در واقع، با این اقدام نه تنها ابزاری برای چانهزنی ایجاد نکرده است، حتی «فروپاشی مدیریتشده» نظم جهانی را تأیید و ناخواسته پکن را مجبور میکند تا قدرتمندترین عامل بازدارنده خود یعنی «سپر کشتیرانی» را فعال کند.
سهم ۵۵ درصدی چین از صنعت کشتیسازی جهان
منطق دولت ترامپ بر این فرض استوار است که تجارت جهانی همچنان تحت سلطه غرب بوده و هژمونی دریایی و مالی ایالات متحده، دسترسی و امتیاز ویژه دریایی به آن میدهد. اما این فرض بهشدت دور از واقعیت است، زیرا تجارت پکن در یک دهه اخیر از مدل تجارت جهتدار به مدل چندبعدی تغییر کرده است. این سیستم دریایی یکپارچه و خودتقویتکننده، به طور ویژه برای مقاومت در برابر نوع فشار حداکثری وزارت خزانهداری ایالات متحده طراحی شده است. واشنگتن با تحریم پالایشگاههای مستقل و «ناوگان سایه» نفتکشها، بخش حاشیهای تجارت چین را هدف نمیگیرد، بلکه سیستمی را نشانه گرفته که از قبل مصونیت قابل توجهی در برابر غرب ایجاد کرده است.
اساس صنعتی سپر کشتیرانی نیز مهم است. از سه ماهه نخست سال ۲۰۲۶، تسلط چین در کشتیسازی به نقطه عطف ساختاری رسیده که جهان هرگز شاهد آن نبوده است. در حال حاضر، یاردهای کشتیسازی چین بیش از ۵۵ درصد از تولید کشتیسازی جهان را به خود اختصاص میدهند. تنها در دو ماه نخست سال جاری، فروش آن نسبت به سال گذشته ۳۸ درصد افزایش یافت، درحالیکه سفارشات جهانی در مناطق دیگر با نوسان همراه بود. این امر تنها گویای سهم بازار تجاری نیست، بلکه تابآوری حاکمیتی را نیز نشان میدهد. باید توجه داشت که ۹۰ درصد تجارت جهانی از طریق دریا انجام میشود و در این میان، چین مالک ابزار تولید ناوگان جهانی است که آن را تبدیل به سازنده کشتی و کنترلکننده کانتینرها میکند. این امر قدرت تأثیرگذاری بر ثبات جهانی فراتر از دلار آمریکا را دارد.
همچنین، این ظرفیت صنعتی چین توسط شبکه جهانی از زیرساختهای بندری پشتیبانی میشود که به عنوان سازوکار فیزیکی ضد تحریم عمل میکند. از پیرائوس در یونان گرفته تا مرکز لجستیکی گوادر در پاکستان، شرکتهای دولتی چین بیش از ۱۰۰ بندر در ۵۰ کشور را مدیریت یا در آنها سهام دارند. این امر در راستای روایت «تله بدهی» نیست؛ بلکه معماری دولایه و پیچیده است. هرچند تحلیلگران غربی بر تنگه هرمز تمرکز کردهاند، اما پکن دهه گذشته را صرف ساخت کریدور اقتصادی چین و پاکستان کرده است. وضعیت CPEC در سال ۲۰۲۶ نشان دهنده گذار از ساخت و ساز به بهینهسازی راهبردی است که یک گذرگاه حیاتی فراهم میکند تا «معضل مالاکا» را برای همیشه از میان بردارد.
حفاظت قانونی از زنجیره تامین چین
دولت ترامپ با اعمال تحریمهای اخیر تنها چند هفته پیش از نشست ماه مه، عملاً قدرت چانهزنی خود را از دست داده است. در دنیای دیپلماسی، تهدید تحریم بسیار ارزشمندتر از اجرای آن است. هنگامی که فشار مالی بر نهادی مانند هنگلی با فرآوری روزانه ۴۰۰ هزار بشکه نفت خام اعمال شود، طرف مقابل چارهای جز ادغام خود در اکوسیستمهای مالی جایگزین و غیرغربی ندارد. این امر همزمان با عملیاتی شدن مقررات جدید توسط پکن، به صورت آنی در حال وقوع است. براساس اعلام دفتر ملی آمار چین، بخش صنعت علیرغم محیط اقتصادی پیچیده که عمدتاً توسط تولیدات و تجهیزات پیشرفته هدایت میشود، همچنان به رشد قوی خود ادامه داده است.
ردپای این انعطافپذیری در تدوین قوانین اخیر نیز مشهود است. در ۷ آوریل، شورای دولتی چین دستور شماره ۸۳۴ را مبنی بر ایجاد چارچوب یکپارچه و مبتنی بر امنیت ملی جهت نظارت بر زنجیره تأمین را منتشر کرد. این چارچوب ظرفیت قانونی و فیزیکی برای «محاصره محاصرهکنندگان» را میدهد و نیز نظم دریایی موازی ایجاد میکند که از نظر ساختاری قادر به حفظ تجارت چین حتی در شرایط تحریم غرب است. همچنین، این قانون به پکن اجازه میدهد تا سازمانهای خارجی «مخل معاملات عادی» را ارزیابی و مانع کاربرد روابط تجاری به عنوان سلاح سیاسی شود.
تهدید راهبردی بزرگ برای ایالات متحده، فاصله گرفتن از شرکای خویش است. همپیمانان اروپایی و آسیایی واشنگتن که به کشتیرانی جهانی متکی هستند، نظارهگر سقوط بازارهای انرژی هستند. هرچند واشنگتن بر اقدامات تنبیهی تمرکز دارد، اما پکن خود را به عنوان ضامن اتصال دریایی معرفی میکند. این کشورها به دنبال «معامله بزرگ» در راستای حفظ هژمونی آمریکا نیستند، بلکه به دنبال سیستم کارآمد هستند.
ترامپ قدرت دریایی ایالات متحده را کاهش میدهد
احتمالا دونالد ترامپ در دیدار با شی جین پینگ متوجه خواهد شد که قدرت «میز تحریم» کمتر از تصورات او بوده است. پکن درک میکند که کنترل آن بر گرههای تجارت جهانی از فولاد در کشتیسازیها گرفته تا جرثقیلهای بنادر، سدی محکم در برابر تحریمهای ثانویه ایجاد میکند. همچنین، سپر کشتیرانی یادآور میشود که در سال ۲۰۲۶، قدرت کشور با توانایی آن در توقف جریان کالاها تعریف نمیشود، بلکه با ظرفیت تضمین ادامه حرکت آنها سنجیده میشود. در مجموع، اگر ایالات متحده با منابع مشترک جهانی همچنان به مثابه میدان نبرد با حاصل «جمع صفر» رفتار کند، نه تنها رقیب خود را تضعیف نمیکند، بلکه خود را از زیرساختهای دنیای مدرن منزوی کرده است. مسیر کنونی واشنگتن به توافق بهتری منجر نمیشود، زیرا به جهانی خواهد رسید که در آن ایالات متحده دیگر قدرت دریایی مهمی نیست.
منبع: «سیاست خارجی در کانون توجه» (FPIF)
انتهای پیام/ حمل و نقل

