به گزارش مسیر اقتصاد بستهشدن تنگه هرمز فقط جریان نفت و گاز را مختل نکرده، بلکه آینده گذار انرژی در جهان را نیز تحت تأثیر قرار داده است. بسیاری از کشورهایی که به نفت و گاز طبیعی مایعشده غرب آسیا وابستهاند، اکنون با آسیبپذیری تازهای روبهرو شدهاند و ناچارند برنامههای خود برای توسعه انرژیهای تجدیدپذیر، باتریها، خودروهای برقی و زیرساختهای برق را سریعتر پیش ببرند.
در این میان، چین برنده اصلی این تغییر مسیر محسوب میشود. مزیت پکن فقط به رهبری در تولید پنلهای خورشیدی، باتریهای لیتیومیونی و خودروهای برقی محدود نیست؛ این کشور در زیرساختهای برق، تولید صنعتی مرتبط با انرژی پاک و نوآوریهای نسل بعدی انرژی نیز جایگاه قدرتمندی به دست آورده است. به همین دلیل، صرفنظر از نتیجه درگیری میان آمریکا و ایران، چین در نظم جهانی پساجنگ موقعیت بهتری خواهد داشت.
پیشرفت سریع چین در فناوریهای انرژی پاک میتواند از نظر مقابله با تغییرات اقلیمی خبر مثبتی باشد، اما ادامه درگیریها و افزایش تقاضای جهانی برای انرژی، چالش ژئواکونومیک بلندمدت آمریکا را عمیقتر میکند.
چین بازیگر اصلی گذار به انرژیهای تجدیدپذیر است
فیلیپین، یکی از متحدان قدیمی آمریکا، نمونهای روشن از پیامدهای فوری بحران هرمز است. این کشور که ۹۸ درصد نفت خود را از غرب آسیا وارد میکند، نخستین کشوری بود که وضعیت اضطراری انرژی اعلام کرد و برای کاهش مصرف، هفته کاری چهارروزه را در دستور کار قرار داد. اکنون فیلیپین قصد دارد روند ساخت پروژههای انرژی تجدیدپذیر را تسریع کند؛ تصمیمی که وابستگی این کشور به چین را نیز افزایش میدهد، آن هم در شرایطی که دو کشور سالهاست بر سر مسائل ارضی اختلاف دارند.
راهول آگراوال، توسعهدهنده یکی از بزرگترین پروژههای انرژی در فیلیپین، به والاستریت ژورنال گفته است مجوزهای این پروژه تنها چند روز پس از آغاز حملات آمریکا و اسرائیل به ایران صادر شد؛ در حالی که این روند معمولاً ماهها طول میکشید.
برتری چین در تولید پنلهای خورشیدی، باتریهای لیتیومیونی و خودروهای برقی، که شی جینپینگ از آنها با عنوان «سهگانه جدید» یاد میکند، ریشه در توان عظیم صنعتی این کشور دارد. اکنون تقریباً همه جهان از تسلط چین بر عناصر خاکی کمیاب و آهنرباهای مرتبط با آن آگاه است؛ موادی که در توربینهای بادی، خودروهای برقی و بسیاری از فناوریهای پیشرفته کاربرد دارند. بر اساس دادههای آژانس بینالمللی انرژی، چین بهطور میانگین حدود ۷۰ درصد بازار پالایش ۱۹ ماده معدنی حیاتی را در اختیار دارد. علاوه بر این، بخش عمده مواد شیمیایی و ماشینآلات مورد نیاز برای تولید «سهگانه جدید» نیز در چین ساخته میشود.
مزیت چین فراتر از مواد معدنی حیاتی است
تسلط چین فقط به مواد معدنی حیاتی محدود نیست. آلومینیوم به دلیل ویژگیهای الکتریکی، شیمیایی و مکانیکی خاص خود، نهتنها در تولید خودروهای برقی و تجهیزات انرژی پاک، بلکه در خطوط انتقال برق، پهپادها و بسیاری از صنایع دیگر کاربرد دارد.
تولید آلومینیوم انرژی بسیار زیادی مصرف میکند. به همین دلیل کشورهایی مانند بحرین و امارات متحده عربی، با وجود فاصله زیاد از معادن بوکسیت، به تولیدکنندگان مهم آلومینیوم تبدیل شدهاند. اما جنگ، صادرات آلومینیوم این کشورها را نیز مانند صادرات نفت و گاز آنها مختل کرده است. در چنین شرایطی، چین که حدود ۶۰ درصد تولید جهانی آلومینیوم را در اختیار دارد، میتواند نفوذ بیشتری بهعنوان تأمینکنندهای ارزان و قابل اتکا به دست آورد.
کشورهایی که با سرعت بیشتری به سمت انرژیهای تجدیدپذیر، باتریها و خودروهای برقی حرکت میکنند، ناچار خواهند بود شبکههای برق خود را نیز توسعه دهند. این روند شامل احداث خطوط انتقال برای جابهجایی برق از مناطق بادخیز و آفتابی به شهرها، ایجاد تجهیزات مدیریت ذخیرهسازی برق و توسعه ایستگاههای شارژ خودروهای برقی میشود.
همانطور که بسیاری از اقتصادهای در حال رشد مستقیماً از تلفن ثابت به عصر تلفن همراه وارد شدند، اکنون نیز ممکن است بسیاری از کشورها به جای سرمایهگذاری گسترده در خطوط لوله و جایگاههای سوخت، مستقیماً به سمت زیرساختهای برق حرکت کنند؛ بهویژه اگر «دولت الکتریکی» جای «دولت نفتی» را بگیرد.
دولت الکتریکی چین در برابر دولت نفتی آمریکا
چین بهعنوان بزرگترین «دولت الکتریکی» جهان، از این جهش انرژی سود قابل توجهی خواهد برد. این کشور طی دو دهه گذشته شبکه برق عظیم خود را توسعه داده و اکنون آماده است خطوط انتقال، ترانسفورماتورها و تجهیزات شبکه را به سراسر جهان صادر کند.
پکن همچنین بهتدریج توانایی ارائه نرمافزارهای مدیریت شبکه برق را نیز به دست آورده است. این نرمافزارها به اپراتورهای شبکه امکان میدهند منابع متنوع و متغیر انرژی تجدیدپذیر را مدیریت کنند. شرکتهای دولتی چین حتی در برخی مناطق آمریکای جنوبی و جنوب اروپا، ساخت و مدیریت کامل شبکههای برق منطقهای و ملی را بر عهده گرفتهاند.
در کنار این موارد، سرمایهگذاری گسترده چین در تحقیق، توسعه و آزمایش فناوریهای نوین انرژی نشان میدهد این کشور قصد دارد موقعیت خود را در آینده نیز تقویت کند. سهم دانشمندان و مخترعان چینی در انتشار مقالات علمی باکیفیت و ثبت اختراع در حوزه انرژیهای نو بهسرعت در حال افزایش است.
دولت مرکزی چین در سالهای ۲۰۲۴ و ۲۰۲۵ حدود ۱۵۰ پروژه بزرگ آزمایشی را برای اثبات تجاری فناوریهای جدید انرژی معرفی کرده است. تازهترین برنامه پنجساله این کشور نیز که چند هفته پیش نهایی شد، فناوریهایی مانند آلومینیوم پاک، هیدروژن سبز و مجموعهای از نوآوریهای انرژی را در اولویت قرار داده است.
آسیب جنگ ایران به موقعیت انرژی آمریکا
آسیب روانی ناشی از بستهشدن تنگه هرمز، حتی اگر موقتی باشد، ممکن است مدتزمان بسیار بیشتری بر بازار جهانی انرژی اثر بگذارد. در نگاه نخست، آمریکا به دلیل تبدیل شدن به بزرگترین صادرکننده LNG جهان، موقعیت مناسبی برای پر کردن خلأ انرژی دارد. این کشور پیش از جنگ نیز در حال دو برابر کردن ظرفیت صادرات گاز طبیعی مایعشده خود بود.
با این حال، رویکرد تهاجمی ترامپ در سیاست خارجی میتواند مشتریان بالقوه را محتاط کند. او بارها شرکای تجاری آمریکا را برای افزایش واردات LNG تحت فشار قرار داده است. افزون بر این، جنگ اخیر نیز امنیت انرژی متحدان و شرکای آمریکا را در معرض خطر قرار داد.
همزمان، دولت ترامپ پیشنهاد کاهش گسترده بودجه فدرال تحقیق و توسعه انرژی را مطرح کرده، مشوقهای مالیاتی برای انرژیهای تجدیدپذیر و خودروهای برقی را تضعیف کرده و حتی برخی فناوریهای نوظهور مانند انرژی بادی فراساحلی را هدف انتقاد قرار داده است.
اگر ژئوپلیتیک آینده جهان تا حدی بر رقابت میان «دولت الکتریکی» چین و «دولت نفتی» آمریکا استوار باشد، جنگ ایران میتواند به زخمی خودخواسته برای واشنگتن تبدیل شود. در کوتاهمدت، مهمترین اصل این است که بحران بیش از این تشدید نشود. اما در بلندمدت، آمریکا باید محدودیتهای مدل اقتصادی وابسته به منابع فسیلی و ناپایدار از نظر زیستمحیطی را بپذیرد و برای رهبری در «عصر برق» رقابتی جدیتر با چین داشته باشد.
منبع: اندیشکده شورای روابط خارجی آمریکا
انتهای پیام/ انرژی

