۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۵

مسیر اقتصاد؛ رسانه تصمیم‌سازان اقتصاد ایران

شناسه: ۲۲۳۶۰۸ ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۸:۳۰ دسته: تجارت و دیپلماسی
۰

باراک اوباما در مصاحبه مفصل خود با نیویورکر، جنگ ایران را نشانه‌ای از فرسایش عمیق‌تر نظم بین‌المللی به رهبری آمریکا می‌داند. او می‌گوید متحدان واشنگتن دیگر نمی‌توانند آمریکا را محور مطمئن نظم جهانی بدانند و ترمیم این آسیب، حتی از ترمیم شکاف‌های داخلی آمریکا دشوارتر خواهد بود. اوباما یادآور می‌شود بنیامین نتانیاهو همان استدلال‌هایی را که امروز برای تقابل نظامی با ایران به ترامپ ارائه کرده، پیش‌تر به او نیز گفته بود. از نگاه اوباما، شاید نتانیاهو به خواسته خود رسیده باشد، اما اینکه این مسیر به سود مردم اسرائیل یا منافع آمریکا باشد، محل تردید جدی است و آمریکا جز مذاکره و بده-بستان، در تعامل با ایران گزینه‌ای عملیاتی در اختیار ندارد. جنگ ایران در نگاه اوباما، نشانه‌ای از بحران گسترده‌تر رهبری آمریکاست؛ ترامپ با تهدیدهای شدید، خروج از توافق‌های بین‌المللی و بی‌اعتنایی به متحدان، نه تنها مسیر تقابل با ایران را خطرناک‌تر کرده، بلکه بنیان‌های اعتماد به آمریکا را نیز فرسوده است.

به گزارش مسیر اقتصاد باراک اوباما در مصاحبه تازه خود با نیویورکر، جنگ ایران را فقط یک بحران امنیتی در غرب آسیا نمی‌بیند؛ بلکه آن را در چارچوب فرسایش جایگاه آمریکا در نظم جهانی تحلیل می‌کند. از نگاه او، مهم‌ترین آسیب دوران ترامپ فقط در داخل آمریکا رخ نداده، بلکه در سطح بین‌المللی، اعتماد متحدان به واشنگتن نیز به‌شدت تضعیف شده است. اوباما تصریح می‌کند که ترمیم خسارت واردشده به نظم بین‌المللی، حتی از ترمیم آسیب‌های داخلی آمریکا دشوارتر خواهد بود.

این ارزیابی از زبان رئیس‌جمهوری مطرح می‌شود که خود را مدافع نظم پس از جنگ جهانی دوم می‌داند. اوباما معتقد است ترتیبات پس از جنگ جهانی دوم، از طرح مارشال و ناتو تا بانک جهانی و نظام برتون وودز، با همه ضعف‌ها و تناقض‌های خود، یکی از لحظات بهتر رهبری آمریکا بود. در نگاه او، قدرت آمریکا در آن دوره فقط بر زور نظامی و مطالبه امتیاز استوار نبود؛ بلکه واشنگتن می‌کوشید خود را بخشی از یک اجماع بزرگ‌تر درباره چگونگی اداره جهان معرفی کند.

اوباما این روایت را در برابر رفتار ترامپ قرار می‌دهد؛ رفتاری که از خروج از توافق پاریس و برجام تا اعمال تعرفه‌ها و تهدید به تصرف گرینلند امتداد یافته است. به گفته او، متحدان آمریکا دیگر نمی‌توانند مطمئن باشند واشنگتن همان محور پیشین نظم جهانی است. این گزاره، از نظر اقتصادی و راهبردی اهمیت زیادی دارد، زیرا نشان می‌دهد بحران امروز فقط بحران یک دولت یا یک تصمیم خاص نیست؛ بلکه به اعتماد ساختاری متحدان به تداوم نقش آمریکا مربوط می‌شود.

خلأ رهبری آمریکا و سردرگمی قدرت‌های میانی

با وجود انتقاد شدید از ترامپ، اوباما همچنان باور دارد که جایگزین روشنی برای رهبری آمریکا در جهان شکل نگرفته است. او می‌گوید اگر آمریکا درباره حقوق بشر، تغییرات اقلیمی و قواعد بین‌المللی سخن نگوید، دیگر کشورها بیشتر به بیان‌های ظاهری بسنده می‌کنند و توان یا اراده لازم برای پیشبرد این دستورکارها را ندارند.

این بخش از سخنان اوباما، تناقض مهمی را آشکار می‌کند. از یک سو، او می‌پذیرد که رفتار آمریکا اعتبار نظم جهانی را تضعیف کرده و متحدان را به سوی تردید سوق داده است. از سوی دیگر، هنوز جهان را نیازمند نوعی رهبری آمریکا می‌بیند. بنابراین مسئله اصلی در نگاه اوباما، پایان کامل نقش آمریکا نیست؛ بلکه تغییر شیوه رهبری این کشور است. او تأکید می‌کند آمریکا از این پس بیش از آنکه از مسیر دستور و تحمیل عمل کند، باید از راه «رهبری با الگو بودن» اعتبار خود را بازسازی کند.

این نگاه برای تحلیل نظم جدید جهانی مهم است؛ زیرا نشان می‌دهد حتی در میان منتقدان ترامپ نیز پذیرش ضمنی یک واقعیت وجود دارد: آمریکا دیگر نمی‌تواند مانند گذشته فقط با تکیه بر جایگاه تثبیت‌شده خود، سایر بازیگران را همراه کند. متحدان نزدیک واشنگتن نیز به‌تدریج به ضرورت افزایش استقلال عمل و اتکا به قدرت‌های میانی فکر می‌کنند.

تهدید تمدنی ترامپ و نقد اخلاقی اوباما

بخش مهم مصاحبه نیویورکر به جنگ ایران و تهدیدهای ترامپ اختصاص دارد. خبرنگار از اوباما درباره تهدید اخیر ترامپ علیه ایران می‌پرسد؛ تهدیدی با این مضمون که اگر ایرانی‌ها تسلیم نشوند، «یک تمدن کامل امشب خواهد مرد و هرگز بازنخواهد گشت». اوباما از ورود به واکنش احساسی و تند پرهیز می‌کند، اما پاسخ او در عمل، نقدی جدی به منطق رهبری ترامپ است.

اوباما می‌گوید رهبری آمریکا، به‌ویژه وقتی از زبان رئیس‌جمهور این کشور بیان می‌شود، باید حداقلی از احترام به کرامت انسانی و نجابت را بازتاب دهد؛ نه فقط در داخل مرزهای آمریکا، بلکه در برابر مردم سایر کشورها. او تأکید می‌کند حتی در کشورهایی که دولت‌های نامطلوب یا بد از نظر آمریکا دارند، انسان‌های بی‌گناه زندگی می‌کنند و آمریکا نباید نسبت به سرنوشت آن‌ها بی‌اعتنا باشد.

این بخش از سخنان اوباما از دو جهت اهمیت دارد. نخست اینکه تهدید نظامی علیه ایران را نه فقط از زاویه هزینه راهبردی، بلکه از زاویه اخلاق رهبری جهانی نقد می‌کند. دوم اینکه میان دولت‌ها و ملت‌ها تفکیک می‌گذارد و هشدار می‌دهد اگر آمریکا مراقب خودبزرگ‌بینی، خطای محاسباتی و منفعت‌طلبی صرف نباشد، جهان می‌تواند «به شکل بسیار بدی» فروبپاشد. این تعبیر نشان می‌دهد اوباما جنگ ایران را بالقوه نقطه‌ای برای شکستن قواعد باقی‌مانده رفتار قدرت‌های بزرگ می‌داند.

بازگشت ترامپ به منطق بده‌بستان با ایران

یکی از نکات مهم مصاحبه این است که اوباما می‌گوید ترامپ، در تلاش برای دستیابی به توافقی تازه با ایران، اکنون با همان بده‌بستان‌هایی روبه‌رو شده که هنگام ریاست‌جمهوری او به‌شدت به آن‌ها حمله می‌کرد. این گزاره در واقع دفاعی غیرمستقیم از منطق برجام است.

اوباما به این معنا اشاره دارد که مذاکره با ایران بدون پذیرش نوعی معامله و موازنه ممکن نیست. ترامپ در سال‌های گذشته برجام را نماد ضعف دولت اوباما معرفی می‌کرد، اما اکنون برای رسیدن به توافق جدید، ناگزیر است با همان واقعیت‌هایی مواجه شود که دولت اوباما در زمان مذاکرات هسته‌ای با آن‌ها روبه‌رو بود. به بیان دیگر، خروج از برجام نتوانست نیاز آمریکا به معامله با ایران را از میان ببرد؛ فقط مسیر را پرهزینه‌تر، پرتنش‌تر و بی‌اعتمادتر کرد.

حتی پس از فشار حداکثری، تهدید نظامی و تخریب توافق قبلی، آمریکا همچنان در نهایت به مذاکره و بده‌بستان با ایران بازمی‌گردد. این مسئله می‌تواند به‌عنوان نشانه‌ای از محدودیت قدرت یکجانبه آمریکا در برابر ایران تحلیل شود؛ محدودیتی که در جنگ ایران و بحران غرب آسیا آشکارتر شده است.

نتانیاهو و نسخه قدیمی تقابل با ایران

صریح‌ترین بخش سخنان اوباما درباره جنگ ایران، مربوط به بنیامین نتانیاهو است. اوباما می‌گوید نتانیاهو همان استدلال‌هایی را که امروز برای برخورد نظامی با ایران به ترامپ ارائه کرده، در زمان ریاست‌جمهوری او نیز مطرح کرده بود. او سپس تأکید می‌کند که ارزیابی خودش در آن زمان درست بوده است.

این جمله، اختلاف قدیمی اوباما و نتانیاهو بر سر ایران را دوباره برجسته می‌کند. اوباما در دوره ریاست‌جمهوری خود به‌جای حرکت به سمت تقابل نظامی، بر مذاکره و توافق هسته‌ای تأکید می‌کرد. در مقابل، نتانیاهو از سال‌ها قبل تلاش می‌کرد آمریکا را به مسیر برخورد سخت‌تر با ایران سوق دهد. اکنون، از نگاه اوباما، شاید نخست‌وزیر اسرائیل به خواسته خود رسیده باشد؛ اما پرسش اصلی این است که آیا این مسیر واقعاً به سود مردم اسرائیل و منافع آمریکا بوده است یا خیر.

اوباما پاسخ این پرسش را با تردید بیان می‌کند. او می‌گوید اینکه این وضعیت در نهایت به نفع مردم اسرائیل باشد، محل سؤال است؛ همان‌طور که سود آن برای آمریکا نیز قابل تردید است. این موضع، به‌ویژه در فضای سیاسی آمریکا اهمیت دارد، زیرا از زبان رئیس‌جمهور سابق این کشور، راهبرد تقابل نظامی با ایران را نه فقط پرهزینه، بلکه از نظر نتیجه راهبردی نامطمئن معرفی می‌کند.

جنگ ایران و بحران رهبری آمریکا

مجموع سخنان اوباما نشان می‌دهد جنگ ایران در نگاه او، نشانه‌ای از بحران گسترده‌تر رهبری آمریکاست. ترامپ با تهدیدهای شدید، خروج از توافق‌های بین‌المللی و بی‌اعتنایی به متحدان، نه تنها مسیر تقابل با ایران را خطرناک‌تر کرده، بلکه بنیان‌های اعتماد به آمریکا را نیز فرسوده است. در چنین شرایطی، حتی اگر آمریکا همچنان بزرگ‌ترین قدرت جهان باشد، توان آن برای ساختن اجماع و مدیریت بحران کاهش یافته است.

از منظر اوباما، مشکل فقط این نیست که ترامپ درباره ایران تند سخن می‌گوید یا به گزینه نظامی نزدیک شده است. مشکل عمیق‌تر این است که آمریکا دیگر همان کشوری نیست که متحدان بتوانند روی ثبات تصمیم‌های آن حساب کنند. وقتی یک دولت توافقی مانند برجام را امضا می‌کند و دولت بعدی آن را کنار می‌گذارد، سپس دوباره به منطق توافق بازمی‌گردد، طرف‌های مقابل و متحدان، هر دو نسبت به اعتبار تعهدات واشنگتن تردید می‌کنند.

این همان نقطه‌ای است که جنگ ایران را به بحث نظم جدید جهانی پیوند می‌زند. بحران اخیر، فقط آزمون توان نظامی یا دیپلماتیک واشنگتن نیست؛ آزمون اعتبار آمریکا به‌عنوان محور نظم جهانی است. اوباما در مصاحبه خود می‌کوشد از ضرورت بازسازی این اعتبار سخن بگوید، اما خود او نیز می‌پذیرد که این کار بسیار دشوارتر از گذشته شده است. مسیر آینده آمریکا، در نگاه او، دیگر با دستور دادن و تحمیل خواسته‌ها ساخته نمی‌شود؛ بلکه به بازگشت به الگوی رهبری مسئولانه، پرهیز از خودبزرگ‌بینی و پذیرش محدودیت‌های قدرت وابسته است.

منبع: نیویورکر

انتهای پیام/ تجارت و دیپلماسی



جهت احترام به مخاطبان فرهیخته، نظرات بدون بازبینی منتشر می شود. لطفا نظرات خود را جهت تعميق و گسترش بحث ارائه نمایید. نظرات حاوی توهين، افترا و تهمت به ديگران پاک می شود.