به گزارش مسیر اقتصاد اگر قرار باشد شهرها در شرایط جنگی از مردم محافظت کنند، دیگر نمیتوان به توصیههای کلی و اقدامات نمایشی بسنده کرد. تجربه بحرانها نشان میدهد که فاصله میان «آمادگی» و «حفاظت واقعی از جمعیت» بسیار زیاد است. آنچه اهمیت دارد، تبدیل اصول پدافند غیرعامل به یک برنامه عملیاتی روشن، مرحلهبندیشده و دارای تقسیم کار نهادی است. در این برنامه، هم باید فضاهای حفاظتی و پناهگاهها تعیین تکلیف شوند، هم وضعیت سامانه هشدار سریع، ایمنی ساختمانها، شبکه درمان و امداد و استمرار خدمات حیاتی مانند آب، برق، ارتباطات و درمان مشخص شود.
اولویت نخست؛ شناسایی فضاهای حفاظتی و نقشه دسترسی
نخستین اقدام عملی برای مدیران شهری، تهیه نقشه فضاهای حفاظتی شهر است. بدون این نقشه، هیچ برنامهریزی مؤثری برای کاهش صدمات جانی و غیرجانی ممکن نیست. مدیران باید بدانند چه فضاهایی در حال حاضر قابلیت استفاده دارند، چه مناطقی از کمبود شدید فضای امن رنج میبرند، جمعیت هر محدوده در چه شعاعی به پناهگاه یا فضای حفاظتشده دسترسی دارد و زمان رسیدن مردم به این فضاها چقدر است.
در این مرحله، ساخت گسترده پناهگاههای جدید در کوتاهمدت معمولاً نه از نظر زمانی و نه از نظر مالی واقعبینانه نیست. به همین دلیل، یکی از مهمترین اقدامات، شناسایی فضاهای زیرسطحی و مستعد تبدیل است؛ مانند ایستگاههای مترو، تونلها، پارکینگهای زیرزمینی، زیرگذرها و برخی انبارهای بزرگ. البته این تبدیل فقط با نصب تابلو یا تعریف کاربری جدید انجام نمیشود. هر یک از این فضاها باید از نظر مقاومت سازهای، تهویه، خروج اضطراری، اطفای حریق، روشنایی، دسترسی افراد کمتوان، بهداشت محیط و امکان استقرار کوتاهمدت جمعیت ارزیابی و تجهیز شوند.
در واقع، شهر نیازمند یک «بانک فضاهای حفاظتی» است؛ بانکی که در آن برای هر فضای قابل استفاده، وضعیت فنی، ظرفیت، تجهیزات، متولی بهرهبرداری و جمعیت هدف مشخص شده باشد. بدون چنین بانک اطلاعاتی، هرگونه ادعا درباره آمادگی پناهگاهی، بیشتر جنبه ظاهری خواهد داشت.
چگونه ساختمانها را به پناهگاه تبدیل کنیم؟
در بسیاری از موارد، جان مردم نه در خود پناهگاه، بلکه در فاصله میان لحظه هشدار تا رسیدن به فضای امن حفظ یا از دست میرود. از این رو، سامانه هشدار سریع باید یکی از ارکان اصلی برنامه عملیاتی شهر باشد. هشدار وقتی مؤثر است که چند ویژگی را همزمان داشته باشد: سریع باشد، چندکاناله باشد، پیام آن روشن باشد و دقیقاً به مردم بگوید چه نوع تهدیدی در حال وقوع است و چه واکنشی باید انجام دهند. آژیر بهتنهایی کافی نیست. پیامک، سامانههای مخابراتی، پخش عمومی، رادیوی محلی و ابزارهای دیجیتال باید در قالب یک پروتکل واحد عمل کنند تا اگر یک مسیر دچار اختلال شد، مسیرهای دیگر هشدار را منتقل کنند.
در کنار هشدار، ایمنی ساختمانها نیز اهمیت تعیینکننده دارد؛ زیرا همه مردم فرصت خروج یا رسیدن به پناهگاه عمومی را نخواهند داشت. بنابراین، باید در ساختمانهای حیاتی، پرتجمع و مناطق حساس، ضوابط ساختمانی با ملاحظات پدافند غیرعامل بازنگری شود. در ساختمانهای موجود نیز حتی اگر امکان احداث اتاق امن استاندارد وجود نداشته باشد، میتوان اقدامات موثر کاهش خطر نما، مقاومتر کردن شیشهها، استفاده از فیلمهای ایمنی، تقویت اجزای غیرسازهای، ایمنسازی راهپلهها و تعیین فضاهای امنتر درون ساختمان را انجام داد.
این اقدامات شاید در نگاه اول کوچک به نظر برسند، اما در عمل میتوانند از بخش مهمی از تلفات ناشی از پرتاب خردهشیشه، سقوط اجزای نما و آشفتگی درون ساختمان جلوگیری کنند. به همین دلیل، سیاستگذار باید میان «ساخت پناهگاهها و پروژههای بزرگ» و «مداخلات سریع و کمهزینه اما مؤثر» توازن برقرار کند.
آرایش جنگیِ زیرساختها؛ پیششرط تابآوری شهرها در برابر صدمات جانی غیرمستقیم
در جنگ، حتی اگر صدمات جانی مستقیم محدود باشد، قطع خدمات حیاتی میتواند بحران انسانی بزرگی ایجاد کند. اگر آب، برق، ارتباطات، درمان، سوخت و زنجیره تأمین اقلام ضروری مختل شود، پیامدهای حمله بسیار فراتر از محل اصابت گسترش مییابد. مراکز درمانی باید برق اضطراری، ذخیره آب، ارتباط جایگزین و سناریوی تداوم خدمت داشته باشند. شبکه آب و برق باید از وابستگی به چند گره حساس فاصله بگیرد. مراکز کنترل، انبارهای دارویی، سامانههای مخابراتی و ایستگاههای پمپاژ نیز باید در اولویت مقاومسازی و حفاظت قرار گیرند.
همزمان، شبکه امداد و درمان نیز باید از قبل آرایش جنگی داشته باشد. این به معنای مکانیابی مراکز تریاژ محلهای، تعیین مسیرهای امن انتقال مجروحان، استقرار تیمهای واکنش سریع، پیشمکانیابی تجهیزات و هماهنگی بین شهرداری، اورژانس، آتشنشانی، پلیس، هلال احمر و بیمارستانهاست. اگر این هماهنگی پیش از بحران شکل نگرفته باشد، در لحظه حادثه نمیتوان آن را خلق کرد.
در مجموع آنچه شهرها برای حفاظت از جان مردم در جنگ نیاز دارند، مجموعهای از پروژههای پراکنده نیست، بلکه یک نقشه عملیاتی منسجم است. این نقشه باید از شناسایی فضاهای حفاظتی آغاز شود، با استقرار سامانه هشدار سریع و ایمنسازی ساختمانها ادامه یابد و با حفاظت از زیرساختهای حیاتی و آرایش آماده امدادی تکمیل شود. در چنین رویکردی، پدافند غیرعامل از سطح شعار و توصیه کلی خارج میشود و به یک دستورکار مدیریتی قابل اجرا تبدیل میشود. هرچه این دستورکار زودتر، دقیقتر و محلهمحورتر تنظیم شود، ظرفیت شهر برای کاهش صدمات جانی غیرنظامیان و مهار پیامدهای جنگ بیشتر خواهد شد.
منابع:
انتهای پیام/ مسکن

