به گزارش مسیر اقتصاد دونالد ترامپ از زمان آغاز جنگ با ایران بارها تلاش کرده است بازارهای انرژی را با پیامهای سیاسی آرام کند. او چندین بار از «گفتوگوهای سازنده»، «پایان نزدیک جنگ» و آمادگی ایران برای توافق سخن گفته، اما واکنش بازار نشان میدهد معاملهگران دیگر این وعدهها را بهتنهایی مبنای تصمیمگیری قرار نمیدهند. در واقع بازار انرژی به جای اظهارات کاخ سفید، به واقعیت میدانی تنگه هرمز، روند کشتیرانی، سطح ذخایر و چشمانداز عرضه نفت توجه میکند.
بیاعتمادی بازار به وعدههای ترامپ
در روزهای نخست جنگ، هر پیام ترامپ درباره نزدیک بودن توافق یا بازگشایی تنگه هرمز میتوانست قیمت نفت را برای مدتی کوتاه کاهش دهد. اما با طولانی شدن جنگ و تداوم اختلال در مسیر عبور انرژی، اثر این پیامها کاهش یافت. بازار بهتدریج به این جمعبندی رسید که دولت آمریکا بیش از آنکه برنامهای روشن برای پایان بحران داشته باشد، تلاش میکند از طریق مدیریت انتظارات، فشار روانی قیمت نفت را مهار کند.
همین تغییر رفتار، نکته اصلی گزارش CNN است: بازار نفت آرامآرام «ترامپ را نادیده میگیرد». این یعنی فعالان بازار، وعده سیاسی را از توان اجرایی تفکیک کردهاند. اگر تنگه تنگه هرمز بسته بماند، اگر بیمه کشتیها گران شود، اگر نفتکشها حاضر به ورود به خلیج فارس نباشند و اگر مسیرهای جایگزین توان جبران عرضه را نداشته باشند، حتی خوشبینانهترین اظهارات سیاسی نیز نمیتواند قیمتها را پایین نگه دارد.
تنگه هرمز، متغیر اصلی قیمت نفت
در شرایط عادی، تنگه هرمز یکی از مهمترین مسیرهای عبور نفت و گاز جهان است و اختلال در آن، مستقیماً بر قیمت انرژی اثر میگذارد. جنگ اخیر باعث شد بازار با ریسکی روبهرو شود که سالها فقط در سناریوهای بدبینانه مطرح میشد: کاهش پایدار جریان انرژی از خلیج فارس. به همین دلیل، مسئله اصلی بازار فقط «ادامه جنگ» نیست؛ بلکه بسته ماندن تنگه تنگه هرمز و نبود چشمانداز روشن برای بازگشت سریع کشتیرانی به روال عادی است.
برآورد بازار نیز بر همین اساس تغییر کرده است. افزایش بیش از ۱۱ درصدی قیمت نفت در فاصله کوتاه پس از وعدههای ترامپ نشان میدهد معاملهگران، احتمال تداوم اختلال را جدیتر از ادعای پایان سریع بحران میدانند. از نگاه بازار، حتی اگر آمریکا از بخشی از مواضع خود عقبنشینی کند، بازگشت کامل عرضه انرژی به شرایط پیش از جنگ فوری نخواهد بود.
فشار جنگ از بنزین تا کود شیمیایی
افزایش قیمت نفت فقط در بازار انرژی باقی نمیماند. بالا رفتن بهای نفت خام، با فاصله کوتاهی خود را در قیمت بنزین، سوخت هواپیما، حملونقل، تولید صنعتی و کالاهای مصرفی نشان میدهد. از سوی دیگر، افزایش قیمت گاز و فرآوردههای انرژی میتواند هزینه تولید کود شیمیایی را بالا ببرد و از این مسیر بر قیمت مواد غذایی اثر بگذارد.
این مسئله برای آمریکا اهمیت سیاسی مستقیم دارد. ترامپ با حمله به ایران وعده داده بود جنگی کوتاه و کنترلشده را پیش میبرد، اما اگر تداوم بسته ماندن تنگه هرمز به افزایش قیمت بنزین و فشار تورمی بر خانوارهای آمریکایی منجر شود، هزینه سیاسی جنگ در داخل آمریکا نیز بالا خواهد رفت. به همین دلیل، تلاش کاخ سفید برای آرام کردن بازار نفت فقط یک مسئله اقتصادی نیست؛ بخشی از مدیریت پیامدهای سیاسی جنگ نیز هست.
عقبنشینی آمریکا هم پایان فوری بحران نیست
نکته مهم این است که حتی عقبنشینی آمریکا یا اعلام توافق نیز لزوماً بازار را فوری به وضعیت قبل بازنمیگرداند. تجربه هفتههای اخیر نشان داده است که بازار علاوه بر توافق سیاسی، به تضمین عملی بازگشت کشتیرانی، کاهش هزینه بیمه، اطمینان شرکتهای حملونقل، احیای جریان صادرات و کاهش ریسک حمله به زیرساختها نیاز دارد.
بنابراین اگر توافقی میان ایران و آمریکا شکل بگیرد، اثر روانی اولیه آن میتواند قیمتها را کاهش دهد، اما اثر واقعی آن به نحوه بازگشایی تنگه هرمز بستگی دارد. در صورت مبهم بودن توافق یا باقی ماندن تهدیدهای نظامی، بازار همچنان بخشی از ریسک جنگ را در قیمتها حفظ خواهد کرد.
ادامه بسته ماندن تنگه هرمز مهمترین دستاورد راهبردی ایران در تغییر محاسبات بازار بوده است. این وضعیت نشان داد ابزار انرژی میتواند وعدههای سیاسی آمریکا را بیاثر کند و هزینه جنگ را از میدان نظامی به اقتصاد جهانی منتقل سازد. بازار انرژی اکنون بیش از آنکه به ادعاهای ترامپ گوش دهد، به این پرسش پاسخ میدهد که آیا تنگه هرمز واقعاً باز خواهد شد یا نه.
منبع: CNN
انتهای پیام/ انرژی

