مسیر اقتصاد/ یکی از مهمترین نقاط ضعف ساختار انرژی اسرائیل، تمرکز بالای ظرفیت پالایشی آن است. برخلاف بسیاری از کشورها که شبکهای گسترده از پالایشگاهها در نقاط مختلف دارند، اسرائیل عملا به دو پالایشگاه اصلی متکی است؛ یکی در حیفا و دیگری در اشدود. همین تمرکز بالا باعث شده که زنجیره سوخت این رژیم در برابر حملات زیرساختی، آسیبپذیری بالایی داشته باشد.
وقتی کشوری بخش عمده پالایش نفت خود را تنها در دو نقطه متمرکز کرده باشد، روشن است که هرگونه اختلال جدی در این دو مرکز، صرفا یک مشکل فنی یا موضعی نخواهد بود. چنین اختلالی میتواند بلافاصله به بحران در تأمین بنزین، گازوئیل، سوخت جت و دیگر فرآوردههای حیاتی تبدیل شود؛ یعنی همان سوختی که هم اقتصاد روزمره به آن وابسته است و هم ارتش در میانه جنگ به آن نیاز دارد.
حیفا؛ قلب پالایش و پتروشیمی اسرائیل
پالایشگاه حیفا مهمترین مرکز پالایشی اسرائیل است و با ظرفیت حدود ۱۹۷ هزار بشکه در روز، بخش قابل توجهی از نفت خام وارداتی این رژیم را به فرآورده تبدیل میکند. اهمیت حیفا فقط به حجم پالایش محدود نمیشود. این مجموعه در عمل به شبکهای از فعالیتهای صنعتی، پتروشیمیایی و لجستیکی متصل است و به همین دلیل، هر آسیبی به آن میتواند دامنهای فراتر از بازار سوخت داشته باشد.
حیفا تنها یک پالایشگاه نیست؛ بلکه یکی از گرههای مهم در پیوند میان واردات نفت، پالایش، تولید فرآورده و تغذیه صنایع پاییندستی بهشمار میرود. به همین دلیل، هدف قرار گرفتن این مرکز میتواند همزمان چند زنجیره را دچار اختلال کند: هم بازار سوخت را تحت فشار بگذارد، هم صنایع وابسته را دچار مشکل کند و هم هزینههای اقتصادی جنگ را برای اسرائیل بالا ببرد.
اشدود؛ پالایشگاهی که بازار داخلی را زنده نگه میدارد
اگر حیفا قلب پالایش اسرائیل باشد، اشدود شاهرگ اصلی تأمین سوخت مصرف داخلی است. این پالایشگاه با ظرفیت حدود ۱۰۰ هزار بشکه در روز، بهتنهایی نزدیک به ۴۰ درصد نیاز سوخت داخلی اسرائیل را پوشش میدهد. به همین دلیل، آسیب به اشدود مستقیما در زندگی روزمره مردم و در عملکرد بخش حملونقل و توزیع کالا منعکس میشود.
اهمیت اشدود از این جهت دوچندان است که نقش آن تنها تولید فرآورده نیست، بلکه بخشی از تعادل بازار داخلی سوخت را نیز حفظ میکند. اگر این پالایشگاه از مدار خارج شود، اسرائیل ناچار میشود یا مصرف داخلی را محدود کند یا بهسرعت به سمت واردات گسترده سوخت برود؛ وارداتی که هم پرهزینه است و هم در شرایط جنگی، خودش به یک چالش لجستیکی و امنیتی تبدیل میشود.
تجربه حملات اخیر؛ وقتی اسرائیل ناچار به واردات اضطراری میشود
اهمیت پالایشگاهها فقط در تحلیلهای نظری دیده نمیشود، بلکه تجربه حملات قبلی نیز نشان داده است این مراکز تا چه اندازه حساس هستند. در حملات اخیر، آسیب به پالایشگاه حیفا باعث شد کل مجموعه برای مدتی از مدار خارج شود و اسرائیل ناچار شود برای جبران کسری، واردات سوخت را بهطور محسوس افزایش دهد.
گزارشها نشان میدهد که پس از این اختلال، واردات بنزین اسرائیل از حدود ۱۰ هزار بشکه در روز به حدود ۵۰ هزار بشکه رسید و واردات گازوئیل نیز تا حدود ۶۰ هزار بشکه در روز افزایش پیدا کرد. این تغییر نشان میدهد که اختلال در پالایشگاههای داخلی، خیلی سریع اسرائیل را از یک وضعیت عادی به یک وضعیت اضطراری در بازار سوخت میبرد. به بیان دیگر، اسرائیل برای حفظ تداوم اقتصادی و نظامی خود ناچار میشود به بازار خارجی پناه ببرد؛ آن هم در زمانی که هزینه حملونقل، بیمه و ریسک امنیتی همگی در سطح بالایی قرار دارند.
ضربه به پالایشگاهها فقط ضربه به اقتصاد نیست
یکی از مهمترین ابعاد این مسئله آن است که پالایشگاهها فقط با خودروهای شهری و پمپبنزینها سر و کار ندارند. در شرایط جنگی، بخش مهمی از توان عملیاتی ارتش نیز به همین مراکز وابسته است. سوخت جت برای نیروی هوایی، گازوئیل برای تجهیزات زمینی و بخشی از سوخت مورد نیاز ناوگان دریایی، همگی در نهایت به زنجیره پالایش و توزیع فرآورده وابستهاند.
به همین دلیل، آسیب به پالایشگاهها تنها یک فشار اقتصادی یا اجتماعی ایجاد نمیکند، بلکه میتواند بهطور مستقیم بر توان ادامه جنگ نیز اثر بگذارد. اگر تولید فرآورده دچار اختلال شود، اسرائیل ناچار خواهد شد میان نیازهای مختلف اولویتبندی کند؛ یعنی بخشی از مصرف داخلی را محدود کند، یا هزینه واردات سوخت را بپذیرد، یا فشار بیشتری بر ذخایر خود وارد سازد. هر یک از این گزینهها، بهمعنای افزایش هزینه جنگ برای رژیم است.
چرا پالایشگاهها هدفی با اثر فوری هستند؟
در میان زیرساختهای انرژی، پالایشگاهها ویژگی خاصی دارند: اثر آسیب به آنها بسیار سریع و ملموس ظاهر میشود. اگر میدان گازی هدف قرار بگیرد، ممکن است بخشی از پیامد آن با تاخیر در شبکه برق یا صادرات دیده شود؛ اما پالایشگاه از همان ابتدا با سوخت مصرفی روزمره جامعه و ارتش درگیر است. به همین دلیل، اختلال در پالایشگاهها خیلی زود خود را در صفهای سوخت، افزایش واردات، بالا رفتن هزینه حملونقل و فشار بر ذخایر نشان میدهد.
این همان چیزی است که پالایشگاهها را به یک هدف زیرساختی ویژه تبدیل میکند. اسرائیل نهتنها ظرفیت پالایشی گستردهای ندارد، بلکه امکان جایگزینی سریع این ظرفیت هم برایش فراهم نیست. بنابراین، حمله مؤثر به این مراکز میتواند در مدت کوتاهی فشار اقتصادی، اجتماعی و نظامی را بهطور همزمان افزایش دهد.
حیفا و اشدود؛ دو گره حیاتی در جنگ زیرساختی
اگر بخواهیم از منظر جنگ زیرساختی به موضوع نگاه کنیم، پالایشگاههای حیفا و اشدود تنها دو تأسیسات صنعتی نیستند؛ این دو، دو گره حیاتی در زنجیره بقای اقتصادی و عملیاتی اسرائیلاند. حیفا بهعنوان بزرگترین مرکز پالایش و پتروشیمی، و اشدود بهعنوان یکی از مهمترین تأمینکنندگان سوخت داخلی، در عمل دو ستون اصلی بازار فرآوردههای نفتی اسرائیل را تشکیل میدهند.
به همین دلیل، هرگونه آسیب جدی به این دو مرکز میتواند چند نتیجه همزمان داشته باشد: افزایش وابستگی به واردات، اختلال در بازار سوخت، فشار بر بودجه جنگ، دشوارتر شدن پشتیبانی عملیاتی ارتش و در نهایت بالا رفتن هزینه ادامه درگیری برای اسرائیل. از این منظر، پالایشگاهها را باید یکی از مهمترین اهداف در بانک اهداف زیرساختی اسرائیل دانست؛ اهدافی که ضربه به آنها میتواند بسیار سریعتر از بسیاری از حوزههای دیگر، اثر خود را بر میدان جنگ و پشت جبهه نشان دهد.
انتهای پیام/ دولت و حکمرانی

