۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۵

مسیر اقتصاد؛ رسانه تصمیم‌سازان اقتصاد ایران

شناسه: ۲۲۱۲۵۲ ۲۶ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۱:۵۰ دسته: پول و بانک
۰

کاهش فاصله نرخ ارز در بازار رسمی و غیررسمی، بیش از آنکه حاصل سیاست‌های ارزی دولت و بانک مرکزی باشد، ریشه در تعطیلی فعالیت‌های تجاری و مسدود شدن مسیرهای خروج سرمایه، قاچاق، سفر خارجی و معاملات سفته بازانه دارد. بنابراین با عادی شدن شرایط بعد از جنگ به سرعت فاصله این دو نرخ افزایش می‌یابد و این دستاورد خیالی رنگ می‌بازد. تک نرخی شدن ارز در شرایط عادی تنها با افزایش نرخ ارز رسمی محقق نمی‌شود و به پیش‌نیازهای متعددی نیاز دارد که ایجاد بسترهای رسمی برای مبادلات خارجی، افزایش درآمدهای صادراتی، بازگشت ارز حاصل از صادرات، جلوگیری سیستمی از اظهار قیمتی خلاف واقع در واردات و صادرات، کنترل جریان ریال و جلوگیری از مبادلات سوداگرانه ارز، از جمله آن‌هاست.

مسیر اقتصاد/ به دلیل کاهش فعالیت‌های اقتصادی ناشی از جنگ، نرخ ارز در بازار غیررسمی روندی نزولی را طی کرده و هر دلار به حدود ۱۴۵ هزار تومان رسیده است. از طرف دیگر بانک مرکزی با افزایش نرخ رسمی در مرکز مبادلات آن را در محدوده ۱۳۷ هزار تومان تعیین کرده است. در چنین شرایطی فاصله نرخ رسمی دلار (حواله) با نرخ بازار غیررسمی به کمترین حد خود یعنی تنها ۸ هزار تومان، رسیده است. رسانه‌های حامی دولت این شرایط را یک دستاورد برای دولت تلقی کرده و معتقدند ارز تک نرخی محقق شده است. اما سئوال اساسی اینجاست که این دستاورد با چه شرایطی محقق شد و تا چه اندازه می‌تواند پایدار باشد؟

چرا نرخ ارز غیررسمی در دوران جنگ کاهش یافت؟

برای پاسخ به سئوال ابتدا باید به دلیل کاهش نرخ ارز در بازار غیررسمی در طول دو هفته اخیر پرداخته شود. مهم‌ترین عامل کاهش نرخ دلار در روزهای اخیر را باید در کاهش شدید تقاضای ارز جست‌وجو کرد.

در اقتصاد ایران بخش مهمی از تقاضای ارز به مواردی چون واردات کالا، قاچاق کالا، خروج سرمایه، سفر خارجی و معاملات سفته بازانه مربوط است. در شرایط جنگی بسیاری از این فعالیت‌ها به طور طبیعی کاهش پیدا می‌کند. بخشی از تجارت خارجی و حتی مبادلات قاچاق با احتیاط بیشتری انجام می‌شود، سفرهای خارجی کاهش می‌یابد و انتقال سرمایه به خارج از کشور دشوارتر می‌شود. به همین دلیل تقاضای واقعی برای ارز در بازار غیررسمی کاهش یافته و همین مسئله فشار نزولی بر نرخ دلار وارد کرده است.

ویژگی مهم بازار ارز ایران آن است که در آن ابزارهای رایج مدیریت تقاضا مانند مالیات بر خروج سرمایه یا راستی‌آزمایی دقیق اظهارهای گمرکی به طور کامل اجرا نمی‌شود. در نتیجه رفتار بازار تا حد زیادی تقاضامحور است. در چنین بازاری: افزایش ناگهانی تقاضا می‌تواند جهش سریع قیمت ایجاد کند و کاهش تقاضا نیز به سرعت باعث افت نرخ ارز می‌شود. به همین دلیل کاهش فعالیت‌های اقتصادی و محدود شدن خروج سرمایه در شرایط جنگی توانسته اثر قابل توجهی بر نرخ دلار در بازار غیررسمی بگذارد.

اشتباه محاسباتی درخصوص چگونگی تک نرخی شدن ارز

به این ترتیب آنچه مسلم است اینکه تحقق ارز تک نرخی تنها مدیون تعطیلی بازارها و پایین آمدن نرخ در بازار غیررسمی بوده است.

این درحالیست که برخی با اشتباه محاسباتی بر این باورند که دلیل چند نرخی بودن بازار ارز در ایران، تنها پایین نگهداشتن نرخ رسمی ارز از سوی بانک مرکزی و دولت است. این افراد معتقدند نرخ بازار غیررسمی بر اساس تعادل عرضه و تقاضای آزاد شکل گرفته و باید به رسمیت شناخته شود؛ از این رو توصیه می‌کنند بانک مرکزی و دولت به جای تعیین نرخ رسمی، تنها از نرخ بازار تبعیت کنند. اما این فرضیات و توصیه‌ها با واقعیت‌های اقتصاد ایران همخوانی ندارد.

چنانچه سال گذشته نرخ ارز رسمی با همین هدف از پایینتر از ۴۰ هزار تومان تا حدود ۷۰ هزار تومان افزایش یافت، اما هدف تک نرخی شدن ارز محقق نشد و در دوره پیش از شروع جنگ نیز نرخ ارز رسمی تا بیش از ۱۲۰ هزار تومان افزایش یافت ولی همچنان فاصله‌ای بیش از ۴۰ هزار تومانی با نرخ بازار غیررسمی داشت.

تحریم و کمبود منابع، دلیل اصلی چند نرخی بودن ارز

اولین نکته در این خصوص اینکه به دلیل تحریم‌ها، امکان استفاده از نظام پرداخت رسمی وجود ندارد. علاوه بر این ایران با وجود تحریم‌ها به سمت ایجاد بسترهای رسمی و غیر قابل تحریم با کشورهای همسو در بین شرکای تجاری خود حرکت نکرده است. از این رو مبادلات خارجی ایران از بسترهای غیررسمی انجام می‌شود و امکان عرضه و تقاضای ارز در بازاری با شرایط مناسب وجود ندارد.

کمبود منابع ارزی نیز تعیین اولویت در تخصیص منابع به واردات کالاها را ضروری کرده است و در شرایط اولویت بندی واردات، ایجاد بازاری بین همه متقاضیان دریافت ارز برای واردات، منطقی نیست. مجموعه این موارد موجب شده است که سطح دسترسی متقاضیان مختلف با نیازهای وارداتی مختلف، به خرید ارز، یکسان نباشد و در چنین شرایطی چند نرخی شدن ارز اجتناب ناپذیر است و دولت و بانک مرکزی مجبورند برای تامین نیازهای اساسی در وهله اول و دیگر کالاهای مجاز وارداتی در وهله بعدی، نرخ رسمی تعیین کنند.

عرضه و تقاضای بازار غیررسمی ارز چه ماهیتی دارند؟

نکته دیگر آنکه به دلیل عدم پاسخگویی به برخی نیازهای ارزی از سوی دولت و همچنین عدم مقابله اثرگذار با نیازهای سوداگرانه در بازار ارز و وجود تقاضای مهار نشده خروج سرمایه، یک تقاضای بزرگ در بازار غیررسمی شکل گرفته است. این متقاضیان ارز از آنجا که توان تامین ارز مورد نیاز خود در سامانه‌های رسمی را ندارند، حاضرند ارز را با قیمتی به مراتب بیشتر از نرخ رسمی، خریداری کنند.

از طرف دیگر عرضه ارز در بازار غیررسمی ناشی ارائه اطلاعات نادرست و انتقال ارز از بازار رسمی به بازار غیررسمی است. در واقع افرادی با کم اظهاری در صادرات ارز مازادی بدست می‌آورند، یا با بیش اظهاری در واردات کالاهای مشمول دریافت ارز رسمی، ارزی بیش از نیاز بدست می‌آورند و آن را به بازار غیررسمی منتقل می‌کنند. انتقال و عرضه ارز در بازار غیررسمی بدون شک هزینه دارد و این افراد به هیچ عنوان حاضر نیستند ارز مازاد خود را با قیمتی نزدیک نرخ رسمی، در بازار غیررسمی عرضه کنند.

افزایش نرخ رسمی ارز برای تک نرخی کردن آن کافی است؟

بنابراین به طور خلاصه می‌توان گفت در شرایط حال حاضر کشور، محدودیت‌های تجاری به شکل گیری یک بازار غیررسمی در حاشیه بازار رسمی منجر شده است و این تصور که اگر نرخ رسمی افزایش پیدا کند، نرخ غیررسمی بالا نمی‌رود و تعادل خودش را دارد، صحیح نیست.

با تعیین هر قیمتی به عنوان نرخ رسمی ارز، انتقال ارز و عرضه آن در بازار غیررسمی هزینه دارد. متقاضی ارز در بازار غیررسمی نیز چون توان تامین ارز در بازار رسمی را ندارد، حاضر خواهد بود با نرخ بیشتری ارز را خریداری کند. بنابراین با افزایش نرخ در بازار رسمی، به طور حتم نرخ غیررسمی نیز جهش می‌کند و اختلاف دو بازار کمتر نمی‌شود. در مقابل افزایش نرخ رسمی ارز و تلاش برای رساندن آن به بازار غیررسمی، تنها چرخه‌ای از افزایش قیمت‌ها را آغاز می‌کند که در شرایط غیررسمی بودن مبادلات، محدودیت منابع و ناتوانی در پاسخگویی به همه نیازهای ارزی، پایانی برای آن قابل تصور نیست.

تک نرخی شدن ارز چگونه ممکن می‌شود؟

تحقق شعار تک نرخی کردن ارز به پیش‌نیازهای متعددی نیاز دارد که تعیین مناسب نرخ در کنار ایجاد بسترهای رسمی برای مبادلات خارجی، افزایش درآمدهای صادراتی، بازگشت ارز حاصل از صادرات، جلوگیری سیستمی از اظهار قیمتی خلاف واقع در واردات و صادرات، کنترل جریان ریال و جلوگیری از مبادلات سوداگرانه ارز، از جمله آن‌هاست.

به طور خاص انتظار می‌رود ایران با کمک شرکای تجاری اصلی خود از جمله چین و روسیه، یک نظام پرداخت رسمی برای مبادلات دوجانبه و چندجانبه خود ترتیب بدهد که مبادلات مالی خارجی ایران بتواند از بستری قابل نظارت و سیاستگذاری انجام شود. همچنین ضروری است فرآیند تخصیص ارز در بازار رسمی تا جای ممکن تسهیل شود و زمان آن به میزان فعلی طولانی نباشد، چراکه در شرایط فعلی واردکنندگان به دلیل تاخیر در تامین ارز از مبادی رسمی، به سمت تامین ارز از بازار غیررسمی سوق پیدا می‌کنند و همین مسئله به بزرگتر شدن بازار غیررسمی دامن می‌زند. ایجاد ظرفیت‌های صادراتی به منظور افزایش عرضه ارز در بازار نیز از دیگر پیش‌نیازهای اساسی حرکت به سمت ارز تک نرخی است.

سیاست تک‌نرخی شدن، در غیاب دسترسی پایدار به منابع ارزی و اعتماد عمومی به سیاست‌های پولی، بیشتر یک شعار است تا یک واقعیت اقتصادی. ایران با تحریم‌های گسترده، محدودیت در فروش نفت، خروج سرمایه، قاچاق گسترده کالا و تفاوت‌های نهادی عمیق روبه‌روست که در صورت عادی شدن شرایط اقتصاد ایران، به سرعت بار دیگر اختلاف بین نرخ ارز رسمی و غیررسمی را بالا خواهند برد. در چنین شرایطی، افتخار به تحقق ارز تک نرخی در شرایط جنگ منطقی نیست. حتی اگر نرخ رسمی افزایش یابد، برای مصارفی که از نظر دولت غیرمشروع یا غیرقانونی است، مانند واردات کالاهای خاص یا خروج سرمایه، همواره نرخ غیررسمی بالاتری شکل خواهد گرفت.

انتهای پیام/ پول و بانک



جهت احترام به مخاطبان فرهیخته، نظرات بدون بازبینی منتشر می شود. لطفا نظرات خود را جهت تعميق و گسترش بحث ارائه نمایید. نظرات حاوی توهين، افترا و تهمت به ديگران پاک می شود.