به گزارش مسیر اقتصاد راهبرد چین در قبال طالبان ترکیبی از پرهیز از مداخله نظامی، مشروطسازی کمکهای اقتصادی به همکاری امنیتی و تقویت مرزهاست. اما پکن با وجود وعده سرمایهگذاری در معادنی مانند مس عینک، به دلیل بیثباتی و عدم تحقق خواستههایش، عملاً بازی انتظار را در پیش گرفته است.
افغانستان؛ بازی پیچیده چین میان تهدید و فرصت
افغانستان به دلیل منابع غنی و موقعیت استراتژیک، برای سرمایهگذاری و نفوذ چین جذاب است، اما بیثباتی داخلی و همسایگی با منطقه سینکیانگ، این کشور را به یک معضل امنیتی برای پکن تبدیل کرده است. در دهه ۲۰۱۰، چین حمایت خود را از دولت تحت حمایت آمریکا اعلام کرد اما به دلیل نگرانی از خطرات، به بسیاری از تعهداتش عمل نکرد. خروج آمریکا و بازگشت طالبان در اوت ۲۰۲۱، چالشهای پیشین چین را تشدید و چالشهای جدیدی ایجاد کرده است.
راهبرد سهگانه چین در افغانستان
پس از تسلط طالبان، چین رویکردی چندلایه و محتاطانه در پیش گرفته است که میتوان آن را در سه راهبرد مکمل خلاصه کرد:
پرهیز از مداخله نظامی: چین از هرگونه حضور فیزیکی خودداری میورزد. پکن ضمن محکوم کردن حضور و خروج آمریکا، رفتار واشنگتن را نمونه درسآموز پیامدهای مداخله نظامی و تحمیل ایدئولوژی میداند و خود را در مقابل آن قرار میدهد.
مشوقهای اقتصادی مشروط: پکن در ازای همکاری امنیتی طالبان برای مقابله با گروههای تروریستی به ویژه اویغورها، وعده سرمایهگذاری در معادن و میادین نفتی افغانستان را داده است. چین تأکید کرده این کمکها مشروط به مجوز شرایط امنیتی و اقدام عملی کابل علیه تروریسم است.
مرزبندی سختگیرانه: چین برای جلوگیری از سرریز تروریسم و مواد مخدر، امنیت مرز واخان را با حضور پلیس مسلح و ارتش تقویت کرده و با پیشنهاد طالبان برای جادهسازی مرزی مخالفت ورزیده است. پکن همچنین در تاجیکستان حضور نظامی خود را افزایش داده و خواستار ازسرگیری گشتهای مشترک مرزی با کابل شده است.
پیشینه نگرانیهای امنیتی
چین از دهه ۱۹۹۰ نگران سرریز ناامنی و مواد مخدر از افغانستان بوده است. مسیر مستقیم از گذرگاه واخان را با بستن مرز مهار کرده، اما مسیر غیرمستقیم از کشورهای همسایه، پکن را به سمت همکاری منطقهای در چارچوب سازمان همکاری شانگهای سوق داد.
در داخل، طرح توسعه بزرگ غرب از سال ۲۰۰۰ برای یکپارچهسازی سینکیانگ، به دلیل توزیع نابرابر منافع، تنشهای قومی را تشدید کرد. همزمان با سرکوب فزاینده دولت، حملات پراکنده اویغورها بهانهای شد تا پکن تهدید امنیتی ناشی از افغانستان را جدیتر پیگیری کند.
از تهدید تا فرصت اقتصادی
چین در کنار نگرانیهای امنیتی، به تدریج به منابع غنی افغانستان نیز علاقهمند شد. در چارچوب سیاست خروج شرکتهای چینی و رقابت جهانی برای بهرهبرداری از منابع افغانستان، پکن در اواخر دهه ۲۰۰۰ قراردادهای مهمی امضا کرد؛ از جمله قرارداد ۲۵ ساله نفت و گاز در حوضه آمودریا و امتیاز ۳۰ ساله استخراج مس عینک. با این حال، این توافقات به دلیل مشکلات امنیتی و بیثباتی، عمدتاً روی کاغذ ماندند.
این سوال مطرح می شود که چرا چین در دهه ۲۰۱۰ با وجود تعامل دیپلماتیک، از تعهد جدی خودداری کرد؟ در پاسخ باید گفت سه عامل اصلی شامل محیط ناامن افغانستان برای سرمایهگذاری، تمایل نداشتن به موفقیت پروژه غرب، و بیاعتمادی به تضمین امنیت مرزهایش توسط کابل در این زمینه نقش داشتند.
چالشهای جدید پس از خروج آمریکا
پس از بازگشت طالبان در ۲۰۲۱، چین با شرایط دشوارتری برای مهار تهدید اویغورها مواجه شد: همکاری ضدتروریستی با آمریکا متوقف شد و داعش خراسان با گروههای اویغور علیه اهداف چینی همپیمان شد.
حضور اقتصادی چین نیز کاهش یافت؛ شرکتهای بزرگ از ۱۴ مورد در ۲۰۲۰ به ۶ شرکت در ۲۰۲۴ رسیدند. از ژانویه ۲۰۲۵، چندین شهروند چینی در حملات داعش در افغانستان و تاجیکستان کشته شدند.
تعامل با طالبان؛ چالشها و تناقضها
چین برای تعامل با طالبان از ابزارهای متنوعی استفاده میکند. در کنار نمایش هدایتشده سینکیانگ از طریق دعوت از هیئتهای طالبان، با اتکا به ابتکار تمدن جهانی و شعار “سه احترام، سه هرگز” شامل احترام به حاکمیت، انتخاب مردم و مذهب افغانستان و عدم مداخلهگری، مشروعیت خود در برابر طالبان را تقویت میکند. چین همچنین به اعضای طالبان از شبکه حقانی تا قندهار بورسیه زبان و فرهنگ چینی میدهد تا ضمن بهبود تصویر چین، شبکهسازی برای پروژههای آینده و مقابله با روایت غرب درباره سینکیانگ را در نظر گیرد.
اما نتایج عملی محدود بوده است. پس از خروج آمریکا، چین به طالبان مشوقهای اقتصادی داد. نتیجه محدود بود؛ طالبان شبهنظامیان اویغور را جابجا کرد اما تحویل نداد. پروژهها هم شکست خوردند؛ قرارداد ۲۵ ساله نفت آمودریا در ژوئن ۲۰۲۵ توسط طالبان لغو و معدن مس عینک متوقف ماند. همزمان، شهروندان چینی در معادن طلا هدف داعش قرار گرفتند و سفارت چین هشدار خروج صادر کرد.
تناقض راهبردی و بازی انتظار دوسویه
چین با یک تناقض اساسی روبهروست. هدفش مهار تروریسم است، اما از مداخله نظامی پرهیز میکند و به مشوقهای اقتصادی و دیپلماتیک اکتفا کرده است. این معضل پس از روی کار آمدن طالبان، با توجه به ایدئولوژی این گروه و فعالیت داعش برای ایجاد شکاف میان کابل و پکن، حادتر شده است.
چین با اتکا به قدرت اقتصادی خود منتظر است طالبان برای دریافت سرمایهگذاری، امتیاز امنیتی دهد. اما کابل نیز بیکار ننشسته و با هند وارد مذاکره شده و پیشنهاد ۱۰ میلیارد دلاری چین برای لیتیوم را رد کرده است. طالبان با علم به رقابت چین و آمریکا بر سر منابع حیاتی، در موقعیت چانهزنی بالاتری قرار گرفته است.
بحران افغانستان؛ فرصتی پنهان برای چین
اگرچه منابع افغانستان همچنان دستنخورده باقی مانده، چین از خود بحران این کشور سود میبرد. ناامنی و تروریسم در افغانستان دشمن مشترکی ساخته که پکن میتواند منطقه را علیه آن متحد کند. چین با استفاده از مسئله افغانستان، همکاری امنیتی با آسیای مرکزی را هم گسترش میدهد.
منبع: استراتژیک اسپیس
انتهای پیام/ تجارت و دیپلماسی

