مسیر اقتصاد/ رهبر شهید انقلاب، حضرت آیتالله خامنهای، برای سالها هشدار دادند اعتماد به غرب خطاست و نظام سلطه هیچگاه دست از زیادهخواهی برنمیدارد. مقاله ریچارد بالدوین درباره تنگه هرمز نیز، از زاویهای غربی، بخشی از همین حقیقت را آشکار میکند: تجارت جهانی، برخلاف تصویر رسمی و تبلیغاتی آن، دیگر یک نظام بیطرف، قانونمند و فقط اقتصادی نیست؛ بلکه به یکی از ابزارهای اصلی قدرت در رقابتهای ژئوپلیتیکی تبدیل شده است.
افشای ماهیت واقعی نظام تجارت جهانی
بالدوین با صراحت میگوید آمریکا و چین، تجارت جهانی را تسلیح کردهاند. او تأکید میکند که در سال ۲۰۲۵، ترامپ واردات آمریکا را در مقیاس جهانی به ابزار فشار تبدیل کرد و چین نیز با تسلیح انحصار خود بر آهنرباهای کمیاب پاسخ داد.
از منظر جمهوری اسلامی ایران، این اعتراف به معنای پایان فریب «نظام بینالملل مبتنی بر قانون» است. آنچه غربیها دههها با عناوینی مانند «سازمان تجارت جهانی»، «حقوق بینالملل» و «دموکراسی» عرضه میکردند، امروز در قالب تعرفههای ترامپ، تحریمهای بایدن و کنترل ابزارهای حیاتی تجارت جهانی آشکار شده است. هدف این نظام هیچگاه رفاه مشترک نبوده، بلکه حفظ سلطه اقتصادی بر جهان سوم و کشورهای مستقل بوده است.
رهبر معظم انقلاب بارها تأکید کردهاند که اقتصاد مقاومتی یعنی اقتصادی که در برابر تهدیدات متوقف نشود. امروز، تحلیل بالدوین نیز نشان میدهد تهدیدات اقتصادی به مرحله جنگ اقتصادی علنی رسیده است.
تنگه هرمز؛ حق ایران در برابر فشار جهانی
بالدوین میگوید تنگه هرمز برای نخستین بار در تاریخ مدرن بسته شده است. اما او عامدانه یا از روی غفلت، به ریشه اصلی این وضعیت نمیپردازد. جمهوری اسلامی ایران بارها اعلام کرده است که هرگونه اقدام در خلیج فارس، در چارچوب حقوق بینالملل و حق دفاع مشروع صورت میگیرد.
وقتی آمریکا بدون مجوز شورای امنیت، تأسیسات هستهای ایران را تهدید به حمله میکند، وقتی ناوهای جنگی آمریکا در آبهای پیرامونی ایران رفتوآمد میکنند و وقتی تحریمهای یکجانبه، معیشت مردم ایران را هدف میگیرد، آیا ایران حق ندارد از مهمترین اهرم جغرافیایی خود برای دفاع از منافع ملی استفاده کند؟
بالدوین با نگرانی میگوید اقدام ایران ممکن است تسلیح شدن کشتیرانی را عادی کند. اما از این واقعیت عبور میکند که غرب خود آغازگر این عادیسازی بوده است. تحریم نفتکشهای ایران، توقیف کشتیهای ایرانی در جبلالطارق و دریای مدیترانه و ایجاد ائتلافهای نظامی در خلیج فارس، همگی مصادیق تسلیح کشتیرانی از سوی همان کشورهایی است که امروز از بسته شدن تنگه هرمز شاکی هستند.
از نگاه جمهوری اسلامی، تنگه هرمز خط قرمز ایران است.
نگرانی غرب از سابقهسازی ایران
نویسنده مقاله میگوید خطر اصلی، سابقهای است که ایران ایجاد میکند. او به این مسئله اشاره میکند که اندونزی نیز ایده دریافت عوارض در تنگه مالاکا را مطرح کرده است.
از نگاه یک تحلیلگر ایرانی، این مسئله را باید یک دستاورد راهبردی برای جبهه مقاومت ارزیابی کرد. قدرتهای سلطهگر برای قرنها به این باور عادت کرده بودند که فقط آنها حق دارند اقتصاد، تجارت، فناوری و مسیرهای دریایی را به ابزار قدرت تبدیل کنند. اما امروز ایران نشان داده است که کشورهای مستقل نیز میتوانند از موضع قدرت سخن بگویند.
اگر اندونزی، مالزی یا کشورهای دیگر به این نتیجه برسند که باید از تنگهها و راهگذرهای راهبردی خود برای دفاع از منافع ملی استفاده کنند، این نقطه آغاز تضعیف نظم تکقطبی خواهد بود. این همان تغییری است که در ادبیات رهبر انقلاب، از آن با عنوان شکلگیری نظم نوین جهانی یاد میشود؛ جهانی که در آن، یک قدرت زورگو نمیتواند در هر پهنه دریایی مداخله کند و ملتها را تحقیر کند.
سه نقطه آسیبپذیر نظم سلطه
بالدوین در مقاله خود، سه نقطه آسیبپذیر نظم سلطه را آشکار میکند.
نخست، وابستگی غرب به خطوط کشتیرانی است. او میگوید خطوط کشتیرانی باید «رگهای شکوفایی» باقی بمانند. معنای این جمله روشن است: اقتصاد غرب بدون عبور امن نفت، گاز و کالا از تنگه هرمز و سایر راهگذرهای حیاتی جهان، با اختلال جدی روبهرو میشود.
دوم، محدودیت قدرت نظامی آمریکا در برابر بازدارندگی ایران است. بالدوین به مقاله دانیل بایمن از مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی ارجاع میدهد که درباره محدودیتهای قدرت نظامی آمریکا در برابر شرطگذاری ایران در هرمز سخن میگوید. معنای این تحلیل آن است که پنتاگون میداند درگیری نظامی در خلیج فارس میتواند برای آمریکا پرهزینه و حتی فاجعهبار باشد.
سوم، تضعیف اجماع جهانی علیه ایران است. بالدوین مینویسد بیشتر کشورها خویشتنداری و تنوعبخشی به شرکای تجاری را انتخاب کردهاند. این گزاره نشان میدهد سیاست فشار حداکثری آمریکا علیه ایران با محدودیتهای جدی روبهرو شده است. امروز چین، روسیه، هند و حتی برخی کشورهای اروپایی، به دنبال راههایی برای کاهش وابستگی به مسیرهای تحت کنترل آمریکا و دور زدن فشارهای تحریمی هستند.
از قانون جنگل تا بازدارندگی پایدار
بالدوین از بازگشت به «قانون جنگل» ابراز نگرانی میکند. اما از منظر انقلاب اسلامی، قانون جنگل هیچگاه بهطور واقعی پایان نیافته بود؛ فقط نام آن را «نظام بینالملل» گذاشته بودند.
امروز، ایران با اتکا به قدرت داخلی، موقعیت جغرافیایی و روحیه جهادی ملت خود، توانسته است بخشی از معادلات قدرت را تغییر دهد. همانطور که فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بارها اعلام کردهاند، هرگونه ناامنی در منطقه، امنیت کشورهای اروپایی و آمریکا را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.
آنچه بالدوین «خطر اشاعه» مینامد، از نگاه ایران، عادیسازی دفاع مشروع کشورهای مستقل در برابر زورگویی است. رهبر معظم انقلاب نیز بارها تأکید کردهاند که ایران اسلامی به قدرتی تأثیرگذار در منطقه و جهان تبدیل شده و هیچ معادله مهمی بدون در نظر گرفتن نقش ایران قابل حل نیست.
نه عقبنشینی، نه اقدام بیهدف
تحلیل مقاله بالدوین برای سیاستگذاران جمهوری اسلامی ایران چند پیام روشن دارد. نخست آنکه اقدام در تنگه هرمز باید بازدارنده و هوشمندانه باشد، نه تحریکآمیز و بیهدف. تهدید معتبر و قابل اجرا، در بسیاری از موارد از اقدام شتابزده و پرهزینه اثرگذارتر است.
دوم آنکه ایران باید از فضای سابقهسازی برای مشروعیتبخشی به حق نظارت خود بر خلیج فارس استفاده کند. پیشنهاد تشکیل نهاد امنیت جمعی خلیج فارس با محوریت ایران میتواند در این مسیر راهگشا باشد و ابتکار عمل را از دست قدرتهای مداخلهگر خارج کند.
سوم آنکه مسیرهای جایگزین مانند راهگذر شمال ـ جنوب از ایران به روسیه و هند، و خط لوله صلح به پاکستان و چین، باید با سرعت بیشتری تکمیل شود تا وابستگی متقابل به مسیرهای آسیبپذیر کاهش یابد.
در نهایت، همانطور که مقاله بالدوین ناگزیر به پذیرش اثرگذاری قدرت ایران شده است، باید برای جهان روشن شود که جمهوری اسلامی ایران آغازگر ناامنی نیست، اما در برابر تهدید، پاسخ قاطع میدهد. ملتی که تحریمهای ۴۰ ساله را پشت سر گذاشته، از تهدیدهای نظامی و اقتصادی هراسی ندارد.
انتهای پیام/ دولت و حکمرانی

