به گزارش مسیر اقتصاد پس از شکست مذاکرات میان آمریکا و ایران در اسلامآباد، واشنگتن محاصره بنادر ایران را در دستور کار قرار داد. در مقابل، ایران تهدید کرد که اختلال در تردد دریایی در دریای سرخ و تنگه هرمز را گسترش خواهد داد. به این ترتیب، یکی از مهمترین راهگذرهای انرژی جهان به کانون بحرانی اقتصادی تبدیل شد؛ بحرانی که آثار آن فقط به ایران، آمریکا یا کشورهای غرب آسیا محدود نماند.
برای کشورهای جنوب آسیا، بهویژه هند و پاکستان، تنگه هرمز فقط یک مسیر انتقال انرژی نیست. بخش بزرگی از نفت، گاز طبیعی مایعشده و کود شیمیایی مورد نیاز جهان از این مسیر عبور میکند و هرگونه اختلال در آن، به سرعت خود را در قیمت انرژی، هزینه واردات، تأمین نهادههای کشاورزی و ثبات اجتماعی نشان میدهد. از همین رو، جنگ ایران برای هند و پاکستان نه یک بحران دوردست، بلکه مسئلهای مستقیم در حوزه امنیت غذایی، انرژی و ارز خارجی است.
فشار همزمان انرژی و کود بر اقتصاد هند
هند به دلیل وابستگی گسترده به واردات انرژی و کود شیمیایی از خلیج فارس، یکی از اقتصادهای آسیبپذیر در برابر اختلال در تنگه هرمز است. این کشور اکنون با افزایش شدید قیمت کود اوره مواجه شده؛ نهادهای که نقش مهمی در تولید محصولات کشاورزی و تأمین امنیت غذایی دارد. هند تا آگوست ۲۰۲۶ به حدود ۱۷ میلیون تن اوره نیاز دارد، اما تولید داخلی و ذخایر فعلی آن برای پاسخگویی به این نیاز کافی نیست.
افزایش قیمت اوره، هزینه واردات هند را بالا برده و فشار تازهای بر ارزش روپیه وارد کرده است. از سوی دیگر، دولت هند برای کنترل فشار هزینهای بر کشاورزان ناچار است یارانه بیشتری برای کود اختصاص دهد؛ یارانهای که ممکن است به رکورد ۱۸ میلیارد دلار برسد. در نتیجه، جنگ ایران از مسیر بازار کود و انرژی، به بودجه عمومی هند و معیشت کشاورزان این کشور منتقل شده است.
همزمان، افزایش قیمت گاز مایع خانگی نیز فشار بر خانوارهای هندی را بیشتر کرده است. در شرایطی که هزینه زندگی در شهرهای بزرگ افزایش یافته، بسیاری از خانوادهها مصرف خود را کاهش دادهاند و حتی برخی کارگران مهاجر ناچار شدهاند شهرها را ترک کنند. این روند نشان میدهد شوک انرژی فقط در شاخصهای کلان اقتصادی باقی نمیماند، بلکه مستقیماً بر زندگی روزمره خانوارها و تصمیمهای شغلی نیروی کار اثر میگذارد.
پاکستان؛ آسیبپذیری کشاورزی در کنار محدودیت مالی دولت
پاکستان نیز از پیامدهای اقتصادی جنگ ایران مصون نمانده است. این کشور اگرچه بخشی از کود مورد نیاز خود را در داخل تولید میکند، اما همچنان برای واردات کودهای فسفاته به خارج وابسته است. افزایش قیمت این نهادهها باعث کاهش مصرف کود در بخش کشاورزی شده و این مسئله میتواند به کاهش تولید محصولات کشاورزی منجر شود.
فشار بر کشاورزی پاکستان در شرایطی رخ میدهد که اقتصاد این کشور با محدودیتهای مالی جدی روبهروست. برنامههای صندوق بینالمللی پول، امکان پرداخت یارانه سوخت را برای دولت پاکستان محدود کرده و در نتیجه، افزایش قیمت انرژی به سرعت به مصرفکنندگان منتقل میشود. این وضعیت نارضایتی عمومی را افزایش داده و دولت را ناچار کرده برای کاهش مصرف سوخت وارداتی، به قطع مقطعی برق روی آورد.
به این ترتیب، پاکستان همزمان با دو فشار روبهروست: از یک سو افزایش هزینه تأمین انرژی و از سوی دیگر کاهش توان کشاورزان برای استفاده از کود. ترکیب این دو عامل میتواند هم امنیت غذایی و هم ثبات اجتماعی این کشور را تحت تأثیر قرار دهد.
تهدید حوالههای ارزی کارگران مهاجر
یکی دیگر از پیامدهای جنگ، تهدید جریان درآمدهای ارزی هند و پاکستان است. میلیونها کارگر هندی و پاکستانی در کشورهای حاشیه خلیج فارس مشغول کار هستند و سالانه میلیاردها دلار ارز به کشور خود ارسال میکنند. این حوالهها برای هر دو کشور اهمیت اقتصادی بالایی دارد، اما برای پاکستان نقش حیاتیتری ایفا میکند؛ زیرا درآمد حاصل از حوالههای کارگران مهاجر حتی از صادرات سالانه این کشور نیز بیشتر است.
ناامنی در منطقه میتواند تقاضا برای نیروی کار خارجی را کاهش دهد، بخشی از کارگران را به بازگشت به کشورشان وادار کند و جریان حوالههای ارزی را تضعیف کند. در چنین شرایطی، فشار جنگ فقط از مسیر افزایش قیمت انرژی و غذا منتقل نمیشود، بلکه بر یکی از منابع مهم تأمین ارز خارجی در جنوب آسیا نیز اثر میگذارد.
دیپلماسی متفاوت اسلامآباد و دهلینو
پاکستان تلاش کرده در میانه بحران، نقش میانجی میان ایران و آمریکا را ایفا کند. ژنرال عاصم منیر و مقامهای پاکستانی گفتوگوهایی را با تهران، عربستان، قطر و ترکیه دنبال کردهاند تا از گسترش بحران و تشدید پیامدهای اقتصادی آن جلوگیری شود.
در مقابل، هند موضعی محتاطانهتر اتخاذ کرده است. دهلینو از یک سو نگران پیامدهای اقتصادی جنگ بر انرژی، کود و معیشت داخلی است و از سوی دیگر، روابط نزدیک آن با اسرائیل میتواند در آینده به این کشور امکان دهد در روندهای دیپلماتیک منطقهای نقشآفرینی کند. با این حال، هند تاکنون ترجیح داده با احتیاط بیشتری حرکت کند و از ورود مستقیم به میانجیگری آشکار پرهیز داشته باشد.
هزینه جنگ برای مردمی که نقشی در آن ندارند
مردم هند و پاکستان، با وجود آنکه نقشی در آغاز یا ادامه جنگ ندارند، بخش مهمی از هزینههای اقتصادی آن را تحمل میکنند. افزایش قیمت انرژی، گرانی کود، تهدید امنیت غذایی، کاهش فرصتهای شغلی مهاجران و فشار بر حوالههای ارزی، مجموعهای از پیامدهایی است که میتواند ثبات اقتصادی و اجتماعی جنوب آسیا را بهشدت تحت تأثیر قرار دهد.
از این منظر، پایان سریع جنگ فقط ضرورتی برای ایران و آمریکا نیست، بلکه برای میلیونها نفر در جنوب آسیا نیز یک ضرورت اقتصادی و انسانی به شمار میرود. تداوم بحران میتواند فشار بر بودجه دولتها، معیشت خانوارها، امنیت غذایی و بازار کار منطقه را افزایش دهد و کشورهایی را درگیر تبعات جنگ کند که در شکلگیری آن نقشی نداشتهاند.
منبع: دیپلمات
انتهای پیام/ تجارت و دیپلماسی

