مسیر اقتصاد/ در شرایط جنگی، آسیب به ساختمانهای مسکونی و تجاری تنها یک خسارت فیزیکی نیست، بلکه میتواند به تعطیلی فعالیت اقتصادی، جابهجایی اجباری خانوارها، کاهش ارزش دارایی، از دست رفتن درآمد اجاره و تشدید فشار معیشتی منجر شود. ازاینرو، بازسازی ساختمانهای آسیبدیده صرفاً یک مسئله عمرانی نیست، بلکه موضوعی درهمتنیده با سیاست اجتماعی، مالیه عمومی، نظام بانکی و تابآوری شهری است.
تخریب کامل ۶ درصد از واحدهای مسکونی آسیبدیده
حملات هوایی، واحدهای مسکونی را بهصورت یکسان دچار آسیب نمیکند. بخشی از ساختمانها تنها نیازمند تعمیرات سریع و محدود هستند، بخشی نیاز به مقاومسازی و بازسازی موضعی دارند و بخشی نیز مستلزم تخریب و تجدیدبنای کامل هستند. در میان انواع مداخلات ساختمانی پس از جنگ، تخریب و تجدید بنا پرهزینهترین و زمانبرترین وضعیت است و از نظر مالی با تعمیرات جزئی و حتی مقاومسازی تفاوت جدی دارد.
تا روز بیست و چهارم جنگ، بیش از ۸۲ هزار و ۲۰۵ واحد هدف حملات آمریکا و رژیم صهیونیستی بوده که از این میزان ۶۲ هزار و ۲۵۳ واحد مسکونی و ۱۹ هزار و ۱۶۲ واحد تجاری بوده است. بر اساس برآورد و اقتباس از الگوی خسارت در جنگ ۱۲ روزه، میتوان تخمین زد که حدود ۶ درصد از واحدهای مسکونی آسیبدیده، یعنی نزدیک به ۴ هزار واحد، نیازمند تخریب و تجدید بنا بوده و حدود ۷ درصد دیگر نیز باید بازسازی و مقاومسازی شوند. این برآورد از آن جهت مهم است که نشان میدهد بخش اصلی بار مالی دولت لزوماً از واحدهای دارای خسارت جزئی ناشی نمیشود، بلکه از آن بخشی ناشی میشود که باید بهطور کامل از نو ساخته شود.
سازِکار منسجم تامین مالی؛ تخصیص منابع فوری
اگر متوسط زیربنای هر واحد ۱۰۰ مترمربع در نظر گرفته شود و هزینه ساخت، بدون احتساب عوارض، هزینههای جانبی، آمادهسازی، خدمات زیربنایی و سایر هزینههای حاشیهای، بین ۲۰ تا ۲۵ میلیون تومان به ازای هر مترمربع فرض شود، هزینه تمامشده بازسازی این ۴ هزار واحد به رقمی در حدود ۸ تا ۱۰ هزار میلیارد تومان میرسد. این عدد فقط مربوط به نوسازی کامل واحدهای مسکونی است و هزینه مقاومسازی، تعمیرات، جبران خسارت واحدهای تجاری، اسکان موقت، اجاره، خدمات پشتیبان و تنفس مالی خانوارها را در بر نمیگیرد.
در مجموع، مسئله تنها فقدان مطلق منبع مالی نیست؛ بلکه نبود یک چارچوب منسجم برای تجمیع منابع موجود، اولویتبندی پرداختها و اتصال جبران خسارت ساختمانی به ابزارهای مکملی مانند اسکان موقت، کمکهزینه اجاره، وام بازسازی و تنفس بانکی است. به بیان دیگر، اجزای مالی و اجرایی بهصورت پراکنده وجود دارد، اما به یک زنجیره نهادی منسجم از شناسایی خسارت تا پرداخت و بازگشت به سکونت پایدار تبدیل نشده است. با توجه به اهمیت موضوع در زمینه تابآوری مردم و همچنین برآورد پایین تأمین مالی (۱۰ هزار میلیارد تومان)، پیشنهاد میشود منابع از شیوههای تأمین مالی فوری و به صورت منابع نقد دولت تأمین شود.
منبع: rcs.ir
انتهای پیام/ مسکن

