به گزارش مسیر اقتصاد راهگذر اقتصادی چین-پاکستان (CPEC) یکی از مهمترین شاخههای ابتکار کمربند-راه چین است؛ طرحی که با هدف بهکارگیری موقعیت جغرافیایی برای تقویت پیوندهای اقتصادی و راهبردی شکل گرفت. در سال ۲۰۱۵، شی جینپینگ و نواز شریف مجموعهای از توافقها را برای توسعه این مسیر امضا کردند و رقم اولیه آن حدود ۴۶ میلیارد دلار اعلام شد؛ رقمی که در سالهای بعد با اضافه شدن طرحهای تازه، در برخی گزارشها تا حدود ۶۰ میلیارد دلار نیز برآورد شد. هدف اصلی، توسعه زیرساختهای حملونقل و انرژی در پاکستان و پیوند دادن بنادر گوادر و کراچی به منطقه سینکیانگ چین از مسیر زمینی بود.
راهگذر اقتصادی چین-پاکستان در خدمت پیوند جغرافیا و اقتصاد
اهمیت این طرح فقط در ابعاد اقتصادی آن خلاصه نمیشود. راهگذر چین-پاکستان نمونهای روشن از پیوند جغرافیا و قدرت در سیاست بینالملل است؛ همان منطقی که در مباحث ژئوپلیتیک بر نقش موقعیت جغرافیایی، دسترسی به مسیرهای دریایی و زمینی، و اثر آن بر روابط قدرت تأکید میشود. در این چارچوب، اتصال مستقیم چین به جنوب پاکستان، برای پکن فقط یک طرح ترابری نیست، بلکه بخشی از تلاش برای کاستن از آسیبپذیری در برابر گلوگاههایی مانند تنگه مالاکاست.
دستاوردهای زیرساختی در پاکستان
در پایان دهه ۲۰۱۰، CPEC در چند حوزه اثر محسوس بر جای گذاشت. صدها مایل جاده و مسیر حملونقل توسعه یافت، ظرفیت تولید برق افزایش پیدا کرد و طرحهایی مانند نخستین نیروگاه خورشیدی بزرگ پاکستان به بهرهبرداری رسید. در حوزه شهری نیز راهاندازی خط نارنجی قطار شهری لاهور در سال ۲۰۲۰ یکی از شاخصترین نمادهای این همکاری بود. این تحولات نشان میدهد CPEC فقط در سطح توافق سیاسی باقی نماند و در عمل به بخشی از زیرساخت فیزیکی پاکستان تبدیل شد.
اهدافی که تحقق آنها زمانبر شد
با این حال، CPEC تنها یک طرح زیرساختی نبود و از ابتدا قرار بود به رشد صنعتی، ایجاد مناطق ویژه اقتصادی، گسترش صادرات و شتاب گرفتن رشد اقتصادی پاکستان هم کمک کند. در این بخش، نتایج به اندازه حوزه زیرساخت روشن و سریع نبوده است. بخشی از طرحها با تأخیر روبهرو شد، روند صنعتیسازی با سرعت مورد انتظار پیش نرفت و برخی از وعدههای مربوط به رشد صادرات و تحول تولیدی هنوز بهطور کامل محقق نشده است. به همین دلیل، ارزیابی این طرح باید میان دستاوردهای عمرانی و سرعت تحقق اهداف توسعهای تفاوت بگذارد.
بدهی، برق و نااطمینانیهای اجرایی
یکی از بحثهای مهم درباره CPEC، فشار مالی آن بر اقتصاد پاکستان است. با گسترش طرحها، بدهی پاکستان به چین افزایش یافت و این مسئله در کنار فشارهای ارزی و مشکلات تراز پرداختها، به یکی از محورهای بحث درباره آینده این طرح تبدیل شد. همه این وضعیت را نمیتوان فقط به CPEC نسبت داد، زیرا اقتصاد پاکستان همزمان با شوکهایی مانند همهگیری کرونا نیز روبهرو بود؛ اما روشن است که ابعاد مالی طرح، حساسیت دولت پاکستان نسبت به بازپرداخت و پایداری مالی را افزایش داده است.
در بخش انرژی نیز هرچند طرحهای تازه به افزایش ظرفیت تولید برق کمک کردند، اما مشکلات شبکه توزیع، هزینه سوخت و ضعفهای ساختاری در اقتصاد انرژی پاکستان باعث شد این دستاوردها بهطور کامل به رفع کمبود برق منجر نشود. در برخی مناطق نیز مسائل امنیتی و خشونت محلی، بهویژه در بلوچستان، روند پیشبرد طرحها را دشوارتر کرد.
راهگذر اقتصادی چین-پاکستان در متن ابتکار کمربند-راه
راهگذر چین-پاکستان را باید در چارچوب گستردهتر ابتکار کمربند-راه دید؛ طرحی که از سال ۲۰۱۳ با هدف گسترش پیوندهای زمینی و دریایی چین با آسیا، اروپا و آفریقا آغاز شد. پکن این ابتکار را ابزاری برای توسعه زیرساخت، افزایش تجارت و کمک به رشد اقتصادی کشورهای شریک معرفی میکند. در مقابل، منتقدان غربی بیشتر بر مسئله بدهی، نفوذ اقتصادی و اثرات سیاسی بلندمدت آن دست میگذارند. واقعیت این است که تجربه CPEC همزمان عناصری از هر دو روایت را در خود دارد: از یک سو زیرساختهای مهمی ایجاد شده و از سوی دیگر، بحث پایداری مالی و کیفیت تحقق اهداف توسعهای همچنان مطرح است.
در مجموع، راهگذر اقتصادی چین-پاکستان را نمیتوان تنها یک طرح موفق بیچالش یا یک تجربه ناموفق دانست. این طرح برای پاکستان دستاوردهای زیرساختی مهمی داشته و جایگاه آن در پیوندهای راهبردی چین و جنوب آسیا را تقویت کرده است. در عین حال، بخشی از اهداف اقتصادی و صنعتی آن با سرعت و کیفیت مورد انتظار پیش نرفته و مسائل مالی، امنیتی و اجرایی بر روند آن اثر گذاشته است. از این رو، CPEC را باید بیش از هر چیز یک طرح ژئوپلیتیکی-اقتصادی بلندمدت دانست که ارزیابی نهایی آن نه فقط به طرحهای ساختهشده، بلکه به توان پاکستان و چین در تبدیل زیرساخت به رشد پایدار اقتصادی بستگی خواهد داشت.
منبع: بریتانیکا
انتهای پیام/ تجارت و دیپلماسی

