۱۶ بهمن ۱۴۰۴

مسیر اقتصاد؛ رسانه تصمیم‌سازان اقتصاد ایران

شناسه: ۲۱۸۸۴۷ ۱۶ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۶:۴۰ دسته: تجارت و دیپلماسی نام نویسنده: حسین قاهری؛ اندیشکده مطالعات راهبردی ایران و چین
۰

تعامل راهبردی با چین، بیش از هر چیز به ثبات، تداوم و قطعیت در تصمیم‌سازی نیاز دارد. تجربه سال‌های اخیر نشان می‌دهد چالش اصلی ایران در این رابطه، نه کمبود اسناد همکاری و نه فقدان ظرفیت اقتصادی، بلکه ناتوانی در معرفی و تثبیت یک رابط مقتدر و مصون از تلاطم‌های زودگذر سیاسی است. مسئله چین، نه در پکن، بلکه در تردیدهای تصمیم‌سازی تهران حل‌نشده باقی مانده است.

مسیر اقتصاد/ تعامل راهبردی شوخی‌بردار نیست. به‌ویژه وقتی طرف مقابل، کشوری مانند چین باشد که سیاست خارجی‌اش بر پایه ثبات، تداوم و قطعیت در تصمیم‌گیری بنا شده است. امروز، بیش از هر زمان دیگری، این واقعیت پیش روی ماست که مشکل اصلی ایران در تعامل با چین، نه کمبود ظرفیت و نه نبود سند همکاری، بلکه نبود یک رابط مقتدر، باثبات و قابل اتکاست؛ رابطی که از جنس تردید، تغییر ناگهانی و حذف سیاسی نباشد.

چین رابطه بلندمدت می‌خواهد

چین با کشورها وارد تعامل بلندمدت می‌شود، نه با افراد موقت و نقش‌های نامطمئن. در منطق پکن، معرفی یک نماینده عالی‌رتبه به‌معنای ارسال پیام ثبات، اجماع و جدیت است. اما زمانی که همین نماینده، پس از مدت کوتاهی، از دایره رسمی سیاست داخلی کنار گذاشته می‌شود، پیام متناقضی به طرف مقابل مخابره می‌گردد؛ پیامی که به‌طور طبیعی وزن راهبردی کشور را کاهش می‌دهد.

معرفی آقای علی لاریجانی به‌عنوان نماینده ایران در امور چین، در مقطع خود، حامل این پیام بود که ایران قصد دارد این رابطه را در سطحی جدی، متمرکز و راهبردی پیگیری کند. اما رد صلاحیت ایشان پس از آن، صرف‌نظر از ملاحظات داخلی، در سطح سیاست خارجی یک پرسش جدی ایجاد کرد: آیا ایران در پرونده چین به ثبات تصمیم رسیده است یا خیر؟

این پرسش، نه در رسانه‌های داخلی، بلکه در ذهن تصمیم‌سازان چینی شکل می‌گیرد؛ جایی که سیاست با دقت، حافظه و محاسبه بلندمدت معنا پیدا می‌کند.

مسئله اصلی فرد نیست؛ مسئله نشان دادن تمایل به رابطه بلندمدت است

مسئله این نیست که چه فردی انتخاب می‌شود؛ مسئله این است که فرد منتخب، از اختیار واقعی، پشتوانه نهادی و امنیت موقعیت برخوردار باشد. رابط ایران و چین نمی‌تواند فردی باشد که هر لحظه در معرض حذف، تضعیف یا تغییر جایگاه قرار دارد. چنین وضعیتی، حتی اگر نیت خیر هم پشت آن باشد، در عمل به بی‌اعتمادی راهبردی منجر می‌شود.

چین به‌خوبی تفاوت میان اختلافات داخلی و انسجام بیرونی را می‌فهمد. کشوری که نتواند یک نماینده مقتدر و باثبات را در یکی از مهم‌ترین پرونده‌های سیاست خارجی خود حفظ کند، به‌سختی می‌تواند انتظار شراکت راهبردی متوازن داشته باشد. در چنین شرایطی، طرف مقابل ترجیح می‌دهد محتاط‌تر عمل کند، تعهدات را کاهش دهد و سطح همکاری را در حد حداقل نگه دارد؛ و این دقیقاً همان نقطه‌ای است که منافع ملی ایران آسیب می‌بیند.

به یک رابط با ثبات برای تعامل راهبردی با چین نیاز داریم

امروز، بیش از هر زمان دیگری، ایران نیازمند رابطی با چین است که محصول اجماع باشد، نه محل مناقشه؛ کنشگری که از جنس حذف و رد صلاحیت نباشد، بلکه از جنس ثبات، اقتدار و استمرار. تعامل با چین پروژه‌ای بلندمدت است و نمی‌توان آن را با تصمیم‌های کوتاه‌مدت و پیام‌های متناقض پیش برد.

اگر قرار است چین را شریک راهبردی بدانیم، باید پیش از هر چیز، خودمان به این شراکت پایبند باشیم؛ پایبندی‌ای که نخستین نشانه‌اش، انتخاب و تثبیت یک فرد مقتدر، باثبات و مصون از تلاطم‌های زودگذر سیاسی است. در غیر این صورت، باید بپذیریم که مسئله چین، نه در پکن، بلکه در تردیدهای تصمیم‌سازی ما حل‌نشده باقی مانده است.

انتهای پیام/ تجارت و دیپلماسی



جهت احترام به مخاطبان فرهیخته، نظرات بدون بازبینی منتشر می شود. لطفا نظرات خود را جهت تعميق و گسترش بحث ارائه نمایید. نظرات حاوی توهين، افترا و تهمت به ديگران پاک می شود.