به گزارش مسیر اقتصاد روابط اقتصادی ونزوئلا و چین طی دو دهه گذشته بر پایه سازِکاری شکل گرفت که برای هر دو طرف جذاب بود: وامهای کلان چینی در برابر تعهد صادرات نفت. چین با این مدل، هم منابع انرژی بلندمدت خود را تضمین میکرد و هم مازاد مالیاش را در پروژههای خارجی به کار میگرفت و ونزوئلا نیز بدون دسترسی آسان به بازارهای مالی غرب، از این مسیر منابع ارزی قابلتوجهی جذب میکرد.
برآوردها نشان میدهد ونزوئلا هنوز بین ۱۰ تا ۱۵ میلیارد دلار به چین بدهکار است؛ بدهیای که قرار بود بهتدریج از طریق ارسال محمولههای نفتی تسویه شود. اما از سال ۲۰۱۷ و همزمان با تشدید بحران اقتصادی داخلی ونزوئلا و سپس اعمال تحریمهای گسترده آمریکا، این سازِکار عملاً مختل شد.
ورود آمریکا به معادله نفت و بدهی
آنچه گزارش رویترز برجسته میکند، صرفاً حجم بدهی یا اختلاف حساب میان پکن و کاراکاس نیست، بلکه نقش فعال آمریکا در تغییر مسیر این بدهی نفتی است. تحریمهای نفتی واشینگتن علیه ونزوئلا، نهفقط صادرات این کشور را کاهش داد، بلکه کنترل عملی بخشی از جریان نفت ونزوئلا را به دست نهادهای تحت نفوذ آمریکا سپرد.
در عمل، آمریکا با محدودسازی شرکتهای واسطه، کشتیرانی و بیمه و همچنین تهدید به تحریم ثانویه، کاری کرد که حتی نفتی که قرار بود صرف بازپرداخت بدهی به چین شود نیز با مانع روبهرو شود. نتیجه آنکه چین، برخلاف تصور اولیه، دیگر نمیتواند بهسادگی طلب خود را از محل نفت ونزوئلا وصول کند.
ضبط غیررسمی جریان نفت؛ یک رویه خطرناک
اگرچه آمریکا از ادبیات «اجرای تحریم» استفاده میکند، اما آنچه در عمل رخ داده، نوعی کنترل و ضبط غیرمستقیم جریان نفت یک کشور مستقل است. نفت ونزوئلا نه بهطور کامل آزادانه فروخته میشود و نه الزاماً در اختیار طلبکاران رسمی آن قرار میگیرد. این وضعیت، یک رویه نگرانکننده در نظم انرژی جهانی ایجاد میکند: اینکه یک قدرت مسلط بتواند با اتکا به ابزارهای مالی، حقوقی و زیرساختی، تعیین کند نفت یک کشور به چه کسی برسد و به چه کسی نرسد.
از این منظر، پرونده ونزوئلا صرفاً یک اختلاف مالی نیست، بلکه نمونهای از تبدیل بازار انرژی به میدان اعمال قدرت سیاسی است؛ همان چیزی که در سالهای اخیر بارها در مورد روسیه، ایران و دیگر تولیدکنندگان مستقل نیز مشاهده شده است.
چین؛ طلبکاری با دستهای بسته
برای چین، وضعیت ونزوئلا یک تجربه پرهزینه است. پکن که همواره تلاش کرده خود را شریک اقتصادی «غیرسیاسی» معرفی کند، اکنون با واقعیتی روبهروست که نشان میدهد حتی توافقهای دوجانبه مبتنی بر نفت هم در برابر فشارهای ژئوپلیتیکی آمریکا مصون نیستند.
کاهش دسترسی چین به نفت ونزوئلا، نهتنها بازپرداخت بدهی را مبهم کرده، بلکه این پیام را به پکن میدهد که امنیت انرژی، بدون در نظر گرفتن موازنه قدرت جهانی، قابل تضمین نیست.
پیامدهای فراتر از ونزوئلا
اقدام آمریکا در محدودسازی جریان نفت ونزوئلا، پیامدهایی فراتر از این کشور دارد. این روند ریسک سرمایهگذاری در پروژههای انرژی کشورهای تحریمشده را افزایش میدهد، اعتماد به قراردادهای بلندمدت نفتی را تضعیف میکند و کشورها را به سمت مسیرهای پرهزینهتر، غیرشفافتر و بعضاً پرریسکتر سوق میدهد.
در عین حال، این وضعیت نشان میدهد که بازار جهانی نفت، بیش از گذشته تحت تأثیر تصمیمات سیاسی و امنیتی قرار گرفته و منطق صرفاً اقتصادی در حال عقبنشینی است.
آیا این وضعیت میتواند فرصتی برای ایران باشد؟
در چنین شرایطی، کاهش نسبی دسترسی چین به نفت ونزوئلا میتواند، هرچند محدود و مشروط، فضای مانور بیشتری برای سایر صادرکنندگان نفت تحریمشده از جمله ایران ایجاد کند. چین همچنان بهعنوان یکی از بزرگترین واردکنندگان نفت جهان، به تنوعبخشی منابع تأمین خود نیاز دارد و هر اختلال پایدار در یک مسیر، ناگزیر فشار را به مسیرهای دیگر منتقل میکند.
البته تبدیل این وضعیت به فرصت واقعی، نیازمند تصمیمات فعالانه، انعطافپذیری در سازِکارهای فروش و درک دقیق از موازنه قدرت در بازار انرژی است؛ اما در هر صورت، تجربه ونزوئلا بار دیگر نشان میدهد که در نظم جدید انرژی، خلأهای ایجادشده توسط فشارهای ژئوپلیتیکی میتوانند برای برخی بازیگران، پنجرههای موقتی فرصت ایجاد کنند.
منبع: رویترز
انتهای پیام/ تجارت و دیپلماسی

