۰۳ بهمن ۱۴۰۴

مسیر اقتصاد؛ رسانه تصمیم‌سازان اقتصاد ایران

شناسه: ۲۱۸۲۴۳ ۳۰ دی ۱۴۰۴ - ۱۳:۳۰ دسته: تجارت و دیپلماسی
۰

برخلاف تصور رایج، مزیت راهبردی چین در بازار جهانی مواد معدنی حیاتی ناشی از وفور ذخایر معدنی نیست، بلکه ریشه در تسلط این کشور بر حلقه‌های فرآوری، پالایش و تبدیل این مواد به نهاده‌های صنعتی دارد. تحلیل شورای روابط خارجی آمریکا نشان می‌دهد که حتی در مواردی که چین سهم بالایی از استخراج ندارد، با کنترل ظرفیت‌های فرآوری، عملاً به «نقطه انسداد» زنجیره تأمین جهانی تبدیل شده است. این وضعیت، تلاش آمریکا و متحدانش برای کاهش وابستگی را با چالشی ساختاری و زمان‌بر مواجه کرده و رقابت ژئوپلیتیکی بر سر گذار انرژی را از سطح منابع طبیعی به سطح سیاست صنعتی و فناوری ارتقا داده است.

به گزارش مسیر اقتصاد در سال‌های اخیر، بحث مواد معدنی حیاتی به یکی از محورهای اصلی رقابت چین و آمریکا در حوزه امنیت اقتصادی و گذار انرژی تبدیل شده است. در نگاه سطحی، این رقابت اغلب به «در اختیار داشتن معادن» یا «دسترسی به ذخایر» تقلیل داده می‌شود؛ اما تحلیل شورای روابط خارجی آمریکا (CFR) نشان می‌دهد که کانون واقعی قدرت، نه در استخراج بلکه در فرآوری مواد معدنی قرار دارد.

گلوگاه تسلط چین بر زنجیره مواد معدنی حیاتی

چین در بسیاری از مواد معدنی حیاتی، بزرگ‌ترین دارنده ذخایر جهان نیست و حتی در برخی موارد، استخراج این مواد عمدتاً در کشورهای دیگر انجام می‌شود. با این حال، آنچه موقعیت چین را به یک مزیت ژئوپلیتیکی تبدیل کرده، تسلط گسترده بر ظرفیت‌های پالایش، جداسازی شیمیایی و تولید مواد واسطه‌ای است؛ حلقه‌هایی که بدون آن‌ها، مواد خام عملاً فاقد ارزش صنعتی‌اند.

چین امروز بخش عمده ظرفیت جهانی فرآوری عناصر خاکی کمیاب، گرافیت، لیتیوم و برخی فلزات کلیدی مورد استفاده در باتری‌ها، خودروهای برقی، توربین‌های بادی و صنایع دفاعی را در اختیار دارد. این بدان معناست که حتی اگر استخراج در استرالیا، آفریقا یا آمریکای لاتین انجام شود، مسیر تبدیل ماده خام به محصول قابل استفاده اغلب ناگزیر از چین عبور می‌کند. همین واقعیت است که CFR از آن به‌عنوان «chokepoint» یا نقطه انسداد زنجیره تأمین یاد می‌کند.

آسیب پذیری ساختاری آمریکا که به سادگی قابل رفع نیست

از منظر آمریکا، این وضعیت یک آسیب‌پذیری ساختاری است. سیاست‌گذاران واشنگتن در سال‌های اخیر کوشیده‌اند با تنوع‌بخشی به منابع استخراج، وابستگی خود را کاهش دهند؛ اما تنوع در استخراج، بدون سرمایه‌گذاری سنگین و هماهنگ در فرآوری، عملاً راهگشا نیست. ایجاد ظرفیت‌های پالایش و فرآوری، نه‌تنها به سرمایه‌گذاری بالا نیاز دارد، بلکه با ملاحظات زیست‌محیطی، پیچیدگی‌های فنی و افق زمانی بلندمدت همراه است؛ عواملی که چین با پذیرش هزینه‌های آن‌ها در دهه‌های گذشته، مزیت امروز خود را ساخته است.

نکته کلیدی دیگر در این تحلیل آن است که چین، فرآوری مواد معدنی را نه به‌عنوان یک فعالیت تنهای صنعتی، بلکه در قالب سیاست صنعتی یکپارچه دنبال کرده است؛ سیاستی که استخراج، فرآوری، تولید صنعتی و حتی بازار مصرف داخلی را به‌صورت هم‌زمان توسعه داده است. در مقابل، آمریکا و بسیاری از کشورهای غربی، طی دهه‌ها با برون‌سپاری این حلقه‌ها، عملاً بخش‌های کم‌سود اما راهبردی زنجیره ارزش را واگذار کرده‌اند.

تمرکز رقابت اصلی قردت‌ها در مواد معدنی حیاتی

در نتیجه، رقابت امروز بر سر مواد معدنی حیاتی، بیش از آنکه رقابتی بر سر زمین و معدن باشد، رقابتی بر سر فناوری فرآوری، مقیاس صنعتی و توان سیاست‌گذاری بلندمدت است. اگر آمریکا و متحدانش نتوانند این حلقه میانی را بازسازی کنند، حتی دسترسی به معادن جدید نیز آن‌ها را از وابستگی راهبردی به چین رها نخواهد کرد.

این واقعیت، تصویری روشن از آینده گذار انرژی ترسیم می‌کند: جهانی که در آن، کنترل فناوری و صنعت فرآوری مواد معدنی، به یکی از تعیین‌کننده‌ترین مؤلفه‌های قدرت اقتصادی و ژئوپلیتیکی تبدیل خواهد شد؛ و چین، دست‌کم در افق میان‌مدت، جایگاهی برتر در این میدان در اختیار دارد.

منبع: شورای روابط خارجی آمریکا

انتهای پیام/ تجارت و دیپلماسی



جهت احترام به مخاطبان فرهیخته، نظرات بدون بازبینی منتشر می شود. لطفا نظرات خود را جهت تعميق و گسترش بحث ارائه نمایید. نظرات حاوی توهين، افترا و تهمت به ديگران پاک می شود.