مسیر اقتصاد/ با نگاهی به روندهای بلندمدت انرژی مشخص میشود که جهان هنوز مسیر ثابتی برای کاهش مصرف سوختهای فسیلی ندارد. پیشبینیها تا سال ۲۰۵۰ حاکی از رشد مستمر تقاضای انرژی است؛ زیرا جمعیت جهان افزایش مییابد، کشورهای جنوب در مسیر صنعتی شدن حرکت میکنند و فناوریهای جدید، از هوش مصنوعی تا خودروهای الکتریکی بهشدت مصرف برق را بالا بردهاند.
در چنین شرایطی، انرژیهای تجدیدپذیر اگرچه در ظرفیت نصبشده رشد چشمگیری داشتهاند، اما هنوز قادر نیستند بار کامل شبکه جهانی را بهتنهایی حمل کنند. نوسان تولید برق خورشیدی و بادی، محدودیت ذخیرهسازی و نیاز به خطوط انتقال جدید باعث شده کشورها همچنان به منابع پایدارتر و قابلاتکاتری مانند گاز و نفت متکی بمانند. از این رو، حذف سریع فسیلیها در عمل امکانپذیر نیست.
گاز طبیعی؛ سوخت انتقال یا عنصر ثابت آینده؟
گاز طبیعی در ادبیات رسمی بهعنوان «سوخت انتقال» معرفی میشود، اما روندهای جهانی نشان میدهد که این سوخت عملاً به یک بخش دائمی از سبد انرژی آینده تبدیل شده است. بازار LNG بیش از هر زمان دیگری در حال رشد است. پیشبینی شرکت شل نشان میدهد تقاضای LNG تا سال ۲۰۴۰ حدود ۶۰ درصد افزایش خواهد یافت؛ زیرا بسیاری از کشورها، بهویژه اروپا که پس از جنگ اوکراین از گاز روسیه جدا شده، به واردات طولانیمدت LNG از آمریکا، قطر و سایر تولیدکنندگان نیاز دارند.
در آسیا نیز، چین، هند و کشورهای جنوب شرق در حال ساخت پایانههای جدید واردات گاز و قراردادهای بلندمدت خرید هستند. این روند نشان میدهد که گاز طبیعی نهتنها نقش یک «سوخت موقت» را بازی نمیکند، بلکه به ستون پایداری شبکه برق در دنیای جدید تبدیل شده است.
نفت؛ سوختی که هنوز جایگزینی برای آن وجود ندارد
در مورد نفت نیز واقعیت با پیشبینیهای خوشبینانه گذشته تفاوت دارد. مصرف جهانی نفت نهتنها کاهش شدید نداشته، بلکه در بسیاری از بخشها دوباره رو به افزایش است. حملونقل هوایی و دریایی، توسعه صنایع پتروشیمی، رشد اقتصاد کشورهای در حال توسعه و کندی نفوذ خودروهای برقی، باعث شده تقاضای نفت همچنان بالا باقی بماند.
گزارش اوپک صراحتاً نشان میدهد که مصرف نفت تا سال ۲۰۴۵ روندی افزایشی خواهد داشت. حتی آژانس بینالمللی انرژی که معمولاً سناریوهای خوشبینانهتری ارائه میدهد، کاهش چشمگیر مصرف نفت را تنها در حالتی ممکن میداند که دولتها سیاستهای سختگیرانه اقلیمی را اجرا کنند؛ سیاستهایی که امروز در بسیاری از کشورها با اعتراض اجتماعی یا محدودیت مالی مواجهند. در نتیجه، نفت همچنان سوخت اصلی حملونقل جهانی و ماده اولیه صنایع پتروشیمی باقی خواهد ماند.
زغالسنگ؛ واقعیتی که نادیده گرفته نمیشود
هرچند کشورهای غربی به دنبال حذف زغالسنگ هستند، اما تصویر جهانی بسیار متفاوت است. چین، هند، اندونزی و ویتنام همچنان در حال توسعه نیروگاههای زغالسوز هستند و بخش عمدهای از برق خود را از این منبع تأمین میکنند. هزینه پایین تولید برق با زغالسنگ و امنیت عرضه بالا باعث شده این کشورها در کوتاهمدت امکان عبور از آن را نداشته باشند. به همین دلیل، زغالسنگ نیز بهویژه در آسیا برای سالها بخش مهمی از سبد انرژی باقی خواهد ماند.
نقش ژئوپلیتیک؛ فسیلیها ابزار قدرتاند
نمیتوان آینده سوختهای فسیلی را بدون در نظر گرفتن نقش ژئوپلیتیک آنها تحلیل کرد. آمریکا با انقلاب شیل، به یکی از بزرگترین تولیدکنندگان نفت و گاز جهان تبدیل شده و از LNG بهعنوان ابزاری راهبردی در سیاست خارجی استفاده میکند. اروپا نیز در نتیجه بحران انرژی، به این ظرفیت وابسته شده است.
در سمت دیگر، چین برای تضمین امنیت انرژی خود، در حال توسعه میادین زغالسنگ، انعقاد قراردادهای بلندمدت نفتی، و سرمایهگذاری گسترده در خارج از مرزهاست. کشورهای غرب آسیا نیز با سرمایهگذاری در پالایش، پتروشیمی، LNG و فناوریهای کمکربن، جایگاه خود را برای دهههای آینده مستحکمتر میکنند.
این واقعیت که انرژی فسیلی ابزار رقابت قدرتهاست، خود عاملی است که مانع از خروج ناگهانی جهان از این منابع میشود.
آینده انرژی جهان در تنوعسازی است، نه حذف نفت و گاز
مجموعه دادهها، پیشبینیها و تحولات ژئوپلیتیکی نشان میدهد که مسیر آینده انرژی جهان هرچند به سمت تنوعسازی تدریجی حرکت میکند اما قطع مصرف نفت و گاز در این روند جایی ندارد. گاز طبیعی به دلیل نقش حیاتی در پایداری شبکه، جایگاه ویژهای خواهد داشت. نفت همچنان موتور حملونقل و صنایع شیمیایی است. زغالسنگ نیز در آسیا جایگاه خود را حفظ میکند.
به عبارت دیگر، جهان به سمت سهم بیشتر انرژی پاک حرکت میکند، اما سوختهای فسیلی هرچند با شدت کمتر برای دهههای آینده بخش مهمی از سبد انرژی باقی خواهند ماند.
منابع:
International Energy Agency (IEA), World Energy Outlook 2024.
OPEC, World Oil Outlook 2024.
Shell, LNG Outlook 2024.
BP, Energy Outlook 2024.
U.S. EIA, Short-Term Energy Outlook 2024.
انتهای پیام/ انرژی

