به گزارش مسیر اقتصاد تخریب زیرساختهای انرژی در پی جنگ اخیر در غرب آسیا، فصل جدیدی از چالشهای اقتصادی را در صنعت انرژی گشوده است. برآوردهای Rystad Energy نشان میدهد هزینه بازسازی تأسیسات آسیبدیده انرژی در منطقه اکنون بین ۳۴ تا ۵۸ میلیارد دلار برآورد میشود؛ رقمی که نشان میدهد مسئله فقط به کاهش عرضه یا نوسان قیمت نفت محدود نیست. بخش مهمتر بحران، فشار بر هسته اصلی صنعت انرژی یعنی ظرفیت مهندسی، ساخت و زنجیره تأمین تجهیزات با فناوری بالاست. تخریب یک واحد پالایشی یا تأسیسات گاز مایع، تقاضایی ناگهانی برای تجهیزاتی ایجاد میکند که برخی از آنها زمان تأمین طولانی دارند و فقط توسط شمار محدودی از شرکتهای صنعتی جهان تولید میشوند. این فشار ناگهانی بر سازندگان تجهیزات اصلی[۱]، اولویتهای مهندسی را در سطح جهان از ساخت واحدهای جدید به سمت ترمیم واحدهای آسیبدیده سوق داده است.
تغییر رویکرد از توسعه صنایع انرژی به سمت بازسازی زیرساختها
صنعت جهانی انرژی که بهطور سنتی بر مدار توسعه طرحهای پیشرو و افزایش ظرفیت تولید میچرخید، اکنون با اختلالی ساختاری مواجه شده است. تحلیلهای فنی نشان میدهد که تخریب گسترده زیرساختها در مناطق راهبردی، بخش بزرگی از ظرفیتهای فنی، مهندسی و تولیدی را که باید صرف طرحهای نوین میشد، به سمت بازسازی تأسیسات فعلی هدایت کرده است. این تغییر جهت به معنای خروج منابع عظیم مالی و انسانی از چرخه توسعه جهانی و صرف آنها برای جبران خسارتهای گذشته است.
بازسازی زیرساختهای آسیبدیده نه تنها سرمایه مالی را مصرف میکند، بلکه ظرفیت اجرایی، مهندسی، پیمانکاری و ساخت تجهیزات را نیز جذب میکند؛ بنابراین ریسک اصلی طرحهای بزرگ از کمبود سرمایه به کمبود ظرفیت اجرا و دسترسی به منابع فیزیکی تغییر مییابد.
چالش در تجهیزات خاص صنایع پاییندستی
آسیبپذیری صنایع پاییندستی، یکی از پیچیدهترین ابعاد این چالش جهانی است. برخلاف بخشهای بالادستی که بازگشت سریعتری به مدار دارند، تأسیساتی نظیر پالایشگاهها و مجتمعهای پتروشیمی به دلیل وابستگی به تجهیزات فوقپیشرفته، در برابر تخریب بسیار آسیبپذیر هستند. این واحدها به تجهیزاتی مانند کمپرسورهای فرآیندی عظیم، توربینهای خاص و مبدلهای حرارتی وابسته هستند که تنها توسط تعداد انگشتشماری از شرکتهای بزرگ صنعتی تولید میشوند.
هنگامی که این تجهیزات در جریان درگیریهای نظامی از بین میروند، صف انتظار برای سفارشهای جدید در بازار جهانی بهشدت طولانی شده و قیمتها به شکلی تصاعدی افزایش مییابد. تحلیلگران بر این باورند که حتی با فراهم بودن بودجه، محدودیت تولید در سطح جهانی باعث میشود بازگشت به وضعیت پیش از بحران سالها به طول بیانجامد. این تأخیرهای ساختاری مستقیم بر امنیت انرژی جهانی و قیمت نهایی تمامشده طرحها در سراسر دنیا اثرگذار خواهد بود.
چالشهای بازسازی در جغرافیای انرژی ایران
در بخش مربوط به خسارات وارده به زیرساختهای ایران، تحلیلهای خارجی بر تغییر مدلهای تأمین و بازسازی تمرکز دارند. آسیب در مناطقی نظیر پارس جنوبی، صنعت انرژی ایران را با ضرورتهای جدیدی در حوزه تأمین تجهیزات روبرو کرده است.که در این فرآیند، دسترسی به برخی گزینههای سنتی از جمله پیمانکاران غربی و تولیدکنندگان تجهیزات اصلی با محدودیتهایی مواجه است.
با این حال، محدودیتهای مذکور لزوما به معنای توقف فرآیندهای فنی نیست، بلکه منجر به طولانیشدن مسیر تأمین و انتخابهای محدودتر در فناوریهای فرآیندی شده است. پیمانکاران در چنین شرایطی با پذیرش زمانبندیهای جدید، به سمت استفاده از مسیرهای تأمین جایگزین حرکت کردهاند. اگرچه جایگزینی تجهیزاتی که دارای لایسنسهای خاص هستند ممکن است زمان بازسازی را نسبت به استانداردهای معمول افزایش دهد، اما این وضعیت به عنوان یک واقعیت لجستیکی در مسیر بازسازی ارزیابی میشود که نیازمند مدیریت منابع در یک بازه زمانی طولانیتر است.
رقابت منطقهای بر سر منابع محدود مهندسی
در سوی دیگر، کشورهای منطقه نظیر قطر نیز از تبعات این بحران جهانی مصون نماندهاند. تحلیلها نشان میدهد که همزمانی نیاز به بازسازی با طرحهای عظیم توسعه میادین گازی در خلیجفارس، فشار مضاعفی بر زنجیره تأمین وارد کرده است و به همین سبب رقابت شدیدی برای جذب پیمانکاران متخصص و ظرفیت محوطه ساخت تجهیزات طرح، شکل گرفته که هزینههای اجرای طرح را برای تمامی بازیگران منطقه افزایش داده است.
این رقابت برای جذب منابع محدود، باعث شده است که هزینههای اجرای طرحها در صنعت انرژی به سطوح بالا و کم سابقهای برسد. شرکتهای بینالمللی که پیشبینی چنین فشاری بر زنجیره تأمین را نکرده بودند، اکنون با طرحهای روبرو هستند که با مدلهای مالی قبلی توجیهپذیر نیستند. در واقع، تخریب زیرساختها نهتنها داراییهای فیزیکی را ویران کرده، بلکه در حوزه انرژی، محاسبات اقتصادی سرمایهگذاری را در سطح بینالمللی بازتعریف نموده است.
بازسازی تجهیزات به مثابه مرز جدید رقابت راهبردی
در مجموع، تحلیلهای جهانی بر این نکته استوار است که توان بازسازی سریع زیرساختهای انرژی به اصلیترین شاخص «تابآوری ملی» تبدیل شده است. بازسازی دیگر صرفاً یک ضرورت پس از جنگ نیست، بلکه مؤلفهای حیاتی در حوزه فناوری و مدیریت زنجیره تأمین است چراکه صنعت انرژی جهان به نقطهای رسیده است که ظرفیتهای تولیدی موجود دیگر بهطور همزمان پاسخگوی شوکهای ناشی از تخریب و نیازهای توسعهای نیستند.
درواقع جهان با محدودیت در توان ساخت همزمان برای توسعه و ترمیم مواجه شده است و این محدودیت، قیمت انرژی و پایداری بازارها را در دهههای آینده تعیین خواهد کرد. بازسازی، اکنون به یک جایگزین گرانقیمت برای توسعه تبدیل شده است و کشورهایی که بتوانند زنجیره تأمین تجهیزات پیچیده خود را در این شرایط مدیریت کنند، برندگان رقابت امنیت انرژی در آینده خواهند بود.
پانویس:
[۱] Original Equipment Manufacturer (OEM)
منبع: مجله فناوری نفت
انتهای پیام/ انرژی

