۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۵

مسیر اقتصاد؛ رسانه تصمیم‌سازان اقتصاد ایران

شناسه: ۲۲۴۳۸۳ ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۰:۴۰ دسته: تجارت و دیپلماسی کارشناس: علی نیک‌زاد
۰

بر اساس تحلیل نیویورکر، جنگ دوماهه ایران و بن‌بست تنگه هرمز، به فرصتی برای تقویت جایگاه چین در برابر آمریکا تبدیل شده است. واشنگتن در این بحران بخشی از ذخایر موشکی خود را مصرف کرده، برخی دارایی‌های نظامی را از آسیا به غرب آسیا منتقل کرده و برای بازگرداندن ایران به میز مذاکره به همکاری پکن نیازمند شده است. همزمان، شوک نفتی ناشی از هرمز انگیزه کشورهای آسیایی برای توسعه انرژی‌های تجدیدپذیر را افزایش داده است؛ حوزه‌ای که چین در زنجیره تأمین آن دست بالا را دارد. با این حال، بحران ایران محدودیت قدرت پکن را نیز آشکار کرده است؛ چین همچنان به امنیت فراهم‌شده توسط آمریکا در غرب آسیا وابسته است و نتوانسته به‌تنهایی محاصره ایران یا انسداد هرمز را پایان دهد.

به گزارش مسیر اقتصاد جنگ دوماهه ایران و بن‌بست کنونی در خلیج فارس، فراتر از یک درگیری منطقه‌ای، به عاملی برای بازآرایی بخشی از موازنه جهانی قدرت تبدیل شده است. در حالی که ایالات متحده درگیر پیامدهای نظامی، دیپلماتیک و اقتصادی این جنگ شده، چین تلاش می‌کند با راهبرد صبر، فاصله‌گذاری و بهره‌برداری دیپلماتیک، خود را بازیگری باثبات‌تر از آمریکای دوران ترامپ نشان دهد.

فرسایش اعتبار آمریکا در میان متحدان

دولت دوم ترامپ با اتخاذ سیاست‌های تهاجمی و غیرقابل پیش‌بینی، شکاف تازه‌ای میان واشنگتن و برخی متحدان سنتی آن ایجاد کرده است. یکی از نمونه‌های اخیر، واکنش ترامپ به انتقاد فریدریش مرتس، صدراعظم آلمان، از راهبرد آمریکا در جنگ ایران بود. مرتس با اشاره به بن‌بست جنگ و مذاکرات هرمز گفته بود ایرانی‌ها قوی‌تر از انتظار ظاهر شده‌اند و آمریکایی‌ها راهبرد قانع‌کننده‌ای در مذاکرات ندارند. ترامپ نیز در واکنش، تهدید کرد نیروهای آمریکایی مستقر در آلمان را خارج خواهد کرد.

این رفتارها فقط در اروپا اثر نگذاشته است. نظرسنجی‌های مؤسسه پیو نشان می‌دهد برای نخستین‌بار در بیش از دو دهه، اکثریت آمریکایی‌ها معتقدند کشورشان در سیاست خارجی، منافع دیگران را نادیده می‌گیرد. این تصویر، برای پکن فرصتی تبلیغاتی و دیپلماتیک فراهم کرده است؛ فرصتی که حزب کمونیست چین سال‌ها برای ساخت آن تلاش کرده بود.

فرصت دیپلماتیک برای پکن

چین در سال‌های اخیر همواره کوشیده خود را در برابر آمریکا، حامی نظم قاعده‌مند بین‌المللی نشان دهد. پکن با انتقاد از «هژمونی آمریکا» و «ذهنیت جنگ سرد»، مدعی است واشنگتن نظمی را که خود در ساخت آن نقش داشته، تضعیف می‌کند. ابتکارهایی مانند «ابتکار تمدن جهانی» نیز بخشی از همین تلاش برای ارائه روایتی جایگزین در برابر نظم غربی است.

جنگ ایران به این روایت کمک کرده است. در حالی که جنگ اوکراین چین را در موقعیتی دشوار و نزدیک به روسیه قرار داده بود، بحران ایران برای پکن سود اقتصادی مستقیم ندارد، اما فضای دیپلماتیک تازه‌ای ایجاد کرده است. چین اکنون می‌تواند خود را نه فقط در غرب آسیا، بلکه در سطح جهانی، بازیگری آرام‌تر و قابل پیش‌بینی‌تر از آمریکا معرفی کند.

همزمان، رفت‌وآمد رهبران غربی به پکن نیز افزایش یافته است. بسیاری از این سفرها، به شکل آشکار یا پنهان، پیامی به ترامپ دارد: متحدان سنتی آمریکا نمی‌خواهند در برابر رفتارهای پرتنش واشنگتن بی‌گزینه بمانند. همین روند، از نگاه تحلیلگران، یک فرصت سیاسی و تبلیغاتی برای چین است.

هرمز و شتاب گرفتن گذار انرژی

چین خود نیز از بن‌بست تنگه هرمز آسیب دیده است. اقتصاد این کشور پیش از جنگ هم با کندی رشد روبه‌رو بود و اختلال در لجستیک جهانی، هزینه تولید و صادرات آن را افزایش داده است. با این حال، همین بحران یک فرصت دیگر نیز برای پکن ایجاد کرده است: کشورهای آسیایی که وابستگی بیشتری از آمریکا به سوخت‌های فسیلی عبوری از هرمز دارند، اکنون انگیزه تازه‌ای برای کاهش آسیب‌پذیری در برابر شوک‌های نفتی پیدا کرده‌اند.

این روند به سود چین است، زیرا این کشور بر بخش مهمی از زنجیره تأمین انرژی‌های تجدیدپذیر سلطه دارد. صادرکنندگان چینی سامانه‌های خورشیدی، باتری و خودروهای برقی در ماه مارس فروش رکوردی ثبت کردند. در شرایطی که برخی دولت‌ها از پایان دوران امنیت مبتنی بر سوخت‌های فسیلی سخن می‌گویند، چین در جایگاهی قرار دارد که می‌تواند از شتاب گرفتن گذار انرژی بهره ببرد.

در مقابل، دولت ترامپ همچنان بر مزیت سوخت‌های فسیلی آمریکا تکیه دارد و با سرمایه‌گذاری در انرژی‌های تجدیدپذیر با تردید برخورد می‌کند. همین تفاوت رویکرد، به چین امکان می‌دهد خود را بازیگر اصلی آینده امنیت انرژی پاک معرفی کند.

جابه‌جایی توان نظامی آمریکا از آسیا به غرب آسیا

جنگ ایران برای چین فقط فرصت اقتصادی و دیپلماتیک ایجاد نکرده، بلکه پیامد نظامی نیز داشته است. آمریکا در جریان این جنگ، بخشی از دارایی‌های نظامی مهم خود را از آسیا به غرب آسیا منتقل کرد؛ از جمله سامانه‌های پدافندی که جابه‌جایی آن‌ها با ناخشنودی متحدانی مانند کره جنوبی همراه شد. این تحولات در میان شرکای آمریکا در اقیانوس آرام، حس کاهش تعهد واشنگتن و فرسایش نظم امنیتی مورد حمایت آمریکا را تقویت کرده است.

در همین مدت کوتاه، ایالات متحده بخش قابل توجهی از ذخایر مهم تسلیحاتی خود از جمله پاتریوت، تام‌هاک، موشک‌های کروز پنهان‌کار و رهگیرهای تاد را مصرف کرد. از نگاه پکن، این فرسایش مهم است؛ زیرا هرچه آمریکا بیشتر در غرب آسیا درگیر شود، توان و تمرکز آن در شرق آسیا کاهش می‌یابد.

جنگ همچنین ضعف‌های جدیدی را آشکار کرده است. دشواری آمریکا در برابر ایران، به‌ویژه ناتوانی در خنثی‌سازی کامل کارزار پهپادهای ارزان‌قیمت ایران در خلیج فارس، تردیدهایی درباره چشم‌انداز برتری نظامی پایدار واشنگتن در آسیا ایجاد کرده است. چین نیز مانند تجربه جنگ اوکراین، در حال مشاهده و ثبت روش‌های جدید جنگی آمریکا، از جمله کاربرد گسترده پهپادها، سامانه‌های خودکار و هوش مصنوعی در میدان نبرد است.

گالیوم؛ اهرم پنهان چین در برابر آمریکا

جنگ ایران بر نشست آتی ترامپ و شی جین‌پینگ در پکن نیز سایه انداخته است. این نشست که ابتدا برای ماه مارس برنامه‌ریزی شده بود، به دلیل جنگ به تعویق افتاد. از آن زمان، فشارها افزایش یافته است. دولت ترامپ برای اعمال فشار همزمان بر تهران و پکن، چند پالایشگاه چینی و ده‌ها شرکت و کشتی مرتبط با تجارت نفت ایران را تحریم کرده است. چین نیز در مقابل، مقرراتی وضع کرده که می‌تواند شرکت‌های خارجی را در صورت انتقال زنجیره‌های تأمین از چین، با محدودیت مواجه کند.

در این شرایط، دست پکن در مذاکرات بازتر شده است. آمریکا برای بازگرداندن ایران به میز مذاکره به حمایت چین نیاز دارد. علاوه بر آن، بازسازی ذخایر رهگیرهای موشکی آمریکا در غرب آسیا بدون دسترسی به گالیوم دشوار خواهد بود؛ ماده‌ای حیاتی که تولید آن تا حد زیادی در اختیار چین است. بنابراین پکن می‌تواند از وضعیت بن‌بست برای گرفتن امتیازهای تجاری و فناوری بیشتر استفاده کند.

از سوی دیگر، ترامپ نیز به موفقیت نمادین این سفر نیاز دارد. چین می‌داند رئیس‌جمهور آمریکا می‌خواهد سفر پکن را به‌عنوان یک پیروزی سیاسی معرفی کند و همین مسئله به شی جین‌پینگ اهرم بیشتری می‌دهد.

محدودیت‌های قدرت چین در غرب آسیا

با وجود این فرصت‌ها، جنگ ایران محدودیت‌های قدرت چین را نیز آشکار کرده است. چین طی دهه‌های گذشته از امنیتی استفاده کرده که آمریکا در غرب آسیا فراهم کرده بود و بخش مهمی از رشد اقتصادی خود را بر واردات انرژی از خلیج فارس بنا کرد. اما اکنون نشان داده شد پکن توان چندانی برای مهار اقدام نظامی آمریکا در منطقه ندارد.

چین خواهان کاهش تنش در خلیج فارس و پایان محاصره‌ای است که به اقتصادهای آسیایی، از جمله اقتصاد خودش، آسیب زده است. این کشور تلاش کرده ایران را به سمت مذاکره با آمریکا سوق دهد و از پاکستان نیز به‌عنوان میانجی نزدیک به خود حمایت کرده است. با این حال، درخواست شی برای باز شدن تنگه هرمز بی‌پاسخ ماند و چین نتوانست به‌تنهایی محاصره بنادر ایران یا انسداد هرمز را پایان دهد.

به همین دلیل، جنگ ایران بیش از آنکه به معنای جایگزینی فوری چین با آمریکا در رهبری جهانی باشد، نشانه‌ای از کاهش اعتبار و کارآمدی رهبری آمریکا است. پکن از این وضعیت سود می‌برد، اما هنوز در سایه ساختار امنیتی‌ای حرکت می‌کند که آمریکا در غرب آسیا ساخته است. با این حال، هرچه رفتارهای پرتنش واشنگتن متحدانش را به فاصله‌گیری بیشتر وادار کند، چین برای کاهش نگرانی‌ها درباره نقش جهانی خود هزینه دیپلماتیک کمتری خواهد پرداخت.

منبع: نیویورکر

انتهای پیام/ تجارت و دیپلماسی



جهت احترام به مخاطبان فرهیخته، نظرات بدون بازبینی منتشر می شود. لطفا نظرات خود را جهت تعميق و گسترش بحث ارائه نمایید. نظرات حاوی توهين، افترا و تهمت به ديگران پاک می شود.